سربازان- جنگی -سکاها وپری کانی ها -هوش نوش-سکاهای آموربگیه-اسکارته- هرهوتیش ها

یادداشتی بر منابع:

همه منابع اولیه موجود در نبرد گوگمل از طرف نویسندگان یونانی است – هیچ روایتی از نقطه نظر ایرانیان وجود ندارد. بسیاری از این منابع “اولیه” نیز مدت‌ها پس از واقعیت نوشته شده‌اند. همانطور که از قدیم گفته شده فاتحان نویسندگان تاریخ هستند، اما اندیشمندان امروزی در حال تلاش برای بازسازی نسخه‌ای  جدیدهستند.
که نسبت به آنچه که در سال ۳۳۱ پیش از میلاد در گوگمل اتفاق افتاد،کمتر جانبدارانه باشد.
دو سپاه در دشتی مسطح و بی‌درخت با یکدیگر روبرو شدند. داریوش سوم، پادشاه امپراتوری هخامنشی، مکان این نبرد را با دقت انتخاب کرده بود. پیاده نظام او، ارابه‌های داسی شکل‌اش و ۱۵ فیل جنگی وی آماده ایستاده بودند. دشمن نیروی بسیار کوچکتری داشت.
داریوش حقاً باید برنده این جنگ یعنی نبرد گوگمل می‌شد اما حریف او اسکندر کبیر مقدونی یکی از بزرگترین متخصصان فنون جنگی بود که جهان تا آن زمان به خود دیده بود۱۰۰۰ سوار جنگی را که انها پری کانی ها فارغانی می نامیدند در این جنگ شرکت کرده وبا سرافرازی حتی هردوت هم از رشادت وجنگیدن این هزار سورا نتونست نامی نبرد واین هزار نفر توانستند ضربات شدیدی به لشکر اسکندر بیاورند.
نبرد گوگمل (آربلا)

قشون داریوش و اسکندر از جاهای خود کنده به استقبال یکدیگر شتافتند و همین که دو لشکر در مقابل یکدیگر واقع شدند شیپورچی های طرفین شیپور حمله را دمیدند و از هر دو سپاه نعره ی جنگی برآمد. در ابتدا ارابه های داس دار ایرانی به شدت حمله ور شد و باعث وحشت در صفوف مقدونی ها گردید. به خصوص که مازه در راس سواره نظام ایران نیز به مقدونی ها حمله برده و عملیات ارابه ها را تقویت کرد. ولی مقدونی ها چنانکه اسکندر سپرده بود ، سپرهای خود را تنگ به یکدیگر چسبانده و نیزه هاشان را به سپرها زدند. بر اثر آن صدای مهیبی در فضا پیچید و اسبهای ارابه ها به وحشت افتاده و برگشتند و در صفوف ایرانی باعث اختلال گشتند.با این وجود بعضی از ارابه ها به صفوف مقدونی رسیدند و سربازان صفوف خود را گشودند تا ارابه ها بگذرند و بعد عده ای را با ضربت ها خراب کردند . ولی عده ای از ارابه ها به صفوف مقدونی برخورد کرد و تلفاتی به دشمن رسانید. توضیح آنکه دست های سربازان یا سر آنها را قطع و پیاده ها را از کمر به دو نیم کرد. پس از آن جدال مهیبی رخ داد. دو سپاه به قدری به هم نزدیک شدند که تیراندازان و فلاخن داران اسلحه ی خود را به کار برده بودند و می رفت که جنگ تن به تن در گیرد. در این مرحله جدالی سهمگین بین سواره نظام جناح راست مقدونی با سواره نظام جناح چپ ایرانی که در تحت فرماندهی داریوش بود شروع شد. همراه او هزار نفر سوار ممتاز و رشید (پری کانی ها)فارغانات که تماماً از اقربای او به شمار می رفتند و حاضر شده بودند در این روز مردانگی و مهر و محبتشان را به داریوش نشان دهند. این دسته ی ممتاز سینه ها را در جلوی تگرگ تیر که به سمت داریوش می بارید سپر کرده و می جنگیدند و عده ی زیادی از سپاهیان دلیر ملوفور(یعنی سپاهی که نوک نیزه هایشان به سیب طلایی منتهی می شد و از سواره نظام ممتاز پارسی به شمار می رفت) به دسته ی مزبور کمک می کردند. نزدیک این سواره نظام مردها و کوسی ها می جنگیدند و بلندی قامت آن ها جالب توجه بود. تمام این سپاهیان فریاد جنگی برآورده و با شدت به طرف مقدونی ها حمله کردند و از جهت فزونی عده مقدونی ها را در فشار گذاردند.

