مهرانگیز سالاری-مدرس-بین المللی-خوراک سنتی–محقق- مستند ساز

مهرانگیزسالاری: یک دستگاه به تنهایی نمیتواند حافظ فرهنگ و اصالت یک استان باشد، هرچند مجموعه میراث فرهنگی زحمات زیادی را برای حفظ و ترویج فرهنگ غذاهای بومی استان هرمزگان کشیده است ولی باید قبول کرد که منابع محدود یک اداره جوابگوی این مهم باشد و همه مدیران و مسئولین باید به هنرمندان این استان کمک کنند .

ادامه خواندن مهرانگیز سالاری-مدرس-بین المللی-خوراک سنتی–محقق- مستند ساز

سبعه سبز -فارغانات

مشاهیر فارغانات-تارم-سیرمند

بزرگ خاندان در فارغانات

حسین علی منصوری اسطوره ادیب،دانای شهرفارغان از نسل کلانتران، در کتاب پیامبر… محمد ابراهیم پاریزی باستانی درمورد رئیس غریب شاه بنام امیر صفحه۱۱۸

حسین علی منصوری

حسین علی منصوری  از نوادگان کلانتر فارغانات  که باداشتن دانش کافی در موضوعات مختلف علمی ، به عبارت دیگر کتب تاریخ، جامعه شناسی، علوم وفلسفه و نجوم مطالعات علمی داشته

و اما توجه به برون‌داد همۀ این رشته‌ها درفارغانات به دست آوردن نگاهی جامع‌نگر نصیب هر فردی نمی‌شود.

به وضوع می‌توان گفت که حسین علی منصوری بین همه  اقوام و همشهریان واجد این صفات مذکور است.

وی که مطالعات فراوانی درمواردمختلف انجام داده و مورد مشاورت ادیبان هم قرار گرفته ،

سخنانی تازه با علمیتی تمامْ پیرامون موضوعات بین‌رشته‌ای داشت،

این کوچکترین وصف کمالات این علامه فارغانات می باشدمشاورت کردن در کارها از دعوی املاک ودیگر موضوعات خانوادگی قومی گفتارشان بسیار ثمر بخش بود.  مطرح کرد اثاری که از ایشان باقی مانده است در قسمت دستخط ها ونجوم شناسی ونسخه طب گیاهی به استحضارعالی میرسانیم .

رئیس عبدالکریم معتضد کیوانی

کلانتر وقت فارغانات

ابلاغ وحکم ایشان ازجانب ابراهیم خان قوام الملک شیرازی والی فارس درسال ۱۳۰۴ شمسی، به عنوان ضابط ومامور دولت وحفظ انتظامات محال سیرمند،سیاهو، فارغانات تا جائین ودراخر تاتارم منسوب گردید.

ر _ ک_سند شماره۲ ، صفحه۸۸
ایشان  رئیس عبدالکریم معتضد کیوانی  از قوام الملک حاکم منطقه جنوب  مبنی بر ایجاد نظم وجمع آوری مالیات نقش مهمی ایفاد نموده ایشان نسل اندر نسل کلانتر فارغانات بوده اند.بنا به تشخیص پادشاه ایران این ابلاغ رسمیت یافته.

ایشان فرزند رئیس غریب شاه بزرگ- فرزندرئیس رفیع الدین – فرزندمشهدی غریبشاه فرزند رئیس شکرالله فرزند

اضافه کنم افراد وخانواده های بزرگی در فارغانات زندگی میکنند لذا برای معرفی خواهشمند است عکس ومطلب از این افراد ارسال تا در سایت بار گزاری شود.

احمد علی امیری  توسلی تولد۱۳۱۰/۷/۶

خوشرو ترین سید وسادات فارغان، سیدرضا حسینی (چراغسوز شاه رکن الدین) متولی زیارت شاه رخ الدین

فامیل های که در فارغانات

صابری

سالارحسینی

حسینی فارغان

یکتاپور

حیدری

حاجی زاده

محمدی مزرعه

کاوه پور

دهقانی

آور

خورشیدی

جمشیدی

شریفی جاینی

سالاری جاینی

شمیلی

ترابی بخوانی

توسلی

امیری توسلی

حیدری

حیدری نامندی

خورشیدی

سخایی

سلارحسینی

حسینی فارغانی

ابولپور همایی

باقرزاده همایی

بهاری میمندی

حیدری سراجی

میزاده

حیدری پوری

سالاری سیرمندی

امیری رائیزی

سالاری

معتضدکیوانی

منتظر پیام وعکسهای از عزیزان شما هستیم

فضل الله حیدری متولد متولد ۱۳۱۰ یکم فروردین تعداد فرزند ۶نفر مولر احمد پورمتولد ۱۳۴۱ پانزده فروردین فرزند خدا یار مهدی قلی سالارحسینی متولد ۱۲۸۵ یا ۱۲۹۵ سیروییه فرزند قنبر فرزند جعفر فرزند سالارحسین فرزند سالارشیر

خیرالله باخویش نویسنده از جاِینخانم مهرین سالاری کارشناس وداور بین المللی هرمزگان

 

پرچنار-تیدر-بخوان

 

ابنیه های قدیمی  دیرینه وکهن بخوان (شمال هرمزگان)

جنوب شهر فارغان کناره آخرین رشته های کوه در دل زاکرس امکنه های وجود دارد .

که قدامت آن به کهن ودیرینه میرسد. ابنیه های موجود وشکافتن کوه  شاه شکن وچرخ آب چشمه الله وآسیاب آبی  بدرستی با آتشکده غرب این گذرگاه ژرف بی درنگ مارا به یاد افسانه های کهن ودیرینه می اندازد (فرهاد وشیرین) شکاف وگذر از این کوه نیاز به نیروی ویژه همان شهرآیینی وتمدنی  بسیار کهن که با دیدن دیگر ابنیه ها وکوره های فلزات با قدامت بالا ما را به دوران بسیار دور که چرخ های سفالگری در نظام آباد وصنعت جواهر سازی در تپه های گوش نوئیه وبرج  گشنو، لموشوکو ؛ تولید چرم وپارچه درمحدوده گر کشروخانه محل اتصال چند رودخانه وایجاد گرداب فراوانی آب مظهر زندگی را ( گر) صنعت پوست ومو پارچه، محلی در دراگاه بخوان چشم اندازی وسیع از تمدنی کهن رایادآوری میکند.

   بخوان تابستان نارنگی  در بسته بندی پائیز بخوان عکس پوریاتوسلی بخوان

بخوان بن خانه ته خانه ،بیه انبار، دیمه انبار، درختان تا، چک چک، بونه، دغ، کم پل، پرسوز، واشکفت های فرآوان، قلات  قلعه کافران ،هرکدام معنی خاص خود در وجه تسمیه بخوان نقشی ایفاد میکنند که پرداختن به ان نیاز به مقاله های متعدد می باشد.

غرب بخوان

پاچزاک وپس محرو، کوره باستانی، وجود دفینه های ودخمه ها وجوغن در دل سنگ وچیدمان سنگ های لاشه بدون ملات  مرتبط به دوران ایجاد جوغن که به دیرینگی دوران دفن مردگان به شیوه(مادها) هست.

آتشکده ورودی دهانه روستای بخوان وباحفر کانل به پایین رودخانه که قسمتی از آن بر اثر بارندگی که طول ان تقریبا ۸۰ متر در کناره کوه برای مصرف اب کنارچشمه حفر وتردد به بالای کوه . بسیار چشم گیر می باشد.به عهد باستان میرسد که در قدیم معابدی وجود داشته ورونق فراوانی برخوردار بوده است.

