گویش- فارغنی تارمی-سیرمند- احمدی

گویش و لهجه در فارسی تارمی- فارغونی- سیرمندی

‏گویش ها  در فارغانات تارم وسیرمند شاخه‌هایی از یک زبان واحد هستند،

گویش

به انواع هر گویش، لهجه می گویند، برای مثال گویش ‏فارسی دارای لهجه‌‌‌‌‌‌‌‌‌های تهرانی، غیره است و

گویش ها  فارغانی تارمی سیرمندی از نظر ‏آوایی، واژگانی و دستوری با هم تفاوت های  ندارند و فهم آن ها نیاز به آموزش خاصی ندارد، ولی لهجه‌های هر گویش معمولن ‏تنها تفاوت های آوایی و واژگانی دارند و فهم آن ها نیاز به آموزش چندانی ندارد.

مثلن یک نفر فارغانی با یک سیرمندی یا تارمی به راحتی می‌تواند هم صحبت کند، ولی همین فرد با فارسی زبان ، شاید دچار مشکل می شود.

گویش دارای گونه ‏های زبانی نیز هست که وابسته به نوع شغل وبکار بردن ابزار ودرختچه ها  واصطلاحات خاص درشغل و جنس گفتار نیز در ‏ایجاد گونه‌های زبانی تاثیر می گذارد.

کارکرد زبان یعنی شیوه ی استفاده ی روزمره از زبان در ‏امور مختلف. مهم ترین کارکردهای زبان عبارت است از: ایجاد تفاهم و ارتباط، بیان عقیده، دادن و گرفتن ‏اطلاعات، فکر کردن و با خود حرف زدن، و از دیگر کارکردهای زبان، فرهنگ سازی است، به این معنی ‏که از طریق زبان فرهنگ ساخته می ‌شود و به نسل های آینده منتقل می گردد.

گویش این مقاله ‏اهداف آن عبارت است از:  توصیف زبان و نوشتن دستور زبان، مقایسه ی زبان ها، طبقه‌بندی زبان ها، بررسی و شناخت وضعیت ‏گذشته ی زبان ها، بررسی لهجه‌ها و گویش‌ها، آموزش زبان، فرهنگ نگاری، بررسی زبان از نظر تولید و دریافت از طریق ‏اندام های گفتاری و دستگاه شنیداری و مطالعات آوا شناسی هست.

گویش تارمی  (فارغنی) در شاخه ی زبان های هند و ایرانی باستان قرار دارد. این زبان های باستانی ریشه ای در مصدر فارسی اصیل هست زبان فارسی سه دوره ی باستانی، میانه و نو دارد. فارسی امروز ما که همان فارسی نو است دارای لهجه های ‏فراوانی است. امروزه گویش تارمی در کنار سایر گویش های ایرانی به حیات خود ادامه می دهد.‏

ما اکنون  آثار نوشته شده ی بسیاری از زبان های فارسی باستان و میانه در دست داریم و افزون بر رشته ی زبان شناسی همگانی، رشته ی زبان های باستانی را هم داریم که رشته ی گسترده ای ‏است و خیلی هم در آن کار می شود.

مثلن وقتی در گویش تارمی (فارغنی) معیارگفتاری می‌گوییم، “‏اگوم” یا “اشم”، در فارسی گفت و گویی (محاوره ای) این دو فعل می‌شود “می‌گم” و “می‌رم”، می بینید که در فارسی گفت و گویی ‏چه قدر کلمات را کوتاه می‌کنیم و یادر آن واژگان ویژه ی محاوره به کار می‌بریم، مثلن خانه می‌شود خونه، نان می‌شود نون، ‏دندان می‌شود دندون، یا در گویش تارمی فارغانی(دکا) همانang انگلیسی هست یعنی درحال انجام دادن کاری و غیره. بنابراین این جا باید بر این نکته تاکید بکنیم که نباید دو اصطلاح تارمی گفت و گویی و فارسی ‏معیار گفتاری را با هم اشتباه گرفت.‏‏ در مقایسه ی لهجه‌ها و گویش‌ها نیز آن ها را با فارسی معیار مقایسه می کنند نه با فارسی گفت و گویی. ‏
‏‏فارسی معیار، در واقع فارسی آموزش است، یعنی ما وقتی می ‌خواهیم بنویسیم به فارسی گفت و گویی نمی ‌نویسیم. البته ممکن است ‏برخی به عنوان یک سبک آن را به کار ببرند، ولی همه متوجه می ‌شوند که این فارسی معیار نیست. نوشتن را باید آموزش دید، حرف زدن را هر کسی در خانواده یاد می گیرد ولی مساله ی نوشتن چیز دیگری است. فارسی معیار همانی است ‏که آن را می ‌نویسیم و همان است که تا آموزش نبینیم نمی ‌توانیم آن را خوب بنویسیم. برای خوب نوشتن باید آموزش دید. این مقاله در حال تکمیل شدن است. ‏

مهندس رفیعی واستاد باوقار وآذین خودم در تنگدئو

هر لهجه  وگو

مقاله آذین معتضد کیوانی

داستان به گویش (تارمی فارغنی)

به قلم یعقوب باوقار زعیمی

  • *شیرزن تارُمی و مغول دختر دُراگاهی*🌴

    شیر زن سر راه بُی یه بَیله ای اَ آدم تو سینه ی کوه برخورد اکنن . مهد ابریم اگو اینان آدمونن که اَ ای راه او راه بَی ای طره بی خوشون از ترس باج و خراج ندادن ایجا تاک وپراک شوکین و دمبال اَو او آبادی اگردن .

    روبرو که اَبِن با هَمده گَپ ازنن . آدمونی که اگون اَ طِری بَشکرد و رودبار اومدستیم و گپ زدنشون هم بُری فرک اشه با ایجا و ‌با سختی بُی هم افهمونن ، اَگُن : ما دمبال چِشمه ی اوُیم که جا منزل اکنیم .‌ شیرزن اگو : ما هم دمبال اییم که اوون سرگشته تو جوغ شُکنیم تا وِلو تِلو نبو .‌‌اگه شما دمبال جا منزل و آبادی اگردین ما ماشا جاهونی همی دور و بر هستن که نشونتون آدیم و بهدشن تاشا با ما کار اُکنین .

    سر دسته شون اگو : حتما” ما که ما یه جای منزل اکنیم و زندگی اکونیم کار و باری هم اکونیم .

    مهد ابریم که از بیخه ی گله گاه تا کَّل ای منطکه کوه و دشت تارُم و فارغونات گَشت بو و مث ِ کف دستش ششناخت جایی هامو نزیکون پر آبدین(اولین ایسگاه پلیس سایکسspr )و سات آبا (سعادت آباد)براشون در نظر اگی و شاگو الاونه شما همی جا ابین تا ما اشیم او پِل کوه ، طِرَی فارغونات بر اگردیم .

    شیر دختر و مهد ابریم اَشِن تا اَ گردنه ی قطبی تا ابن و اَرَسِن دورودی جایی که باید مسیرشون توُ آدِن اِشِن طِرَی فارغونات .‌.تو ای مسیر که اَومَدِن هر جا اوُ رایی و چَک و چِشمه انی شادی چند تا سنگ رو همده کوپ شاکه و نُشونی شنا . اوباد نمک ، اوُباد گُمپون ، کَنات گهکُم ، اوُباد گُدار . ای چِشمه و اَوُبادون هر کدومی انگاری یه معبد و زیارتگاهی بو بی شیر دختر و روبرو هرکدام دَسُنِش با حالت شکرگزاری رو هم شَنا و وردونی بَی خوش شخوند .

    وارد منطکه ی فارغونات که بودن ، سر راه آبادیونی ابینن که اُنگاری خیلی وخت نبون جا و مکان شُگِن …شَمیل ، جائین …دهنه ی میمند و دامنه ی کوه جایی ابین که لازمن جوغ ساروجی اِکشه.‌.

    تو خود مرکز فارغون که اَرَسن رو ونه کعله ی حاکم اوجا اَبِن …. حاکم بی ایکه آوازه ی شیر دختر ششنُفت بو با پذیرایی گرمی که ازشون اَکن با نارنگیون نافی که اَ تو باغ شُچی بو هم پذیرایی شاکو

    شیر دختر اَ کاری که شَی اُکُن اگو .‌‌‌.. حاکم با شوخ طهبی ( شوخ طبعی) اگو : مو هم مِثِ حاکم تارُم هیچ کاری به کارِت اُمنی ….تو تَی لَکَب ” شیر مرد” اِگیری و ر‌و دَسِ ما اِزَنی ….فکط ای تُگُم که جوغ که تَی اِکَشی اَوَُنِش اَگه اِی طِری باغون ما بیا و نارنگیون خوبی ابو ، یه باغی بَی خوت ادیم .

  • پس اَ دیدن منتکه ی فارغون اَ رایی که اومه بودِن بر اگردن …تا اَرَسِن به هامو جایی که کبیله ای دمبال جا منزل بودِن ، مهد ابریم بَی رئیس کبیله شون اَگو رَد ما اگرین بیین تا ارسین بی نزیکی سات آبا .رییس کبیله با چند نفروشون اَیان اوجا …مهد ابریم جایی نُشُنشون اَده که سه تا چشمه اَ دِل سینه کوه بون که بعدن اسمش اهلن : سه هَک ( سَهک) .مهد ابریم اگو خیلی خوب گه ای آدمون خیلی کاری و زرنگ هستن خوب شاشا کنگِ کارمون اِگیرِن و خوب جایی هم بی اینان مویُو … دُمباله اِشن …. 🐎🌴Y.B.Z.
  • بااندکی ویرایش جزئی به گویش فارغانی تارمی
الکساندر = ال + ک + سان + در = خاندان خورشید پرست،  یا خاندان کوچک خورشید بزرگ.
   ال = خادان = ا = راست و بلند،  آلت مردانه + ل = وابستگی.
   ک = کسر، کوچک، کم.
   سان = خورشید.
   سا = آسمان + ن = برکت.
   در = فراوان، بزرگ.
   ا = ایر.
   نادر = کمیاب،  مخالف زیاد = نا = مخالف + در = زیاد.
   ناسر = ناصر = نا + سر = خوش اخلاق.
   نا = مخالف، بدون + سر = ترش، بداخلاق.
   سرکه = سر + که = کم ترش.
   سر = بی حس = بد اخلاق = ناجور = ترش.
   اس S = اش = پاک = اس + لام = مقدس = اسلام.
   اس + ک = دارنده پاکی.
   اشک = اسک = آب پاک = اشک چشم = عامل مقدس.
   ار = ایران //   ارشک = ار + اشک =  مقدس ایران، پاک ایران.
   مکران = مکه + ان = سرزمین مقدس.
   مک = مکه = استوار، قوی، عبادتگاه، مکان.
   مک + تب = بالابردن مک = بالابردن قدرت و سواد.
   مغز و مخ و مغ همه از همین واژه مک هستند.
   کرمان = کرانه ساحل زمین و کشور.
   کر = کناره – ساحل – حاشیه آب.
   مان = مین = زمین ، کشور ، مادر.
   آسمان = آس = بالا + مان = زمین = بالای زمین.
   اریتره = اری تره = دریای ایران.
   ار = اول اران و اول بسیاری از شهرها مانند اردبیل و اربیل.
   تره = آب، دریا.
   اسپارت = اس + پارت.
   در تحلیل های من اس = پاک و اسپارت = پارت پاک،  و باز از نظر من پارت = پرت = دور است.
   پارتی زان = دورزن،  ژاندارم باستانی.
   شیراز = شیر راز = شیر + راز = چند راه.
   شیر = شر = تقسیم.
   راز = راه = گذر.
   استخر = جایگاه پاک،  معبد بزرگ مقدس و پاک.
   اس = پاک،  مانند اسلام، اسک یا اشک.
   اسلام = اس + لام = پاک مقدس.
   تخر = جایگاه،  که تغییر آوا داده شده آن تغار و تکاب است.
   تغار = کاسه بزرگ.
   تکاب = تک یا تغ یا تخ + آب = جایگاه آب.
   اشکانیان = اسکانیان = کسانی که دینشان پاکی است.
   اسکندر = درون پاکی،  رهبر دین اشکانیان
   اسفند = اسپند = دانه پاک،  که از قدیم بعنوان ضدعفونی و پاک کننده استفاده می شد.
   پند یا فند = دانه،  مانند فندوق.
   فندوق = فند + دوق.
   دوق = دوگ = دوک = بسته چوبی.
   دوکان = دکان = دوک + ان = جایگاه چوبی.
   صندوق = سن + دوق.
   سن =  چوب،  تخته.
   سندل = سن + دل = دل چوبی = دمپایی.
   سن و سنا و سنگر و سنباده و سنعت همه از چوب است.
   سنعت = صنعت = سن + ات = تکه کاری با چوب.
   ات = در، داخل.
   سند = س + اند = سر هند.
   سندباد = سنباد = سن + باد = باد دکل، باد مناسب کشتی.
   اتصال = اتسال = درهم شدن.
   اتسال = ات + سال.
   سال = سا + ل = پیوسته یکپارچه.
   سا = آسمان + ل = وابسته به آن.
   سالن = سا + لون.
   لنگ = لونگ = لون = رنگین + گ = پوست گاو.
   هندسه = هیندسه = هین + د + سه.
   هین = بحرکت در آوردن، حرکت.
   د = De =  داخل، شامل، در، دنیا.
   سه = س = سر = ه = تجسم.
   چلیپا = چارلیبا = چهار لب.
      عده ای نا آگاه و ناشی بهرام را گیرنده گور گفته اند،  درصورتیکه بهرام مقدس است،  و این تقدس گور به مغول و گورکانیان هم رسیده است،  گورکانیان هند را مغول ایرانی می گفتند.  این واژه گور از دوران گاو مقدس باقی مانده است.
   گور = گو = مقدس + ر =  وابسته به آن/  گور = دارای تقدس.
   گو = گاو = گوشت = گوه = تپاله گاو/  گو دارای ارزش برای ادامه زندگی بوده است.
   بهرام گور = بهرام مقدس.
   گورخر = گو + ر + خر = حیوان مقدس،  مانند گاو مقدس.
      مار سلامتی در ظروف جیرفت که اصل و مهم هستند، و بیش از ۵۰۰۰ سال نقش دو مار دارند.
   بیمار = بی + مار /  بی = بدون + مار = سلامتی.
   مار = سلامتی، الهه سلامتی، نشان سلامتی،  مار نشان معروف ظروف جیرفت.
   بیمار در نقاط مختلف آوا های مختلف نیز گرفته مانند ویمار.
      این داستان واژه ها تمامی ندارد،  وقتی اینها را ردیف می کنم،  یاد برنامه طنز مجید می افتم،  که مجید همه چی را چیز دیگری می گفت،  و پدرش عصبانی می شد.  امروزه هم مردم ما که عادت و علاقه به تحقیق و تحلیل ندارند،  این پیگیری واژه ها را مانند همان داستان مجید می دانند.  تلویزیون بجای کار علمی،  بیشتر طنز و جوک و مسخره بازی بخورد مردم داده.  درصورتیکه هر کدام از این سیلاب ها یکی از حروف هیروکلیف جی است،  که وقتی در کنار دیگری قرار می گیرد،  معنی جدید می یابد.  امروزه با کمی تغییر آوا،  همان گفته های چند هزار سال پیش هستند.
   مهم و جالب:  واژه هایی که از روی کم سوادی و یا احساسی،  می گویند عربی و یونانی و اینجایی و آنجایی است،  همه ریشه در تمدن های کهن ایران دارند،  از نظر تحقیقات من تمدن و گویش از یک جا شروع شد،  و به تمام جهان گسترش یافت.  من هنوز جایی از زمین را بدین منظور،  کهن تر از حوزه خلیج فارس نشناختم.  بسیاری از واژه های زبان های دیگر ریشه یابی در آن زبان ندارند،  زیرا ریشه آنها در حروف هیروگلیف جی است.
   توجه:   وقتی می گویم ایران،   منظور نوشتن و گفتن و تعریف از کشور خود نیست،  بلکه منظور تمدن کهن ار یا ایر یا ایران است برگرفتع از سایت اقای راوید انوش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیروئیه -شمیل-جائین-آشکارا-ده شیغ

به نام خدا

جائین، شمیل،آشکارا،سیروئیه دهنه ده شیغ

از روستاهای با فرهنک وتمدن کهن ، ۴۰ تا۲۰ کیلومتری شهر فارغان واقع شده، که دارای مکان های دیدنی زیادی، از جمله یکی از قدیمی ترین و بزرگترین قلعه های کناره کوه بزرگ جائین واقع شده است.

وجه تسمیه با توجه به کتب تاریخی، چند زبان مانند عربی واروپایی این منطقه در مسیر راه شاهی بطرف ده شیغ  درزمان حمله اشکانیان برای بیرون راندن سلوکیان (حکوکت دست نشانده یونانیان) و حمله لشکریان داریوش به فرماندهی(ارته وردیه)برای دستگیری بردیای دروغین (ویزاته) این منطقه دردل تاریخ باستانی نقش مهم ایفاد نموده است .

برگرفته از سایت جائینhttp://www.jayin.blogfa.com/post/59

جائین و سیروئیه وشمیل ودق آشکارا که در شمال دریاچه ای  پر از ماهی ومرغابی برای این برزن روزی مناسب داشته.

این برزن هامحلی امن برای زندگی تجار وتجارت، در خصوص ارئه انواع کالا قیمتی زیورآلات فعالیت داشته وازجمله نقره وشکل دهی طلا وچاپین یعنی رنگ و پارچه ابریشمی وچرم وپوست ودباغی کردن مهارت ویژه داشته وبستر مناسنی در بازارهای شبانکاره پارس  ایجادبفروش میرفته.

این روستاها در کنارهم با جمعیت متوسط. نیروی مناسب برای کار کشاورزی وزراعت ودامداری درپی داشته بنابراین درموفعیت مناسب جغرافیایی قرار گرفته.

روستای تاریخی جائین وده شیغ و سیروئیه در شمال وغرب در مسیر جاده فارغانات به احمدی قرا ر گرفت.
مهمترین جاذبه این روستا، قلعه ای اسیاب های ابی وقنات وبزرگترین وبا قدامت ترین منبع تاریخی ده شیغ هست که طبق گفته اهالی اون منطقه قدمتی نزدیک به ۲۵۰۰سال داره.

برگرفته از سایت جائین

این روستا در قدیم بین راه قرار گرفته که باعث شده اهالی روستا پیشه وری وصنعتی بسیار خوب داشته باشند ومحل تعمیرات وسایل کاروانیان به شرق وغرب وشمال بوده.

ادامه خواندن سیروئیه -شمیل-جائین-آشکارا-ده شیغ

– دریایی اندیشه – ماراک نگهبان- فرهنگ -وهنر (هرمزگان) پارس

ماراک(روزنامه)

دریایی اندیشه

نگاهی به مطبوعات در نگهبان هفته نامه ماراک در فرهنگ وتمدن هرمزگان و

دریای اندیشه

فرهنگ تمدن هرمزگان

فرهنگ بومی هرمزگان همانند بسیاری از فرهنگ‌ها در جهان یک فرهنگ محلی ـ منطقه‌ای کهن ودیرینه است.

سخن از فرهنگ به واقع کاری سهل و ممتنع است . شاید به تعداد دانشمندان علوم اجتماعی و انسانی برای سؤال ” فرهنگ چیست ” پاسخ موجود باشد اما جمع میان تمامی آنها عبارتست از :  ” مجموعه آداب و عادات و رسوم و هنجارهای اخلاقی و دینی و باورهای یک برزن می باشد.

فرهیخته گان بومی از این ویژگی‌ فرهنگی ـ اجتماعی ـ محیط وبستری  که دارای یک فرهنگ معین هرمزگان هست.

ماراک جمع آوری هویت ورسم ورسوم گذشته گان،  را در قالب نشست های دوستان به هویت اصلی آن که گویای نگهبانی به دلیل فراموش شدن ان تلاش میکند.

هر فرهنگی در قالب فرهنگی خود دارای هویت مربوط به آن فرهنگ می‌باشد.

فرهنگ بومی هرمزگان نیز به دلیل نام نهادن فرهنگ برای آن می‌تواند در ساختار درونی خود هویتی به افراد بدهد که از آن می‌توان به‌نام هویت بومی نام برد.

هویت بومی هرمزگان برگرفته از فرهنگ بومی  که لااقل می‌توان در بخش‌هایی تمایز بین آن با فرهنگ هم‌جوار را یافت.

لازم است ما بوم را بشناسیم. بوم یا محیط در انسان‌شناسی اکولوژی، یا انسان‌شناسی محیط شناختی مفهومی فیزیکی است که در آن خاصیت طبیعت، محیط زیست اقلیم درج می‌گردد.

این مفهوم در شرایط محیط شناختی است که بر فرهنگ تاثیر می گذارد، از این نظر می‌توان به تبع تأثیر بوم

فرهنگ، هویت است می‌توان برای فرهنگ بومی هویت بومی درنظر گرفت. بنابراین می‌توان از هویت بومی سخن به میان آورد. حال نیاز است پتانسیل‌های هویت بومی هرمزگان را مورد بررسی قرار داد.

مکان، فضا، زمان، فرهنگ  هرمزگان از مهم‌ترین منابع هویت‌ساز هستند. هرگونه هویت فردی و اجتماعی نیازمند تداوم فردی و اجتماعی است. این تداوم زمانی صورت می‌گیرد که گذشته معناداری وجود داشته باشد. از طرفی دیگر فرهنگ نیز مهم‌ترین و غنی‌ترین منبع هویت‌سازی است. تا زمانی‌که فرهنگ و مخزن فرهنگی و خمیره های فرهنگی و نمادها و نشانه‌ها در فرهنگ وجود نداشته باشد؛ هویت شکل نمی‌گیرد.

محمود سالاری
استالئون هرمزگان
رهبر امام دادی در کنار آذین معتضدکیوانی بطرف جلسه گپ نوشت جلسات گپ نوشت توسط استاله ئون توسط استاد باوقار ویرایش می شود.
جمع صمیمی فرهیختگان هرمزگان
سیداقا حسینی نویسند وپژوهشگر وصاحب سایت آرموس واقای محمد مذنبی استاد وبومی نوشت هرمزگان

 اقای مهدی دیناری فرهیخته شرق هرمزگان

ماراک فارغانات چهار راه تمدن کهن تشکر ویژه ار عباس رفیعی
تمدن، هرمزگان

تمدن نحوه زیست علمی و فن آورانه در یک جامعه از کهن تا کنون دربرزنی فراگیر می شود ، یعنی می توان به راحتی از تمدن ان برزن سخن گفت . امروز همه از دستاوردهای صنعتی و علمی در گذشته نیز چنین بود ، اما فرهنگ به معنای پیش گفته فقط ملی و بومی است .

شایان گفتن است که نمی توان در طول حیات یک جامعه تأثیر متقابل فرهنگ و تمدن را نادیده گرفت .

فرهنگ ابتدائی هم نشین تمدن بدوی است و فرهنگ غنی و پربار قابلیت ایجاد یک تمدن پیشرفته و روزآمد را دارد .

مشخص است که اختراع ماشین چاپ چه تحول عظیمی در زندگی بشر ایجاد نمود و چگونه بر فرهنگ جوامع تأثیر ی شگرف نهاد . نیز می دانیم اختراع ماشین بخار در آغاز عصر انقلاب صنعتی و پیدایش پدیده تولید انبوه چگونه مناسبات تولید و اخلاق کار را دگرگون نمود .

از طرف دیگر مظاهر تمدن وقتی از جایی به جایی منتقل می شود تأثیراتی در فرهنگ مقصد به جای می گذارد ، مثلن:  ” فرهنگ آپارتمان نشینی ” یا  ” سوارشدن اتوبوس یا تاکسی ” ،دیدن همین معناست . امروز دیگردیدن افراد در حالی که راه می روند و با تلفن همراه درجاهای ممنوعه صحبت می کنند ، شایدامری عادی است.

امروز به کمک تکنلوژی وچاپ کتب ازجمله چاپ روزنامه ماراک برای پشتی بانی از فرهنگ غنی هرمزگان قدم های استوار گذاشته وشاهد شکوفای دیگر فن آوری های نوین ارتباطی فرهنگ از مؤلفه های تمدنی هستیم بلکه فرهنگ های گوناگون به سرعت از هم تأثیر می پذیرند و قریب به دو دهه است که اصطلاح فرهنگ جهانی همراه با نظم یا نظام نوین جهانی کاملاً در اذهان جای گیر و همین خود موجب بروز نگرانی هایی شده است .

 هفته نامه ماراک خود ملزم بر نگهبانی فرهنگ وتمدن دیرینه هرمزگان برخطه خلیج فارس واستان هرمزگان.

حمایت جدی از اهل هنر و ادب وظیفه متولیان فرهنگ است . گفته می شود در ورزش آماتور هستیم ، اینجا هم آماتور هستیم . هیچ یک از  این قبیله از هنرش بقاعده نان نمی خورد . خاموشی در غربت یا در عزلت و تنهایی فرجام ناگزیر آنانست . حمایتی اگر باشد یا استثناء است یا منجر به ترویج فرهنگ قلب و ناسره می شود . نگاهی به وضعیت موجود و کم و کاست امکانات تخصیص یافته و نبود سیاست های حمایتی و تنظیم کننده ، ترسیم گر فضایی است تاریک که بجای روشن نگهداشتن آن هر ازگاهی عبور شهابی لحظه ای آنرا روشن می کند . بماند که اهل قلم و هنر مشکوه در دست چه به جان می زنند.

مکان، فضا، زمان، فرهنگ از مهم‌ترین منابع هویت‌ساز هستند. هرگونه هویت فردی و اجتماعی نیازمند تداوم فردی و اجتماعی است. این تداوم زمانی صورت می‌گیرد که گذشته معناداری وجود داشته باشد. از طرفی دیگر فرهنگ نیز مهم‌ترین و غنی‌ترین منبع هویت‌سازی است. تا زمانی‌که فرهنگ و مخزن فرهنگی و خمیره های فرهنگی و نمادها و نشانه‌ها در فرهنگ وجود نداشته باشد؛ هویت شکل نمی‌گیرد.

استعدادیابی و پرورش استعدادها در حوزه ادبیات هرمزگان، ارتقای سطح مهارت گفتاری با تکیه بر ادبیات فارسی اعم از اشعار، جملات نغز، ضرب المثل ها و پرورش و تربیت شخصیت های علمی و برجسته در حوزه ادبیات از تاثیرات برگزاری جلسات گپ نوشت فرهنگی و ادبی است.

و همچنین افزایش توجه به ذخایر معنوی شعر و ادب بومی استان هرمزگان و جلوگیری از فراموش شدن مواریث گذشتگان در حوزه ادبیات را از دیگر فواید برگزاری اینگونه جلسات گپ نوشت برشمرد و بیان کرد

شناسایی بیش از پیش شخصیت های استان در حوزه ادبیات، توسعه صنعت گردشگری و افزایش امید و تلاش برای کسانی که در این عرصه در حال حاضر فعالیت دارند نیز از تاثیرات برگزاری این گپنوشت می باشد.

این استان در حوزه ادبیات به ویژه شعر، از استعدادهای فراوان و شخصیت های بزرگ و شاعران گرانقدر و ارزشمندی برخوردار است و عواملی همچون هفته نامه ماراک، تشکیل گپ نوشت نقد ادبی در گسترش این فرهنگ بسیار موثر باشد.

امیری زاده استاد نویسنده رکورد شکن ثبت در کتاب گنیس
مهندس  محمد رضا رئیسی پور

مقاله های متفاوت گاه شماری وبرزن تازیان دربهو در روزنامه ماراک
استادمحمد مذنبی (مقاله گویش هرمزگان)
استاد یوسف ملایی(مقاله گویش هرمزگان نویسنده کتاب برترین ها هرمزگان)
استاد رهبر امامدادی هنرمند وعکاسبرتر استان

✍ *‌دورهمی سی و ششمی گپ‌ نوشت هرمزگانی*
کپی شده از سایت استالئون

*جاگه* ‌ کتابخانه طالقانی – بندر عباس
*غایه*: سو شمبه. ۷ آذر ماه ۱۳۹۶ ساعت ۱۷ تا ۱۹.

دور همی گپ نوشت ‌ وا باشندگی ۱۶ نفر اَ دوس دارون زبون و فرهنگ هرمزگان برپا بو .

منصور نعینمی پیشکسوتونه وا ابراز وکفه ای دو هفته ای وا شَوندِ پیدا کردن جا و باشندگی دوس دارون تازه هونده نیاز ایدونست که اَ نشستون گذشته و دس هونده هون گپ نوشت بگیت او اَ حرکت که بدون واسطه و تبلیغ رسمی نهادون مسئول رو مردم دوس دار فرهنگ بومی تاثیر ای نهادِ ن ابراز خرسندی ایکرد .

او بی ادامه رهنمودون آموزشی ا کاربرد حرف “ه ” نا خوانا ( غیر ملفوظ) همگام وا زبون پارسی تو نوشتن بندری ایگُفت تا وا اشتباه جای کسره وا کار نبرند..‌ مانند : که ، مه ، چه ‌ .
کاربرد ” و” : ( o) وا جای ضَمّه وا شَوندِ آسون خوندن صلاح ایدونست که انجام ببوت .
و اتونیم بنویسیم : هوندوم : آمدم . ( وا ای گفته بخشی اَ پیشنهاد علی رضایی شریف پذیرفته بو ) .

وا جای آوای ow اتونم اَ دو و او استفاده بکنیم ، مانند :

شوو : شب

او تو ادامه ی گَپش بومی نویسی و بومی گویی نشونه هویت و شخصیت هرکه ایدونست که اتونت باشندگی بوم زادی خو نشون ادیت .

و دگه تاکید ایکه تا اَ واژهونی زیبا و خوش آهنگ مرکب بومی تو شعر و داستان وا کار ببرند.
مانند : کرکِرنگی ، جِلنگ جِلنگ ، استاک استاک ، دوو دوو ه کا .‌‌…‌

استاد پیشکسوت گپ نوشت وا عین حال ایگفت که نبایه اَ دستور زبان پارسی و همی طو آوا نگاری فونتیک که فرهنگستان وسیله ای بی ارتباط بین المللی ایپذیرفتن غفلت بکنیم‌.

عباس رفیعی هم بی تو جریان بودن تاره هونده هون راه دراز،ی که ای گپ نوشت ای پیمودِن و شوربخنانه اساتید زبون شناس علمی همراهی شونکه بازگو ایکه و همی طو بَی زبون دانستن بندری تا ایکه گویش دانستن ببوت تاکید ایکه. او ایگفت که به رسمیت شناختن زبون بومی بایه دور اَ اغراض سیاسی ببوت.

یعقوب باوقار ( یاکوب) دَس هونده هون گپ نوشت حاصل هامو زبون زد آموزگار بی رحم تجربه ای دونست که اول امتحان اِگفتن و دگه یاد ادیت تا ایکه یاد اسدیت و دگه امتحان اَگِنت .

او ای نهضت گپ نوشت بومی وا ای مدون گری، پدیده ای نو ظهور تو کشور ایدونست و ایگفت اصرار بَی گپ نوشت بندری به معنی ای نین که جانبدارانه تعصب بومی ببوت بلکه ای حرکتین که زبون پارسی توانمند ا‌َکن و همی طو راهی بی پیوند زبونون بومی دگه هستن و تاتنی* نمود پیدا کردن زبونون و گویشون دگه هرمزگان که شاخ و برگ زبون معیار استان هستن هم بی زبون بندری کمک اکن .

یاکوب ایگفت که بایه واماش‌ * ببیم که زبون بندری وا زبون وارداتی پایتخت بی شکل ای نکُنتن . ما تو زبون بندری حرف ربط ” و

( va )” مونین .‌‌.‌ “او – و ( o)” مُهستن ….”بَشِت” مونه بودن …”ببوت” هستن …”‌بِسِیت” نینِن … “واگِه” دوروستِن ..‌
.. ای مووردون همیشه بایه تکرار بکنیم تا ملکه ی ذهنمون ببوت ..بی ایکه شوربختونه تو محاوره و صدا و سیما رعایت نابوت و چیزون دگه هم هَن
اگه یه پوره ی * واژه به عنوان واژه هون مهمون جاگزین بکنیم …اَتِرسیم زبون بومی وا یه شیر بی یال و دُ مب آلیش ( هَلِش) * ببوت !.