Batalla de Gaugamela (M.A.N. Inv.1980-60-1) 04.jpg

 داریوش سوم

 

از طرف دیگر مازه در ابتدای جنگ با سواره نظام ایرانی مقدونی ها را هدف باران تیر قرار داد و تلفات زیادی به آنها وارد کرد. بعد از او دسته ای از سوارها ی ممتاز که مرکب از دو هزار نفر کادوسی و هزار نفر سکایی بود جدا کرده و به آنها دستور داد از جناح چپ دشمن دور زده و به اردوگاه مقدونی ها حمله برده و بار و بنه ی آنها را تصرف کنند. فرمان مذکور در حال اجرا شد و سکاها بار و بنه ی مقدونی ها را غارت کردند. این واقعه باعث اختلال در اردوی مقدونیه گردید و اسرایی که در آنجا بودند جرات یافته و به کمک ایرانیان آمدند ولی سی سی گامبیس مادر داریوش که در جزو اسرا بود از جا حرکت نکرد.

سکاها (پری کانی ها)قسمتی از بار و بنه ی مقدونی ها را غارت کرده نزد مازه شتافتند، تا او را از بهره مندی خود آگاه سازند.

پس از آن بالاخره تمام سپاهیان پارس رو به هزیمت گذاردند و مقدونی ها آن ها را تعقیب کرده عده ای از فراریان را کشتند. عده ی کشته شده های ایرانی را دیودور سیسیلی نود هزار و عده ی کشته شده های مقدونی را پانصد نوشته ولی آرون، مورخ آن دوره گوید که عده ی مجروحین مقدونی خیلی زیاد بود و سردارانی مانند هفستیون، سنوس، مه نیداس، پردیکاس و بعضی دیگر جزو مجروحین بودند. زیادی کشته شده های ایرانی از آنجا بود که در موقع هزیمت و گرد و خاکی که فضا را فرو گرفته بوددر زیر سم اسب های فراریان و تعقیب کنندگان می ماندند و بعد از دم تیغ مقدونی ها می گذشتند. کنت کورث مورخ عده ی مقتولین ایرانی را چهل هزار و کشته شده های مقدونی را سیصد نوشته ولی با اینکه مورخین اسکندر اعتراف می کنند که جنگ در ابتدا سخت بود و مقدونی ها هزیمت کردند و اسکندر آن ها را توبیخ کرده و برگردانید و از طرف دیگر پارمنیون داشت شکست می خورد که خبر فرار داریوش رسید . چگونه می شود قبول کرد که عده ی کشته شده های مقدونی فقط سیصد نفر بوده باشد؟ آریان مورخ عده ی مقتولین ایرانی را سی هزار نوشته و گوید، که عده ی بیشتری اسیر شدند ولی عده ی مقتولین مقدونی را سیصد پیاده و هزار سوار قلمداد کرده. کلیتا راجع به آریان باید در نظر داشت که او تاریخ خود را موافق یادداشت های آریستوبولوس و بطلیموس ، سرداران اسکندر نوشته و مثل این است که یک تاریخ رسمی نوشته باشد.

سرنوشت داریوش سوم

داریوش در گردونه ی خود به قدری سریع حرکت می کرد که اسکندر نتوانست به او برسد و چنانکه مورخین اسکندر نوشته اند گرد و غبار مانع بود از اینکه مقدونی ها بدانند داریوش از کدام طرف می رود. فقط گاهی صدای شلاق گردونه ران آگاهی می داد که داریوش نزدیک است. بدین ترتیب داریوش به رود لیکوس رسید و پس از عبور خواست پل را براندازد ، تا مقدونی ها نتوانند از رود مزبور عبور کنند ولی بعد از قدری تامل دید که اگر چنین کند عده ی زیادی از فراریان سپاه او نخواهند توانست از رود بگذرند و قربانی مقدونی ها خواهند شد. این بود که گفت : “راه مقدونی ها را باز گذارم به از آن است که راه پارسی ها را بربندم.” اسکندر که داریوش را تعقیب می کرد، وقتی که به پل مزبور رسید نخواست که دیگر مقدونی ها فراریان را تعقیب کنند.

عواقب جنگ

همانند بسیاری از جنگ های دیگر این دوره ی زمانی ، تعداد تلفات این جنگ به روشنی معلوم نیست. هنگامی که اسکندر داریوش را تعقیب می کرد به دلیل مشکلاتی از ادامه ی تعقیب صرف نظر کرد و داریوش به همدان گریخت. اسکندر هم بعد از پیروزی گرانقدری که در این جنگ برایش حاصل شده بود به سمت جنوب تاخت و بابل، شوش و پایتخت امپراتوری هخامنشی، تخت جمشید را تصاحب کرد. در مدت یک سال بعد ، عده ای از همراهان داریوش به وی خیانت کردند و طی یک توطئه ، شاه پارس توسط شخصی ناشناس به قتل رسید.پس از مرگ داریوش، اسکندر خود را فرمانروای قلمرو هخامنشی خواند و شروع به تاخت و تاز به مناطق مختلف این قلمرو کرد درنتیجه ی شکست ایرانیان در این جنگ، سلسله ی هخامنشی پس از ۲۲۰ سال حکومت بر ایران منقرض شد.

منتشرشده توسط

آذین

ارشتکس علاقه به تاریخ (ابنیه) شمال هرمزکان فارغان (فارغانات).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *