– دریایی اندیشه – ماراک نگهبان- فرهنگ -وهنر (هرمزگان) پارس

ماراک(روزنامه)

دریایی اندیشه

نگاهی به مطبوعات در نگهبان هفته نامه ماراک در فرهنگ وتمدن هرمزگان و

دریای اندیشه

فرهنگ تمدن هرمزگان

فرهنگ بومی هرمزگان همانند بسیاری از فرهنگ‌ها در جهان یک فرهنگ محلی ـ منطقه‌ای کهن ودیرینه است.

سخن از فرهنگ به واقع کاری سهل و ممتنع است . شاید به تعداد دانشمندان علوم اجتماعی و انسانی برای سؤال ” فرهنگ چیست ” پاسخ موجود باشد اما جمع میان تمامی آنها عبارتست از :  ” مجموعه آداب و عادات و رسوم و هنجارهای اخلاقی و دینی و باورهای یک برزن می باشد.

فرهیخته گان بومی از این ویژگی‌ فرهنگی ـ اجتماعی ـ محیط وبستری  که دارای یک فرهنگ معین هرمزگان هست.

ماراک جمع آوری هویت ورسم ورسوم گذشته گان،  را در قالب نشست های دوستان به هویت اصلی آن که گویای نگهبانی به دلیل فراموش شدن ان تلاش میکند.

هر فرهنگی در قالب فرهنگی خود دارای هویت مربوط به آن فرهنگ می‌باشد.

فرهنگ بومی هرمزگان نیز به دلیل نام نهادن فرهنگ برای آن می‌تواند در ساختار درونی خود هویتی به افراد بدهد که از آن می‌توان به‌نام هویت بومی نام برد.

هویت بومی هرمزگان برگرفته از فرهنگ بومی  که لااقل می‌توان در بخش‌هایی تمایز بین آن با فرهنگ هم‌جوار را یافت.

لازم است ما بوم را بشناسیم. بوم یا محیط در انسان‌شناسی اکولوژی، یا انسان‌شناسی محیط شناختی مفهومی فیزیکی است که در آن خاصیت طبیعت، محیط زیست اقلیم درج می‌گردد.

این مفهوم در شرایط محیط شناختی است که بر فرهنگ تاثیر می گذارد، از این نظر می‌توان به تبع تأثیر بوم

فرهنگ، هویت است می‌توان برای فرهنگ بومی هویت بومی درنظر گرفت. بنابراین می‌توان از هویت بومی سخن به میان آورد. حال نیاز است پتانسیل‌های هویت بومی هرمزگان را مورد بررسی قرار داد.

مکان، فضا، زمان، فرهنگ  هرمزگان از مهم‌ترین منابع هویت‌ساز هستند. هرگونه هویت فردی و اجتماعی نیازمند تداوم فردی و اجتماعی است. این تداوم زمانی صورت می‌گیرد که گذشته معناداری وجود داشته باشد. از طرفی دیگر فرهنگ نیز مهم‌ترین و غنی‌ترین منبع هویت‌سازی است. تا زمانی‌که فرهنگ و مخزن فرهنگی و خمیره های فرهنگی و نمادها و نشانه‌ها در فرهنگ وجود نداشته باشد؛ هویت شکل نمی‌گیرد.

محمود سالاری
استالئون هرمزگان
رهبر امام دادی در کنار آذین معتضدکیوانی بطرف جلسه گپ نوشت جلسات گپ نوشت توسط استاله ئون توسط استاد باوقار ویرایش می شود.
جمع صمیمی فرهیختگان هرمزگان
سیداقا حسینی نویسند وپژوهشگر وصاحب سایت آرموس واقای محمد مذنبی استاد وبومی نوشت هرمزگان

 اقای مهدی دیناری فرهیخته شرق هرمزگان

ماراک فارغانات چهار راه تمدن کهن تشکر ویژه ار عباس رفیعی
تمدن، هرمزگان

تمدن نحوه زیست علمی و فن آورانه در یک جامعه از کهن تا کنون دربرزنی فراگیر می شود ، یعنی می توان به راحتی از تمدن ان برزن سخن گفت . امروز همه از دستاوردهای صنعتی و علمی در گذشته نیز چنین بود ، اما فرهنگ به معنای پیش گفته فقط ملی و بومی است .

شایان گفتن است که نمی توان در طول حیات یک جامعه تأثیر متقابل فرهنگ و تمدن را نادیده گرفت .

فرهنگ ابتدائی هم نشین تمدن بدوی است و فرهنگ غنی و پربار قابلیت ایجاد یک تمدن پیشرفته و روزآمد را دارد .

مشخص است که اختراع ماشین چاپ چه تحول عظیمی در زندگی بشر ایجاد نمود و چگونه بر فرهنگ جوامع تأثیر ی شگرف نهاد . نیز می دانیم اختراع ماشین بخار در آغاز عصر انقلاب صنعتی و پیدایش پدیده تولید انبوه چگونه مناسبات تولید و اخلاق کار را دگرگون نمود .

از طرف دیگر مظاهر تمدن وقتی از جایی به جایی منتقل می شود تأثیراتی در فرهنگ مقصد به جای می گذارد ، مثلن:  ” فرهنگ آپارتمان نشینی ” یا  ” سوارشدن اتوبوس یا تاکسی ” ،دیدن همین معناست . امروز دیگردیدن افراد در حالی که راه می روند و با تلفن همراه درجاهای ممنوعه صحبت می کنند ، شایدامری عادی است.

امروز به کمک تکنلوژی وچاپ کتب ازجمله چاپ روزنامه ماراک برای پشتی بانی از فرهنگ غنی هرمزگان قدم های استوار گذاشته وشاهد شکوفای دیگر فن آوری های نوین ارتباطی فرهنگ از مؤلفه های تمدنی هستیم بلکه فرهنگ های گوناگون به سرعت از هم تأثیر می پذیرند و قریب به دو دهه است که اصطلاح فرهنگ جهانی همراه با نظم یا نظام نوین جهانی کاملاً در اذهان جای گیر و همین خود موجب بروز نگرانی هایی شده است .

 هفته نامه ماراک خود ملزم بر نگهبانی فرهنگ وتمدن دیرینه هرمزگان برخطه خلیج فارس واستان هرمزگان.

حمایت جدی از اهل هنر و ادب وظیفه متولیان فرهنگ است . گفته می شود در ورزش آماتور هستیم ، اینجا هم آماتور هستیم . هیچ یک از  این قبیله از هنرش بقاعده نان نمی خورد . خاموشی در غربت یا در عزلت و تنهایی فرجام ناگزیر آنانست . حمایتی اگر باشد یا استثناء است یا منجر به ترویج فرهنگ قلب و ناسره می شود . نگاهی به وضعیت موجود و کم و کاست امکانات تخصیص یافته و نبود سیاست های حمایتی و تنظیم کننده ، ترسیم گر فضایی است تاریک که بجای روشن نگهداشتن آن هر ازگاهی عبور شهابی لحظه ای آنرا روشن می کند . بماند که اهل قلم و هنر مشکوه در دست چه به جان می زنند.

مکان، فضا، زمان، فرهنگ از مهم‌ترین منابع هویت‌ساز هستند. هرگونه هویت فردی و اجتماعی نیازمند تداوم فردی و اجتماعی است. این تداوم زمانی صورت می‌گیرد که گذشته معناداری وجود داشته باشد. از طرفی دیگر فرهنگ نیز مهم‌ترین و غنی‌ترین منبع هویت‌سازی است. تا زمانی‌که فرهنگ و مخزن فرهنگی و خمیره های فرهنگی و نمادها و نشانه‌ها در فرهنگ وجود نداشته باشد؛ هویت شکل نمی‌گیرد.

استعدادیابی و پرورش استعدادها در حوزه ادبیات هرمزگان، ارتقای سطح مهارت گفتاری با تکیه بر ادبیات فارسی اعم از اشعار، جملات نغز، ضرب المثل ها و پرورش و تربیت شخصیت های علمی و برجسته در حوزه ادبیات از تاثیرات برگزاری جلسات گپ نوشت فرهنگی و ادبی است.

و همچنین افزایش توجه به ذخایر معنوی شعر و ادب بومی استان هرمزگان و جلوگیری از فراموش شدن مواریث گذشتگان در حوزه ادبیات را از دیگر فواید برگزاری اینگونه جلسات گپ نوشت برشمرد و بیان کرد

شناسایی بیش از پیش شخصیت های استان در حوزه ادبیات، توسعه صنعت گردشگری و افزایش امید و تلاش برای کسانی که در این عرصه در حال حاضر فعالیت دارند نیز از تاثیرات برگزاری این گپنوشت می باشد.

این استان در حوزه ادبیات به ویژه شعر، از استعدادهای فراوان و شخصیت های بزرگ و شاعران گرانقدر و ارزشمندی برخوردار است و عواملی همچون هفته نامه ماراک، تشکیل گپ نوشت نقد ادبی در گسترش این فرهنگ بسیار موثر باشد.

امیری زاده استاد نویسنده رکورد شکن ثبت در کتاب گنیس
مهندس  محمد رضا رئیسی پور

مقاله های متفاوت گاه شماری وبرزن تازیان دربهو در روزنامه ماراک
استادمحمد مذنبی (مقاله گویش هرمزگان)
استاد یوسف ملایی(مقاله گویش هرمزگان نویسنده کتاب برترین ها هرمزگان)
استاد رهبر امامدادی هنرمند وعکاسبرتر استان

✍ *‌دورهمی سی و ششمی گپ‌ نوشت هرمزگانی*
کپی شده از سایت استالئون

*جاگه* ‌ کتابخانه طالقانی – بندر عباس
*غایه*: سو شمبه. ۷ آذر ماه ۱۳۹۶ ساعت ۱۷ تا ۱۹.

دور همی گپ نوشت ‌ وا باشندگی ۱۶ نفر اَ دوس دارون زبون و فرهنگ هرمزگان برپا بو .

منصور نعینمی پیشکسوتونه وا ابراز وکفه ای دو هفته ای وا شَوندِ پیدا کردن جا و باشندگی دوس دارون تازه هونده نیاز ایدونست که اَ نشستون گذشته و دس هونده هون گپ نوشت بگیت او اَ حرکت که بدون واسطه و تبلیغ رسمی نهادون مسئول رو مردم دوس دار فرهنگ بومی تاثیر ای نهادِ ن ابراز خرسندی ایکرد .

او بی ادامه رهنمودون آموزشی ا کاربرد حرف “ه ” نا خوانا ( غیر ملفوظ) همگام وا زبون پارسی تو نوشتن بندری ایگُفت تا وا اشتباه جای کسره وا کار نبرند..‌ مانند : که ، مه ، چه ‌ .
کاربرد ” و” : ( o) وا جای ضَمّه وا شَوندِ آسون خوندن صلاح ایدونست که انجام ببوت .
و اتونیم بنویسیم : هوندوم : آمدم . ( وا ای گفته بخشی اَ پیشنهاد علی رضایی شریف پذیرفته بو ) .

وا جای آوای ow اتونم اَ دو و او استفاده بکنیم ، مانند :

شوو : شب

او تو ادامه ی گَپش بومی نویسی و بومی گویی نشونه هویت و شخصیت هرکه ایدونست که اتونت باشندگی بوم زادی خو نشون ادیت .

و دگه تاکید ایکه تا اَ واژهونی زیبا و خوش آهنگ مرکب بومی تو شعر و داستان وا کار ببرند.
مانند : کرکِرنگی ، جِلنگ جِلنگ ، استاک استاک ، دوو دوو ه کا .‌‌…‌

استاد پیشکسوت گپ نوشت وا عین حال ایگفت که نبایه اَ دستور زبان پارسی و همی طو آوا نگاری فونتیک که فرهنگستان وسیله ای بی ارتباط بین المللی ایپذیرفتن غفلت بکنیم‌.

عباس رفیعی هم بی تو جریان بودن تاره هونده هون راه دراز،ی که ای گپ نوشت ای پیمودِن و شوربخنانه اساتید زبون شناس علمی همراهی شونکه بازگو ایکه و همی طو بَی زبون دانستن بندری تا ایکه گویش دانستن ببوت تاکید ایکه. او ایگفت که به رسمیت شناختن زبون بومی بایه دور اَ اغراض سیاسی ببوت.

یعقوب باوقار ( یاکوب) دَس هونده هون گپ نوشت حاصل هامو زبون زد آموزگار بی رحم تجربه ای دونست که اول امتحان اِگفتن و دگه یاد ادیت تا ایکه یاد اسدیت و دگه امتحان اَگِنت .

او ای نهضت گپ نوشت بومی وا ای مدون گری، پدیده ای نو ظهور تو کشور ایدونست و ایگفت اصرار بَی گپ نوشت بندری به معنی ای نین که جانبدارانه تعصب بومی ببوت بلکه ای حرکتین که زبون پارسی توانمند ا‌َکن و همی طو راهی بی پیوند زبونون بومی دگه هستن و تاتنی* نمود پیدا کردن زبونون و گویشون دگه هرمزگان که شاخ و برگ زبون معیار استان هستن هم بی زبون بندری کمک اکن .

یاکوب ایگفت که بایه واماش‌ * ببیم که زبون بندری وا زبون وارداتی پایتخت بی شکل ای نکُنتن . ما تو زبون بندری حرف ربط ” و

( va )” مونین .‌‌.‌ “او – و ( o)” مُهستن ….”بَشِت” مونه بودن …”ببوت” هستن …”‌بِسِیت” نینِن … “واگِه” دوروستِن ..‌
.. ای مووردون همیشه بایه تکرار بکنیم تا ملکه ی ذهنمون ببوت ..بی ایکه شوربختونه تو محاوره و صدا و سیما رعایت نابوت و چیزون دگه هم هَن
اگه یه پوره ی * واژه به عنوان واژه هون مهمون جاگزین بکنیم …اَتِرسیم زبون بومی وا یه شیر بی یال و دُ مب آلیش ( هَلِش) * ببوت !.

او اضافه ایکه : تو ای دور همی هو اَ گپ نشتون و آثار فرهنگی دگه بومیون هم بازگو بودن مانند گپ نوشتون بلوچی تا مازندرونی …

او باشندگی خانم هانیه هادی نژاد فعال و دوستدار بومی نویسی گیلکی تبار تو ای دور همی شَوَندِ ای کار ایدونست .
* * *
پخش نشریه ی پربار فرهنگی امرداد توسط مهندس محمد رضا رئیسی پور و دیدن کتابخونه دیر پا ی محله کعله شاهی ( قلعه شاهی ) وا همت خانم لیلا جعفری و آغای یعقوبی ( مسئولون کتابخونه ) وا پدیرایی شون اَ کِرون * زیبا و سپاس مندونه تو ای دور همی هسته .

*****

*هر اُتاکی مَیونه ی دُنیان*

” اُکتاویو پاز”

یاکوب
گروه استاله ئون فرهنگ هرمزگان
۷ آذر ماه ۱۳۹۶
🚴‍♀🌴Y.B.Z.
*واژه*

* تاتَنی : حتی ( گزینشی نویسنده)
* واماش : مواظب ، توجه
* پوره ، پوری : پاره ، پاره هایی ، تعدادی ( گزین شده)
* آلیش – هَلش : عوض ، تبدیل

   اس = S = پاک، سالم.
   اسلام = اس = پاک + لام = مقدس.
   اسکول = اس + کول = کناره، گوشه، کول = مدرسه.
   استخر = اس + تخر = ترخ = جایگاه آب پاک.
   لام = مقدس
   اسلام، ایلام، لاما، …
   ایران = اران = ا = ایر + ران = مکان.
   ایزد = ای + زد = مزد،  زد = ز = ژ = نماد زایش + د = در، داخل، دنیا.
   ایلام = الام = ا + لام = جایگاه مقدس.
       جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستا های ایران بروید،  همچنین در میان مطالب وبلاگ گاهی از ریشه یابی واژه ها نوشته ام.
حروف هیروگلیف تمدن کهن جی
   الکساندر = ال + ک + سان + در = خاندان خورشید پرست،  یا خاندان کوچک خورشید بزرگ.
   ال = خادان = ا = راست و بلند،  آلت مردانه + ل = وابستگی.
   ک = کسر، کوچک، کم.
   سان = خورشید.
   سا = آسمان + ن = برکت.
   در = فراوان، بزرگ.
   ا = ایر.
   نادر = کمیاب،  مخالف زیاد = نا = مخالف + در = زیاد.
   ناسر = ناصر = نا + سر = خوش اخلاق.
   نا = مخالف، بدون + سر = ترش، بداخلاق.
   سرکه = سر + که = کم ترش.
   سر = بی حس = بد اخلاق = ناجور = ترش.
   اس S = اش = پاک = اس + لام = مقدس = اسلام.
   اس + ک = دارنده پاکی.
   اشک = اسک = آب پاک = اشک چشم = عامل مقدس.
   ار = ایران //   ارشک = ار + اشک =  مقدس ایران، پاک ایران.
   مکران = مکه + ان = سرزمین مقدس.
   مک = مکه = استوار، قوی، عبادتگاه، مکان.
   مک + تب = بالابردن مک = بالابردن قدرت و سواد.
   مغز و مخ و مغ همه از همین واژه مک هستند.
   کرمان = کرانه ساحل زمین و کشور.
   کر = کناره – ساحل – حاشیه آب.
   مان = مین = زمین ، کشور ، مادر.
   آسمان = آس = بالا + مان = زمین = بالای زمین.
   اریتره = اری تره = دریای ایران.
   ار = اول اران و اول بسیاری از شهرها مانند اردبیل و اربیل.
   تره = آب، دریا.
   اسپارت = اس + پارت.
   در تحلیل های من اس = پاک و اسپارت = پارت پاک،  و باز از نظر من پارت = پرت = دور است.
   پارتی زان = دورزن،  ژاندارم باستانی.
   شیراز = شیر راز = شیر + راز = چند راه.
   شیر = شر = تقسیم.
   راز = راه = گذر.
   استخر = جایگاه پاک،  معبد بزرگ مقدس و پاک.
   اس = پاک،  مانند اسلام، اسک یا اشک.
   اسلام = اس + لام = پاک مقدس.
   تخر = جایگاه،  که تغییر آوا داده شده آن تغار و تکاب است.
   تغار = کاسه بزرگ.
   تکاب = تک یا تغ یا تخ + آب = جایگاه آب.
   اشکانیان = اسکانیان = کسانی که دینشان پاکی است.
   اسکندر = درون پاکی،  رهبر دین اشکانیان
   اسفند = اسپند = دانه پاک،  که از قدیم بعنوان ضدعفونی و پاک کننده استفاده می شد.
   پند یا فند = دانه،  مانند فندوق.
   فندوق = فند + دوق.
   دوق = دوگ = دوک = بسته چوبی.
   دوکان = دکان = دوک + ان = جایگاه چوبی.
   صندوق = سن + دوق.
   سن =  چوب،  تخته.
   سندل = سن + دل = دل چوبی = دمپایی.
   سن و سنا و سنگر و سنباده و سنعت همه از چوب است.
   سنعت = صنعت = سن + ات = تکه کاری با چوب.
   ات = در، داخل.
   سند = س + اند = سر هند.
   سندباد = سنباد = سن + باد = باد دکل، باد مناسب کشتی.
   اتصال = اتسال = درهم شدن.
   اتسال = ات + سال.
   سال = سا + ل = پیوسته یکپارچه.
   سا = آسمان + ل = وابسته به آن.
   سالن = سا + لون.
   لنگ = لونگ = لون = رنگین + گ = پوست گاو.
   هندسه = هیندسه = هین + د + سه.
   هین = بحرکت در آوردن، حرکت.
   د = De =  داخل، شامل، در، دنیا.
   سه = س = سر = ه = تجسم.
   چلیپا = چارلیبا = چهار لب.
      عده ای نا آگاه و ناشی بهرام را گیرنده گور گفته اند،  درصورتیکه بهرام مقدس است،  و این تقدس گور به مغول و گورکانیان هم رسیده است،  گورکانیان هند را مغول ایرانی می گفتند.  این واژه گور از دوران گاو مقدس باقی مانده است.
   گور = گو = مقدس + ر =  وابسته به آن/  گور = دارای تقدس.
   گو = گاو = گوشت = گوه = تپاله گاو/  گو دارای ارزش برای ادامه زندگی بوده است.
   بهرام گور = بهرام مقدس.
   گورخر = گو + ر + خر = حیوان مقدس،  مانند گاو مقدس.
      مار سلامتی در ظروف جیرفت که اصل و مهم هستند، و بیش از ۵۰۰۰ سال نقش دو مار دارند.
   بیمار = بی + مار /  بی = بدون + مار = سلامتی.
   مار = سلامتی، الهه سلامتی، نشان سلامتی،  مار نشان معروف ظروف جیرفت.
   بیمار در نقاط مختلف آوا های مختلف نیز گرفته مانند ویمار.
برگرفته از اقای از سایت انوش

مزرعه-مزرو- پاقلات – خونه گلی – پشت تنب – محله بالا وپائین

به نام خدا

مزرو(مزرعه)

از دوراهی کشروخانه، بطرف فارغانات درجاده آسفالته قدیمی و درختچه های زیبای غریچ  وگلهای بهاری سیموک آرام ارام به پل بزرگی که دورودخانه را*کندر*بهم وصل میکند میرسیم.