او اضافه ایکه : تو ای دور همی هو اَ گپ نشتون و آثار فرهنگی دگه بومیون هم بازگو بودن مانند گپ نوشتون بلوچی تا مازندرونی …

او باشندگی خانم هانیه هادی نژاد فعال و دوستدار بومی نویسی گیلکی تبار تو ای دور همی شَوَندِ ای کار ایدونست .
* * *
پخش نشریه ی پربار فرهنگی امرداد توسط مهندس محمد رضا رئیسی پور و دیدن کتابخونه دیر پا ی محله کعله شاهی ( قلعه شاهی ) وا همت خانم لیلا جعفری و آغای یعقوبی ( مسئولون کتابخونه ) وا پدیرایی شون اَ کِرون * زیبا و سپاس مندونه تو ای دور همی هسته .

*****

*هر اُتاکی مَیونه ی دُنیان*

” اُکتاویو پاز”

یاکوب
گروه استاله ئون فرهنگ هرمزگان
۷ آذر ماه ۱۳۹۶
🚴‍♀🌴Y.B.Z.
*واژه*

* تاتَنی : حتی ( گزینشی نویسنده)
* واماش : مواظب ، توجه
* پوره ، پوری : پاره ، پاره هایی ، تعدادی ( گزین شده)
* آلیش – هَلش : عوض ، تبدیل

   اس = S = پاک، سالم.
   اسلام = اس = پاک + لام = مقدس.
   اسکول = اس + کول = کناره، گوشه، کول = مدرسه.
   استخر = اس + تخر = ترخ = جایگاه آب پاک.
   لام = مقدس
   اسلام، ایلام، لاما، …
   ایران = اران = ا = ایر + ران = مکان.
   ایزد = ای + زد = مزد،  زد = ز = ژ = نماد زایش + د = در، داخل، دنیا.
   ایلام = الام = ا + لام = جایگاه مقدس.
       جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستا های ایران بروید،  همچنین در میان مطالب وبلاگ گاهی از ریشه یابی واژه ها نوشته ام.
حروف هیروگلیف تمدن کهن جی
   الکساندر = ال + ک + سان + در = خاندان خورشید پرست،  یا خاندان کوچک خورشید بزرگ.
   ال = خادان = ا = راست و بلند،  آلت مردانه + ل = وابستگی.
   ک = کسر، کوچک، کم.
   سان = خورشید.
   سا = آسمان + ن = برکت.
   در = فراوان، بزرگ.
   ا = ایر.
   نادر = کمیاب،  مخالف زیاد = نا = مخالف + در = زیاد.
   ناسر = ناصر = نا + سر = خوش اخلاق.
   نا = مخالف، بدون + سر = ترش، بداخلاق.
   سرکه = سر + که = کم ترش.
   سر = بی حس = بد اخلاق = ناجور = ترش.
   اس S = اش = پاک = اس + لام = مقدس = اسلام.
   اس + ک = دارنده پاکی.
   اشک = اسک = آب پاک = اشک چشم = عامل مقدس.
   ار = ایران //   ارشک = ار + اشک =  مقدس ایران، پاک ایران.
   مکران = مکه + ان = سرزمین مقدس.
   مک = مکه = استوار، قوی، عبادتگاه، مکان.
   مک + تب = بالابردن مک = بالابردن قدرت و سواد.
   مغز و مخ و مغ همه از همین واژه مک هستند.
   کرمان = کرانه ساحل زمین و کشور.
   کر = کناره – ساحل – حاشیه آب.
   مان = مین = زمین ، کشور ، مادر.
   آسمان = آس = بالا + مان = زمین = بالای زمین.
   اریتره = اری تره = دریای ایران.
   ار = اول اران و اول بسیاری از شهرها مانند اردبیل و اربیل.
   تره = آب، دریا.
   اسپارت = اس + پارت.
   در تحلیل های من اس = پاک و اسپارت = پارت پاک،  و باز از نظر من پارت = پرت = دور است.
   پارتی زان = دورزن،  ژاندارم باستانی.
   شیراز = شیر راز = شیر + راز = چند راه.
   شیر = شر = تقسیم.
   راز = راه = گذر.
   استخر = جایگاه پاک،  معبد بزرگ مقدس و پاک.
   اس = پاک،  مانند اسلام، اسک یا اشک.
   اسلام = اس + لام = پاک مقدس.
   تخر = جایگاه،  که تغییر آوا داده شده آن تغار و تکاب است.
   تغار = کاسه بزرگ.
   تکاب = تک یا تغ یا تخ + آب = جایگاه آب.
   اشکانیان = اسکانیان = کسانی که دینشان پاکی است.
   اسکندر = درون پاکی،  رهبر دین اشکانیان
   اسفند = اسپند = دانه پاک،  که از قدیم بعنوان ضدعفونی و پاک کننده استفاده می شد.
   پند یا فند = دانه،  مانند فندوق.
   فندوق = فند + دوق.
   دوق = دوگ = دوک = بسته چوبی.
   دوکان = دکان = دوک + ان = جایگاه چوبی.
   صندوق = سن + دوق.
   سن =  چوب،  تخته.
   سندل = سن + دل = دل چوبی = دمپایی.
   سن و سنا و سنگر و سنباده و سنعت همه از چوب است.
   سنعت = صنعت = سن + ات = تکه کاری با چوب.
   ات = در، داخل.
   سند = س + اند = سر هند.
   سندباد = سنباد = سن + باد = باد دکل، باد مناسب کشتی.
   اتصال = اتسال = درهم شدن.
   اتسال = ات + سال.
   سال = سا + ل = پیوسته یکپارچه.
   سا = آسمان + ل = وابسته به آن.
   سالن = سا + لون.
   لنگ = لونگ = لون = رنگین + گ = پوست گاو.
   هندسه = هیندسه = هین + د + سه.
   هین = بحرکت در آوردن، حرکت.
   د = De =  داخل، شامل، در، دنیا.
   سه = س = سر = ه = تجسم.
   چلیپا = چارلیبا = چهار لب.
      عده ای نا آگاه و ناشی بهرام را گیرنده گور گفته اند،  درصورتیکه بهرام مقدس است،  و این تقدس گور به مغول و گورکانیان هم رسیده است،  گورکانیان هند را مغول ایرانی می گفتند.  این واژه گور از دوران گاو مقدس باقی مانده است.
   گور = گو = مقدس + ر =  وابسته به آن/  گور = دارای تقدس.
   گو = گاو = گوشت = گوه = تپاله گاو/  گو دارای ارزش برای ادامه زندگی بوده است.
   بهرام گور = بهرام مقدس.
   گورخر = گو + ر + خر = حیوان مقدس،  مانند گاو مقدس.
      مار سلامتی در ظروف جیرفت که اصل و مهم هستند، و بیش از ۵۰۰۰ سال نقش دو مار دارند.
   بیمار = بی + مار /  بی = بدون + مار = سلامتی.
   مار = سلامتی، الهه سلامتی، نشان سلامتی،  مار نشان معروف ظروف جیرفت.
   بیمار در نقاط مختلف آوا های مختلف نیز گرفته مانند ویمار.
برگرفته از اقای از سایت انوش

قنات وزمین -گوش نوئیه -درتنگو- زور آباد- حسین آباد-قنات نساء- قنات شاهرود- قنات نظامآباد- قنا ده میر در مزرعه- قنات سیرمند

منطقه گوش نوئیه در دل تاریخ و فارغانات بنا به دژ ومسلط بر دشت،  نقش مهمی ایجاد نموده واز صنعت وپیشه وری وتولید پوست وچرم وساخت انواع جواهرات وکوزه های سفالی نام صنعت باستانی را در دل تاریخ ثبت نموده است.

زمین های کشاورزی در تنگو وگوشنو، ده میر، همیشه در صنعت وپیشه وری فارغانات نقش مهمی ایجاد نموده است.

قنات گشنو قنات درتنگو قنات ده میر قنات اوشرین ودرنهایت پاقلات.

تاریخ کهن -سنگ برجسته -بیستون-گیتا شناسی

سلام

فارغانات

نقش شماره۴۰ تا۴۴ سنگ نبشته بیستون در مورد تارم وفارغان

ونقش سنگ برجسته در تخت جمشید دردست تحقیقات

ومقایسه ان با اسناد ونیاز به اقتباس ورفرنس های متعدد در کتب مختلف

هرودوت و ان توین بین وترجمه بینظیراقای همایون صنعتی زاده که ۱۹ تا ۲۰جلد کتاب مختلف با رعایت مؤسسه فرانکلین برای اولین بار در صنعت نشر ایران حق کپی رایت بین‌المللی را رعایت می‌کرد و برای چاپ ترجمه کتاب‌هایی که انجام می‌داد برگرفته شده .

البته این قوم پری کانی ها (فارغان) در جدول  تقسیم تاریخ فرهنگ قومی هردوتاز جمله لشکر کشی خشایارشاه وگذر از دریایی آدریاتیک وتصرف اتن پری کانی هانقش مهمی ازجمله متستقل بودن این قشون پری کانی ها تاکید شده.

بعد از این اقتباس ها مشاهده وپراکندی انواع سفال انواع ساروج تولید شده فراون ابزارهای نوسنگی مشاهده در تاریخ فارغانات بسیار کهن ودیرینه می باشد

اولین کتاب تاریخی به زبان عربی که نام فارغان خواندم بنام استاد بزرگوار معلم نجیب الدین اختلاط به نقل از صاحب معالم، حسن ابن زید الدین فرزند علی ابن احمد مقلب به جمال الدین درسال۹۵۹قمری میزیسته است این نویسند ومورخ اهل روستای جبع (جباع) از توابع لبنان می باشد که نوشته است در۶۷ فرسنگی شیراز قراردارد.

بنابراین این قوم در کتب تاریخی هرودوت چندین محل نام برده است .

ساختار طبیعی وگیتاشناسی
(فارغانات،تارم وسیرمند)

دیدگاه ویژ ه زمین شناسی دیرینه در فارغانات (شمال هرمزگان)
از دیدگاه زمین ساخت بزرگ مقیاس نیز فارغانات دارای تنوع ساختاری زیادی است. در جنوب غرب بخشی از زون ساختاری زاگرس و زون خرد شده آن و در جنوب بخشی از زون ساختاری مکران را شامل می‌شود. زون شمالی سیرجان از نواحی غرب شهر بابک تا نزدیکی زون گسلی زندان در کهنوج در این برزن را رخنمون داشته و رشته کوههای آتش نشانی منطقه به صورت کمربندی با امتداد شمال‌غربی ـ جنوب شرقی بم در آن امتداد می‌یابد. پلاتفرم پالئوزوئیک ایران مرکزی بخش عمده‌ای از شرق و شمال و شمال شرق این استان را پوشش داده است.

تاریخچه چینه‎ای زاگرس
همه سنگهای زاگرس را می توان به دو گروه پی سنگ دگرگونه پرکامبرین و پوشش رسوبی روی پی سنگ تقسیم کرد. اشتوکلین (۱۹۶۸)، مراحل سه گانه زیر را در تکوین حوضه زاگرس مؤثر می داند.
۱- مرحله فلات قاره (پرکامبرین پسین – تریاس میانی)۲- مرحله بزرگ ناودیسی (تریاس میانی – پلیوسن)۳- مرحله پس از کوهزایی (پلیوسن – زمان حال)

زمین شناسی منطقه
از نگاه زمین شناسی، خلیج فارس فرونشست زمین ساختی کم ژرفایی است که در زمان ترشیری پیش در حاشیه جنوبی کوه های زاگرس تشکیل شده است. شدیدترین چین حوردگی های زمان پلیو- پلیستوسن، کرانه های شمالی خلیج فارس زاگرس را چین داده ومیزان چین خوردگی ازها که در خشکی های ایران شدید است، با شیب های کمتر به طرف دریا ادامه دارد و به گونه ای که در دریا به هم از۱۰ تا۲۰ درجه می رسد. زمان پلیوپلیستوسن شکل گرفته است. در پایان دوره پلیوسن ، سطح دریا به احتمال حدود ۱۵۰ متر بالاتر از سطح کنونی بوده است. این سطح در حدود ۱۰۰۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح و به تدریج به سطح کنونی رسیده که آثار آن به صورت پادگانه های دریایی و سبخا ، در کرانه های خلیج فارس برجای مانده است.
پیکره‌های بزرگ سنگی در این استان را می‌توان به دسته‌های زیر تقسیم نمود:
۱- پیکره‌های رسوبی که شامل رسوبات پلاتفرم پالئوزوئیک ـ مزوزوئیک
۲- پیکره‌های آذرین نفوذی و خروجی دوران‌های ترسیر و کواترنر که بخشی از یک زون ماگمایی بزرگتر می باشد. در این کمربند سنگ های آتش‌فشانی کالکوآلکالن، آلکالن و توده‌های نفوذی گرانیتوئیدی با سن‌های مختلف وجود دارد که عمدتاً مربوط به ترسیر و کواترنر می‌باشند.
۳- پیکره‌های دگرگونی دوران پالئوزوئیک که در یک کمربند با روند شمال غربی ـ چنوب شرقی از کرمان استان هرمزگان پوشش داده است.
۴- پیکره‌های مافیک و اولترمافیک دوران پالئوزوئیک و مجموعه‌های افیولیتی مزوزوئیک و اوائل ترسیر که در مناطق حاجی‌اباد ـ دولت‌آباد ـ فارغانات و مجموعه‌های افیولیتی آن در زمین‌شناسی ایران به نام آمیزه‌های رنگین افیولیتی شهرت دارند.
۵- پیکره‌های رسوبی دوران چهارم که عمدتاً دشت‌ها و کوهپایه‌ها و کویرها را تشکیل می‌دهد که بیشتر آن را رسوبات آبرفتی تشکیل می‌دهد.
۶- این استان در طول حیات زمین‌شناسی خویش از پر کامبرین تا کنون بویائی ساختاری بسیار زیادی داشته و هم اکنون از نظرگاه حرکات زمین بسیار فعال می‌باشد.
فیولیت ملانژهای شمال مکران نوار افیولیت ملانژ جنوب و جنوب غرب کرمان این نوار از شمال اسفندقه تا منطقه حاجی آباد به طول تقریبی ۳۶۰ کیلومتر امتداد دارد. سنگ های این مجموعه شامل انواع اولترابازیک و بازیک تا انواع حد واسط واسیدی است. درناحیه چهار گنبد که عریض ترین بخش این نوار را تشکیل می دهد، نظم و ترتیب ویژه ای دیده می شود و اساسأ شامل ۳ بخش زیر است:
بخش زیرین شامل واحد های رسوبی است و قسمت اعظم آن ماسه سنگ، چرت و آهک به رنگ های مختلف است.
بخش میانی که در آن تناوبی از سنگ های رسوبی با گدازه های آتشفشانی زیر دریایی دیده می شون.
بخش فوقانی شامل مجموعه ای از سنگ های اولترابازیک و عدسی هایی از آهک های پلاژیک است.
ایا در فارغانات مردم نخستین زندگی میکردند؟
بد نیست زندکی پرماجرای انسان را از نخستین روزهایی که قدم روی زمین گزاشت مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم نخستین برخش وجرقه تمدّن از کجا درخشید؟

مزرعه-مزرو- پاقلات – خونه گلی – پشت تنب – محله بالا وپائین

به نام خدا

مزرو(مزرعه)

از دوراهی کشروخانه، بطرف فارغانات درجاده آسفالته قدیمی و درختچه های زیبای غریچ  وگلهای بهاری سیموک آرام ارام به پل بزرگی که دورودخانه را*کندر*بهم وصل میکند میرسیم.

که درنهایت سه رودخانه که به گر یا گرداب میرسد(گر کشروخانه) یکی از کهن ترین منطقه فارغانات محسوب می شود.

مزروشامل دوتنب که یکی  بر تپه ی مشرف بر روستامحل نصب بازی کودکان شده ، ایجاد دوبلوار در امتداد هم یکی از عجیب ترین پروژهای عمرانی  که  باعث ضررها اسیب رسیدن به زمین های زراعت ومزروعی  به هدر رفتن اعتبارهای عمرانی که میتوانست بجای این آزار راه ،مرکزی  فرهنگی ایجاد نمایند خود جای تا،مل داردکه به موقعه برای دفاع از حریم کشاورزی و جلوگیری از اعتبارات عمرانی است مسئولین وقت تصمی گرفته که جای احترام دارد اقتصاد مقاومتی حرکتی برای بهبود روند روستا قدمی برداشته شود بهرصورت مسئولین جوابگو خواهند شد.

مزروی ها با قومی مهربان وسخت کوش  از زمین حاصلخیز گندمی ری دار نانی به عمل میا ورند .

هنگام بارندگی به علت رسی بودن این زمین جلگه وابرفت میتوان

برخی از اهالی مزرو که به بندر یا حاجی آباد کوچ کرده‌اند هنوز بسیاری هستند تا بخشی از فرهنگ و تاریخ روستا و مردم خود را به خانه‌های خود در مزرو منتقل کنند خانه آن‌ها رنگ و بویی از روستای قدیمی دارد.

 روستای خونه گلی وپشت تنب  که رودخانه ها باعث جدایی با مزرو به واسطه خانه‌های خشتی ساخته شده با گل رس و پوشش خاص و بومی‌زنانش مشهور است.

خانه‌های خشتی روستای مزرو کم نیست. کوچک و بزرگ در پایین یا بالای تنب سالم و یا تخریب شده و در حال تخریب برای مردم باقی مانده است و کمتر کسی به فریادشان می‌رسد. بیشتر اوقات مردم  روستا برای کار به اطراف میروند و تعدادی هم می‌مانند چند سالی است که مردم از روستا به شهر کوچ کرده اند و فقط گاهی که مراسمی‌در روستا باشد به خانه‌هایشان برمی‌گردند اما هنوز برخی از اهالی روستا هستندوخانه های به سبک جدید با بلوک وسیمان ونمای مدرن ساخته .تعدادی هم به هیچ عنوان دل به شهر راضی نشده بعد ازبازنشستگی درحال شروع زندگی دیگر وجدیدی برای خود هستند مانند اینکه از مادر متولد شده اند به رودخانه ها ی خشک ونخل های بیسر وانارهای خشک پاقلات مینگرند وافسوس میخورند اب قنات جوشان ده میر کجاست ان شلتوک کاری کجاست ان خلوت مزروی برای پنهان کردن ابزار کشاورزیلنگار وکرت بند واوشن وداس وسیخ رون کجاست. ان فریاد کودکانه هنگام بارندگی با گل رس چسپان کجاست.پیر ها که دل از محل زندگی خود نکنده و حاضر نشده اند با فرزندان خود از روستا خارج شوند هنوز هم می‌توان از میان همه درهای قفل زده درب های چوبی بیابیم در زمانی که رهگذری کمتری به آنجا می‌روند  اهالی قدیمی‌و سالخورده روستا را دید که جلوی در خانه‌هایشان نشسته اند و یا با همان پوشش همیشگی خود چارقد با گل‌های رنگی ریز پوشیده و چادر محلی در کوچه‌ها قدم می‌زنند آنها می‌دانند که بهار،رهگذران وکوچ کنندگان به روستا می‌آورد .

برخی از انها هنوز فصل سفر نشده خانه‌های خود را یا تعمیر می‌کنند و یا تخریب تا دوباره آن را از نو بسازند. آنها خانه خود را تخریب می‌کنند چون می‌توانند از شر یک خانه درحال تخریب راحت شوند دلیل دیگرشان این است که هزینه مرمت و نگهداری بیش از بازسازی است با این وجود برای توجیه کار خود سعی می‌کنند که در میان همه این اهالی اما ساکنانی هم هستند که در زمین خالی خود خانه ای ساخته اند که هم رنگ و بوی سنتی خود را داشته باشد و هم سبک خانه‌های مزرورا حفظ کرده کند.

شاید کمتر کسی متوجه شود پشت دیوارهای کوتا این خانه و در میان خانه های بلوکی ساخته شده آن اطراف خانه ای گلی به سبک سنتی ساخته شده است و اهالی آن حتی در نوع انتخاب رنگ دیوار سلیقه به خرج داده اند اما در کنار همین خانه،

مزرو داری چهار تا پنج قنات می باشد.

قنات اوشیرین

قنات درتنگو

قنات پاقلات

قنات دهمیر

تعدای از  موتور  برقی جایگزین نموده  کارشناسان سال ۹۶ سالی پرباران وپرآب پیش بینی کرده و با همتی که مردم مزرو دارند

هردو از زمینهای شرق وغرب کندر، گووست. وکندر شور

Goovast که ازرودخانه بخوان سرچشمه میگیرد اب چشمه اووشیرین راپر آب میکند.

این مردم مزرو  سخت کوش از زبده ترین بهترین کشاورزان این برزن هستند باغ های دهمیر،گشنو ودرتنگو وبسته را محلی برای امرار معاش حلال کاشت انواع میوه های تابستانه وپائیزی

 

اسناد -قدیمی- دستخط

اسناد قدیمی در فارغان

شناخت اسنادو یا دستخط افراد

تمامی کاربران مخصوصاً افرادی‌که با مردم فارغانات آشنایی داشته ودارند پی بردن به اصالت فرهنگ در این برزن گویای همه ی زیبایهاست بنا به تدریس درمکتب خانه های فارغانات ما با دستخط های زیبا مظهر فرهنگ وتمدن منطقه هست روبروی می شویم که تعدادی ازنامه ودستخط هدیه از

خانم محبوبه منصوری وعامر منصوری تشکر ویژه داریم.

 

۱. روش فیزیکی

۲. روش شیمیایی

۳. روش مقایسه‌ای.

ادامه خواندن اسناد -قدیمی- دستخط

میلکانی پلی جهت جوی آب-کشاورزی- قدامت بالا در سیرمند

مقدمه
یکجانشینی وشهرآیینی، نظم واقتداردراین برزن که با توانایی ویژه افراد در این حوزه اقتدار و امنیت ساکنین بااستحکامات دژو قلعه‌های متعدد با ابنیه و سلاح درخور دفاع از حوزه نیاز به قلعه، ودژمناسب استفاده از (اسلحه) مربوط به زمان خود نشان ازاقتداروپیشه وری وصنعتی بودن مردم فارغانات هست.
فارغانات با داشتن چشمه‌، قنات و رودخانه‌ وباجمع آوری آب های روان درعهد کهن ودیرین به علم و صنعت کهن در ساخت انواع سد وابست باملات ساروج وسنگ هدایت آب، در دشت‌ها کشت سیفی جات، کاشت مرکبات در کناره کوه با شیب تند، داشت وبرداشت محصولات کشاورزی بستر دادوستد ایجادنموده، این بسترنیاز به ابزار کشاورزی درزمان خودگواه بر بالا بودن رتبه پیشه وری و شهرآیینی وصنعتی ای و برزن استورار بدنبال خواهد داشت.
شاه‌نشینی کهن باستان در این گستره به فرتور کشیده‌.

ادامه خواندن میلکانی پلی جهت جوی آب-کشاورزی- قدامت بالا در سیرمند

فارغانات -سیمای-بیابان-دشت ها- زمین مزروعی- تپه های پر از گل

سیمای بیابان‌، کوه، دشت
فارغانات

بیابان به مناطق دارای اقالیم فراخشک و خشک که میزان متوسط بارندگی سالیانه آن کمتر از ۵۰ میلیمتر و درصد پوشش گیاهی چندساله آن کمتر از ده درصد باشد اطلاق میشود.

ویژگیهای بیابان عبارتند 

الف- بارش کم، دامنه نوسان دمای شدید، دمای بالا و تبخیر زیاد. تبخیر تقریباً بیش از دو برابر بارش است و باد عامل اصلی تخریب و فرسایش محسوب میشود.

ب- پوشش گیاهی بسیار فقیر و پراکنده. بیابانها اغلب بین ۱۵ تا ۳۰ درجه شمالی و جنوبی قرار گرفتهاند و به دلیل نزول جریانهای هوای خشک از بالای تروپوسفر به پایین، بخار آب در این مناطق کم شده و هوا بیش از حد خشک میگردد.

ج- خاکهای این مناطق دارای مواد آلی کم و اغلب جوان و کم تحولیافته هستند.

بیابانزایی به فرایند تخریب سرزمین،زوال زیستبومهای طبیعی یا کاهش توان تولید زیستی اراضی در مناطق خشک،نیمهخشک و خشک نیمهمرطوب ناشی ازعوامل انسانی و محیطی اطلاق میگردد.

دشت تارم

لرد احمدی

لرد پابر میمند

دق آشکارا

دق نمکی گهکم

کوه بزرگ تشگرد

درختانی مانند(درختچه)

گز – غریچ – زونگ-وبادام تلخ-بنه – کورک – زیرگ-بنگلا -جگورگ -کاش – کاشک- حول -کل- بوغیچ-

درمواقع بهار از انواع گلهای وحشی وانواع قارچ(دنبالان)  اغر میشی در حایشه کوه وتپه ها اغر بزی در دشت ها به همه ن نسبت طبع گرم وسدارد پتروک دونوع میشی ومعمولی

عکس از بابک منصوری

درفصل بهار مراتع وزمین های فارغانات سرسبز وچشم نواز می باشد وچشم هر بینند ای در دشت های سرسبز بدون پلک زدن اورا وادار به تماشامیکند وبا گرفتن عکس یادگاری چشم سیر می شود.

عکس مرتضی معتضدکیوانی

دربهار در دشت های فارغان همه جا پر از رزق وروزی خداوندگار وایزد منان برای این سفره خدادادی ارتزاق میکنند.

یکجانشینی وشهرآیینی، فارغان- فارغانات



مقدمه
یکجانشینی وشهرآیینی، نظم واقتداردراین برزن که با توانایی ویژه افراد در این حوزه اقتدار و امنیت ساکنین بااستحکامات دژو قلعه‌های متعدد با ابنیه و سلاح درخور دفاع از حوزه نیاز به قلعه، ودژمناسب استفاده از (اسلحه) مربوط به زمان خود نشان ازاقتداروپیشه وری وصنعتی بودن مردم فارغانات هست.
فارغانات با داشتن چشمه‌، قنات و رودخانه‌ وباجمع آوری آب های روان درعهد کهن ودیرین به علم و صنعت کهن در ساخت انواع سد وابست باملات ساروج وسنگ هدایت آب، در دشت‌ها کشت سیفی جات، کاشت مرکبات در کناره کوه با شیب تند، داشت وبرداشت محصولات کشاورزی بستر دادوستد ایجادنموده، این بسترنیاز به ابزار کشاورزی درزمان خودگواه بر بالا بودن رتبه پیشه وری و شهرآیینی وصنعتی ای و برزن استورار بدنبال خواهد داشت.
شاه‌نشینی کهن باستان در این گستره به فرتور کشیده‌.

منزرخان معتضدکیوانی

درختان همچنان پابرجا ونشانه از زندگی ومحبت عمارت زیبای
در این مقاله ابنیه هاخاص درخورمحل زندگی با ساخت مصالح بومی دردسرس از نظر کیفیت وآسایش محل زندگی تحقیق، برسی شده وبصورت علمی ارائه شده است.


فرهنگ (گویش) غنی با نحوه زندگی آداب رسوم ومعاشرت وداستانهای زندگی مردم وبازی ها سنتی بومی، در راستای افسانه ها وداستان های که سینه به سینه به ما رسیده است نحوه گویش وبستر زندگی به دوران کهن ودیرینه میرسد.


فارغانات درکهن صنعت وپیشه وری ویژه ای برخوردار بوده در تولید انواع فلزات وزیورآلات، پارچه بافی وتولید انواع سفال و چرم وبهره بردن از رنگ طبیعی ودباغی مشک آبخوری یا پوست وپارچه، طب گیاهی با این علم کامل شناخته هست وبهره می برده ند.

سه مشخصه بارز پری کانی (فارغانی) احمدی –تارم زمین اوتیان–سیرمند– جائین- شمیل وهمه اطراف که نام انها دراین صفحه جای نمیگیرد.

۱-البسه (پوشش لباس) ۲-سازوبرگ نظامی ۳-کلاه نمدی نرم که البسه نظامی مادها عبارت بود ازشلواروخنجرآویخته از کمرکه تا روی ران راست قرار می‌گرفت وکمانی بزرگ داشته هرودت اضافه می‌کند که لباس پارسه ها به هنگام خدمت نظامی، لباس مادها که کمتر دست پاگیر بوده می‌پوشیدند اما بجای کلاه سربند که سرپوش سنتی آن‌ها بوده. که شرح دقیق آن مطابق است با نقش برجسته تخت جمشید که این قوم به علت بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشیان معاف از هرگونه مالیات بوده.

اقوام در جنوب کرمان در زمان باستان (هخامنشیان)

 چهار اقوام مهم ایرانیان که در جنوب کرمان در تاریخ هرودت آمده است پری کانی‌ها (فارغان) یاتوئیه، ماچیه واسکرئیه که سکنی گزیده انداز (ارنولدتوین بی)جغرافیایی اداری هخامنشیان صفحه ۷۴) این قبایل از نسلی واحد بوده‌اند (نک، تاران، یوتائیان در باکتریا هندوستان، صفحات ۴ تا ۲۹۲) در مورد دستگیری و اقوام به‌صراحت بیان‌شده است.

چیش وپیش (تقریباً ۶۴۰-۶۷۵) قلمرووحکومت هخامنشیان پارسواش وانشان تمام گروه های اقوام جنوب ایران که در انسوی اعیلام سکنی داشته یعنی سرزمین‌های که بعدها با اسم فارس لارستان و کرمان و (پری کانی) فارغانات معروف شد و وسعتی بسیار ویژه وچشمگیریافت (نک کامرون، ماخذنقل شده، صفحه ۱۶۱) چیش و پیش در جنگ بزرگ وچشم گیری میان عیلام وآشور، تلفات بسیارسنگین واز ضعف آشوریان که بیست پنج سال ادامه داشته وقلمرو واستعکامات میان فرزند بزرگترش واریارمنه تقسیم کرد (۶۰۰-۶۴۰ ق-م) ادامه صفحه. موقعیت جغرافیایی جنگ وهه یزداته مگوشی با سردار داریوش کبیربنام ارته وردیه درکنار کوه فارغان فارغانات مشهود است بنا به گمانه زنی لشکریان ارته وردیه از راه شاهی ده شیغ وارد و این درگیری در فارغان با ویزاته در  صورت گرفته است.

جایگاه وه یزداته مگوشی (مغی) درتارم (یاتوئیه) بوده که در پارس بر داریوش شورید وخود رابردیای (دومین بردیای دروغین) نامید که شرح آن مفصل است.

سپاه داریوش به فرماندهی ارته وردیه اورا شکست  دادودستگیر نموده.

موقعیت جغرافیائی دوولایت یاتوئیه (اوتوئیه) ومکه (میکوی) را میتوان به گونه ای تقریبی، مشخص کردِ

( DP40) سنگ نبشته بیستون

 (نقل ازسنگ نبشته بیستون بند ۴۴) شهرزادگاه وه یزداته، تاروا Tarava اسم آن رابعدهابه (طارم) وتارم درغرب فارغان قرار گرفته، وه یزداته در کوه (kaufa) به نام پرگه  – (parga)(فرغون) کوه فارغان آخرین نبردرا با لشکر داریوش شاه انجام میدهد برگرفته از سنگ نبشته بیستون (DP، بند ۴۰-۴۱-۴۳-۴۲) ولشکرداریوش شاه به فرماندهی ارته وردیه همه لشکریان وه یزداته را اسیر ومحل این اتفاق در کنار کوه (فرغون) فارغون به نام منطقه (گوش نوئیه) که این دو کوه دراین منطقه شباهتی بسیار به کوهان شتر دارد تپه ای بزرگ وتپه ای نسبتن کوچک.

برگرفته از تحقیقات میدانی جنگ در کناره تپه دژ گوش نوئیه (۵۲۱-۵۲۲) پیش از میلاد به شرح زیر.

  • مناسب بودن شرایط موقعیت جنگی
  • میزان فاصله۵۵کیلومتری تا تارم
  • مسلط بودن دیدبانان به مسافت طولانی
  • وجودانواع کوزه های شکسته فراوان
  • مشاهده فراوانی سفال های مختلف آن دوران
  • وجودکوره های سیاربرای مرمت ابزار لشکریان
  • دسترسی آب فراوان از دو طرف
  • دسترسی جهت خوراک دام وعلوفه فراوان از دشت های مجاور
  • محلی مسطح برای جنگیدن و دفاع در کنار دو تپه به شباهت فراوان به (کوهان) شتر هست در خاک‌برداری در سال‌های ۱۳۷۰ درجنوب (تپه) گوش نوئیه گورهای دسته جمعی با اسکلت های بسیار فرسوده مواجه می شونداما راز این اسکلت های قدیمی (گوردسته جمعی) بی گمان همان لشکریان وه یزداته می باشد که در سالهای (۵۲۲ الی ۵۲۱ ق-م) صورت گرفته ویک جا مدفون شده است.
  • مسیرعبورلشکراز دهنه دهشیغ همان راه شاهی به کناره بندکو(فرغو) عزیمت ودرکناره دژاتراق موزه گرفتن.

فارغان، سیرمند، تارم زمین سه سرزمین جداناپذیر.

  • .

فارغان سیرمند تارم زمین (فارغانات) ازروش قرارگیری از خاور به میان راه‌های پیشینه جیرفت و شهر سوخته تپه یحیی و غرب به ایلامیان و بین‌النهرین،کاسی‌ها،واکدیودرفرجام سومریان قرارداشته، یک مثلث مهرآفرین شهر سوخته – هلیل رود-تپه یحیی، فارغانات به شمال پیشینه تپه سیلک، تمدن،  تپه گیان (همدان) و در جنوب فرمانروایی‌های باستانی درجرون (هرمز باستان) وجنوب ایران، فارغانات فروسوفرجام ((میان راه) کاروانی و بازرگانی این تیره‌ها  بالار (لارستان)که پیشینه باستانی دارد آرام‌گرفته، بی‌گمان تمدن جیرُفت و شهر سوخته و تپه یحیی با سرزمین فارغانات همان تپه ها ی (نظام‌آباد و تپه گوش نوئیه) برابری می‌کند و یافته‌های دید‌ای وتکه کوزه‌ها همان رنگ وسیاق باستانی گواه هست خانه‌ها وخشکه چینی‌های یافته در  کناره اشکفت های گاوی درغرب بخوان ورائیز، جنوب دهنه میمند، دهنه های درآی گاه به کوه تشگرد (فارغان) وکوه بخوان کوه بونه وکوه دغ بطرف دشت مینو، گوبرزی در ارتفاعات تقریبابیش از چهل پنج کیلومترطول شرق به غرب رشته کوه زاکرس نخست دهنه تیدر (پاچنار)، دوم دهنه میمند، بافاصله هشت کیلومتر سپس، دهنه نارمند بنابراین، آوردگاه شمالی کوه از دید بیمناک نبودن وخطرمهاجمان سه ورودی، در مهار درآورد وجبهه غربی یک دهانه ورودی از سیرمند (رائیز )و (پاچزاک)pachzak واشکفت گاوی وبی گمان گروه‌های از مردمان دیرین (باستانی) در این دره‌ها و در بخشی ازهماگ (گود برزی)goodiboorze و (کوه) بونه ودهو doohoo  پس محرو، وبونه (بخوان) بستری از نیازهای آسایش زندگی (باستانی) وکهن مردمانی باوجوداین دژ بلند (کوه‌ها) فراهم نموده از طرفی بنا به گویش، فرهنگ و گونه ی قرارگیری جغرافیایی بخشی جدانشدنی از گیتا هست، درهمه روزگاران از خشک‌سالی تا جنگ و فشارهای کشورداری همه را فروسوی یکدیگر قرار می‌داده بنابراین یک سرزمین بزرگ فرهنگ پرمایه گشایش نموده. یکجانشینی دایره‌وار، درفارغانات را محیا، ولی بدانیم که تارم زمین در نافه این پرگار قرارگرفته، سیرمند نقش پایتخت و سرزمینی بی‌بیم از روی دژ کوه بلند جائین، و فارغان (فارغانات) هم پایتخت پیشه‌وری باستانی بنامیم داد گفتار را فراخواست کرده ویک شهر آیینی را، همه زنجیروار باهم یک فرهنگ توانگری را پالایدمی‌کشد سیرمند و تنور کافری وسنگ نبشتِ هایش (صورتک)، تارم زمین در شورش ویزدانه در زمان داریوش بزرگ برگرفته از کتاب (انولد توین بی) ترجمه همایون صنعتی زاده، وجلد هفتم تاریخ هرودت بند ۷۰-۶۹ همچنین فقره ۶۷ در چهارفصل به همین سخن پرداخته (سنگ نبشت بیستون). درآی گاه بخوان و آتشکده، برزن درگیری ویزداته در کناره کوه فارغان (فرغون) داریوش شاه با فرستادن لشگری به فرماندهی (ارتهوردیه) در دامنه‌ای تپه‌ی گوش نوئیه (۵۲۲-۵۲۱ پیش از میلاد مسیح) و بنا به کهن نگاری و مستندات در سنگ نبشت ازچبیستون (هنگام چهارم) برزن جنگ و دستگیری شاهزاده خود خوانده پرس پلیس در این برزن کوه فرغون رخ گرفته، جنوب فارغان دامنه کوه پی‌های که از سنگ و ساروج بومی بنام (انبار دیو) که گویا از قد امت باستانی برخوردارهست، ساختمان‌ها درآی گاه ده شیغ (آشکارا) درشمالی ترین بخش فارغانات این ساختمان، با زیر بنای بزرگ ودرمقابل آن (شرق) ساختمان همانند دیگر ساخته‌شده این ساختمان‌ها که ویژگی ستاره‌شناسی، گاه‌شماری، پیدا کردن هنگام ها، زمان‌ کوتا ترین شب وبلندترین روز (شب یلدا)، کشت و برزگری و آمدن سال نو را آگاهی می‌داد دو ساختمان روبروی هم دو سوی رودخانه به (کارمان یاکرمان) همبند میکند بنابراین با این مستندات استوار این سرزمین باستانی با همسایگی، یوتیا ها (تارم زمین) تیره پری کانی ها (فارغانات) در جنوب پایتخت (پرس پولیس) بنامیم برپا داشته و از باج دادن به پایتخت چند گاهی رهاشده بوده (هرودت نک صفحه ۲۳ و ۳۲ بالا) و در این برزن لشگر (هخامنشیان)  آزادانه و دارای سربازانی جنگی بوده که درواره‌های بعدی به هنگام می‌پردازیم این  برزن بخشی از ناحیه۱۸ مالیاتی هخامنشیان بوده آوازه دو تیره که در فرهنگ و جغرافیایی هرودت مشترکا در بخش مالیاتی اقامت داشتند،

پری کانی های جنوب وحبشی های آسیایی، درهیچ‌یک از فهرست‌های رسمی هخامنشیان نیامده است، هرودت در بازگویی آرایش جنگی سپاه گسیلی خشایار شاه  به آتن (رم) جدا از این دو قوم را به یکدیگر مربوط نمی سازداینجا پری کانی ها همان سازوبرگ تجهیزات پکتیه ها (مردمی در مرز پاکستان وهند)بکار می‌برده‌اند ولی یک واحد سپاهی مستقل داشته خودفرماندهی یک لشگر داشتن (منابع:هرودت،کتاب هفتم،فقره۶۸) پس حبشی‌های آسیایی همراه با هندی‌ها  وپری کا نی ها یک واحد تشکیل میدادندپری کانی ها همسایه شرقی اوتیان (یاتوئیه) تارم زمین بوده ولایت انها جنوب شرقی کرمان بخش غربی مکران بوده‌اند بخش شرقی مکران،حدفاصل پری کانی ها تا سند،باید سرزمین حبشی های آسیایی بنامیم وبنا به حدس ،داریوش شاه بزرگ این ناحیه هم زمان و همرا با تصرف سندبه مالکیت درآورده باش لابد به عنوان بخشی از همان سیاست بدست آوردن سواحل اقیانوس هند بوده منابع فوق از کتاب های تاریخی بیش از۷۰ جلد  در تاریخ های متفاوت اقتباس شده است .

(جغرافیای اداری هخامنشیان ازآرنولدتوین بی ترجمه همایون صنعتی زاده صفحه ۱۱۰ ومورخ هرودت هست)

تاریخ مدینه دمشق

 (۱) کذا و فی ترجمته فی سیر الأعلام ۱۹/ ۱۷۸ «الحسین».(۲) الخبر نقله الذهبی فی معرفه القراء الکبار ۱/ ۴۲۹ و الوافی بالوفیات ۱۲/ ۲۰۴.تاریخ دمشق، ابن عساکر ،ج ۱۳،ص:۳۵۱ حرف الکاف و حرف اللام فارغان حرف المیم  صفحه : ۴۴۱

فارسنامه ناصری جلد ۲

   صفحه های:، ۱۶۰۰، ۱۶۰۲، ۱۶۱۴، ۱۶۱۶، ۱۶۱۷، ۱۶۲۰، ۱۶۲۳، ۱۶۲۵، ۱۶۳۳، ۱۶۳۴، ۱۶۳۶، ۱۶۳۷، ۱۶۴۰، ۱۶۷۶فارسیه (فریه …) ۱۲۶۴، ۱۲۶۵فارغان ۴۲، ۹۰۰، ۱۳۵۰، ۱۳۵۱، ۱۳۵۲، ۱۳۵۳، ۱۳۵۴فاروق (قریه) ۵۹۶، ۱۵۵۶فاریاب ۳۸۰، ۱۳۳۸، ۱۳۴۰  ۱۵۲۷

چگونه ما می‌توانیم فرهنگ فارغانات را یک شهر آیینی چند هزارساله باستانی بنامیم.

ابنیه و ساختمان و دژهای ویژه فرمانروایی‌های پایتختی و قلعه‌ها، نِشانه‌ ی پیشه به گزارش ذیل.

  • ورودی دهنه کوه بونه آتشکده، گاه شمار بخوان یکی از معابد بزرگ در هنگام باستان هست این بنا بعد از گذشت راه کوهستانی بعد از تیدر به محلی موسوم به چرخ که کوه شاه شکن و (آبشارچشمه بخوان) معبد بر بلندی تقریبا ۸۰ متری بنا شده واز همان بلندی تونل وراه مخفی برای بردن آب  تقریبا به طول بیش از۸۰ متر از بالا تا کف رودخانه(چشمه)درخت تاهم در محل یاد شده سبز شده.

۲- کوره‌های دیرینه (پراکندگی این کوره‌ها در چندین بخش مشاهده‌شده که دور از معدن فلزات بوده بنابراین گمان از سرزمینی امن وگویای محرمانگی این صنعت را در ان دورآن بازگو می‌کند) کوره در کناره کوه کلوک کوره در دهنه میمند کوه در پس محرو کوره در کنارسنگ نبشته سیرمند ودر پاچزاک این تعداد فقط در محل کوه ها شناسای شده است اما وجود گاهن در کناره زیارت درمیمند فارغان وتارم راحتی پراکنده ومشهود است.

۳- سدهای (آب بست) ساروجی با زیر سازه‌ی بزرگ با ارتفاع۲۵متروعرض۱۹متر وبیش از۴متر ضخامت پی ان که از سنگ وساروج است ومراتب استفاده ان با لوله ها وسوراخ در ان اسیاب بوده است.

۴- چاه‌های ساروجی کشف‌شده در تپه‌های نظام‌آباد نوع وساخت این چاه با ساروج مایل به رنگ قرمزوچیدمان سنگ وملات ساروج وتراز بودن ویک نواخت بودن دایره وار با اندودساروج گلی  ان را ابنیه کهن ودیرینه می سازرابنیه خاص ومهمی تلقی می شود.

۵-نقش صورتک وسنگ نبشته بر سنگ درسیرمند وقلعه ها ودژهای وکوره های مجاورآن وکندن جوغن در دل سنگ وودره تنورکافری علامتی برای دیرینه بودن سیرمندهست.

۶- پاچزاک وپس محرو، کوره باستانی، وجود دفینه های ودخمه ها وجوغن در دل سنگ وچیدمان سنگ های لاشه بزرگ مرتبط به دوران ایجاد جوغن که به دیرینگی گویا می گردد.

۷- دهنه میمند وجود غارهای واشکفت که به احتمال زیاد تراشیده شده وضلع غربی آن آسیاب بادی وجود دارد و بیان از زندگی افرادی در قدیم ایام در این منطقه داشته.

۸-هردوت، کتاب هفتم، فقره ۶۸ همچنین، فقره ۶۹-۷۰-(۳ صفحات ۳۳-۳۲ بالا) بصورت مفید مورد این مکان (فارغان) را جزیی از یک تمدن باستانی توضیح داده است.

۹- صفحه ای از کتاب جغرافیای اداری هخامنشیان از آرنولد توین بی (همایون صنعتی زاده): هردوت در صفحه های ۱۱۰ درمورد فارغان و (یاتوتیه وپرکان ها)-(فارغان) وازعزام لشکر، ساز برگ وتجهیزات جنگی وشرکت در جنگ ها خصوصا زمان خشایارشا وجنگ با رومی یان وگذشتن از دریای ادریاتیک و فتح اتن، ادامه راهی برای شناخت تمدن هزارساله در فارغانات می باشد.

۱۰-قلعه کافران پرفراز کوهی در منتهی‌الیه منطقه کوهستانی شمال دشت تارم زمین که هم‌اکنون دماغه گهکم نامیده می‌شود.

۱۱- قلعه خندق (قلعه تارم) درشمال غربی روستای تارم قدیم وبر روی برجستگی زمینی ساخته شده.

۱۲- قلعه ودژهای که از بزرگترین بنای خشتی وگلی محسوب میشود در تارم در رفیع آباد ودرمیمندوفارغان وسیرمند ساخته شده است.

۱۳- گور چدنی به معنای قبرستان یهودیان محوطه باستانی وسیعی قرار گرفته.

 ۱۴- بقایای آتشکده ای در روستای گنج

۱۵- بنای «چارتاقی» در زمان کهن، با اندیشه و با مفهوم «آتشکده» آن اندازه تطابق داشت که خود آن بود و سپس هر روز بیشتر به درون فضای کالبدیِ معابد ایرانیان کشیده شد و گویی جذب آن شد. «چهارطاقی» ده شیخ در کتب تاریخی بنام دوشکویه نام برده اند وبصورت مفصل وصف خواهم کردبدین لحاظ چهارطاقی‌های عهد ساسانی که در محل‌های موسوم به در باغ و علی‌آباد و رحمت‌آباد واقع در دشت آرزو از توابع بخش بافت (شهرستان سیرجان) کرمان وجود دارد و بنای شگرف دواشکوبه (دوطبقه) موسوم به بهشت و دوزخ واقع در نزدیکی سلطان‌آباد که احتمالاً مربوط به عهد اشکانی است و در پنج کیلومتری چهارطاقی در باغ واقع هست طبعاً مربوط به استان فارس نبوده به شرحی که گذشت توضیح درباره آن‌ها ضمن آثار تاریخی استان کرمان باید مذکور افتد و به همین ترتیب امکنه باستانی نظیر تل گنج که تپّه ماقبل تاریخی واقع در نزدیکی نظام آباد از دهستان (فارغان) از توابع حاجی‌آباد (سعادت‌آباد) بندرعبّاس است.

ابنیه های قدیمی ساروجی دیرینه

  • آتشکده ورودی دهانه روستای بخوان وباحفر کانل به پایین رودخانه که قسمتی از آن بر اثر بارندگی که طول ان تقریبا ۸۰ متر در کناره کوه برای مصرف اب کنارچشمه حفر وتردد کنند. بسیار چشم گیر می باشد. وبه عهد باستان میرسد که در قدیم معابدی وجود داشته ورونق فراوانی برخوردار بوده است.

۲- تپه های نظام آباد وحسین آباد با داشتن چاهای آب ومنحصر بودن چاه موصوف وتراز بودن با جنس ملات وسنگ که انرا بسیار صاف ودقیق  با ساروج قرمز اندود شده از شاخص ترین ابنیه وچاهای ان منطقه محسوب می شود. تپه های زورآباد وگشنو محلی صنعتی، تولید چرم مشک آب، کوره‌های، ساخت سرامیک تا جواهرسازی فعالیت داشته و به عهد ساسانیان تا مادها می‌رسد.

 ۳- معاصر برج روبروی آن توسط رِییس عبدالکریم با حکم حکوکتی از زماندار وقت رئیس عبدالجلیل نوه رئیس غریب شاه بزرگ مرمت و برای حفظ مراتع فارغانات  وسبعه سبزمستقر بوده.

۴- تعداد ۴ مورد کوره از باستان از عهد دیرینه و کهن و قبل از حمله اعراب در چند دوره مشغول بکار بوده وتولیدعمده آن فلز آهن مس و مفرغی بوده که شیر مفرغی کشف‌شده در روستای بسته به دوران مادها می‌رسد محلی که شیر برنزی کشف‌شده طاق کوچک که از اجر وملات ساروج استفاده‌شده نوع بنایی و جانمای و مصالح خود گویای تاریخ کهن و باستانی فارغانات حکایت می‌کند.

۵- برج شرقی گوش نوئیه در تولید زیورآلات و کوره‌های سفالی و در دشت کنارگان زورآباد با خاک رس سفال مرغوبی تولید،  البته(جنگ ویزدانه) در جنوب همین تپه به‌سادگی می‌توان نشانه‌ها آن دید.