 

چگونه ما می‌توانیم فرهنگ فارغانات را یک شهر آیینی چند هزارساله باستانی بنامیم.

ابنیه و ساختمان و دژهای ویژه فرمانروایی‌های پایتختی و قلعه‌ها، نِشانه‌ ی پیشه به گزارش ذیل.

  • ورودی دهنه کوه بونه آتشکده، گاه شمار بخوان یکی از معابد بزرگ در هنگام باستان هست این بنا بعد از گذشت راه کوهستانی بعد از تیدر به محلی موسوم به چرخ که کوه شاه شکن و (آبشارچشمه بخوان) معبد بر بلندی تقریبا ۸۰ متری بنا شده واز همان بلندی تونل وراه مخفی برای بردن آب  تقریبا به طول بیش از۸۰ متر از بالا تا کف رودخانه(چشمه)درخت تاهم در محل یاد شده سبز شده.

۱- کوره‌های دیرینه (پراکندگی این کوره‌ها در چندین بخش مشاهده‌شده که دور از معدن فلزات بوده بنابراین گمان از سرزمینی امن وگویای محرمانگی این صنعت را در ان دورآن بازگو می‌کند) کوره در کناره کوه کلوک کوره در دهنه میمند کوه در پس محرو کوره در کنارسنگ نبشته سیرمند ودر پاچزاک این تعداد فقط در محل کوه ها شناسای شده است اما وجود گاهن در کناره زیارت درمیمند فارغان وتارم راحتی پراکنده ومشهود است.

۲- سدهای (آب بست) ساروجی با زیر سازه‌ی بزرگ با ارتفاع۲۵متروعرض۱۹متر وبیش از۴متر ضخامت پی ان که از سنگ وساروج است ومراتب استفاده ان با لوله ها وسوراخ در ان اسیاب بوده است.

۳- چاه‌های ساروجی کشف‌شده در تپه‌های نظام‌آباد نوع وساخت این چاه با ساروج مایل به رنگ قرمزوچیدمان سنگ وملات ساروج وتراز بودن ویک نواخت بودن دایره وار با اندودساروج گلی  ان را ابنیه کهن ودیرینه می سازرابنیه خاص ومهمی تلقی می شود.

۴-نقش صورتک وسنگ نبشته بر سنگ درسیرمند وقلعه ها ودژهای وکوره های مجاورآن وکندن جوغن در دل سنگ وودره تنورکافری علامتی برای دیرینه بودن سیرمندهست.

۵- پاچزاک وپس محرو، کوره باستانی، وجود دفینه های ودخمه ها وجوغن در دل سنگ وچیدمان سنگ های لاشه بزرگ مرتبط به دوران ایجاد جوغن که به دیرینگی گویا می گردد.

۶- دهنه میمند وجود غارهای واشکفت که به احتمال زیاد تراشیده شده وضلع غربی آن آسیاب بادی وجود دارد و بیان از زندگی افرادی در قدیم ایام در این منطقه داشته.

۷-هردوت، کتاب هفتم، فقره ۶۸ همچنین، فقره ۶۹-۷۰-(۳ صفحات ۳۳-۳۲ بالا) بصورت مفید مورد این مکان (فارغان) را جزیی از یک تمدن باستانی توضیح داده است.

۸- صفحه ای از کتاب جغرافیای اداری هخامنشیان از آرنولد توین بی (همایون صنعتی زاده): هردوت در صفحه های ۱۱۰ درمورد فارغان و (یاتوتیه وپرکان ها)-(فارغان) وازعزام لشکر، ساز برگ وتجهیزات جنگی وشرکت در جنگ ها خصوصا زمان خشایارشا وجنگ با رومی یان وگذشتن از دریای ادریاتیک و فتح اتن، ادامه راهی برای شناخت تمدن هزارساله در فارغانات می باشد.

۹-قلعه کافران پرفراز کوهی در منتهی‌الیه منطقه کوهستانی شمال دشت تارم زمین که هم‌اکنون دماغه گهکم نامیده می‌شود.

۱۰- قلعه خندق (قلعه تارم) درشمال غربی روستای تارم قدیم وبر روی برجستگی زمینی ساخته شده.

۱۱- قلعه ودژهای که از بزرگترین بنای خشتی وگلی محسوب میشود در تارم در رفیع آباد ودرمیمندوفارغان وسیرمند ساخته شده است.

۱۲- گور چدنی به معنای قبرستان یهودیان محوطه باستانی وسیعی قرار گرفته.

۱۳- بقایای آتشکده ای در روستای گنج

۱۴- بنای «چارتاقی» در زمان کهن، با اندیشه و با مفهوم «آتشکده» آن اندازه تطابق داشت که خود آن بود و سپس هر روز بیشتر به درون فضای کالبدیِ معابد ایرانیان کشیده شد و گویی جذب آن شد. «چهارطاقی» ده شیخ در کتب تاریخی بنام دوشکویه نام برده اند وبصورت مفصل وصف خواهم کردبدین لحاظ چهارطاقی‌های عهد ساسانی که در محل‌های موسوم به در باغ و علی‌آباد و رحمت‌آباد واقع در دشت آرزو از توابع بخش بافت (شهرستان سیرجان) کرمان وجود دارد و بنای شگرف دواشکوبه (دوطبقه) موسوم به بهشت و دوزخ واقع در نزدیکی سلطان‌آباد که احتمالاً مربوط به عهد اشکانی است و در پنج کیلومتری چهارطاقی در باغ واقع هست طبعاً مربوط به استان فارس نبوده به شرحی که گذشت توضیح درباره آن‌ها ضمن آثار تاریخی استان کرمان باید مذکور افتد و به همین ترتیب امکنه باستانی نظیر تل گنج که تپّه ماقبل تاریخی واقع در نزدیکی نظام آباد از دهستان (فارغان) از توابع حاجی‌آباد (سعادت‌آباد) بندرعبّاس است.

 

 

فارغانات قصه- زمستان

قصه گوی در فارغانات

در میان موارد گوناگون ادب عوام (فولکلور)، قصه كهن تر از همه ی آن ها است 

 قصه ها، دوام و بقایی مرموز و شگفت انگیز دارد

از کهن ترین واژ های است به کودکان و رایجترین گونه های ادبیات عامه است كه با طبیعت و زندگی مردم پیوند نزدیك دارد به ارث می برد،

گوناگونی یك قصه و نحوه نقل آن  آغاز صورت شفاهی داشته و از پیران ومادربزرگ یا پدر بزرگ به  و نسل به نسل دیگر انتقال یافته و سپس برای ماندگاری در هر دوره و درفارغانات و فرهنگ، خود را با نظام شهرآینینی رایج با الگوهای خیر وشر آن دوران دهم آمیخته.
قصه بر دو اصل است

۱-واقع گرایی

۲- خیال پردازی

۳-قصه های وحکایت کشکولی

بیان می شده است. آمیختگی ونحوه بیان وشنیدن از زبان مادربزرگها وپدر بزرگ این دو ، قصه را زیباتر و دل پذیر و دلنشین تر می نموده است.

قصه درفارغانات و تصویرهایی از زندگی مردم آن دوره، شیوه ی كار و تولید، مناسبات میان افراد و گروه ها و طبقات، رفتار و روابط خانوادگی و خویشاوندی،  قومی و مذهبی، اندیشه و احساس، آداب وسنن رسوم در گویایی (زبان) ساده یا به زبان نمادی (سمبلیك) و به صورتهای طنز، جدی، هزل ترسیم و بیان می كند.
در زبان و ادبیات امروز با تغییرات نسبتن گسترده ای كه در سبك بیان و نگارش و در به كارگیری لغات و اصطلاحات و تعبیرات رخ داده و همچنین با دگرگونی كیفی كه در مفاهیم پدید آمده است، مطالب بزرگان و حكایات نیز كم تر درك و دریافت می شوند.

اما نمی توان به سادگی از آن همه حكمت و تاریخ و گزارش به جای مانده از گذشته های بسیار دور و خاطره هایی كه روزگاری واقعیت خارجی داشته و به مرور جنبه اساتیری به خود گرفته اند.

و نیز از آن همه ادب و راه و رسم زندگی و دیگر نكته های پر مایه دل بر كند .

پس باید به بهترین وجه و با در نظر گرفتن دریافت كنونی و سلیقه امروزی، از الفاظ زبان و از معانی و مفاهیم بهره گرفت.

در گوشه و كنار جهان این راه دوم را برای بهره گیری از ادبیات كهن خود در پیش گرفته اند و بدین ترتیب است كه در هر عصر فرزندان نسل بالنده خود را با تاریخ و استوره و ادب و شعر و نثر گذشته آشنا می كنند و راه دریافت ادبیات هر دوره را كه خواه نا خواه با استوره ها و تاریخ و حكایت و آداب و رسوم گذشته عجین و یا در ارتباط و تعامل جدی است هموار می سازند .
قصه در زبان و ادب فارسی فارغانات بسته به موضوع، سبك نگارش و شكل قهرمان ها به انواع گوناگون: عامیانه، ادبی، حماسی، عشقی، اخلاقی، مذهبی، ملی با نام های: كودكان، پریان، حیوانات و …. تقسیم می شود .

تاریخچه ی قصه فارغانات تارم زمین سیرمند و…….
در گذشته قصه برای اقوامی كه خط و نوشته نداشتند، نوعی تاریخ نگاری بود، امروز نیز در نگارش تاریخ اجتماعی جامعه ها قصه به منزله ی سندی معتبر و سودمند به كار می رود .
سرزمین ایران در گذشته های دور قسمت هایی از پری کانی ها فارغانات، اوتیان تارم زمین و وتعبید شدگان جنوب را در بر می گرفته است، تاریخ ادبیات داستانی ما از داستان های زیبا و باشكوه ورشادت دختران وپسران که برای بدست اوردن خوشبختی عتمادبه نفس کامل داشته.

زنده یاد پیرنیا می گوید: ” تاریخ ایران را باید از ایلام آغاز كرد “.
برای سرزمین باستانی ما تاریخهایی تنظیم كرده اند كه ملهم از داستانهایی بین افسانه و اسطوره است، داستان بیان واقعه در امتداد زمان است. شبه تاریخها و افسانه هایی كه از دوره ی ایلامی تاریخ ما مانده اند به پنج هزار سال پیش مربوط است از آن دوره سفاله هایی به جا مانده كه روی آنها تصویرهایی است كه نمودار حركت است و اموری مانند شكار یا تعقیب نقش بسته است كه ما با دیدن آن تصویر ها نوعی داستان را كشف كنیم .
سده هاست كه زندگی و آداب و رسوم جامعه ی ما ایرانیان با هزاران افسانه و قصه مملو و ممزوج است، افسانه ها به طور كلی در زندگی و ادبیات هر قوم و ملتی دارای اهمیت شایان توجهی هستند .
گروهی از دانشمندان علم فولكلور بر این باورند كه هند مهد بسیاری از افسانه هایی است كه هم اكنون در كشور های جهان و از جمله ایران وجود دارد. پس از اسلام ترجمه های متعدد و منظمی از افسانه ها توسط ایرانیان از آثار پهلوی به زبان عربی و فارسی دری به عمل آمده كه در حفظ بسیاری از این افسانه ها موثر بوده است .
پژوهشگران و باستان شناسان آشوری ، قصه عشقی را روی كتیبه بابلی یافته اند كه به طور كلی شبیه قصه قیس ابن الملوح است، نام های اصلی قصه نیز تقریبن همان نام ها است ، با این تفاوت كه در قصه ی بابلی، قیس و لیلی با هم ازدواج می كنند و قصه پایانی واقعی دارد. با یافتن این كتیبه ها ادعا می شود كه قصه ی لیلی و مجنون به ادبیات بابل و سده ی ششم پیش از میلاد تعلق دارد.
نویسندگان و شاعران گذشته ی ما اغلب به مقاصد خاصی از جمله بیان دلایل عرفانی و فلسفی و اخلاقی توجه داشته اند. بی شك به كارگیری قصه و تمثیل و داستان، كار ایشان را بزرای این گونه دلایل سادهتر و موثر تر میساخته است و بدین ترتیب قصه و داستان تنها ابزاری برای بیان درونمایه عقلانی و درونی این گونه مفاهیم به شمار می رفته است و بدین ترتیب در بسیاری موارد بیان مفاهیم عرفانی یا فلسفی جز با به كارگیری قصه و تمثیل ممکن نبوده است .
شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی، ویس و رامین فخرالدین اسعد، پنج گنج نظامی یا سیاست نامه با قصه هایی در دانش كشورداری، مثنوی با قصه های عارفانه، حكمی، قرآنی و تمثیلی، اسرار التوحید با قصه هایی در احوال عارفان، كلیله و دمنه با حكایات تمثیلی و استعاری، قابوس نامه با قصه های تمثیلی و تربیتی و هزار و یك شب ویوسف زلیخا شیرین فرهادبا داستان های عامیانه بخشی از تاریخ ادبیات داستانی ما را شكل می دهند كه گزارشگر راستینی از وجدان جمعی، خرد جمعی و تجربه جمعی ملتی كهن، خرد پیشه، فرهیخته، كم گوی و گزینه گوی با ذوق و ظرافتی كم مانند در همه ی دوران ها است .
قصه نیز مانند دیگر ادبیات عامه، نقش ها و كاركرد های گوناگونی در جامعه دارد كه عبارتند از : سرگرم کردن، آموزش، نظم دهی، اعتبار و اقتدار بخشی، روان شناسی جامعه و تداوم و ثبات بخشی به فرهنگ.
به طور كلی از نظر موضوع، همه ی قصه های نظم و نثر به سه گونه است :
۱- قصه های عامیانه
۲- قصه های ادب كهن پارسی
۳- داستان های نوین امروز ایران

قصه های عامیانه
اصلی ترین ویژگی قصه های عامیانه، شفاهی بودن و تعلق نداشتن آن ها به فردی خاص است. هر چند این قصه ها نیز گاه نوشته شده اند، اما هیچ گاه نویسنده ی آن شهرتی فراتر از قصه نیافته است. قصه های عامیانه بخشی از ادبیات عامیانه به شمار می رود و ادبیات عامیانه نیز به نوبه خود از دانش مردمی و یا فرهنگ عامه است

در قصه های عامیانه جایی برای سبك پردازی و زبان آوری و عرصه ای برای زیبا شناسی كلام وجود ندارد. پرسش و شگفتی از ویژگی های قصه عامیانه است و مراد از گفتن یا نوشتن آن ها ایجاد تاثیر عاطفی و بخشیدن احساس لذت ادبی به خواننده و شنونده است. در حقیقت در آغاز قصه های عامیانه به صورت شفاهی بوده و سپس گونه های دیگر آن خلق شده است .
قصه های عامیانه گوینده و شنونده مشخصی ندارد و بیش از دیگر انواع قصه بر نویسندگان تاثیر می گذارد، زیرا از كودكی ذهن نویسنده را به خود مشغول داشته اند. والتر بنیامین می گوید : “قصه نخستین آموزگار كودكان و زمانی نخستین آموزگار بشر بوده است، راوی و پروراننده قصه ها غالبن زنان هستند كه آن ها را برای بچه ها نقل می كرده اند ”
در قصه های عامیانه، ساختار متن در جهت نوعی تقابل بین قهرمانی و شرارت، نیكی مطلق و پلیدی هویت پیدا می كند . قصه گو همه جا به وحدت زیبایی و حقیقت و پاكیزگی اخلاق پایبند است، شر به عنوان پدیده ای عدمی كه نقصان وجود آدمی را به نمایش می گذارد، هیچ حقیقت پاینده ای را متبلور نمی سازد. وجود، فی نفسه

نماینده ی خیر مطلق است. قصه گو به ورای محیط تجربی اش نظر می اندازد و مخاطب را از روزمرگی دور میسازد.
حیطه ی كنش در قصه ی عامیانه بسیار گسترده و نامحدود است. در این قصه ها هرگونه كنش شگفت انگیز و قابل تصوری را می توان مشاهده كرد، تخیل جنبه ی بصری داشته و دیدنی است. حس باور پذیری در مخاطب ایجاد شده و قصه گو با ساختار باور پذیر دنیای ناشناخته و خیالی را بازنمایی می كند و آن چه اهمیت دارد داستانی كردن تخیل است ، تخیل را نباید با خیال بافی خودسرانه مترادف گرفت، زیرا تخیل را در متن قصه ها می توان دید. همه ی اجزای هستی طبیعی، قوانین محكم و سخت زندگی و محدودیت های تجربه بشری در برابر قدرت این تخیل در هم می شكنند.

قصه های ادب كهن پارسی:
قصه های كهن فارسی در گذشته توسط شاعران و نویسندگان ایرانی خلق شده اند. وجه مشخصه ی قصه های كهن فارسی، در ارزش ادبی ( كاربرد صناعات ادبی) آنها و خلق آنها توسط افرادی خاص است. نویسنده در باز آفرینی آن ها چنان قدرتی از تخیل و اندیشه روا داشته است كه هسته ی اصلی قصه دچار دگرگونی اساسی شده و یا با زیبا ترین شكل پرداخت شده است، شاهكارهای ادبی كه در حین دیرینگی و معانی ژرف، همچنان تازگی و طراوت خود را حفظ كرده اند.

داستانهای نوین امروز ایران
امروزه خواه نا خواه داستان نویسان متكی بر مجموعه ای از لغات ادبی و حكایات كهن هستند. ولی مخاطب اصلی داستان امروز از تاریخ دیرین داستان بی اطلاع است و آن را جز به شكل جدیدش نمی شناسد. اگر امروز قصه های مثنوی، داستان های خمسه نظامی، حكایات كلیله و دمنه و یا نظایر آن ها برای كودكان و بزرگ تر ها دریافت شدنی است، به علت تغییرات وسیعی است که در سبك بیان و نگارش و به كارگیری واژگان و اصطلاحات و تعبیرات و مفاهیم گوناگون آنها صورت گرفته است.
سرآغاز آثار قابل اعتنای قصه نویسی نوین در ایران مجموعه داستان های “یكی بود یكی نبود” جمال زاده است كه به كم تر از صد سال باز می گردد. كه در غرب این مدت به سیصد سال افزایش می یابد.
منتقدان ادبی، داستان نویسی امروز ایران را مولود فعالیت های ادبی غرب در سده های هیجده و نوزده میلادی می دانند .
به دلیل مشكلاتی چون ارتباط كم كتاب های كهن با محتوای پرمعنای خود و دشواری درک اشارات آن ها به معانی گوناگون آرمانی، ایمانی، اعتقادی، تاریخی، جغرافیایی، اجتماعی، تمدنی، فرهنگی، اسطوره ای و حتی ادبی، برای آن كه نوجوانان و جوانان بتوانند آن ها را بفهمند و برای تقویت داستان نویسی امروزی، باید كارهایی

را انجام داد:
الف. نزدیك كردن مفاهیم به ذهن خوانندگان با اصول و مبانی معانی.
ب. حذف برخی مفاهیم و معانی و پیام های فرعی و تكراری، تا الفاظ، كلمات، تعبیرات و اصطلاحات به طور مستقیم معانی را برساند.
ج.  در عین توجه به واقعیات امروزی از آنان برای تصویر سازی استفاده نمود.
د. استوار سازی هویت قومی ایرانی، آرمان خواهی و موحد بودن عموم ایرانیان و وطن خواهی به دور از سلیقه ها و غرضهای خاص
ه. عرضه ی نوشته های مورد نظر در قالبی نو به گونه ای كه شوق مراجعه به اصل آثار را فزونی بخشد.

در داستان های نو امروزی قصه و داستان منظوم نیز وجود دارد. توجه نیما در منظومه ی افسانه، قصه رنگ پریده، خون سرد، خانواده سرباز، قلعه سقریم، مانلی و …. نشانگر اهمیت این نوع شعر است. اخوان ثالث نیز در شعر های خود به شیوه ای هوشمندانه با استفاده از عنصر طنز، بهره گیری از شگرد های كهنه شده ی قصه گویی به شكل امروزی و نوین، تداخل روایت ها در یكدیگر، شاخ و برگ دادن به موضوع اصلی، به تعویق انداختن روایت اصلی با روایت های فرعی، استفاده از شیرین كاری های زبانی و …. باعث جذابیت و جلوه ای خاص به این نوع شعرهای خود شده است.

وجوه اشتراك سه گونه قصه
۱- روایت: كه اصل اساسی شناسایی یك اثر به عنوان قصه است.
۲- خلاقیت: وجود قصه های تكراری نشانه ی كوشش خلاقانه افراد گوناگون برای خلق قصه ها است.
۳- عناصر داستانی و ضد داستانی: این عناصر باعث پیچیدگی، كشمكش و بحران در داستان می شود

وجوه تفاوت سه گونه قصه
۱- رابطه ی علی: این رابطه در میان رویداد ها، در اغلب رویدادهای قصه های عامیانه و داستان های كهن نادیده گرفته می شود .
۲- شخصیت پردازی: این عنصر در اغلب قصه های عامیانه و كهن جایگاهی ندارد و بهتر است از واژه های قهرمان و ضد قهرمان در مورد اشخاص این قصه ها استفاده شود. اما در داستانهای امروزی آمیزه ای از آن دو شخصیت وجود دارد. نگاه پدید آورندگان داستانهای امروزی به اشخاص داستان، با نگاه شاعران و نویسندگان كهن و قصه های عامیانه تفاوت دارد كه حوادث خلق الساعه و خارق العاده، طی مسافت طولانی در یك لحظه، از پای در آمدن یك لشكر به دست یك تن، جنگیدن با دیوان و …. از آن جمله اند .
۳- توصیف زمان و مكان: در قصه های عامیانه به این عنصر كم تر توجه می شود، اما در داستان های امروزی یك اصل است .
۴- پیام و شیوه ارایه پیام داستان: در داستان های امروزی پیام داستان نهفته است در حالی كه در قصه های كهن و عامیانه پیام به صراحت بیان می شود .
۵- زبان: شیوه ی بیان و زبان قصه های كهن و عامیانه پیوستگی كامل با زبان قهرمان داستان دارد و در انتقال نسل به نسل و سینه به سینه تغییر می كند، اما زبان بسیاری از داستان های امروزی متناسب با سبك نویسنده و متفاوت با شیوه بیان شخصیت های داستانی است .
٦- گفت و گو: در داستان های امروزی گفت و گو در معرفی گوینده، ایجاد كشمكش، زمینه چینی، توضیح صحنه و فضا سازی و همچنین انتقال فكر و اندیشه موثر است، در حالی كه در قصه های كهن و عامیانه واژه ای كه از زبان پادشاه گفته می شود با افراد ساده جامعه تفاوت چندانی ندارد .
۷- تكرار: در قصه های كهن و عامیانه حوادث بار ها تكرار می شود و یا قهرمان بار ها خود را معرفی می كند، در حالی كه در داستان های امروزی حت نباید یك