که درنهایت سه رودخانه که به گر یا گرداب میرسد(گر کشروخانه) یکی از کهن ترین منطقه فارغانات محسوب می شود.

مزروشامل دوتنب که یکی  بر تپه ی مشرف بر روستامحل نصب بازی کودکان شده ، ایجاد دوبلوار در امتداد هم یکی از عجیب ترین پروژهای عمرانی  که  باعث ضررها اسیب رسیدن به زمین های زراعت ومزروعی  به هدر رفتن اعتبارهای عمرانی که میتوانست بجای این آزار راه ،مرکزی  فرهنگی ایجاد نمایند خود جای تا،مل داردکه به موقعه برای دفاع از حریم کشاورزی و جلوگیری از اعتبارات عمرانی است مسئولین وقت تصمی گرفته که جای احترام دارد اقتصاد مقاومتی حرکتی برای بهبود روند روستا قدمی برداشته شود بهرصورت مسئولین جوابگو خواهند شد.

مزروی ها با قومی مهربان وسخت کوش  از زمین حاصلخیز گندمی ری دار نانی به عمل میا ورند .

هنگام بارندگی به علت رسی بودن این زمین جلگه وابرفت میتوان

برخی از اهالی مزرو که به بندر یا حاجی آباد کوچ کرده‌اند هنوز بسیاری هستند تا بخشی از فرهنگ و تاریخ روستا و مردم خود را به خانه‌های خود در مزرو منتقل کنند خانه آن‌ها رنگ و بویی از روستای قدیمی دارد.

 روستای خونه گلی وپشت تنب  که رودخانه ها باعث جدایی با مزرو به واسطه خانه‌های خشتی ساخته شده با گل رس و پوشش خاص و بومی‌زنانش مشهور است.

خانه‌های خشتی روستای مزرو کم نیست. کوچک و بزرگ در پایین یا بالای تنب سالم و یا تخریب شده و در حال تخریب برای مردم باقی مانده است و کمتر کسی به فریادشان می‌رسد. بیشتر اوقات مردم  روستا برای کار به اطراف میروند و تعدادی هم می‌مانند چند سالی است که مردم از روستا به شهر کوچ کرده اند و فقط گاهی که مراسمی‌در روستا باشد به خانه‌هایشان برمی‌گردند اما هنوز برخی از اهالی روستا هستندوخانه های به سبک جدید با بلوک وسیمان ونمای مدرن ساخته .تعدادی هم به هیچ عنوان دل به شهر راضی نشده بعد ازبازنشستگی درحال شروع زندگی دیگر وجدیدی برای خود هستند مانند اینکه از مادر متولد شده اند به رودخانه ها ی خشک ونخل های بیسر وانارهای خشک پاقلات مینگرند وافسوس میخورند اب قنات جوشان ده میر کجاست ان شلتوک کاری کجاست ان خلوت مزروی برای پنهان کردن ابزار کشاورزیلنگار وکرت بند واوشن وداس وسیخ رون کجاست. ان فریاد کودکانه هنگام بارندگی با گل رس چسپان کجاست.پیر ها که دل از محل زندگی خود نکنده و حاضر نشده اند با فرزندان خود از روستا خارج شوند هنوز هم می‌توان از میان همه درهای قفل زده درب های چوبی بیابیم در زمانی که رهگذری کمتری به آنجا می‌روند  اهالی قدیمی‌و سالخورده روستا را دید که جلوی در خانه‌هایشان نشسته اند و یا با همان پوشش همیشگی خود چارقد با گل‌های رنگی ریز پوشیده و چادر محلی در کوچه‌ها قدم می‌زنند آنها می‌دانند که بهار،رهگذران وکوچ کنندگان به روستا می‌آورد .

برخی از انها هنوز فصل سفر نشده خانه‌های خود را یا تعمیر می‌کنند و یا تخریب تا دوباره آن را از نو بسازند. آنها خانه خود را تخریب می‌کنند چون می‌توانند از شر یک خانه درحال تخریب راحت شوند دلیل دیگرشان این است که هزینه مرمت و نگهداری بیش از بازسازی است با این وجود برای توجیه کار خود سعی می‌کنند که در میان همه این اهالی اما ساکنانی هم هستند که در زمین خالی خود خانه ای ساخته اند که هم رنگ و بوی سنتی خود را داشته باشد و هم سبک خانه‌های مزرورا حفظ کرده کند.

شاید کمتر کسی متوجه شود پشت دیوارهای کوتا این خانه و در میان خانه های بلوکی ساخته شده آن اطراف خانه ای گلی به سبک سنتی ساخته شده است و اهالی آن حتی در نوع انتخاب رنگ دیوار سلیقه به خرج داده اند اما در کنار همین خانه،

مزرو داری چهار تا پنج قنات می باشد.

قنات اوشیرین

قنات درتنگو

قنات پاقلات

قنات دهمیر

تعدای از  موتور  برقی جایگزین نموده  کارشناسان سال ۹۶ سالی پرباران وپرآب پیش بینی کرده و با همتی که مردم مزرو دارند

هردو از زمینهای شرق وغرب کندر، گووست. وکندر شور

Goovast که ازرودخانه بخوان سرچشمه میگیرد اب چشمه اووشیرین راپر آب میکند.

این مردم مزرو  سخت کوش از زبده ترین بهترین کشاورزان این برزن هستند باغ های دهمیر،گشنو ودرتنگو وبسته را محلی برای امرار معاش حلال کاشت انواع میوه های تابستانه وپائیزی

 

بندکو- اشکفت چهل گزی

روستای بندکو

روستای درضلع شمالی شهر فارغان ومشرف بر فارغانات می باشد.این روستا بر دامنه کوه بصورت شرقی غربی بنیان وساخته شده. پشت یا در شمال بندکوه دق آشکار-وتیدمه پشته درازو

ده مرشد- اشکات(اشکفت چهل گزه)- تولشی- بندکوه- فرغو

از روستاهای کوهستانی فارغانات که اکثر به کار کشاورزی، دام داری مشغول بکارهستند، محصولاتی مانند نارنگی- انجیر(انجیرسوزو) با آب زلال از چشمه های زیبا به برکه ها منتقل وسپس باغهای انجا را ابیاری می کنند.این چشمه هاسالهای خشک سالی چندان تاثیری در کم وزیاد شدن اب چشمه این برزن نشده.

محل های دیدنی

غار ویا اشکفت چهل گزش از محل های دیرینه وکهن می باشد.

شش اشکفت که در ایام مختلف خانواده های بسیاری در اشکفت مورد نظر ساکن بوده.

از این اشکفت ها برای زندگی وزخیره کرده علوفه دام بهره می بردند.

یکی از این اشکفت ها  چهل گزنام دارد تا چهل سال پیش محل زندگی افراده بوده .

ودرحال حاضر پر از خفاش وحیوانات موزی می باشد.میتوان گفت نقش این اشکفت ها سرپناهی در برابر حوادث طبیعی وحیوانات درنده بوده است شکی نیست.

بندکوه دارای ده تا پانزده چشمه کوچک وبزرگ که تعدادی نخل ونارنگی وانجیر والو (الوپوجی) بید بنگلا وگز بناهای در دامنه کوه با مصالح سنگ وگل وچوب خانه های زیبا برای زندگی سالم درکنار طبیعت بنا نموده.

این مردم تلاش کرده اند که به مراتب در شهرآئینی وفرهنگ وادب موقعیت مناسبی برای کودکان خود با ایجاد دبستان داشته باشند

وبسیار افراد با مدارک عالیه از این برزن در شهرها خدمت میکنند که گاهن تعدادفکر وقصد نوسازی منازل اجدادی خود هستند.

مقاله از مرتضی محمدی فرزند کرامت

اسناد -قدیمی- دستخط

اسناد قدیمی در فارغان

شناخت اسنادو یا دستخط افراد

تمامی کاربران مخصوصاً افرادی‌که با مردم فارغانات آشنایی داشته ودارند پی بردن به اصالت فرهنگ در این برزن گویای همه ی زیبایهاست بنا به تدریس درمکتب خانه های فارغانات ما با دستخط های زیبا مظهر فرهنگ وتمدن منطقه هست روبروی می شویم که تعدادی ازنامه ودستخط هدیه از

خانم محبوبه منصوری وعامر منصوری تشکر ویژه داریم.

۱. روش فیزیکی

۲. روش شیمیایی

۳. روش مقایسه‌ای.

ادامه خواندن اسناد -قدیمی- دستخط

سیرمند -سورمند -برزنی از شهدای حرم

سیرمند،راییز، مزرعه، سیاهک، باغانان، پرعابدین،تلمرا دق فینو مزرا

روستایی زیبا در شمال هرمزگان .

سیرمند در نافه این برزن قرار گرفته و ۷۰km حاجی‌آباد واقع شده.

اطراف آنرا را رشته کوهی شمال کوه جائین،در غرب جاده اصلی وشرق کوه بونه وتشگردآخرین رشته کوه‌های زاکرس این کوه محل رزق وروزی این دیار هست، در شرق کوه برفی و در شمال آن کوه شاهانی (شانی) قرار دارد.

گویش مردم سیرمندی همان فارغانی یا تارمی می‌باشد.

این منطقه کوهستانی بوده و آب و هوای معتدلی دارد، این روستا دارای زمین‌های کشاورزی، درختان خرما و مرکبات انجیر وانگور وهلو وپرتقال مرغوب دارد.

داشتن منابع باستانی وکهن مانند پل میلکانی عبور آب وبازگشای وتونل دردل سنگ جسته‌های درکوه ودره کافران صورتک وسنگ نبشته واشکفت های گاوی ایجاد استخر ساروجی اب برای کاروان وجود چندین کوره های باستانی در رائیز  اصالت این منطقه شهرآئینی همراه می‌کند.

 جمعیت

جمعیت این روستا براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۶۵ نفر (۱۶۸خانوار) بوده‌است.

ادامه خواندن سیرمند -سورمند -برزنی از شهدای حرم

میلکانی پلی جهت جوی آب-کشاورزی- قدامت بالا در سیرمند

مقدمه
یکجانشینی وشهرآیینی، نظم واقتداردراین برزن که با توانایی ویژه افراد در این حوزه اقتدار و امنیت ساکنین بااستحکامات دژو قلعه‌های متعدد با ابنیه و سلاح درخور دفاع از حوزه نیاز به قلعه، ودژمناسب استفاده از (اسلحه) مربوط به زمان خود نشان ازاقتداروپیشه وری وصنعتی بودن مردم فارغانات هست.
فارغانات با داشتن چشمه‌، قنات و رودخانه‌ وباجمع آوری آب های روان درعهد کهن ودیرین به علم و صنعت کهن در ساخت انواع سد وابست باملات ساروج وسنگ هدایت آب، در دشت‌ها کشت سیفی جات، کاشت مرکبات در کناره کوه با شیب تند، داشت وبرداشت محصولات کشاورزی بستر دادوستد ایجادنموده، این بسترنیاز به ابزار کشاورزی درزمان خودگواه بر بالا بودن رتبه پیشه وری و شهرآیینی وصنعتی ای و برزن استورار بدنبال خواهد داشت.
شاه‌نشینی کهن باستان در این گستره به فرتور کشیده‌.