۶- کوره‌های متعددی در فارغانات مشغول بکار تولید سفال ازجمله در نظام‌آباد  وجود چاه ویژه از جنس  اندودملات سنگ و ساروج صورتی.

۷-آب بست بزرگ (سد) خانه‌ها دیرینه با سنگ و ساروج.

  1. دِژ گلشن (قلعه) یکی از قلعه‌های است که در شرق زمین‌های فارغان با خندق اطراف آن پایگاهی با ساروج و سنگ با درب ورودی پابرجا چون در دشت قرار داشته از ایمنی ویژه‌ای برخوردار بوده و یک چاه آب در میان سرا دِژ حفرشده بود و درب و دیوار غیرقابل‌رخنه‌ای داشته به نقل‌قول از «عبدالمحمد منصوری» از نوادگان کله مرتضی کلانتران زمان قاجار توپی دران مستقر که در جنگ میان قومیت در درون چاه انداخته‌شده است.

۹-دِژ قلعه (دژ) که به هم نزدیک هست دژهای دیرینه درغرب فارغان کنار دژلموشوک برای امنیت غرب فارغان نقش مهمی ایفاد نموده است هست.

۱۰-دِژ سور خونی یکی از قلعه‌های که قدمت بالای دارد زمین‌های شمالی فارغان را پوشش می‌داده و محلی امن برای برزگری وکشاوری و انبار فراورده‌های دامی به بر دوش داشته.

۱۱-وصف برج و دیدبانی بزرگ لموشوکو از نوعی ساروج رنگی برجی که گوشه و کنار آن صخره‌های آن با ابزار ویژه لیزولغزنده و غیرقابل‌تسخیر بوده و چاه و استخر آن گویای ایستادگی دیدبانی ضلع غربی

فارغانات یکی از باارزش‌ترین سنگربندی‌ها آن روزگار بوده.

۱۲- دژ و میل شمال روستای میمند در کتب باستانی این برزن چهارطاقی و به روزگار اشکانی پیوند داده‌شده است و خشت‌های پخته آثار ویرانی براثر زمین‌لرزه یا آدم نمایان است کلفتی ستون‌های. گرد یک متر بیشتر است.

۱۳- برزن نخستین شهر آیینی در صورتک سیرمند با روغن در دل‌سنگ و گونه چیدمان سنگ در کف خانه‌ها خود گویای زندگی امرارمعاش با دام‌های از گله‌های بزرگ گاو و گوسپند تولیدات فراورده‌های دامی فراوان داشته.

۱۴- در جنوب شهر فارغان در دامنه کوه پی‌های گرد چاه آب که چگونگی‌ای از قدمت و محل زندگی از کسان با گذشته بسیاردور و شهر آیینی دیرینه وجود دارد.

۱۵- بارو زیبای در دل رودخانه ده شیغ خود از سازه‌ی به اقدامت باستانی و محلی برای گاه‌شماری و نمایان نمودن روزهای شروع و گردآوری خرمن یا درازترین روز یا شب (یلدا) گویا هست در قرینگان ضلع غرب رودخانه بنای دیگر مکمل راه شاهی را در مرز بین پری کانی ها با کرمانیا در مرکز پرسپلیس خودنمایی می کند.

۱۶- دربلندی دهنه میمند اشکفتی بنام اسلحه‌خانه با ملات سنگ ساروج ساخته‌شده بی‌گمان برزَنی برای پنهان کردن تولیدات اسلحه هست.

برگزیده‌ها برگرفته (از بند ۱۸ تا ۲۸) از استاد سید علی حسینی (سیداقا حسینی) تارم

۱۷- قلعه کافران پرفراز کوهی در منتهی‌الیه منطقه کوهستانی شمال دشت تارم زمین که هم‌اکنون دماغه گهکم نامیده می‌شود راه‌اندازی گردیده است گزینش جایگاه دِژ بر روی نوک کوه وعدم توانایی دسترسی راه‌یابی به دِژ مگر از راه درآی گاه اصلی- راه‌اندازی چاه آب بر روی برجستگی، انبار جو و گندم و همچنین نگریستن سنگ‌آهن در گوشه و کنار قلعه نشانگر ساخت جنگ‌افزار در قلعه و نمایانگر آن است که ساکنین قلعه همه تمهیدات نیاز را برای ایستادگی در برابر محاصره‌های احتمالی درازمدت اندیشیده بودند.

از زمان راه‌اندازی این قلعه اطلاع دقیقی در دست نیست ازآنجایی‌که از ضرب واژه سبعه جات بر روی مسکوکات مکشوفه در روستای گودوی قلعه قاضی می‌توان گمان برد که این قلعه به دست بیگانگان حاکم بر ملوک هر موز وجرونات راه‌اندازی گردیده و به همین انگیزه بر آن نام قلعه کافران نهادند. همچنین نام‌گذاری قناتی بنام مستان در جوف همین قلعه می‌تواند انگیزه دیگری بر جای گرفتن غیرمسلمانان در این قلعه باشد.

 ۱۸- قلعه خندق (قلعه تارم) در شمال غربی روستای تارم قدیم وبر روی برجستگی زمینی آبرفتی و حاصلخیز بنا گردیده که پیرامون آن را کشتزارهای گندم، جو، پنبه و شلتوک (درگذشته) فراگرفته‌اند. دِژ کم‌وبیش  ۵ هکتار وسعت دارد که خندقی به گودی ۱۰ متر و پهنای ۲۰ متر در پیرامون آن تعبیه‌شده تا بهنگام حملات احتمالی با آبگیری خندق و انسداد درب‌های ورودی از خطرات در پناه باشد.

در ضلع شرقی این قلعه آب‌انبار بسیار بزرگی قرار دارد که شاید در گونه و گنجایش در جنوب بی‌همتا باشد. این آب‌انبار در سطحی بی‌کم‌وکاست و کاست برازنده ساخته‌شده تا بتواند افزون بر اندوخته آب به‌وسیلهٔ تارهای ساروجی زیرزمینی آب رادرتمامی سطح قلعه در دسترس قرار دهد.

همچنین با تغذیه گرمابه‌ها و آسیاب آبی که در جنوب دِژ واقع‌شده نقش باارزشی را در چرخه زیستنی بارو بر دوش داشته است. وجود نقب‌های زیرزمینی میان اتاق‌ها، سقف‌های سنگ و ساروجی روشنگر آن ست که ساکنین بارو اگرچه به هنگام محاصره از در تیررس بودن در پناه بوده‌اند. در نخست این مقال یادآوری گردید که این دِژ متناوباً  پایتخت درباری فرمانروایان بسیاری بوده و بارها آباد و ویران‌شده است.

بازیابی سرامیک ابریق‌های باارزش، سفال‌های زیبا و پارچه‌هایی با بافت دلپسند نشانگر آن است که ساکنین از توانگری شایسته‌ای برخوردار بوده و با پیرامون اکناف مراودات فراوانی داشته‌اند. گونه معماری و حفر خندق (کندک) تااندازه‌ای روشنگر آن است که این قلعه درزمانی پیرامون دوره ساسانیان بنا گردیده است که اگرچه با کوشش و کاوش بیشتر باستان‌شناسان ارجمند میراث فرهنگی استان زوایای باارزش‌تری از دیرینگی این دِژ روشن خواهد شد.

۱۹- قلعه تارم بنای خشتی و دارای برج بارو و زندان و اقامتگاهی است که در همسایگی روستای گذشته تارم یعنی در حدود میان دشت تارم واقع گردیده است که بنا به شواهدی یکی از شعبات پلیس اس پی آر جنوب بوده که جایگاه هسته‌ای آن نای بند بندرعباس و شعب آن‌یکی در فین و دیگری در تارم بوده است پلیس اس پی آر حدود یکصد سال پیش به‌وسیلهٔ انگلیسیان و به سرپرستی ژنرال «سای کس با» از نیروهای بومی جهت ایجاد نظم در منطقه تشکیل گردید. با اتمام مأموریت پلیس اس پی آر به‌تناوب مقر حاکمیت کلانتران محلی و دولتی من‌جمله  علیرضا خان صولت سلطان، چوبینه، تهمتن خان صولت پور ونهایتا ژاندارمری بوده است.

۲۰- گور چدنی به معنای گورستان یهودیان محوطه باستانی گسترده‌ای است که در راسته جنوب غربی هاشم‌آباد واقع‌شده است. تپه‌های دامنه‌دار و تل‌های فراوان نشانگر آن است که علاوه بر قبرستان انگار که این تپه‌ها بقایای اقامتگاه افرادی ساکن آنجا بوده که علاوه بر برخورداری از زمینی حاصلخیز از منبع آبی لطرکه منشعب از سرچشمه‌های تزرج هست بهره می‌برده‌اند.

تا ورنیه گردشگر فرانسوی در سفرنامه خود می‌نویسد: اهالی لار اکثریت یهودی‌اند و با توجه به اینکه در مدت زمان‌های متعددی حاکمیت منطقه تحت قیمومیت حکام لار بوده انگار که ساکنین این مکان مهاجرین لاری بوده است.

۲۱- برکه‌های ساده شمالی گور چدنی مجموعه‌ای از آب‌انبارهای سنگ و ساروجی بنا شده تا آب‌های روان نزول باران را اندوخته سازندوبه هنگام کم‌آبی چاره تشنگی ساکنین باشند. دیرینگی ساخت این آبگیرها به روزگار صفویان بازمی‌گردد.

 ۲۲- آسیاب‌های آبی تذرج، حفا (هفت پایه) لایگزان، قلعه خندق گنج  نشانه فراوان آب فراوانی غلات در منطقه هست که ضرورت ساخت‌وساز آن را به وجود آورده است.

 ۲۳- بقایای آتشکده‌ای در روستای گنج یادآور کوچ گروهی زرتشتیان به جنوب پس از حمله عرب‌ها است که شرح  مهاجرتشان از هورموز به گجرات هندوستان را مرتضی راوندی در تاریخ اجتماعی ایران نگاشته است.

 ۲۴- آبشار طبیعی تذرج، آب باد آب شوروبرآفتاب، آبگرم معدنوییه، چشمه سبز پوشان برغنی از جلوه‌های دیدنی  وبی همانند استان است همگی باهم در این سامان واقع گردیده‌اند.

 ۲۵- پهنه باستانی چهل کناری در این محوطه گمانه‌هایی از وجود بعضی شواهد از دوران پارینه‌سنگی وجود دارد که پژوهش دراین‌باره ادامه دارد.

 ۲۶- آرامگاه بی‌بی عایشه دختر شاه سیف‌الله قتال (حضرت قتال) عارف بزرگ قرن ششم در شمال تارم زمین و نزدیک روستای هاشم‌آباد (پتکوئیه) در آن زمان که وی در این نقطه مدفون‌شده آن ناحیه را دشتی وسیع فراگرفته بود که دشت عایشه نامیده می‌شد. بنای آرامگاه در قرن یازدهم هجری به دستور حاکم وقت لارستان ساخته‌شده است.

۲۷- باورهای عامه در باورهای عامه صدای رعدوبرق صدای پای دول دول یا اسب حضرت علی هست. بقایای برجای‌مانده از جدول‌های سنگ و ساروجی جهت انتقال آب کوه‌ها به دشت‌ها عامه را بر این باور واداشته تا از آن افسانه‌ای بسازند بنابراین افسانه زنی برای اثبات برابری توان خود با مردان دست به این اقدام سترگ زده اما پس از اتمام کار نهایت پاداش او لقب شیرزن است که باز هم بر مؤنث بودن او تأکید دارد و این او را ناامید می‌کند.

۲۸- آبگرم بزرگ بقایای سنگی است که باور عامه جسم سنگ شده احمد لیل چوپان است که به هنگام استحمام حضرت بی‌بی از بلندای تپه او را می‌نگریسته و هنگامی‌که ندیمه حضرت بی‌بی که خواهر احمد لیل بوده نوا سر می‌دهد احمد لیل بیا به سیل. احمد نیز بانوای نی او را همراهی می‌کند که حضرت بی‌بی متوجه شده با نفرین او را مبدل به سنگ می‌کند هم‌اکنون گاهی باد نفیر نی به‌جای مانده در دل‌سنگ او را به صدا درمی‌آورد.

۲۹- بدین لحاظ چهارطاقی‌های عهد ساسانی که در محل‌های موسوم به در باغ و علی‌آباد و رحمت‌آباد واقع در دشت آرزو از توابع بخش بافت (شهرستان سیرجان) کرمان وجود دارد و بنای شگرف دواشکوبه (دوطبقه) موسوم به بهشت و دوزخ واقع در نزدیکی سلطان‌آباد که احتمالاً مربوط به عهد اشکانی است و در پنج کیلومتری چهارطاقی در باغ واقع هست طبعاً مربوط به استان فارس نبوده به شرحی که گذشت توضیح درباره آن‌ها ضمن آثار تاریخی استان کرمان باید مذکور افتد و به همین ترتیب امکنه باستانی نظیر تل گنج که تپّه ماقبل تاریخی واقع در نزدیکی نظام‌آباد از دهستان (فارغان) از توابع حاجی‌آباد (سعادت‌آباد) بندرعبّاس است.

 (حوزه تارم زمین) به قلم استاد سید آقا حسینی تارمی سایت آرموس

 در غرب فارغانات و در ضلع جنوب  غربی شهرستان حاجی‌آباد دشتی وسیع واقع گرفته. دشت حاصلخیز سعادت‌آباد و سر چاهان نمایان می‌شود که مدخل ورودی تارم زمین است، تار در گویش متداول منطقه به فرورفتگی‌هایی بر روی کوه‌ها اطلاق می‌شود که بهنگام بارندگی در آن آب جمع شده و مورداستفاده آدمیان و احشام قرار می‌گیرد تعدد وجود تارها باعث گردیده تا جمع مکسر آن به تارون مبدل و درگذشت اعصار به تارم منتهی شود.

آرنولدت وین بی ‌در جغرافی اداری هخامنشیان می‌گوید: شهر زادگاه وه بزداته (تاروا)tarava، اسم خود را به تارم شهری در مرز شرقی لارستان داده است وه یزداته شورشی مدعی تاج‌وتخت هخامنشیان خودرابا صراحت و شجاعت فرزند کوروش دوم/کبیر/و وارث زنده و به‌حق تاج‌وتخت سلطنت شاهنشاهی می‌دانست ادعایی که به‌گونه‌ای آشکار بارز بر ادعای غاصبی از شاخه‌ی آریارمنه ی دودمان هخامنشی (داریوش) ارجحیت داشت. ادعای وه یزداته تنهاموردتاییدیاتوییه قبیله‌ی خودش قرار نگرفت.

جمع کثیری درخودپارسا به زیر علم او گرد آمدند ازجمله پاسداران و محافظین کاخ‌های سلطنتی. همین تحولات سبب شد که وِه یزداته درخودپارس به‌عنوان شاه بر تخت سلطنت جلوس کند این واقعه برای داریوش هولناک‌ترین رویداد ممکن بود. به‌طوری‌که می‌توان از شرح صریح وبی پرده‌ای که داریوش در کتیبه بیستون برای همگان مطرح می‌کند که وه یزداته خطرناک‌ترین و سهمناک‌ترین دشمن داریوش است را مشاهده کرد. دربند چهل‌تا چهل‌وسه از ستون سوم سنگ‌نوشته داریوش بزرگ در بغستان (بیستون) می‌خوانیم.

 ۴۰-گوید داریوش شاه: مردی بود وه یزداته نام شهری (است) تاروانام (از) سرزمینی یوتی (ییوتیا) نام در پارس آنجا می زیست. اودومین باربه شورش برخواست در پارس. مردم را ایدون گفت: «من بردیه ام پسر کوروش». آنگاه لشکر پارسی که در میهن (پارس) بوداز هرجایی که پیش‌تر بود آن از من مهر گسل (شورشی) شد به‌سوی آن وه یزداته برفت وی شاه شد در پارس.

                                     ۴۱-گوید داریوش شاه: آنگاه من سپاه پارسی ومادی را که با (همپای. هوادار) من بود فرستادم. ارتهوردیه نامی پارسی  بنده من اورامهستان (سالارشان) کردم. سپاه دیگر پارسی (از) پس من به ماد شد. پس ارته یه با سپاه به پارس رفت. چون به پارس رسید رخا نام شهری (است) در پارس. آنجا آن وه یزداته که خودرابردیه می خواند به سپاه پیش آمدبه سوی ارته وردیه برای پیکارکردن. آنگاه جنگ کردند. اهور مزدایم پشتیبانی فرا آورد به خواست اهورمزدالشکرمن سپاه وه یزداته رابسی بکشت.۱۲ روز از ماه ثورواهر گذشته بود (که) ایدون کارزارشان کرده شد.

۴۲-گوید داریوش شاه: آنگاه آن وه یزداته با اندکی سوار گریخت به پییشیا (ه) ووادا رفت از آنجا سپاهی برگرفت. پس از آن به سوی ارته وردیه آمد به جنگ کردن. پرگه (فرگ forg) نام کوهی (است) آنجا پیکار ساختند. اهورمزدامراپشتیبانی فراآورد به خواست اهورامزدا سپاه من لشکر وه یزداته را بسی کشت ۵ روز از ماه گرم پده گذشته بود که ایدوشان کارزار کرده شدوآن وه یزداته راگرفتندومردانی راکش نزدیک‌ترین فرمان‌برداران بودند گرفتند.

۴۳-گوید داریوش شاه: پس من آن وه یزداته را و مردانی راکش نخستین پیروان بودند-اوودی چینه نام شهری است در پارس آنجا بردارشان کردم. این‌که وه یزداته آخرین نبرد خود را در کوه فرگ (که یه تعبیر تواین بی به کوهان شترمینماید درجوارشهری به همین نام در ۵۰ کیلومتری تارم) انجام داده نشان از گریز او به‌سوی زادگاهش هست.             

           مارکوپولودر شرح مسافرت خود چنین می‌نویسد: ازواحه زرزه (سرزه) راه وارد کوهستان می‌شود. وبالارفتن از کتل گهره که شیب تندی داردخیلی سخت است. راه همواربالاوپایین می‌رود. آبادی هاوزمین های قابل‌کشت گاهی سرسبزند وگاهی فراموش‌شده؛ مانند چاه ماکو وسعادت آباد. بعد چشم انداز باز می‌شود. دره پهنی روستای تارم در محاصره کوه‌های بلند قرار دارد. اینجا یکی از آن میدان‌های مکاره قلب ایران است که هرگز از رونق بزرگی برخوردار نبوده‌اند، اما برخلاف خیلی از آبادی‌های ساحلی از روزگاران پیش صدها و هزاران سال تاریخ پرتحرکی را پشت سر گذاشته‌اند. تارم را حتی یونانی‌ها به نام «تارونا» می‌شناختند. از قرن مارکوپولو اطلاعات زیادی درباره طارم در دست است. جغرافیدان‌های اسلامی مخصوصاً به کالای صادراتی اینجا مانند عسل، خرماومشک آب اشاره می‌کنند، یعنی بیشتر فرآورده‌هایی که از زمین و دام به دست می‌آیند. در زمان مارکوپولو مغول‌ها در تارم یک مرکز نظامی به وجود آورده بودند و این نشانه این است که این آبادی در چهارراه راه‌های سیرجان وفورگ از اهمیتی برخوردار بوده است.  معدن آهن تنگ زاغ خود مکمل غنای این خطه است سیرمند واکناف با دارا بودن موقعیت و مرغوبیت مرکبات داردو درگهکم به معنای گه گم به دلیل همجواری با کوه مرتفعی که بامدادان را به تاخیر می اندازد درشمال این دشت و گله گاه در ضلع جنوبی  بعنوان  گذرگاهای قدیمی که در هر کدام یک کاروانسرای عباسی احداث شده اند موقعیت خاص خود را دارند. در بخش های مرکزی این دهستان که محل عبور و نهایتا تلاقی سه رود  بزرگ استان رود خانه گهکم -گنج و گله گاه می باشد اوضاع بگونه دیگری است از دیر باز که انسانها اطراف رودخانه ها را برای سکونت و ارتزاق بر می گزیدند مانند اطراف نیل و بین النهرین نخستین اقامتگاهای انسانها  در طول اعصار در کنار رودخانه ها به وجود آمدند هر چند بدلیل ناملایمات-ناامنی -بلایای طبیعی و ویرانگری چپاولگران به ناچار به جاهای دیگر کوچیده اند به طور مثال روستاهای رفیع آباد-گلروییه-تارم و پتکوییه در سده اخیر چندین بار مکان جغرافیایی خود را تغییر داده ویا متروکه شده اند شهرک هاشم آباد (پتکوئیه سابق) مجددا در جوار تل ها و تپه هایی بنا گردیده که به روا یاتی در اعصار کذشته نیاکان آنان در همان مکان زیست می نموده اند بهره وری وبرخورداری از دو رود مجاور   زمین آبرفتی حاصلخیز و بهره برداری از چشمه های همیشه جوشان تذرج موهبتی بوده که انسانهای کوشا قدرشناس آن بوده ونهایت بهره را از آن برده و در کشتزارهاقوت لایموت هم استانی ها  را تامین کرده ودر نخلستانها (موغستانها) با بهره آوری خرمای پیارم برای کشور واستان وشهرستان اعتبارویژه ای کسب کرده اند اما چه حاصل که این خطه با همه قدمت تاریخی که شرح آن را خواهیم نگاشت همواره در محاق وفراموشی حاکمان زمانی که تحت قیمومیت  ملوک  هرمز یا فارس یا کرمان بوده بعنوان دورترین  نقطه سرحدات آن قلمرو بوده و فقط گماشتگانی رابه بهانه جمع آوری خراج وچپاول به آنجا اعزام مینمودند هر آنچه ماحصل گذرتاریخ در آنجاست چیزی نیست جز مرگ و ویرانی. کشف سفالینه هایی انباشته از موادخوراکی خشک شده درعمق زمین و در جوار رودخانه نزدیکی لایگزان بیانگر آنست که اهالی مجبور بوده اند مایشاء خود و خانواده را برای جلوگیری از گزند چپاولگران در اعماق زمین به امانت بگذارند چه بسا اگر یورش قساوتمندانه اتفاق می افتاد دیگر کسی را یارا ی یافتن نبود تا مگر سیلابی آنرا نمایان سازد.

       لایگزان، همرابانقشه های دوره های مختلف

فخرالدین توران شاه پنجم پادشاه هوموز در سال ۱۵۴۱ میلادی در یک نامه رسمی به پادشاه پرتقال صراحتا از احوالات هرموز وبیرونات مینویسد . مستوفی درشرح بیرونات مینویسد در سواحل ایران امتداد قلمرو هورموز به آبادی تزرگ در ۷۰ (احتمالا ۱۷۰۰) کیلومتری دریا میرسید که توقفگاه کاروانهایی بود که از هورموز به سمت شیراز یا کرمان در حرکت بودند. درمنازعه قدرت بین دوبرادر یعنی تورانشاه وامیر سیف الدین بر سر پادشاهی هرموز همراهان امیر سیف الدین مصلحت رادر این دیدند که او سلطنت برادر را به رسمیت بشناسد وخود در قلعه تزرگ یکی از قلاع نواحی پس کرانه ای در مسیر هورموز به شیراز که نسبت به قلاع دیگر از آب وهوای بهتری برخوردار بود ساکن شود؛ و (پادشاه سیف الدین در قلعه تزرگ خزید ودم در کشید وتقبل فرمود که نسبت به برادر اکبر انواع دوستداری وخدمتگذاری به جای آورد). دکتر محمد باقر وثوقی درتاریخ ملوک هورموز مینویسد: درمسیرطول مسیر هرموز به طرف فارس ناحیهای به نام تارم وآبادی شمالی اش تزرگ را میتوان مناطق مرزی هرموز به شمار آورد. ااین جاده باستانی دراین منطقه به سه بخش تقسیم میشد که اولی به سمت شمال غربی تا داراب وسپس شیراز امتداد می یافت  ودیگری به سمت شرق تا سیرجان وسپس کرمان  وسومی از سمت بینوج به سمت لار میرفت. به این ترتیب تارم وتزرگ محل تلاقی کاروانهای سه مسیر مهم تجاری به شمار میرفت . استخری، ابن حوقل، یاقوت حموی، مستوفی قزوینی وابن  بلخی منزل گاههای مسیر هرموز به فارس را برشمرده وتارم به عنوان ایستگاه اصلی آن نامگذاری کرده اند. اسکندر مقدونی در لشکر کسی خود به شرق از تارم عبور کرده است. در سمت شمالی تارم ودرجادهای که به سوی سیرجان میرفت قلعه ای محکم بر فراز کوه دیده میشود که بر دامن آن آبادی تزرگ به چشم میخورد که به عنوان یکی از ایستگاههای مهم در این مسیر به شمار میرفته است. این دومنطقه در مرز حکومتهای مختلف کرمان وشبانکاره وفارس وبعدها درقرن نهم ودهم درمرزبین لارستان وهرموز قرارداشته اند. تارم وتزرگ تا قرن ششم جزء نواحی فارس ودرقلمرو آن قرار داشته اند، امادر دوره حکومت امیر قطب الدین شبانکاره ای در اواخر قرن ششم درمحدوده قلمرو شبانکاره گان قرار گرفتندودر قرن هفتم نیز در فهرست آبادی های شبانکاره ذکر شده اند. با افول قدرت شبانکاره گان در قرن هشتم هجری ودر اوج قدرت گیری هرموز به محدوده قلمرو هرموز پیوستند، تاریخ قطعی این رویداد بر ما مشخص نیست اما به احتمال بسیارالحاق این این مناطق در دوره حکومت امیر قطب الدین تهمتن بین سالهای ۱ تا ۷۴۷ هجری تحقق یافته است. قلعه بزرگ وبا هیبت تزرگبه عنوان یکی از هفت قلاع بیرونی هرموز درمنابع تاریخی قرن نهم آمده است. عبدالرزاق سمرقندی درمسیربازگشت خود از هرموزبه سیرجان دراین قلعه توقف نموده است. حمداله مستوفی فاصله تارم تا مرز لارستان را چهار فرسنگ ذکر کرده است. توسعه قدرت امرای لارستان از قرن هشتم به سمت سواحل ونواحی تارم مورد تایید منابع است .

درسال ۸۱۴ ه /۱۴۱۱ م حاکم قلعه تارم قطب الدین تارمی با حمایت گرگین امیر لار علیه حاکمیت تیموریان دست به  شورش زد.نیروهای مشترک تیموری وترکمنی طی تهاجمی بزرگ ضمن سرکوبی قطب الدین تارمی شهر وقلعه آن را ویران ساختند. طبقه اشراف تارم در همین دوره در دربار ملوک هرموز از موقعیت مناسبی برخوردار شدند. خواجه فخرالدین تارمی وزیر قدرتمند امیر سیف الدین پادشاه قدرتمند در سال ۸۳۹ ه/۱۴۳۵ م است. این منطقه در قرن نهم ودهم چندین بار بین هرموز ولار دست به دست شد. درسال ۹۲۱ ه/۱۵۱۵ م گامسده دلومزفرستاده آلبوکرکبه دربار شاه اسماییل از مسیر تارم عبور میکند ودرباره آن مینویسد: این هیئت به محل بزرگ دیگری رسیدکه خان آن به میرجلال الدین شهرت داشت میرجلال الدین به فرناندو و همراهان ارج واحترام فراوان گذاشت وضمن اینکه به آنان غذا ومکان داد، آذوقه دو روز راهشان را هم تامین کرد میر جلال الدین مردی مهربان وشصت ساله بودکه دو پسر کامل داشت. این محل تارم خوانده میشود وحصار وخندقی آنرا در بر میگرفت. درون این حصار سیصد وبیرون آن دویست نفر ساکن بودند خانه های این محل با خشت خام ودیوار گلی وبامهای صاف ساخته شده بود. آب مورد نیاز این محل از جاهای دوردست  با لوله های سفالین تامین می گردید. طارم جایی بود بسیار زیبا ودلپذیر که در آن نان ومیوه به وفور یافت می شداز  این گذشته باغستان، تاکستان ونخلستان زیاد هم داشت. در اینجا آسیابها در زیرزمین قرار داشتند، زیرا آبی که با آبشار بتواند آن را به حرکت در آوردوجود داشت.

در سال ۹۵۰ ه/۱۵۴۳ م نیروهای صفویه برای تصرف این بخشها به لشکر کش ی گسترده ای دست زدند ملک جمال حاکم تارم دراین دوره شکست خورده وبه کوههای اطراف پناه میبرد. ازمحتوای نامه وزیر هرمز چنین بر می آیدکه در سال ۹۵۰ ه/۱۵۴۲ م تارم از نواحی تحت قلمرو هرموزمحسوب می شده است.

سکه های ضرب جرون که وازه سبعه بر آن حک شده است ومربوط به سالهای ۹۲۸- ه/۱۵۲۱- م است سند قطعی حاکمیت ملوک هرموز در منطقه تارم است.

لازم به ذکر است «سبعه ”  عنوان عمومی هفت ناحیه همجوار درناحیه جنوب شرقی فارس بوده که یکی از بلوکات آن تارم است. در نیمه دوم قرن دهم توسعه طلبی حکام لار باعث شدتا این مناطق مستقیما تحت حاکمیت آنان قرار گیرد.

کاتب چلبی مورخ قرن یازدهم، تارم وتزرگ را دو شهرک تابع لار ذکر کرده است. مستوفی یزدی نیز این منطقه را در قلمرو لارستان ذکر کرده می کند وحاکم انرا امیر جلال الدینافراسیاب نامیده استکه از طرفابراهیم خان لاریدر منطقه تارم حکومت میکند. خورموجی ومیرزاحسن حسینی ناحیه تارم وتزرگ را درقلمرو ایالت لارستان ذکر کرده اند.

قلاع، بقاع وعمارات متعددومتروکه ای که به جز در مواردی در خصوص ساکنین- کاربری وقدمت آن اطلاعی در دست نیست وفقط از نوع ساخت ومسمای اسم به یادگار مانده آن میتوان حدسهایی به یقین نزدیک زد از آثار بجا مانده ای است که عبارتند از:

 کاروانسرای عباسی که در مدخل ورودی (گدار) یعنی تنها گذرگاه دشت به نواحی شمال وشرق بوده بنا گردیده ویقینا از متحدثات دوره صفویه است توسط پل خان که در امتداد جنوبی دشت احداث گردیده به کاروانسرای دیگری بنام تنگ دوکان متصل گردیده تا مامن وماوا واستراحتگاه مسافرینی باشد که از چند جهت تردد مینموده اند.

اهمیت پل خان که از جهاتی از پل لاتیدان نیز در درجه اولاتری قراردارد به همین دلیل است زیرا پل لاتیدان فقط مناطق فارس وجنوب را به هم متصل می نموده درحالی که پل خان محل اتصال سه منطقه فارس، جنوب وکرمان بوده است.

وثوقی درتاریخ ملوک هرمز مینویسد: یکی از مسیرهای مهم ارتباطی هرموز جادههای است که از طریق شهرو وتارم به دارابگرد وسپس به فسا وشیراز ختم میشود.

ابن بلخی، ابن حوقل واستخری به کرات از منزلگاه تارم در مسیر ارتباطی هرموز به فارس وکرمان نام برده اند.

اولین مسافر اروپایی که این مسیر را طی کرده آفانسی نیکتین بود که درسال ۱۴۶۸ میلادی جاده هورموز، تارم به لار وسپس خنج را پیمود.

قدمگاه -چراغ سوز

فارغانات

هم همراه با دیگر بخش های سرزمین، ایران اسلامی  شیعیان ایران با توسل به ائمه اطهار در محله دفن امام زاده ها محلی پاک و متبرک برای راز نیاز با معبود خود با ابنیه و ساختمان ها با گمبد و معماری بینظیر اسلامی تزئین نموده معمولا در کنار جشمه های آب قنات به رسم نیاکان ساخته می شد.

ادامه خواندن قدمگاه -چراغ سوز

فارغان

مقدمه
 یکجانشینی وشهرآیینی، نظم واقتداردراین برزن که با توانایی ویژه افراد در این حوزه اقتدار و امنیت ساکنین بااستحکامات دژو قلعه‌های متعدد با ابنیه و سلاح درخور دفاع از حوزه نیاز به قلعه، ودژمناسب استفاده از (اسلحه) مربوط به زمان خود نشان ازاقتداروپیشه وری وصنعتی بودن مردم فارغانات هست.
 فارغانات با داشتن چشمه‌، قنات و رودخانه‌ وباجمع آوری آب های روان درعهد کهن ودیرین به علم و صنعت کهن در ساخت انواع سد وابست باملات ساروج وسنگ هدایت آب، در دشت‌ها کشت سیفی جات، کاشت مرکبات در کناره کوه با شیب تند، داشت وبرداشت محصولات کشاورزی بستر دادوستد ایجادنموده، این بسترنیاز به ابزار کشاورزی درزمان خودگواه بر بالا بودن رتبه پیشه وری و شهرآیینی وصنعتی ای و برزن استورار بدنبال خواهد داشت.
 شاه‌نشینی کهن باستان در این گستره به فرتور کشیده‌
.عکس مرتضی کیوانی زاده

 


 در این مقاله ابنیه هاخاص درخورمحل زندگی با ساخت مصالح بومی دردسرس از نظر کیفیت وآسایش محل زندگی تحقیق، برسی شده وبصورت علمی ارائه شده است.
 فرهنگ (گویش) غنی با نحوه زندگی آداب رسوم ومعاشرت وداستانهای زندگی مردم وبازی ها سنتی بومی، در راستای افسانه ها وداستان های که سینه به سینه به ما رسیده نحوه گویش وبستر زندگی مناسب  دوران کهن ودیرینه تاکنون همراه با ادبیات خاص شهر آئینی همرا بوده ست.
 فارغانات درکهن ازصنعت وپیشه وری ویژه ای برخوردار بوده در تولید انواع فلزات کوه تولید شیشه وکوره وفلزات وزیورآلات، پارچه بافی وتولید انواع سفال و چرم وبهره بردن از رنگ طبیعی ودباغی مشک آبخوری یا پوست وپارچه، طب گیاهی با این علم کامل شناخته هست وبهره می برده ند.

فارغان-فارغانات

 

ادامه خواندن فارغان-فارغانات

فارغان (بقعه شاه رکن الدین)

 

بقعه شاه رکن الدین

از متبرک ترین  وبا مصالح سفال لعاب دار سز فیروه ای در گنبد داشت مرمت شده وبنا به اظهارات بانی مصالح خاص درمحدوده باستانی بوندون متمایز میکند.

با باغ ها وقنات ودرختان نخل از جمله درکنار دو دژقدیمی قله سرخنی قرار گرفته مشرف بر ساختمان ومیل لموشوکو که از بارز ترین ابنیه با مصالح ساروج وسنگ چین بدون ملات بکار رفته ودر ضلع غربی ان اشکفت جناب علی خود پازلی برای محلی متبرکه ودرباستان لموشوکو میل محلی برای امنیت یا حتی گاه شماری نجوم را در این محدوده با وجود دخمه های باستانی ونوع سفالهای یافت شده گواه بر دیربنه بودن وکهن بودن این برزن که با کاوش کارشناسان خود یافته های بیشتری برای ما به ارمغان میاورد.

شیربرنزی- شیر باستانی برنزی-شیرفارغان-


توجه باستان شناسان به مجسمه شیر برنزی هرمزگان

مجسمه شیر برنزی با ۶۲ کیلو وزن که مربوط به دوره هخامنشی است، مورد توجه بوده است.

دکتر مهدی رهبر، باستان شناس، با بیان این که شیر برنزه کشف شده در منطقه فارغان حاجی آباد از شهرستان های استان هرمزگان یک شیر غران است که به طرفی در حال حمله است گفت: بلندی این مجسمه حدود ۴۲ سانتیمتر است که زیر ۴ دست و پای آن ۴ میخ مخروطی شکل وجود دارد که ۸ سانتیمتر بلندی دارد و نشان می دهد این مجسمه برنزی در یک محل فلزی یا سنگی، استوار بوده است.

ادامه خواندن شیربرنزی- شیر باستانی برنزی-شیرفارغان-

فارغان- در بیستون- باستان -وکهن- ودیرینه-تارم

فارغان- در بیستون- باستان -وکهن- ودیرینه

ستون سوم در سنگ نبشته

بند ۵ ۲۱-۲۸ داریوش شاه گوید: مردی به نام «وَهـیَـزداتَـه» در شهر «تارَوا» در سرزمین «یَـئوتی‌یا» در پارس می‌زیست. او دوباره در پارس آشوب برپا کرد.[۲۲] او چنین به مردم می‌گفت که من «بَـردی‌یَـه» (بردیا) پسر کورش هستم. سپس سپاه پارسی که در تختگاه[۲۳] بود و پیش از آن از «یَـدا/ یَـدایا؟»[۲۴] آمده بود، بر من شورید و به سوی وَهـیَـزداتَـه (تارم)رفت. او در پارس شاه شد.

بند ۶ ۲۸-۴۰ داریوش شاه گوید: آنگاه من سپاه پارسی و مادی را که در فرمان من بودند؛ گسیل داشتم. یک پارسی پیرو خودم به نام «اَرتَـ‌وَردی‌یَـه» را سردار آنان کردم. دیگر سپاهیان پارسی به دنبال من، روانه ماد شدند. سپس اَرتَـ‌وَردی‌یَـه با سپاه خود رهسپار پارس شد. آنگاه که او به شهری به نام «رَخا» در پارس فرا رسید؛ در آنجا آن وَهـیَـزداتَـه که خود را بردیا می‌نامید، با سپاه خود برای نبرد با اَرتَـ‌وَردی‌یَـه در آمد. سپس به نبرد شدند(مسیر لشکر از دهنه ده شیغ وبه فارغانات وسپس تارم). اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه وَهـیَـزداتَـه را درهم شکست. آنگاه که نبرد در گرفت، ۱۲ روز از ماه ثورَواهَـرَه گذشته بود.

بند ۷ ۴۰-۴۹ داریوش شاه گوید: سپس وَهـیَـزداتَـه با سواران کمی گریخت و به پَـئـیـشی‌یـا اووادا رفت. در آنجا سپاهی را آماده ساخت و رهسپار شد تا با اَرتَـوَردی‌یَـه نبرد کند. در کوهی به نام «پَـرگَـه» فارغان به نبرد شدند. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه وَهـیَـزداتَـه را درهم شکست. آنگاه که نبرد آنان آغاز شد، ۵ روز از ماه گَـرمَـپَـدَه (گرماپَـد) گذشته بود. وَهـیَـزداتَـه و همدستان برجسته او را دستگیر کردند.

بند ۸ ۴۹-۵۲ داریوش شاه گوید: سپس من وَهـیَـزداتَـه و مردانی که همدستان برجسته او بودند را در شهری به نام «اووادَئیچَـیَـه» در پارس به دار آویختم.

بند ۹ ۵۲-۵۳ داریوش شاه گوید: این است آنچه که به دست من در پارس انجام شد.

بند ۱۰ ۵۴-۶۴ داریوش شاه گوید: آن وَهـیَـزداتَـه که خود را بردیا می‌خواند، به رویارویی با شهـربان پیرو من در آراخوزی/ رُخَـج به نام «ویـوانَـه» سپاه گسیل داشت.[۲۵] او مردی را سردار آنان کرد و به ایشان گفت که بروید و ویوانَـه و سپاهی که خود را از آنِ داریوش می‌داند، درهم شکنید. سپس آن سپاهی که وَهـیَـزداتَـه گسیل داشته بود؛ رهسپار شد تا با ویوانَـه به نبرد درآید. آنان در دژی به نام «کاپیشَـکانیش» نبرد کردند. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه شورشگران را درهم شکست. آنگاه که نبرد آنان درگرفت، ۱۳ روز از ماه اَنامَـکَـه گذشته بود.

کتیبه بیستون، بزرگترین سنگ نوشته ایران

سنگ‌نبشته بیستون بزرگترین سنگ‌نبشتهٔ ایران، نخستین متن شناخته شدهٔ ایرانی و از آثار دودمان هخامنشیان (۵۲۰ پ. م) واقع در شهرستان هرسین در سی کیلومتری شهر کرمانشاه بر دامنه کوه بیستون است. سنگ‌نبشته بیستون یکی از مهمترین و مشهورترین سندهای تاریخ جهان و مهم‌ترین متن تاریخی در زمان هخامنشیان است که شرح پیروزی داریوش بزرگرا بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد.

نام بیستون از واژه پارسی باستان «بغستان» به معنی جایگه خدایان است.نخستین اشاره به این جایگاه در کتاب دیودوروس سیکولوس بود که در آن بخشی از نوشته‌های کتزیاس یونانی درباره بیستون آورده شده‌است.

واژه بیستون در زبان پهلوی «بَهیستان» و سپس «بَهیستون» شد. این واژه در سده‌های نخست اسلامی «بهستون» و امروزه بیستون خوانده می‌شود. یادآوری می‌گردد شکل واژه‌ای که امروزه «بی ستون» به معنی «بدون ستون» گفته می‌شود، از گویش‌های محاوره‌ای بوده و فاقد اعتبار است.

www.dalahoo.comروش ساخت

سنگ‌نبشتهٔ بیستون در ارتفاع چند ده متری از سطح زمین و بر دامنهٔ رو به جنوبی کوه پراو ساخته شده‌است و از آثار به جای مانده از پلکانی در قسمت بالایی کوه بیستون احتمال می‌رود که سنگ تراشان از این راه برای رسیدن به محل استفاده می‌کرده‌اند و پس از پایان کار پلکان را به منظور غیرقابل دسترس کردن اثر تراش داده‌اند. سنگ‌نبشتهٔ بیستون بر سنگ‌هایی از جنس آهک ایجاد شده که از آثار رنگ لعاب قهوه‌ای مانندی که پس از همراه شدن با ذرات اکسیده شده آهک و همچنین بقایای سربی که در چند سطر نخست اثر دیده شده‌است به نظر می‌آید در پایان کار برای افزایش طول عمر اثر تمام نمای آن را با اندودی ناشناخته پوشانده‌اند.

www.dalahoo.comنقش برجسته

ارتفاع کلی کتیبه ۷ متر و ۸۰ سانتی‌متر و طول آن ۲۲ متر می‌باشد و در مرکز آن ۵ ستون به خط میخی فارسی باستان دیده می‌شود. هر یک از ۴ ستون اولیه قدری کمتر از ۲ متر عرض و ۴ متر ارتفاع دارد. متن فارسی باستان جمعاً ۵۲۵ سطر دارد. بر روی پنج ستون مذکور اهورامزادا بر روی صفحهٔ برآمده‌ای قرار گرفته و بر روی همهٔ این اشکال در حال پرواز است. اهورامزدا با چهرهٔ انسانی و ریشی مستطیلی تجسم یافته و از میان انوار یک فرص خورشید بسیار بزرگ که در حال نورافشانی، پدیدار گشته است. بر روی سر او یک تاج تابناک با شاخ‌هایی قرار گرفته که نشانه و رمز خدایی بودن اوست. اهورمزدا دست چپش را با حلقه‌ای به سوی داریوش دراز کرده و به این ترتیب مشغول انجام مراسمی مبنی بر تسلیم قدرت و سلطهٔ پادشاهی به داریوش می‌باشد. وی با دست راستش که بلند کرده خیر و برکت برای داریوش می‌خواهد. خود داریوش تاج پادشاهی بر سر دارد. سبیلهایش تابیده و ریشش مستطیلی شکل و به شیوهٔ ریش پادشاهان آشور است که ده طره داشته. داست راست داریوش به حالت دعا و راز و نیاز به سوی اهورمزدا دراز است و با دست چپش کمانی را گرفته است. داریوش به اندازهٔ معمولی بعنی به قد ۱۸۰ سانتی‌متر نشان داده شده است.

www.dalahoo.comداریوش با پای راست خود گئومات را زیر لگد انداخته به طوری که یک پا و دو دست گئومات به حالت تضرع بالا آمده است. از سمت چپ، در پشت سر داریوش دو نفر از درباریان نیزه‌دار و کماندار با تیرکش ایستاده‌اند و هر دو ریش‌های بلندی دارند. با توجه به نقشه‌های نقش رستم، نیزه‌دار مذکور «گبری» و کماندار «آسپاتینا» می‌باشد. این دو نفر قدشان از داریوش کوتاه‌تر و در حدود ۱۵۰ سانتی‌متر است، ولی از پادشاهان یاغی که مجسمهٔ آنها تا سینهٔ داریوش است (۱۲۰ سانتی‌متر)، بلندترند. پشت گئومات بلافاصله ۸ نفر از غاصبین تخت و تاج پادشاهی و پیشوای قبیلهٔ سکاها، «تیگراخائودا» که نظر به تیزی نوک کلاهش هشت سانتی‌متر از داریوش بلندتر است، نقش گردیده است. همهٔ آنها به وسیلهٔ زنجیری به یکدیگر متصل هستند. قسمتی از مجسمه‌های کتیبهٔ بیستون در زمان دو جنگ جهانی موقعی که سربازان از کنار آن عبور کرده‌اند، ویران گردیده است. مجموعاً این نقوش حد متوسط ۳ متر ارتفاع و ۵٫۴۸ متر طول دارد.

www.dalahoo.comاین نقش برجسته پیروزی داریوش بزرگ را بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد. طول این نقش برجسته ۶ متر و عرض آن ۳٫۲۰ متر می‌باشد، نماد فروهر بالای نقش دیده می‌شود. داریوش دست راستش را به نشانه ستایش اهورامزدا بالا برده و پای چپش را بر سینه گئومات مغ که زیر پای او افتاده نهاده‌است. شورشیان که دست‌هایشان از پشت و گردنشان با ریسمان به هم بسته شده‌است پشت سر هم در برابر داریوش ایستاده‌اند. یک نیزه دار و یک کماندار پشت سر داریوش دیده می‌شوند. بلندی قامت داریوش در نقش ۱۸۰ سانتیمتر، قامت نیزه دار و کماندار حدود ۱۵۰ سانتیمتر و قامت شورشیان حدود ۱۲۰ سانتیمتر است. متن و نقش بر اثر عواملی چند از جمله عوامل زمین شناختی فرسایش باران و باد رسوب مواد آلی رشد جلبک در درز سنگها و تأثیر سایر پدیده‌های طبیعی فیزیکی شیمیایی و نیز تخریب به دست بشر بویژه در عصر رواج تفنگ – که از قسمتهای برجسته و نمایان تر نقش و از فاصله دور به عنوان نشانه استفاده می‌کرده‌اند – و ناآگاهی‌ها و بی‌مبالاتی‌های دیگر آسیب جدی دیده‌است.

www.dalahoo.comنخستین کسی که موفق به خواندن کتیبه بیستون شد، هِنری رالینسون انگلیسی(Rawlinson) بود. او که در دهه ۱۸۳۰ میلادی و اوایل دهه ۱۸۴۰ به عنوان افسر ارتش هندِ انگلستان، مأمور خدمت در غرب ایران بود، موفق به رمزگشایی از خطوط کتیبه شد و نخستین ترجمه آن را به دست داد.

پس از رالینسون، افراد دیگری راه او را پی گرفتند و ترجمه‌های کامل‌تر و دقیق‌تری از کتیبه بیستون را بدست دادند؛ با این حال، بخش‌هایی از این کتیبه باستانی به علت فرسایش در برابر باد و باران از میان رفته و ناخواناست؛ و نیز بدین خاطر که در دوره‌ای از بی‌خبری ایرانیان، نقوش و خطوط آن به عنوان نشانه تیراندازی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

www.dalahoo.com

نکته‌های اصلی کتیبه بیستون از این قرار است:

معرفی داریوش از زبان خود او، دودمان هخامنشی، چگونگی اعاده پادشاهی به هخامنشیان، شیوه حکومت داریوش، مرگ کمبوجیه، طغیان گئوماتا و کشته شدن او در پاییز ۵۲۲ ق م، شورش و طغیان در بسیاری از سرزمین‌ها و سرکوبی آن‌ها و اعاده نواحی بسیاری که از فرمانبرداری سر باز زده بودند، پیروزی‌هایی که در نوزده نبرد نصیب داریوش شده‌است و از جمله پیروزی مهم و دشوار بر سکاها، چگونگی استقرار آرامش و امنیت در امپراتوری پهناور، رد ادعاهای یاغیان ضدحکومت، هشدار نسبت به دروغگویی، دفاع از راستی و راستگویی، دعای نیک در حق کشور و مردم، سپاسگزاری داریوش از یاریهای اهورامزدا در غلبه بر معارضان و بازگشتن صلح، اندرز به شاهان آینده و کسانی که کتیبه بیستون را می‌خوانند، نام کسانی که در غلبه بر گئوماتا از داریوش پشتیبانی کردند و اشاره به انتشار متن کتیبه در سراسر قلمرو هخامنشی به خط میخی و سه زبان پارسی باستان، بابلی و ایلامی. این کتیبه‌ها کلید کشف رمز کلیهٔ خطوط میخی گردید. به ویژه «سر هـ. رالینسون» در این موفقیت سهمی بسزا دارد.

ایجاد گالری تصاویر

میلکانی

?