كلمه ی اضافه وجود داشته باشد.
۸- تك خطی بودن: قصه های عامیانه معمولن آغاز و پایان دارند، در حالی كه داستانهای امروزی گاه از پایان آغاز می شوند .

اسطوره و افسانه:
فرق میان افسانه و اسطوره که هر دو از انواع قصه هستند، در این است كه افسانه ها هیچ گاه مرجع ایمان و اعتقاد ملتی نیستند و  فقط زاییده ی خیالند و اغلب برای مشغول كردن و شادی خاطر خواننده و شنونده ساخته شده اند، در حالی كه اسطوره ها با معجزه ها و باورهای مذهبی توام بوده و مضمون هایی را در بردارند كه از رویدادهای واقعی سرچشمه گرفته است. به تعبیری دیگر، اسطوره ها شامل روایاتی از کارهای فوق العاده ی انسان ها یا موجوداتی آرمانی اند كه از تخیل افراد یا اقوام زاده شده و خود از حوادث تاریخی و واقعی كه در بستر زمان تغییر شكل یافته است نشات گرفته اند .
اسطوره قصه ای است كه درباره خدایان و موجودات فوق طبیعی كه ریشه اصلی آن باور دینی مردم قدیم است و خاستگاه و آغاز زندگی و معتقدات مذهبی و قدرت مافوق طبیعی و اعمال قهرمانان آرمانی را بیان می كند.

اسطوره حقیقت تاریخی ندارد و پدید آورندگان آن ها گروه های ناشناخته از مردم بوده اند كه در هزاره های پیش می زیسته اند و چون جنبه اخلاقی ندارند با افسانه و حكایت متفاوت هستند.
اسطوره را باید داستان یا سرگذشت “مینویی” دانست كه معمولن اصل آن نامعلوم است و شرح و عمل، عقیده، نهاد یا پدیده ای طبیعی است به صورت فراسویی كه

دست كم بخشی از آن از سنتها و روایتهای گرفته شده و با آیینها و عقاید دینی پیوندی ناگسستنی دارد، داستانهایی كهن مربوط به هزارها سال پیش مردم و ملل است كه به طور شفاهی سینه به سینه نقل شده تا سرانجام به صورت نوشته درآمده است، این نوشته ها تصویر هایی به دست می دهند از دورانی كه نه تاریخ می تواند درباره ی آن قضاوت كند نه باستان شناسی و جای پای آنها را فقط در همان اسطوره میتوان یافت.
اسطوره ها نشان دهنده ی فرهنگ و نحوه تفكر مردمان در دوران كهن است. زبان گویای تاریخی است از دوران های پیش از تاریخ، سخن گوی بازمانده های

گرانبهایی است كه از دل خاكها بیرون كشیده یا در دل سنگها و كوه ها یافت می شود. اسطوره ها نماینده ی تداوم زندگی فرهنگی یك ملت و به نوعی تاریخ آن است.
اسطوره ها منشورهایی را در مورد رفتار اخلاقی و دینی به دست می دهند، عقاید را آشکار و تدوین میكنند و سرچشمه های قدرت مافوق الطبیعه هستند و بر جهان بینی اصلی اقوام و ملل و دریافت آنان از انسان و جامعه و ادیان توجه دارد.

افسانه های موجود در زبان فارسی بسته به موضوع، سبك نگارش و شكل قهرمان آن ها به انواع گوناگون تقسیم می شوند:
– افسانه ی پهلوانان: قصه هایی است كه در آن از نبرد میان پهلوانان و قهرمانان واقعی و تاریخی و افسانه ها صحبت می شود اعمال آنان مبالغه آمیز و گاهی پهلو به اسطوره و حماسه می زند.
– افسانه ی پریان: قصه هایی هستند درباره شخصیتها و ماجراهای تخیلی پریان، دیوان، غولها، اژدها و دیگر موجودات مافوق طبیعی و جادوگرانی كه حوادثی شگفت آور و خارق العاده را می آفرینند. قصه های پریان كم تر به افراد و مكان ها و اتفاقات واقعی نسبت داده شده اند و اغلب پایانی خوش دارند و بخشی از ادبیات عامیانه است كه با دو نیت: الف) سرگرمی و تفریح

ب) آموزش مضمونهای گوناگون، تدوین شده و از سنت های شفاهی قصه گویی ملت ها سینه به سینه به ما رسیده است.
– افسانه ی تمثیلی: بیش تر قصه های كوتاه و ساده، اخلاقی یا دارای آموزش اخلاقی ویژه اخلاق اجتماعی هستند، از آن جمله اند: آثار بلعمی به نثر، رودكی به نظم، مرزبان نامه اسعد الدین وراوینی كه تقلیدی از كلیله و دمنه به عنوان اثری غیر پارسی است .

در دورانی كه فشار پادشاهان امكان مستقیم نویسی از ظلم و جور را به نویسندگان نمی داد از جنگل كه نمادی از هرج و مرج است و قوی، ضعیف را می كشد تا باقی بماند و انسان هایی كه گاه از سر اشاره به حیوانات نزدیكند، یا به حیوانات بدل می شوند و یا وقتی که به طور تلویحی و با شخصیت حیوانی در اثر، تاثیر قصه بر خواننده كم تر از شخصیت های انسانی نباشد، از افسانه ی تمثیلی استفاده می شود.
افسانه ی تمثیلی دارای دو سطح است :
الف.  سطح حقیقی: كه با حیوانات سركار دارد و شخصیت های داستان را حیوانات تشكیل می دهند (فابل)

ب. سطح مجازی: همیشه جنبه ای از رفتار و كردار انسان را نشان می دهد.

حكایات نیز گاهی از خصوصیات تمثیلی برخوردار هستند اما شخصیت آن مردمانند (نه حیوانات) و برای ترویج اصول مذهبی و درس های اخلاقی نوشته شده و قصه هایی ساده و كوتاه هستند.

نویسنده:محمدمذنبی
روایتی حقیقی از آذین معتضدکیوانی
کلانتر مقتدر فارغون
دوشو چن نفر اشرار و راهزن که صورت خو شوپوشونده بی بیابون (محل چرای دام فارغانات ) حمله و چن راس دام شامل گا و کهره سرقت و بی چوپونو ناکار شوکردن

کلمتر که اَ خوو پا بُو پالتو نرگت رو دوش خو ایکردی و رَه سر جوک هووی که اَ وسط کلعه رَد شَبو دستی تو هوو ایزه احساس ایکه هوو سرد اَبودن
چن مُشت هوو وا صورت لاغر و استخونی خو ایزه و دستی وا سبیل خو ایکشی ، ، نگاهی وا کوه بونه ایکه و پیش خو ایگفت بونه هم دوشو برف هندن حتمن بخون خیلی سرد بودن ، خدا بکونت ثمر نارنگیو ثم نزنت ،
وا همی فکر هوند تُو اتاک
مهمونو دور سفره نشترن
کلمتر که داخل بو همه پا بودن و سلام شودا کلانتر جواب ایدا و دس همه ایگفت و ره بالای سفره که جای خالی بی کلمتر شونهاده نشت و ایگفت هنوز سرد نبودن شما اتش توزدن توبخاری هوا به ای گرمی.!!!
بعد کلمتر تعارف ایکه و ایگقت بفرمایی و مهمونو شروع شوکه وا خاردن
کلمتر لقمه اول ایگفت اینها تُو لُو خو، هنوز کامل ای نجوته و زیر ای نکرده که پیشکار که رنگو روش پریده و صورتی سرخ بود چن ضربه وا در ایزه و یالا ایگفت و هوند تُو اتاک
سلام کلمتر !
کلمتر : علیکم سلام چه بودن؟ اول صبحی رنگ و روت پریدن!!؟؟
پیشکار هوو دهن خو زیر ایکه و ایگُو : راهدارو خبرشواردن که دوشوو راهزنو حمله شوکردن وا بیابون طرف کش روخونه و گله غارت شوکردن !!
اومگفت شما که مسلح بودی بی چه تیراندازی تونکردن
راهدار ایگفت :کلمتر تفنگ ایدان بی ما که فقط در صورت حمله خرس و اوشیات اَ خمو دفاع بکونیم نه بی زدن آدم
کلمتر لکمه خو غورت ایدا و
و خنده ی رو لُوی نشت ،
اَ سر جا خو پا بُو
زودی بفرستی تا دیر نبودن و اشرار اَ منطقه خارج نبودن دمبال رَد زن و یکی هم بفرستی پاسگاه بگی رئیس پاسگاه بیا ایجا
پیشکار دست اینها رو سینه و ایگقت: رو چشم کلمتر و اَ اتاک در هوند (جندامری منطقه زیر نظر خان اداره شبو چون خرج و مخارجشو اَ مالیاتی که خان از مردم شگفت پرداخت شکه و تو کسمتی اَ کلعه مستقر هسترن)
پیشکار فوری بی یه نفر تفنگچین ایفرستا دمبال رئیس پاسگاه و یکی دگه هم دمبال رَد زن (رَد زنو کدیم نغش کاراگاهون الانی شوهسته)
رئیس پاسگاه وا یخو اضافه وزن و اشکمی تلو و سبیلی کم پشت و مودون پریشون هنوز تو جاگه خو خافته که سر گروهبان هوند بالای سری دست ایزه رو دوشی و ایگُو سرکار استوار زودی پا بَش که کلمتر آدم ایفرستادن، اَگوفتن دوشوو راهزنو حمله شوکردن وا گله گا ، کهر و چن راس گا وا خوشو شو بردن!! ممد مذنبی
دمباله ایشه

کسمت دوم (آخرو دوره حکومت رضا شاه هسته و همه جا هرج و مرج ایگفته )
هر روز راهزنو و اشرار بی بالاشهری ، یا جایی حمله و اموال مردم و هر چه شوهسته غارت شاکه وکسی هم جلودارشو نهسته
رئیس پاسگاه تا اسم راهزنو وا گوشش ایجا فوری اَ جاگه پری، هوند پا گروشی هووی، سر و رو خو ایشوشت بی سرگروهبان ایگو چن تا اسپ و چن نفر درجه دار و سرباز بگه از اسحله خونه ، تفنگ و مهمات واگرن و آماده بشن تا مه ارم کلعه خان و بر اگردوم!! ببینم چه بودن، و چه گذشتن!!
سرگروهبان پا ایچسپوند و دس خو ایبو پهلو گوش ،چشم قربان!
سرگروهبان بی سرباز آبدارخونه ایگو ناشتای سرکار استوار بیا تا بخارت
سرباز وا مجمع چای و تخم مرگ هوند تو دفتر پا ایچسپوند و سینی اینها رو میز و دَر بُو،
استوار پرکی نون ایکند و ایکشی تو تاس تخم مرگی و همیطو که شخا دکمه ون جیمه خو شبست
بعد گلاس چای ایواکشی و بَن پوتین خو سفت ایکه ،اَ اتاک در هوند ، و از پاسگاه راه کفت طرف دگه ی کلعه که بریت دیدن کلمتر کوه بونه برف هونده و بخون خیلی زود سرد بوده باد سرد لای برگو درخت توت کفته و کم کم درختو اَ سرما لوت شابو سرعت باد هر دیکَه بیشته شَبو کلمتر وا لباس رسمی جلو کلعه وا چن نفر تفنگچین کدم شَزه،َ باد سوز و سرما شروع بوده کلمتر و تفنگچینو بی خوشو تو جول و پالتو شوپیچیده که سر وکله استوار پیدا بُو
ممد مذنبی

داستان به گویش تارمی (فارغنی)

به قلم یعقوب باوقار زعیمی

  • *شیرزن تارُمی و مغول دختر دُراگاهی*🌴

    شیر زن سر راه بُی یه بَیله ای اَ آدم تو سینه ی کوه برخورد اکنن . مهد ابریم اگو اینان آدمونن که اَ ای راه او راه بَی ای طره بی خوشون از ترس باج و خراج ندادن ایجا تاک وپراک شوکین و دمبال اَو او آبادی اگردن .

    روبرو که اَبِن با هَمده گَپ ازنن . آدمونی که اگون اَ طِری بَشکرد و رودبار اومدستیم و گپ زدنشون هم بُری فرک اشه با ایجا و ‌با سختی بُی هم افهمونن ، اَگُن : ما دمبال چِشمه ی اوُیم که جا منزل اکنیم .‌ شیرزن اگو : ما هم دمبال اییم که اوون سرگشته تو جوغ شُکنیم تا وِلو تِلو نبو .‌‌اگه شما دمبال جا منزل و آبادی اگردین ما ماشا جاهونی همی دور و بر هستن که نشونتون آدیم و بهدشن تاشا با ما کار اُکنین .

    سر دسته شون اگو : حتما” ما که ما یه جای منزل اکنیم و زندگی اکونیم کار و باری هم اکونیم .

    مهد ابریم که از بیخه ی گله گاه تا کَّل ای منطکه کوه و دشت تارُم و فارغونات گَشت بو و مث ِ کف دستش ششناخت جایی هامو نزیکون پر آبدین(اولین ایسگاه پلیس سایکسspr )و سات آبا (سعادت آباد)براشون در نظر اگی و شاگو الاونه شما همی جا ابین تا ما اشیم او پِل کوه ، طِرَی فارغونات بر اگردیم .

    شیر دختر و مهد ابریم اَشِن تا اَ گردنه ی قطبی تا ابن و اَرَسِن دورودی جایی که باید مسیرشون توُ آدِن اِشِن طِرَی فارغونات .‌.تو ای مسیر که اَومَدِن هر جا اوُ رایی و چَک و چِشمه انی شادی چند تا سنگ رو همده کوپ شاکه و نُشونی شنا . اوباد نمک ، اوُباد گُمپون ، کَنات گهکُم ، اوُباد گُدار . ای چِشمه و اَوُبادون هر کدومی انگاری یه معبد و زیارتگاهی بو بی شیر دختر و روبرو هرکدام دَسُنِش با حالت شکرگزاری رو هم شَنا و وردونی بَی خوش شخوند .

    وارد منطکه ی فارغونات که بودن ، سر راه آبادیونی ابینن که اُنگاری خیلی وخت نبون جا و مکان شُگِن …شَمیل ، جائین …دهنه ی میمند و دامنه ی کوه جایی ابین که لازمن جوغ ساروجی اِکشه.‌.

    تو خود مرکز فارغون که اَرَسن رو ونه کعله ی حاکم اوجا اَبِن …. حاکم بی ایکه آوازه ی شیر دختر ششنُفت بو با پذیرایی گرمی که ازشون اَکن با نارنگیون نافی که اَ تو باغ شُچی بو هم پذیرایی شاکو

    شیر دختر اَ کاری که شَی اُکُن اگو .‌‌‌.. حاکم با شوخ طهبی ( شوخ طبعی) اگو : مو هم مِثِ حاکم تارُم هیچ کاری به کارِت اُمنی ….تو تَی لَکَب ” شیر مرد” اِگیری و ر‌و دَسِ ما اِزَنی ….فکط ای تُگُم که جوغ که تَی اِکَشی اَوَُنِش اَگه اِی طِری باغون ما بیا و نارنگیون خوبی ابو ، یه باغی بَی خوت ادیم .

  • پس اَ دیدن منتکه ی فارغون اَ رایی که اومه بودِن بر اگردن …تا اَرَسِن به هامو جایی که کبیله ای دمبال جا منزل بودِن ، مهد ابریم بَی رئیس کبیله شون اَگو رَد ما اگرین بیین تا ارسین بی نزیکی سات آبا .رییس کبیله با چند نفروشون اَیان اوجا …مهد ابریم جایی نُشُنشون اَده که سه تا چشمه اَ دِل سینه کوه بون که بعدن اسمش اهلن : سه هَک ( سَهک) .مهد ابریم اگو خیلی خوب گه ای آدمون خیلی کاری و زرنگ هستن خوب شاشا کنگِ کارمون اِگیرِن و خوب جایی هم بی اینان مویُو … دُمباله اِشن …. 🐎🌴Y.B.Z.

فرهنگ عروسی،جشن ها

مراسم عروسی در فارغان قدیم، تا۷-۳ شبانه‌روز برگزار می‌شود:
 شب سوم مراسم عروسی را «حنابنادان»دزدی یا بی خبر می‌گویند که در آن اقوام داماد گرد هم می‌آیند تا تقسیم کار کنند.
مراسم «هیزم کنی» که به صورت همیاری صورت می‌گیرد، از صبح زود روز اول شروع می‌شود.
 
شب دوم «حنابندان» است که در آن استاد نوازنده(نوازندگان محلی) ساز و  دهل می‌زنند، حنا به خانه عروس می‌برند و عروس و داماد توسط ساقدوش‌ها حنا می‌بندند. این صفحه درحال بارگذاری است
ادامه دارد…………………………

 

هم چیز درموردکاشت ذرت درفارغانات- محصول صنعتی

 نحوه کاشت زرت در فارغاناتذرت یکی از غلات مهم و پر محصول و دارای اهمیت در تغذیه می باشد. از نظر سطح کشت بعد از گندم و برنج سومین غله به حساب می اید و بیش از ۴۵ درصد ذرت دنیا در امریکا تولید می شود.مهمترین مناطق کشت ذرت در ایران استانهای مغان ، اردبیل ، مازندران ، گرگان و اطراف تهران می باشد .بنا به امار سال ۱۳۸۲ سطح کشت ذرت دانه ای در ایران حدود ۲۱۰ هزار هکتار بوده که نزدیک به ۲ میلیون تن عملکرد دانه داشته است بیشترین سطح کشت مریوط به استان فارس در حدود ۱۰۰ هزار هکتار بوده که تولید ان بیش از ۶ هزار تن ذرت دانه ای بوده که مقام اول کشوری را دارد. ذرت به عنوان گیاه دنیای جدید شناخته شده که حدود ۳ هزار سال قبل از میلاد در امریکای جنوبی وجود داشته و بعد از سفر کریستف کلومب یعنی در ۱۴۹۴ میلادی از کوبا به اروپا و از انجا به اسیا منتقل شد.

 

 شهرستان حاجی آباد ،  از مناطق عمده کشت و تولید محصول ذرت در هرمزگان به شمار می روند و فارغانات یکی از نقاط مهم تولید ذرت در استان هرمزگان محسوب می شود. دهستان های فارغان، آشکارا و تارم این شهرستان بیشترین سطح زیرکشت را به خود اختصاص داده اند.مبارزه تلفیقی با آفات و بیماری ها ، تغذیه مناسب، اجرای برنامه های ترویجی به منظور افزایش بهره وری و راندمان تولید در واحد سطح در دستور کار این مدیریت است.وی فصل کاشت ذرت را اوایل تیرماه تا اوایل شهریورماه و فصل برداشت این محصول را از از ابتدای دی ماه تا نیمه بهمن ماه عنوان کرد.