ادامه خواندن میلکانی پلی جهت جوی آب-کشاورزی- قدامت بالا در سیرمند

قدمگاه -چراغ سوز

فارغانات

هم همراه با دیگر بخش های سرزمین، ایران اسلامی  شیعیان ایران با توسل به ائمه اطهار در محله دفن امام زاده ها محلی پاک و متبرک برای راز نیاز با معبود خود با ابنیه و ساختمان ها با گمبد و معماری بینظیر اسلامی تزئین نموده معمولا در کنار جشمه های آب قنات به رسم نیاکان ساخته می شد.

ادامه خواندن قدمگاه -چراغ سوز

منابع -زیست کوه- تشگرد

نام فارسی : ذخیره گاه زیست کوه تشگرد
توصیف زیستگاه تشکرد بونه.وکوه فارغان وهماگ
تغییرات ارتفاعی و وجود کوههای مرتفع و ایجاد میکرو کلیماهای متفاوت همچنین قرار گرفتن این منطقه در بین دو ناحیه رویشی ایران و تورانی و صحارا – سندی دارای فلور خاصی است. به طوریکه عناصر گیاهی ایران و تورانی و صحارا – سندی با هم در این منطقه دیده می شوند. علاوه بر این عناصر نفوذی مدیترانه ای اروپا – سیبری سینو ژاپنی و نیز در این منطقه حضور دارند.موقعیت عمومی منطقه
این منطقه در مختصات E5550 تا E5660 طول شرقی، N2745 تا N2813 عرض شمالی و در شمال شهرستان بندر عباس و قسمت جنوبی شهرستان حاجی آباد قرار گرفته است.
نوع زیستگاه
۱- مناطق کوهستانی از ارتفاع ۳۲۶۰ متر ( شیبهای صخره ای و سنگی  شکاف صخره ها )
۲- دره ها
۳- خاکهای ماسه ای

زمین شناسی
منطقه فارغانات بخشی از از زاگرس چین خورده می باشد .

چین خوردگی ها و گسل ها اغلب از روند شمال غربی و جنوب شرقی زاگرس پیروی می نمایند  .

از نظر ساختا ر ، سازندها دارای تنوع زیادی است در بخشهای مرتفع و پر شیب حوزه سازندهای آسماری جهرم،  اهک گوری، رازک میشان و بصورت محودود سازند بختیاری وجود دارد که سنگ شناسی آنها شامل آهک دولومیتی ، آهک ریفی ، مارن سیلتی و آهک سیلتی مارن و واریزه های مسطحی شیل و کنگلومرا است .

تنوع ساختاری فوق باعث شده است که بیرون زدگی های سنگی فراوان پرتگاه ها و دامنه های واریزه ای به اشکال و جهات مختلف در منطقه دیده شود .
در خصوص خاکهای منطقه می توان به موارد ذیل اشاره نمود :
کثرا فاقد پوشش خاکی و یا خاک های کم عمق بر روی دامنه های کم شیب

گروه (فارغانی) بخونی

صعود به قله تشگرد کوه فارغان وفارغانات توسط دوستان بخوانی.

رشته کوه تشگرد، بونه، چنگ خروسی،

بام استان هرمزگان قله تشگرد : این منطقه در قسمت مرتفع شمالی ترین  قرارگرفته و حداقل ارتفاع آن درحدود ۷۵۰ متر بالاتر از سطح دریا می باشد. کوه فارغان بلندترین ارتفاع استان هرمزگان از رشته کوههای زاگرس جنوبی است.تشگر (tashgerd) دبه ارتفاع ۳۲۶۷ متر از سطح دریا بلند ترین قله ی فارغان می باشد.

در حال حرکت به سوی تشگرد

کوه تشگرد از غرب به روستای سیرمند از شرق به روستای هماگ از شمال به شهر فارغان میمند کش رودخانه نظلم آباد دهنه میمند نارمند مزرعه بند کوه ‌‍، جائین آشکارا سیروییه ، فارغان و بخوان  تیدروجنوب را روستاهای سیاهو ، زاکین ، تنب سورو ، تل گردو ، سیخرون تشگرد را به مانند نگینی در خود جای داده اند.

قسمتهای غربی این ارتفاعات به صورت تپه ماهوری بوده و در قسمتهای مرکزی وغربی اکثراً صخره ایی بوده و در آن چنان شیب زیاد دارند که گذر از آنها تقریباً غیر ممکن است. وجود کوهسارهای فراوان باعث جاری شدن رودخانه های دائمی و فصلی فراوان شده است.

بر اثر شرایط خاص ژئولوژیکی منطقه ، چشمه سارهای متعددی آب موردنیاز مردم محلی وحیات وحش راتامین می کنند.

آب و هوای منطقه گرم وخشک بوده و درارتفاعات ، زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل می باشد . میزان  نزولات آسمانی این منطقه نیز نسبت به سایر نقاط استان ازشرایط بهتری برخورداراست و بین ۳۰۰ تا۴۰۰ میلی متربارندگی ، درسال گزارش شده است.

خرس قهوی زاکرس در نمایشگاه

خرس تشگرد در نمایشگاه.

گروه برای رسیدن به قله تشکر در فصل زمستان بسیارسرد ویخبندان
گروه با عزم شیب های تند تشگرد را درهم نوردیدن
گروه فارغانی به سطح برف که بسیار لغزنده بود رسیدند
عکس های یادگاری در بزرگترین قلعه استان
سطح برف خستگی را میگیرد وشادی وی آفریند
در حال برگشت برف هارا پشت سر میگزارند

خاک های کم عمق و در رخنمون ها فاقد خاک
خاک های نسبتا عمیق با پستی و بلندی کم تا متوسط بافت خاک سبک شنی دارای سنگریزه


خاکهای نیمه عمیق با بافت لوم دارای پستی و بلندی تا حدود ۵ متر


خاک های عمیق با بافت سبک و شنی دارای پستی و بلندی کم
خاک های نیمه عیمق دارای سنگریزه و قلوه سنگ
خاکهای نیمه عمیق  تا عمیق بافت لومی تا شنی لومی دارای سنگریزه .
گونه های غالب (لاتین عنوان)
AMYGDALUS SCOPARIA -1 – ارچین یاارژِن،

مغزو

ارژن / بادام کوهی

خصوصیات گیاهشناسی:
“ارژن” یا “بادام کوهی”، نام درختچه سبز رنگی است با برگ های باریک و کوچک که در اقلیم نیمه خشک ایران می روید. بادام کوهی از خانواده گل سرخیان می باشد. ارتفاع متوسط گیاه بین ۲٫۵ تا ۳ متر و قطر تاج پوشش آن نیز به ۲ تا ۲٫۵متر بالغ می گردد. گل های سفیدرنگ بادام کوهی به طور معمول قبل از ظهور برگ ها در اوایل فروردین ماه ظاهر می شوند.
شرایط محیط رشد:
بادام کوهی در خاک های عمیق تا نیمه عمیق، سنگریزه دار و بر روی تشکیلات آهکی – سیلیسی در شیب های ملایم کوهستان ها می روید. بومی ایران و منطقه خاورمیانه بوده که دارای گستردگی وسیعی در مناطق جنوبی، مرکزی و شمال شرق ایران، در کوه های آهکی – سنگلاخی است. دامنه های ارتفاعی رویشگاه بادام کوهی بین ۸۰۰ تا ۲۷۰۰ متر از سطح دریا، در خطوط هم باران ۱۵۰ تا ۲۵۰ میلیمتر قرار گرفته اند.
این گیاه در مناطق کوهستانی در استان های فارس، خوزستان، سیستان و بلوچستان، یزد، اراک، کردستان، بختیاری، تهران، میانه و لرستان و در انواع مختلف خاک رشد می کند و همچنین یکی از گیاهان مقاوم به خشکی نیز می باشد.
خواص درمانی و کاربردهای صنعتی:
از اثرات درمانی ایم گیاه می توان به ضد عفونی کنندگی و تسکین دهنده درد اشاره کرد.
سرمه آن به چشم را جهت تقویت بینایی به کار می برند.
مالیدن کوبیده آن ضد شوره بوده و شپش و رشک را از بین می برد.
ضماد آن با سرکه جهت زخم های کهنه و زخم های چرکی پوست و زخم های عصبی و چرب و خارش و ترکیدن پوست مفید است.

۲- . AWENDELBOI بادام کوهی) بادام تلخو)
۳-. EUPHORBIA LARICAAVشروک بعدها تبدیل به میوه بلند وشیره سفید وچسبناک می شود
۴٫ JUNIPERUS EXCELSA نام یک گونه از سرده (ارس) است
۵٫ ACACIA HYDASPICAآقاقیا (شباهت به کورک وکهور) کونه های مختلفی در جهان وجود دارد. EHRENBERGIANA نام یک گونه از سرده ارس است
ZYGOPHYLLUM EURYPTERUMگیاهی به شکل اسپند با گل ریز زرد یا قیچ
CALOTROPIS PROCERA درخت کرگ
۹٫ EPHEDRA INTERMEDIAKنوعی هوم از درخچه های مقدس ایرانیان

۱۰٫ EBENUS STELLATUSK
۱۱٫ DIONYSIA REVOLUTA. WENDELBOI بادام کوهی) بادام تلخو)

بیودیزل یک جایگزین سوخت جذاب است چرا که غیر سمی بودن و تجزیه زیستی آن می تواند از روغن های گیاهی و چربی های حیوانی تولید شود. پیدا کردن یک ماده مناسب مناسب نقش مهمی در ویژگی های بیودیزل و قیمت دارد. بنابراین در این تحقیق، روغن مایکدالوس اسکوپاریا به عنوان یک منبع تغذیه ارزان قیمت برای تولید بیودیزل مورد استفاده قرار گرفت که در مناطق خشک ایران گسترش یافته است. این گیاه بومی حاوی ۵۸-۶۰ درصد روغن است که حاوی ۸۱/۶۲ درصد اسید اولئیک و ۲۳،۵۴ درصد اسید لینولئیک است. بیودیزل از ترانس اکسیداسیون روغن استخراج شده در واکنش با متانول در حضور هیدروکسید پتاسیم به عنوان کاتالیزور تولید شد. متغیرهای واکنش مورد استفاده نسبت مولکول متانول / روغن (۴: ۱-۷: ۱)، غلظت کاتالیست (۰٫۲۵-۱٫۵٪) و زمان واکنش (۱-۷ ساعت) بود. شرایط بهینه برای متانولیز ۱٪ KOH، MeOH / روغن نسبت مولی ۶: ۱ به مدت ۷ ساعت بود. عملکرد بیودیزل تولید شده در شرایط مطلوب، ۹۷٫۳۲ بود. به طور کلی، هسته آمیگدالاس اسپیاپاریا یک ماده امیدوارکننده برای تولید بیودیزل است و کشت بزرگ کمک خواهد کرد که هزینه محصول را کاهش دهد.
۳٫ EUPHORBIA LARICAAVشروک بعدها تبدیل به میوه بلند وشیره سفید وچسبناک می شود
۴٫ JUNIPERUS EXCELSA نام یک گونه از سرده (ارس) است
۵٫ ACACIA HYDASPICAآقاقیا (شباهت به کورک وکهور) کونه های مختلفی در جهان وجود دارد. EHRENBERGIANA نام یک گونه از سرده ارس است
ZYGOPHYLLUM EURYPTERUMگیاهی به شکل اسپند با گل ریز زرد یا قیچ
CALOTROPIS PROCERA درخت کرگ
. EPHEDRA INTERMEDIA
مُورخوش دارای ارزش و جایگاه ویژه ای در تنوع زیستی جهان است. این گیاه منو تیپیک است و تنها رویشگاه آن در سراسر جهان منطقه حفاظت شده. از این رو حفاظت از این گونه گیاهی که تعداد افراد محیط بان آن نیز محدود است بسیار حائز اهمیت می باشد .
پروانس جغرافیایی زیستی : کویر های ایران – آناتولی ( ۸-۲۰-۲ )قرار دارد.
پستانداران


: ۲٫ LYNX CARACACکاراکال از بارزترین پستانداران ذخیره گاه زیست کوه تشکر می توان بقه ذکر گونه های ذیل اکتفا کرد
پرندگان بیش از۸۱ نوع پرنده وجود دارد که یکی از بزرگترین نوع زیستگاهی در جهان میباشد که گونه های مختلف در خود نهان کرده است.
۱٫ ACANTHIS CANNABINAسهره سینه سرخ


۲٫ ACCIPITER NISUSقرقی


۳٫ AEGYPIUS MONACHUSدال سیاه


۴٫AMM OPERDIX GRISEOGULARISتیهو

۵٫ ANAS CRECCAخوتکا محاجر
۶٫ ANSER ANSERغاز خاکستری
۷٫ ANTHUS SPINOLETTAپیت تالابی
۸٫ AQUILA RAPAXعقاب دشتی


۹٫ AYTHYA FERINAاردک سر حنایی
۱۰٫ BUTEO BUBO شاه بوف


۱۱٫ BUTEO RUFINUSسار گپه پا بلند
۱۲٫ CARDUELIS CARDUELISسهره معمولی
۱۳٫ CHLAMYDOTIS ANDULATAهوبره
۱۴٫ CIRCUS MACROURUSسنقر سفید
۱۵٫ COLUMBA LIVIAکبوتر چاهی
۱۶٫ CORVUS CORAXغراب
۱۷٫ CUCULUS CANORUSکوکو
۱۸٫ EMBERIZA CIAزرده پر کوهی
۱۹٫ FALCO CHERRUGبالابان
۲۰٫ FALCO PEREGRINUSبحری
۲۱٫ AQUILA HELIACEعقاب شاهی
۲۲٫ FULICA ATRAچنگر
۲۳٫ GRUS GRUSدرنای معمولی
۲۴٫ GYPS FALVUSدال معمولی
۲۵٫ HIRANDO RUSTICAپرستوی معمولی
۲۶٫ LANIUS ISABELLINUSسنگ چشم دم سرخ
۲۷٫ MERPOS APIASTERزنبور خور معمولی
۲۸٫ MOTACILLA FLAVAدم جنبانک زرد


۲۹٫ NEOPHRON PERCNOPTERUSکرکس


۳۰٫ OENANTHE DESERTIچکچک بیابانی


۳۱٫ OENANTHE OENANTHEچکچک کوهی

۳۲٫ OTUS SCOPSمرغ حق

۳۳٫ PETRONIA BRACHYDECTYLAگنجشک خاکی
۳۴٫ PHOENICOPTERUS RUBERفلامینگو
۳۵٫ STURNUS VULGARISسار معمولی
۳۶٫ TADORNA FERRUGINEAآنقوت
۳۷٫ TARDUS ILIACUSتوکای بال سرخ
۳۸٫ TARDUS PILARISتوکای پشت بلوطی
۳۹٫ UPUPA EPOPSهدهد
۴۰٫ SYLVIA ATRICAPHILLAسسک سر سیاه
۴۱٫ PRUNELLA MODULARIS صعوه باغی
۴۲- AEGYPIUS MONACHUS دال سیاه
۴۳- FALCO TINNUNCULUS دلیجه
– GYPAETUS BARBATUS 44هما
– ALECTORIS CHUKARکبک
-۴۵ AMMOPERDIX GRISEOGULARIS تیهو
۴۶- AMMOMANES DESERTI چکاوک سنگلاخ
-۴۷ ANTHUS SIMILIS پی پت نوک دراز
۴۸- DELICHON URBICA سفید چلچله دمگاه
۴۹- HIRUNDO OBSOLETA چلچله بیابانی
-۵۰ LANIUS EXCUBITOR سنگ چشم بزرگ
-۵۱ LANIUS ISBELLINUS سنگ چشم دم سرخ
-۵۲ LANIUS VITTATUS سنگ چشم بلوطی
-۵۳ HIPPOLAIS LANGUIDA سسک درختی بزرگ
۵۴- PHYLLOSCOPUS COLLYBITA سسک چیفچاف
-۵۵ PHYLLOSCOPUS NEGLECTUS سسک کوچک
۵۶- SCOTOCERCA INQUIETA سسک جنبان
۵۷- SYLVIA HORTENSIS سسک چشم سفید
۵۸- SYLVIA MINULA سسک نقابدار کوچک
۵۹- SYLVIA MYSTACEA سسک سردودی
۶۰- STREPTORELIA SENEGALENSIS قمری خانگی
– ATHENE BRAMA 61جغد کوچک خالدار
– APUS PALLIDUS62باد خورک دودی
۶۳- DENDROCOPOS SYRIACUS دارکوب باغی
– PYCNONOTUS LEUCOTIS 64بلبل خرما
– PRUNELLA OCULARIS 65صعوه ابرو سفید
– MUSCICAPA STRIATA66گلس گیر خالدار
-۶۷ MONTICOLA SOLITARIUS طرقه بنفش
۶۸- OENANTHE ALBONIGER چکچک سر سیاه
۶۹- OENANTHE DESERTI چکچک بیابانی
– OENANTHE HISPANICA چکچک گوش سیاه
۷۰- OENANTHE PICATA چکچک ابلق خاوری
۷۱- OENANTHE PLESCHANKA چکچک ابلق
۷۲- OENANTHE XANTHOPRYMNA چکچک دم سرخ
۷۳- PHOENICURUS OCHRUROS دم سرخ سر سیاه
– PHOENICURUS ERYTHRONOTUS دم سرخ پشت بلوطی
-۷۳ CARDUELIS CARDUELIS سهره معمولی
۷۵- CARDUELIS CHLORIS سهره سبز
– EMBERIZA STRIOLATA 76زرد پر راه راه
-۷۷ NECTARINIA ASIATICA شهد خور
-۷۸ PETRONIA BRACHYDACTYLAگنجشک خانگی
۷۹- SERINUS PUSILLUS سهره پیشانی سرخ
-۸۰ SITTA TEPHRONATA کمرکلی بزرگ
– ۸۱TURDOIDES CAUDATUSلیکو
دوزیستان
قورباغه ها،وزغ ها به دلیل متنوع بودن بیشتر به ان پرداخته شده است
– BUFO OLIVACEUS وزغ بلوچی
– BUFO SURDUS SURDUS وزغ بی گوش معمولی
– BUFO VIRIDIS KERMANENSIS وزغ سبز کرمانی
– RANA CYANOPHYCTIS قورباغه مردابی بلوچی
– RANA RIDIBUNDA قورباغه مردابی
۹٫ VULPES RUPPELLI (DD)
۱٫ ACINONYX JABATUS SSP. VENATICUS (CR C2B,D)
۲٫ CAPRA AEGAGRUS SSP. AEGAGRUS (VU A2CDE)
۳٫ EQUUS HEMIONUS SSP. ONAGER (EN C1)
۴٫ GAZELLA BENNETTII (LR/CD)
۵٫ GAZELLA SUBGUTTUROSA (LR/ NT)
۶٫ HYAENA HYAENA (LR/NT)کفتار

۷٫ OVIS ORIENTALISقوچ شرقی
۸٫ PANTHERA PARDUS SSP. SAXICOLOR (EN C2A) یوزپلنگ ایرانی
۱٫ BUFO VIRIDISوزغ سبز یا وزغ سبز اروپایی
۲٫ RANA RIDIBUNDE قورباغه
خزندگان
مارمولکهاو مارها
– ACANTHODACTYLUS CANTORIS BLANFORDI ریشه دار بلانفورد
– CYRTOPODION AGAMUROIDES جکوهای انگشت‌کج
– CYRTOPODION SCABER جکوهای انگشت‌کج
– HEMIDACTYLUS FLAVIVIRIDIS مارمولک خانگی شکم‌زرد
– HEMIDACTYLUS PERSICUS مارمولک خانگی ایرانی
– HEMIDACTYLUS TURCICUS مارمولک خانگی مدیترانه‌ای
– LAUDAKIA NUPTAآگامای پولک درشت
– MESALINA GUTTULATA سوسمار خال خورد
– PRISTURUS RUPESTRIS جکوی سنگی ایرانی یا جکوی سنگلاخ بلانفرد
– STENODACTYLUS DORIAEجکوی انگشت کوتاه خاورمیانه
– TRAPELUS AGILISآگامای چابک پولک دار
– TRAPELUS RUDERATUSجگور
– VARANUS GRISEUS بزمجه بیابانی
۱٫ AGAMA AGILISآگامای سفید
۲٫ AGAMA RUDERATAاگامای پوست شنی
۳٫ BUNOPUS TUBERCULATUS
۴٫ COLUBER KARELINمار خالدار
۵٫ EHIS CARINATUS PYRAMIDUMمار جعفری
۶٫ EREMIAS VELOX PERSICAلاسترمای دشتی ایرانی
۷٫ MABAYA AURATAآسکینگ لرزان
۸٫ NATRIX TESSELLATAمار آبی
۹٫ OPHISOPS ELEGANSمارمولک چشم آبی
۱۰٫ PHRYNOCEPHALUS MACULATUSآگامای سر قورباغه ای دم سیاه
۱۱٫ PSAMMOPHIS SCHOKARISتیر مار
۱۲٫ PSEUDOCERASTES PERSICUMافعی شاخدار
۱۳٫ SPALEROSOPHIS DIADEMAشتر مار
۱۴٫ TESTUDO GRAECA IBERAلاک پشت مهمیز دار شرقی
۱۵٫ VARANUS GRISEUS CASPIUSبز مجه دشتی خزری
۱۶٫ VIPERA LEBETINA OBTUSAافعی کوفی
– COLUBER REVERGIERI مار قیطانی
– ECHIS CARINATUS مار جعفری
– MALPOLON MAILENSIS طلعه مار
– PSAMMOPHIS SCHOKARI تیر مار

پوشش گیاهی:
پوشش گیاهی در ارتفاعات و بعضی مناطق دشتی و دامنه ای بسته به شرایط ارتفاعی دارای پوشش گیاهی خاص خود می باشد . این منطقه به علت برخورداری از تنوع زیستگاه ها، تغییرات ارتفاعی واقلیم مناسب ازپوشش گیاهی متنوع و مناسبی برخورداراست.  عناصر گیاهی این منطقه اکوتونی از گونه های صحار سندی و ایران تورانی تشکیل داده است تغییرات کمربند های ارتفاعی پوشش گیاهی از نکات قابل توجهی در فلور منطقه  می باشد از عمده تیپ های گیاهی با ارزش  در منطقه می توان به:
تیپ ارس – بنه Juniperuspolycarpus – Pistaciaatlantica   –
این تیپ از ارتفاع ۲۲۰۰ متر شروع  شده و تا حدود۳۰۰۰ متری از سطح دریا وجود دارد . محیط کوهستانی بوده و از نظر زمین شناسی مربوط به دوران سوم دوره های الیگوسن و ائو سن می باشد بافت خاک سنگین و کم عمق و فرسایش شدیدی در آن وجود دارد . گونه های همراه این تیپ شامل خنجوک – زیتون – کیکم  – ارژن  رزوک می باشد .
تیپ بادام – ارس Amygdalusscoparia- Juniperuspolycarpus
شرایط زیستگاهی آن کوهستانی و بصورت سنگلاخی و سنگریزه ای با بافت خاک سنگین و عمق کم می باشد فرسایش خاک شدید ، همراه با بیرون زدگی سنگ مادر متعلق به دوره الیگوسن و ائوسن است .
تیپ بادام – کیکم Acer monspesslanum –  Amygdalusscoparia
شرایط رویشگاهی آن کوهستانی ، با خاک بافت سنگین و کم عمق و فرسایش شدید می باشد .
تیپ زیتون – کیکم  Oleaferrugiana-  Acer monspesslanum
حداقل ارتفاع رویشگاه آن ۱۳۰۰ متری از سطح دریا می باشد فرسایش متوسط ، دارای خاک کم عمق و ازنظر زمین شناسی مربوط به دوران دوم و سوم و دوره های کرتاسه و پالئوسن است .
تیپ کهور – کنار Posopiscineravia – Ziziphusspina Christi
این تیپ از حداقل ارتفاع ۵۰۰ متری از سطح دریا شروع  و نهایتا تا ۷۰۰ متری دیده می شود . خاک آن دارای عمق متوسط و جنس لومی و شنی رسی است . از نظر زمین شناسی مربوط به دوران سوم و دوره پلیوسن می باشد .

 

تعزیه خوانی درفارغان

ایران سرزمین فرهنگ های گونه گون ، فارغانات هم سرزمین همزیستی فرهنگ ها ، سرزمین کثرت و وحدت است . فارغانات به لحاظ گستردگی قلمرو و قرار گرفتن در موقعیت جغرافیایی خاص دچار گستردگی و پراکندگی فرهنگی و در نتیجه برخورد این فرهنگ ها دارای فرهنگی پویا ، رو به گسترش و در مسیر تحول بوده است.
یکی از این عناصر ارزشمند فرهنگی تعزیه و شبیه خوانی است که طی سالیان جایگاه خود را در فرهنگ ایرانیان حفظ کرده است.
تعزیه (یا شبیه خوانی):نوعی نمایش مذهبی و سنّتی ایرانی شیعی، عمدتاً درباره شهادت امام علی و امام حسین (ع) و مصائب اهل بیت است.
واژه تعزیه/ تعزیت در اصل به معنای توصیه به صبر کردن، تسلّی دادن .

به معنای «شبیه خوانی» به کار نمی رود ، بلکه آنان تعزیه را به مراسمی نمادین اطلاق می کنند که در آن دسته های عزاداری در طول مراسم، شبیه ضریح یا تابوت ائمه (علیه السلام) را بر دوش می کشند و هم در پایان روز عاشورا ، اربعین و… آن را به خاک می سپارند.

برخی محققان، پیشینه تغزیه را به آیین هایی چون مصائب میترا، سوگ سیاوش، و یادگار زریران باز می گردانند و برخی پدید آمدن آن را متأثر از عناصر اساطیری بین النهرین و آناتولی و مصر، و کسانی نیز مصائب مسیح و دیگر افسانه های تاریخی در فرهنگ های هند و اروپایی و سامی را در پیدایی آن مؤثر دانسته اند. اما در هر حال از برپایی مجالس تعزیه به معنای امروزین آن تا پیش از پایان دوره صفویه اطمینان نداریم؛ تنها نکته آشکار این است که از زمان تسلط عرب ها بر ایران ، ایرانیان همیشه فرصتی می جستند تا خود را از آن سلطه رها کنند. پیدایش نهضت های مقاومت و فرقه های ایرانی که دشمنان دستگاه مرکزی قلمروی عربی اموی و بعدها عباسی بودند، از نتیجه های این کوشش بود. یکی از این مخالفت ها موضوع غصب خلافت توسط افرادی بود که از خاندان پیامبر (ص) نبودند . ایرانیان در برابر این خلفا ، از افراد خاندان پیامبر(ص) و فرزندانشان حمایت کرده و باعث رشد و رونق همه ساله مجالس تعزیه و دسته های عزاداری در کشور شدند. اگر چه که بدیهی است تعزیه به معنای نمایشی امروزه آن طی زمان و به تدریح بر پایه پذیرش شرایط و مردمان به وجود آمده است و نه یک شبه و به امر و دستور یک نفر.
تاورنیه – tavernier – یکی از مراحل تحول را در یادداشت هایش نشان داده است :
« در محرم ۱۰۴۶ خورشیدی در حضور شاه صفوی دوم در اصفهان شاهد مراسمی بوده است که پنج ساعت پیش از ظهر آغاز شده و تا ظهر ادامه داشته است . گفته او با مدرکی درشبیه سازی تمام می شود : در بعضی از این عماری ها طفل هایی شبیه نعش خوابیده بودند و آن هایی که دور عماری را احاطه کرده بودند گریه و نوحه و زاری می کردند. این طفلان شبیه دو طفل امام حسین (ع) هستند که بعد از شهادت امام ، خلیفه بغداد آنها را گرفت و به قتل رسانید.»
اوج وشروع تکامل تعزیه در فارغان و هم از دوران کلانتران فارغانات همرا بابادوره ناصرالدین شاه (۱۲۶۴ ۱۳۱۳) بود. چرا که به تعزیه علاقه فراوانی داشتند.درداخل قلعه کلانتران فارغان امکانات از کسانی که از دور ونزدیک برای شرکت در سوگواری عاشورا وتاسوعا حسینی، در ترویج تعزیه بسیار مؤثر بود. تعزیه خوانانِ آن جا که در حقیقت تعزیه خوانِ محلی بودند زیر نظر کلانتر فارغانات در برابر کدخدایان وبزراگان هرروستا در میدان قلعه والده خان تعزیه  خوان ی با نظم  واحترام به سردار شهیدان می خواندند.
با افول سلطنت قاجار و روی کار آمدن «رضاخان میرپنج» (۱۳۰۴ ۱۳۲۰ش) ، به ویژه در دهه دوم سلطنتش، دوران شکوفایی تعزیه هم به سر آمد. سوگواری های ماه محرّم محدود شد و ممنوعیت های متعددی به وجود آمد و به تدریج برگزاری رسمی مجالس تعزیه متوقف شد، اما اجرای آن در روستاها کمابیش ادامه یافت. رضاخان به دلایل سیاسی و شاید کینه ای که به سنت های مذهبی ایران داشت، برگزاری تعزیه و هر نوع مراسم مذهبی را در ایران ممنوع اعلام کرد تا تعزیه از تکیه دولت و دیگر حسینیه ها و نمایشخانه هایی با آن عظمت و شکوه به پهنه روستاها و شهرهای کوچک رانده شود.
عکس از حمیدرضا خوشیدی نوروز۱۳۹۶
عکس از حمیدرضا خوشیدی
آقای سید مصطفی حسینی درنقش علی اکبر (ع) وجهات نامبرده از صدای رسا ونغمه‌ها دلسوز در واقعه کربلا.

حمیدرضاخورشیدی

تعزیه و موسیقی:
چون شیوه بیان حوادث در تعزیه مبتنی بر آواز بود، معمولاً تعزیه‌خوانان فارغان با مقام‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی آشنایی داشتند.
از این رو تعزیه را یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ بخشی از نغمات موسیقی ایرانی دانسته‌اند.
در هر تعزیه ممکن بود اشعار در گوشه‌ها و دستگاه‌های متعددی خوانده شود، البته در سؤال و جواب‌ها لازم بود که تناسب مقام‌ها رعایت شود که فهرست گردان می گفتندنقش کارگردان هست.
خاندان صابری(محمدصادق صابری) پدر شهیدمازیار صابری از شهیدان جنگ تحمیلی پرداختن به تعزیه فارغان نقش خاصی که در خور این خاندان هست پررنگ تر نموده.

میمند-شمیل – سیرمند-بخوان

در روستاهای فوق با بجا آوردن رسم آئین تعزیه عاشورا حسینی شهادت مظلومانه سالار شهیدان را با شکوه خاص انجام می شود.
در این روستاهای کهن ودیرینه و زیبامنظره بکر وطبیعت در حمکت خداوند در امر این نقش دل ها به شور حسینی هم پیمان وزنده می شوند.
در ده هفتاد بنا به پایداری وعلاقه به خاندان سید وسالار کربلا در چندنقطه در امر اجرای تعزیه  اقدام نموده.
ارتباط میان تعزیه و موسیقی تنها از طریق آواز نبوده است، بلکه سازهای موسیقی نیز در مجالس تعزیه به‌کار می‌رفت، چنان‌که گاه پیش از آغاز تعزیه و به جای ” پیش‌خوانی ” با نواختن برخی سازها، مانند شیپور، طبل، دُهُل، کَرنا، سُرنا، نی‌لبک، نی، قره‌نی، نقاره و سِنج، تماشاگران را برای شنیدن و دیدن تعزیه آماده می‌کردند.
در صحنه‌های فاقد گفتگو، مثل صحنه‌های مسافرت یا نبرد یا در وقفه‌های میان جریان نمایش (آکسیون‌ها)، نیز از ساز استفاده می‌شد. در تعزیه معمولاً هر یک از سازها کاربرد خاصی داشتند، مثلاً هنگام ورود اشخاص و شروع جنگ‌ها طبل می‌زدند و هنگام وقوع صحنه‌های حزن‌آلود شیپور و قره‌نی می‌نواختند.موسیقی تعزیه موجب حفظ و تداوم بسیاری از نغمه‌ها و قطعات موسیقی سازی و آوازی ایران شد و از سوی دیگر، این موسیقی را در مراتب مختلف تحت‌تأثیر عمیق موسیقی تعزیه وجود دارد.

 

فارغان

مقدمه
 یکجانشینی وشهرآیینی، نظم واقتداردراین برزن که با توانایی ویژه افراد در این حوزه اقتدار و امنیت ساکنین بااستحکامات دژو قلعه‌های متعدد با ابنیه و سلاح درخور دفاع از حوزه نیاز به قلعه، ودژمناسب استفاده از (اسلحه) مربوط به زمان خود نشان ازاقتداروپیشه وری وصنعتی بودن مردم فارغانات هست.
 فارغانات با داشتن چشمه‌، قنات و رودخانه‌ وباجمع آوری آب های روان درعهد کهن ودیرین به علم و صنعت کهن در ساخت انواع سد وابست باملات ساروج وسنگ هدایت آب، در دشت‌ها کشت سیفی جات، کاشت مرکبات در کناره کوه با شیب تند، داشت وبرداشت محصولات کشاورزی بستر دادوستد ایجادنموده، این بسترنیاز به ابزار کشاورزی درزمان خودگواه بر بالا بودن رتبه پیشه وری و شهرآیینی وصنعتی ای و برزن استورار بدنبال خواهد داشت.
 شاه‌نشینی کهن باستان در این گستره به فرتور کشیده‌
.عکس مرتضی کیوانی زاده

 


 در این مقاله ابنیه هاخاص درخورمحل زندگی با ساخت مصالح بومی دردسرس از نظر کیفیت وآسایش محل زندگی تحقیق، برسی شده وبصورت علمی ارائه شده است.
 فرهنگ (گویش) غنی با نحوه زندگی آداب رسوم ومعاشرت وداستانهای زندگی مردم وبازی ها سنتی بومی، در راستای افسانه ها وداستان های که سینه به سینه به ما رسیده نحوه گویش وبستر زندگی مناسب  دوران کهن ودیرینه تاکنون همراه با ادبیات خاص شهر آئینی همرا بوده ست.
 فارغانات درکهن ازصنعت وپیشه وری ویژه ای برخوردار بوده در تولید انواع فلزات کوه تولید شیشه وکوره وفلزات وزیورآلات، پارچه بافی وتولید انواع سفال و چرم وبهره بردن از رنگ طبیعی ودباغی مشک آبخوری یا پوست وپارچه، طب گیاهی با این علم کامل شناخته هست وبهره می برده ند.

فارغان-فارغانات

 

ادامه خواندن فارغان-فارغانات

فارغان (بقعه شاه رکن الدین)

 

بقعه شاه رکن الدین

از متبرک ترین  وبا مصالح سفال لعاب دار سز فیروه ای در گنبد داشت مرمت شده وبنا به اظهارات بانی مصالح خاص درمحدوده باستانی بوندون متمایز میکند.

با باغ ها وقنات ودرختان نخل از جمله درکنار دو دژقدیمی قله سرخنی قرار گرفته مشرف بر ساختمان ومیل لموشوکو که از بارز ترین ابنیه با مصالح ساروج وسنگ چین بدون ملات بکار رفته ودر ضلع غربی ان اشکفت جناب علی خود پازلی برای محلی متبرکه ودرباستان لموشوکو میل محلی برای امنیت یا حتی گاه شماری نجوم را در این محدوده با وجود دخمه های باستانی ونوع سفالهای یافت شده گواه بر دیربنه بودن وکهن بودن این برزن که با کاوش کارشناسان خود یافته های بیشتری برای ما به ارمغان میاورد.

شیربرنزی- شیر باستانی برنزی-شیرفارغان-


توجه باستان شناسان به مجسمه شیر برنزی هرمزگان

مجسمه شیر برنزی با ۶۲ کیلو وزن که مربوط به دوره هخامنشی است، مورد توجه بوده است.

دکتر مهدی رهبر، باستان شناس، با بیان این که شیر برنزه کشف شده در منطقه فارغان حاجی آباد از شهرستان های استان هرمزگان یک شیر غران است که به طرفی در حال حمله است گفت: بلندی این مجسمه حدود ۴۲ سانتیمتر است که زیر ۴ دست و پای آن ۴ میخ مخروطی شکل وجود دارد که ۸ سانتیمتر بلندی دارد و نشان می دهد این مجسمه برنزی در یک محل فلزی یا سنگی، استوار بوده است.

ادامه خواندن شیربرنزی- شیر باستانی برنزی-شیرفارغان-

فارغان- در بیستون- باستان -وکهن- ودیرینه-تارم

فارغان- در بیستون- باستان -وکهن- ودیرینه

ستون سوم در سنگ نبشته

بند ۵ ۲۱-۲۸ داریوش شاه گوید: مردی به نام «وَهـیَـزداتَـه» در شهر «تارَوا» در سرزمین «یَـئوتی‌یا» در پارس می‌زیست. او دوباره در پارس آشوب برپا کرد.[۲۲] او چنین به مردم می‌گفت که من «بَـردی‌یَـه» (بردیا) پسر کورش هستم. سپس سپاه پارسی که در تختگاه[۲۳] بود و پیش از آن از «یَـدا/ یَـدایا؟»[۲۴] آمده بود، بر من شورید و به سوی وَهـیَـزداتَـه (تارم)رفت. او در پارس شاه شد.

بند ۶ ۲۸-۴۰ داریوش شاه گوید: آنگاه من سپاه پارسی و مادی را که در فرمان من بودند؛ گسیل داشتم. یک پارسی پیرو خودم به نام «اَرتَـ‌وَردی‌یَـه» را سردار آنان کردم. دیگر سپاهیان پارسی به دنبال من، روانه ماد شدند. سپس اَرتَـ‌وَردی‌یَـه با سپاه خود رهسپار پارس شد. آنگاه که او به شهری به نام «رَخا» در پارس فرا رسید؛ در آنجا آن وَهـیَـزداتَـه که خود را بردیا می‌نامید، با سپاه خود برای نبرد با اَرتَـ‌وَردی‌یَـه در آمد. سپس به نبرد شدند(مسیر لشکر از دهنه ده شیغ وبه فارغانات وسپس تارم). اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه وَهـیَـزداتَـه را درهم شکست. آنگاه که نبرد در گرفت، ۱۲ روز از ماه ثورَواهَـرَه گذشته بود.

بند ۷ ۴۰-۴۹ داریوش شاه گوید: سپس وَهـیَـزداتَـه با سواران کمی گریخت و به پَـئـیـشی‌یـا اووادا رفت. در آنجا سپاهی را آماده ساخت و رهسپار شد تا با اَرتَـوَردی‌یَـه نبرد کند. در کوهی به نام «پَـرگَـه» فارغان به نبرد شدند. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه وَهـیَـزداتَـه را درهم شکست. آنگاه که نبرد آنان آغاز شد، ۵ روز از ماه گَـرمَـپَـدَه (گرماپَـد) گذشته بود. وَهـیَـزداتَـه و همدستان برجسته او را دستگیر کردند.

بند ۸ ۴۹-۵۲ داریوش شاه گوید: سپس من وَهـیَـزداتَـه و مردانی که همدستان برجسته او بودند را در شهری به نام «اووادَئیچَـیَـه» در پارس به دار آویختم.

بند ۹ ۵۲-۵۳ داریوش شاه گوید: این است آنچه که به دست من در پارس انجام شد.

بند ۱۰ ۵۴-۶۴ داریوش شاه گوید: آن وَهـیَـزداتَـه که خود را بردیا می‌خواند، به رویارویی با شهـربان پیرو من در آراخوزی/ رُخَـج به نام «ویـوانَـه» سپاه گسیل داشت.[۲۵] او مردی را سردار آنان کرد و به ایشان گفت که بروید و ویوانَـه و سپاهی که خود را از آنِ داریوش می‌داند، درهم شکنید. سپس آن سپاهی که وَهـیَـزداتَـه گسیل داشته بود؛ رهسپار شد تا با ویوانَـه به نبرد درآید. آنان در دژی به نام «کاپیشَـکانیش» نبرد کردند. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه شورشگران را درهم شکست. آنگاه که نبرد آنان درگرفت، ۱۳ روز از ماه اَنامَـکَـه گذشته بود.

کتیبه بیستون، بزرگترین سنگ نوشته ایران

سنگ‌نبشته بیستون بزرگترین سنگ‌نبشتهٔ ایران، نخستین متن شناخته شدهٔ ایرانی و از آثار دودمان هخامنشیان (۵۲۰ پ. م) واقع در شهرستان هرسین در سی کیلومتری شهر کرمانشاه بر دامنه کوه بیستون است. سنگ‌نبشته بیستون یکی از مهمترین و مشهورترین سندهای تاریخ جهان و مهم‌ترین متن تاریخی در زمان هخامنشیان است که شرح پیروزی داریوش بزرگرا بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد.

نام بیستون از واژه پارسی باستان «بغستان» به معنی جایگه خدایان است.نخستین اشاره به این جایگاه در کتاب دیودوروس سیکولوس بود که در آن بخشی از نوشته‌های کتزیاس یونانی درباره بیستون آورده شده‌است.

واژه بیستون در زبان پهلوی «بَهیستان» و سپس «بَهیستون» شد. این واژه در سده‌های نخست اسلامی «بهستون» و امروزه بیستون خوانده می‌شود. یادآوری می‌گردد شکل واژه‌ای که امروزه «بی ستون» به معنی «بدون ستون» گفته می‌شود، از گویش‌های محاوره‌ای بوده و فاقد اعتبار است.

www.dalahoo.comروش ساخت

سنگ‌نبشتهٔ بیستون در ارتفاع چند ده متری از سطح زمین و بر دامنهٔ رو به جنوبی کوه پراو ساخته شده‌است و از آثار به جای مانده از پلکانی در قسمت بالایی کوه بیستون احتمال می‌رود که سنگ تراشان از این راه برای رسیدن به محل استفاده می‌کرده‌اند و پس از پایان کار پلکان را به منظور غیرقابل دسترس کردن اثر تراش داده‌اند. سنگ‌نبشتهٔ بیستون بر سنگ‌هایی از جنس آهک ایجاد شده که از آثار رنگ لعاب قهوه‌ای مانندی که پس از همراه شدن با ذرات اکسیده شده آهک و همچنین بقایای سربی که در چند سطر نخست اثر دیده شده‌است به نظر می‌آید در پایان کار برای افزایش طول عمر اثر تمام نمای آن را با اندودی ناشناخته پوشانده‌اند.

www.dalahoo.comنقش برجسته

ارتفاع کلی کتیبه ۷ متر و ۸۰ سانتی‌متر و طول آن ۲۲ متر می‌باشد و در مرکز آن ۵ ستون به خط میخی فارسی باستان دیده می‌شود. هر یک از ۴ ستون اولیه قدری کمتر از ۲ متر عرض و ۴ متر ارتفاع دارد. متن فارسی باستان جمعاً ۵۲۵ سطر دارد. بر روی پنج ستون مذکور اهورامزادا بر روی صفحهٔ برآمده‌ای قرار گرفته و بر روی همهٔ این اشکال در حال پرواز است. اهورامزدا با چهرهٔ انسانی و ریشی مستطیلی تجسم یافته و از میان انوار یک فرص خورشید بسیار بزرگ که در حال نورافشانی، پدیدار گشته است. بر روی سر او یک تاج تابناک با شاخ‌هایی قرار گرفته که نشانه و رمز خدایی بودن اوست. اهورمزدا دست چپش را با حلقه‌ای به سوی داریوش دراز کرده و به این ترتیب مشغول انجام مراسمی مبنی بر تسلیم قدرت و سلطهٔ پادشاهی به داریوش می‌باشد. وی با دست راستش که بلند کرده خیر و برکت برای داریوش می‌خواهد. خود داریوش تاج پادشاهی بر سر دارد. سبیلهایش تابیده و ریشش مستطیلی شکل و به شیوهٔ ریش پادشاهان آشور است که ده طره داشته. داست راست داریوش به حالت دعا و راز و نیاز به سوی اهورمزدا دراز است و با دست چپش کمانی را گرفته است. داریوش به اندازهٔ معمولی بعنی به قد ۱۸۰ سانتی‌متر نشان داده شده است.

www.dalahoo.comداریوش با پای راست خود گئومات را زیر لگد انداخته به طوری که یک پا و دو دست گئومات به حالت تضرع بالا آمده است. از سمت چپ، در پشت سر داریوش دو نفر از درباریان نیزه‌دار و کماندار با تیرکش ایستاده‌اند و هر دو ریش‌های بلندی دارند. با توجه به نقشه‌های نقش رستم، نیزه‌دار مذکور «گبری» و کماندار «آسپاتینا» می‌باشد. این دو نفر قدشان از داریوش کوتاه‌تر و در حدود ۱۵۰ سانتی‌متر است، ولی از پادشاهان یاغی که مجسمهٔ آنها تا سینهٔ داریوش است (۱۲۰ سانتی‌متر)، بلندترند. پشت گئومات بلافاصله ۸ نفر از غاصبین تخت و تاج پادشاهی و پیشوای قبیلهٔ سکاها، «تیگراخائودا» که نظر به تیزی نوک کلاهش هشت سانتی‌متر از داریوش بلندتر است، نقش گردیده است. همهٔ آنها به وسیلهٔ زنجیری به یکدیگر متصل هستند. قسمتی از مجسمه‌های کتیبهٔ بیستون در زمان دو جنگ جهانی موقعی که سربازان از کنار آن عبور کرده‌اند، ویران گردیده است. مجموعاً این نقوش حد متوسط ۳ متر ارتفاع و ۵٫۴۸ متر طول دارد.

www.dalahoo.comاین نقش برجسته پیروزی داریوش بزرگ را بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد. طول این نقش برجسته ۶ متر و عرض آن ۳٫۲۰ متر می‌باشد، نماد فروهر بالای نقش دیده می‌شود. داریوش دست راستش را به نشانه ستایش اهورامزدا بالا برده و پای چپش را بر سینه گئومات مغ که زیر پای او افتاده نهاده‌است. شورشیان که دست‌هایشان از پشت و گردنشان با ریسمان به هم بسته شده‌است پشت سر هم در برابر داریوش ایستاده‌اند. یک نیزه دار و یک کماندار پشت سر داریوش دیده می‌شوند. بلندی قامت داریوش در نقش ۱۸۰ سانتیمتر، قامت نیزه دار و کماندار حدود ۱۵۰ سانتیمتر و قامت شورشیان حدود ۱۲۰ سانتیمتر است. متن و نقش بر اثر عواملی چند از جمله عوامل زمین شناختی فرسایش باران و باد رسوب مواد آلی رشد جلبک در درز سنگها و تأثیر سایر پدیده‌های طبیعی فیزیکی شیمیایی و نیز تخریب به دست بشر بویژه در عصر رواج تفنگ – که از قسمتهای برجسته و نمایان تر نقش و از فاصله دور به عنوان نشانه استفاده می‌کرده‌اند – و ناآگاهی‌ها و بی‌مبالاتی‌های دیگر آسیب جدی دیده‌است.

www.dalahoo.comنخستین کسی که موفق به خواندن کتیبه بیستون شد، هِنری رالینسون انگلیسی(Rawlinson) بود. او که در دهه ۱۸۳۰ میلادی و اوایل دهه ۱۸۴۰ به عنوان افسر ارتش هندِ انگلستان، مأمور خدمت در غرب ایران بود، موفق به رمزگشایی از خطوط کتیبه شد و نخستین ترجمه آن را به دست داد.

پس از رالینسون، افراد دیگری راه او را پی گرفتند و ترجمه‌های کامل‌تر و دقیق‌تری از کتیبه بیستون را بدست دادند؛ با این حال، بخش‌هایی از این کتیبه باستانی به علت فرسایش در برابر باد و باران از میان رفته و ناخواناست؛ و نیز بدین خاطر که در دوره‌ای از بی‌خبری ایرانیان، نقوش و خطوط آن به عنوان نشانه تیراندازی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

www.dalahoo.com

نکته‌های اصلی کتیبه بیستون از این قرار است:

معرفی داریوش از زبان خود او، دودمان هخامنشی، چگونگی اعاده پادشاهی به هخامنشیان، شیوه حکومت داریوش، مرگ کمبوجیه، طغیان گئوماتا و کشته شدن او در پاییز ۵۲۲ ق م، شورش و طغیان در بسیاری از سرزمین‌ها و سرکوبی آن‌ها و اعاده نواحی بسیاری که از فرمانبرداری سر باز زده بودند، پیروزی‌هایی که در نوزده نبرد نصیب داریوش شده‌است و از جمله پیروزی مهم و دشوار بر سکاها، چگونگی استقرار آرامش و امنیت در امپراتوری پهناور، رد ادعاهای یاغیان ضدحکومت، هشدار نسبت به دروغگویی، دفاع از راستی و راستگویی، دعای نیک در حق کشور و مردم، سپاسگزاری داریوش از یاریهای اهورامزدا در غلبه بر معارضان و بازگشتن صلح، اندرز به شاهان آینده و کسانی که کتیبه بیستون را می‌خوانند، نام کسانی که در غلبه بر گئوماتا از داریوش پشتیبانی کردند و اشاره به انتشار متن کتیبه در سراسر قلمرو هخامنشی به خط میخی و سه زبان پارسی باستان، بابلی و ایلامی. این کتیبه‌ها کلید کشف رمز کلیهٔ خطوط میخی گردید. به ویژه «سر هـ. رالینسون» در این موفقیت سهمی بسزا دارد.

جنگ های باستانی – فارغانات- -پری کانی ها(فارغان)

آخرین نبردهای هخامنشیان با اسکندر مقدونی

آخرین نبردهای هخامنشیان با اسکندر مقدونی

مسیر حرکت پری کانی ها از دهنه ده شیغ بطرف محل نبر

 بنا به اظهارات هرودوت وانتوین بین وهمایون صنعتی نبرد ولشکر کشی از فارغانات  (پری کانی ها)  در لشکر هخامنشیان بصورت مستقل حضور داشته اند

ادامه خواندن جنگ های باستانی – فارغانات- -پری کانی ها(فارغان)

سربازان- جنگی -سکاها وپری کانی ها -هوش نوش-سکاهای آموربگیه-اسکارته- هرهوتیش ها

یادداشتی بر منابع:

همه منابع اولیه موجود در نبرد گوگمل از طرف نویسندگان یونانی است – هیچ روایتی از نقطه نظر ایرانیان وجود ندارد. بسیاری از این منابع “اولیه” نیز مدت‌ها پس از واقعیت نوشته شده‌اند. همانطور که از قدیم گفته شده فاتحان نویسندگان تاریخ هستند، اما اندیشمندان امروزی در حال تلاش برای بازسازی نسخه‌ای  جدیدهستند.
که نسبت به آنچه که در سال ۳۳۱ پیش از میلاد در گوگمل اتفاق افتاد،کمتر جانبدارانه باشد.
دو سپاه در دشتی مسطح و بی‌درخت با یکدیگر روبرو شدند. داریوش سوم، پادشاه امپراتوری هخامنشی، مکان این نبرد را با دقت انتخاب کرده بود. پیاده نظام او، ارابه‌های داسی شکل‌اش و ۱۵ فیل جنگی وی آماده ایستاده بودند. دشمن نیروی بسیار کوچکتری داشت.
داریوش حقاً باید برنده این جنگ یعنی نبرد گوگمل می‌شد اما حریف او اسکندر کبیر مقدونی یکی از بزرگترین متخصصان فنون جنگی بود که جهان تا آن زمان به خود دیده بود۱۰۰۰ سوار جنگی را که انها پری کانی ها فارغانی می نامیدند در این جنگ شرکت کرده وبا سرافرازی حتی هردوت هم از رشادت وجنگیدن این هزار سورا نتونست نامی نبرد واین هزار نفر توانستند ضربات شدیدی به لشکر اسکندر بیاورند.
نبرد گوگمل (آربلا)

ادامه خواندن سربازان- جنگی -سکاها وپری کانی ها -هوش نوش-سکاهای آموربگیه-اسکارته- هرهوتیش ها

ایجاد گالری تصاویر

میلکانی

?