 نام علمي : zeamays    ،  نام انگليسي : cornمقدمه :ذرت گياهي است از خانواده poaceae ، دگرگشن مخصوص نواحي گرم و معتدل. مبدأ آن آمريكاي مركزي و جنوبي است و احتمالاً توسط هجوم استعمارگران و يا توسط زائران مكه وارد ايران شده است و سابقه كشت آن در قاره هاي اروپا ،آسيا، آفريقا و اقيانوسيه چندان طولاني نيست. متوسط توليد اين گياه در دنيا بعد از گندم و برنج مقام سوم را در ميان غلات دارا است.الف : كاشت زميني را انتخاب كنيد كه امكان آبياري به راحتي فراهم باشد. در كشت بهاره از اواسط فروردين ماه تا اواسط ارديبهشت و در كشت تابستانه از اول تا ۱۵ تير ماه مي توان به كشت اين گياه در استان اقدام كرد .تذكر : ترجيحاٌ براي جلوگيري از خسارت گرما در مرحله ي گرده افشاني از كاشت ذرت دانه اي sc70 در زماني كه گرده افشاني در مرداد ماه صورت مي پذيرد اجتناب نماييد . فاصله زماني كاشت تا گرده افشاني حدوداً ۶۰ روز است ._ از بذر هيبريد ضد عفوني شده براي كاشت استفاده نمائيد ._ براي كاشت مي توانيد از رديف كارهاي مكانيكي و ترجيحاً رديفكار پنوماتيك استفاده نمائيد ._ ۲۰ كيلوگرم بذر را با فاصله خطوط ۷۵ سانتيمتر از يكديگر و فاصله بوته هاي روي رديف ۱۸ تا ۲۰ سانتيمتر كشت نمائيد._ براي دسترسي به سبز يكنواخت حتماً قبل از كاشت مزرعه را آب تخت نمائيد . ب _ داشت :_ روزهاي اول بعد از سبز شدن مزرعه را مورد بازديد قرار دهيد. در صورت مشاهده بوته هاي خشك شده، خاك پاي بوته ي خشك شده را كنار زده به طور حتم لاروهاي سيمي يا اگروتيس را مشاهده مي نمائيد .در صورت بالا بودن خسارت نسبت به محلول پاشي ۳ كيلوگرم بر هكتار سوين و يا طعمه پاشي با سم فوق اقدام نمائيد . كود مورد نياز :براي مصرف كود بهتر است نسبت به تجزيه خاك مزرعه اقدام نمائيد در صورت عدم دسترسي در توصيه عمومي ۳۰۰ كيلوگرم كود فسفات آمونيوم و ۱۰۰ تا ۲۰۰ كيلوگرم پتاس قبل از كاشت و ۴۰۰ كيلوگرم اوره ( ۲۰۰ كيلوگرم قبل ا ز كاشت + ۲۰۰ كيلوگرم در مرحله آبياري به صورت سرك ) داده شود .البته ميزان كود مصرفي به ميزان حاصلخيزي خاك و محصول قبلي بستگي دارد .كنترل علفهاي هرز :براي كنترل علفهاي هرز در ۳ مرحله مي توان اقدام كرد :۱ – از سم اراديكان به ميزان ۵ ليتر در هكتار چند ساعت قبل از كاشت مصرف و با ديسك با خاك مخلوط نمائيد .تذكر: وقتي خاك به اندازه كافي مرطوب باشد اثر پذيري علف كش بيشتر است.۲¬-از سموم آرتزين به مقدار يك كيلوگرم در هكتار و آلا كلر(لاسو) ۵_۳ ليتر در هكتار بعد از كاشت تا قبل از سبز شدن ذرت بصورت محلول پاشي در سطح مزرعه مي توانيد استفاده نمائيد.۳- از سم تو فوردي(D . 4 . 2 ) به ميزان ۱ تا ۵/۱ ليتر در هكتار بعد از كاشت و پس از سبز شدن ذرت زماني كه ارتفاع گياه ۱۵ تا ۲۰ سانتيمتر باشد، به صورت محلول پاشي در سطح مزرعه مي توان استفاده كرد .آبياري : بعد از كاشت در صورت فراهم بودن رطوبت مناسب و حرارت حدود ۱۵ تا ۲۰ درجه، بذور بعد از حدود ۵ تا ۷ روز سبز مي شوند. با توجه به وضعيت آب و هوايي در صورت كمبود رطوبت از ۱۵ روز بعد از سبز شدن اقدام به اولين آبياري نمائيد._ قبل از آبياري دوم ، حدوداً در مرحله ۵ تا ۶ برگي كه ارتفاع گياه حدود ۱۵ تا ۲۰ سانتيمتر مي باشد براي كنترل مكانيكي علفهاي هرز و هوادهي پاي بوته از فاروئر ( پنجه غازي ) جهت ايجاد فاروئر و سله شكن استفاده نمائيد._ آبياري هاي بعدي تا مرحله شيري شدن با توجه به نياز مزرعه حدوداً هر ۱۵ روز يكبار ادامه خواهد داشت تأمين آب مورد نياز گياه در مرحله ي گرده افشاني از اهميت زيادي برخوردار است.آفات : اگر كشت بهاره داشته باشيم احتياج به كنترل شيميايي آفات كم احساس مي شود ولي در كشت هاي تابستانه براي كنترل ساقه خوارها ( سزاميا و پيرائوستا ) و همچنين كرم قوزة پنبه ، دوبار به فاصله ي ۱۵ روز يك بار حدوداً از اواخر تير ماه با سم نواكرون به ميزان ۱ تا ۵/۱ ليتر در هكتار به همراه يك كيلوگرم لاروين اقدام به سم پاشي نمائيد .  ج _برداشت :_ زمان برداشت مرحله اي است كه لايه سياه اطراف نوك دانه ها ظاهر ميشود. اين لايه نشان دهنده رسيدن فيزيولوژيك در ذرت مي باشد. پتانسيل عملكرد اين گياه در كشت بهاره ۱۰ تا ۱۲ تن و در كشت تابستانه ۶ تا ۸ تن در هكتار مي باشد .اهمیت و ارزش غذایی ذرتذرت به دلیل خصوصیات خیلی زیاد خود مخصوصاً بدلیل قدرت سازگاری به شرایط اقلیمی گوناگونی که دارد خیلی زود در تمام دنیا گسترش یافت و مکان سوم را بعد از گندم و برنج از نظر سطح زیر کشت به خود اختصاص داده . گیاه ذرت مواد قندی و نشاسته زیادی دارد و عملکرد محصول ذرت علوفه ای بیش از ۸۰ تن در هکتار است. این گیاه یکی از بهترین گیاهان برای تولید علوفه سبز ، سیلو و دانه است.    ذرت علوفه ای ، علوفه بسیار خوشخوراکی جهت گاو و گوسفند است و شرایط مکانیزاسیون را بخوبی می پذیرد این نوع ذرت دارای مــــقادیر خیلی زیادی مواد معدنی مخصوصاً N.P.K CA. در مقایسه با موقعی است که بصورت دانه مصرف می گردد. در یک ســـــری آزمایش مشخص شده است که حدود ۵۰% ماده خشک در برگ و ساقه ذخیره می گردد، همچنین حدود ۳۷% ازت ، ۲۶% فسفر و ۶۱% پتاس و ۷۹% کلسیم در برگ و ساقه موجود می باشد. علوفه این نوع ذرت غنی از مواد گلوسیدی و انرژی زا و فقیر از پروتئین است به همین دلیل این نوع علوفه را باید همراه با علوفه هائی که غنی از پروتئین هستند. بطور مخلوط در جیره غذایی دام وارد نمود. در ضمن ذرت فوق العاده سهل الهضم بوده و سیلوی آن برای دامهای پرواری عالیترین غذا است.عوامل دیگری که باعث گردید این گیاه به مقدار خیلی زیاد گسترش یابد عبارتند از :۱٫     مقاومت خیلی زیاد نسبت به خشکی و ورس۲٫     عملکرد زیاد آن در هکتار۳٫     قدرت پذیرش مکانیزاسیون در مراحل مختلف کاشت، داشت ، برداشت۴٫     پذیرش کشتهای متوالی به مدت چند سال۵٫     سهم عمده و نقش روز افزون ذرت در تأمین مواد غذایی مورد نیاز انسانها ، دام و طیور و مصارف صنعتی۶٫     ارزش علوفه ای دانه و کاه ذرخواص گیاه شناسی ذرتذرت گیاهی است یک پایه بدین معنی که گلهای نر و ماده جدا از هم ولی بر روی یک پایه قرار دارند. ذرت دارای ساقه استوانه ای می باشد که در مقطع عرضی بیضوی است. ارتفاع ساقه بسیار متغیر و بسته به شرایط اقلیمی به ۸ متر هم می رسد ولی بطور معمول ساقه ذرت ۳-۵/۱ مـــــتر طول دارد ضمناً ساقه ذرت تقریباً ۳ سانتی متر و حدود۸ تا ۱۲ میان گره می باشد.برگهای ذرت شبیه سایر غلات شامل پهنک برگ و غلاف است . غلاف برگ ذرت ساقه را در آغــوش می گیرد و طول برگ به ۸۰-۳۰ سانتی متر و عرض آن به ۱۰ سانتی متر می رسدتعداد برگهای ذرت بطور متوسط بین ۱۲تا۱۸ عدد است .واریته های زودرس تعداد برگ کمتر و ارقام دیررس برگ بیشتری دارند. ذرت دارای ریشه های قوی و انبوه ولی سطحی است.    همانطور که اشاره شد ذرت گیاهی است یک پایه و در نتیجه بعلت جدا بودن اعضاء زایشی گرده افشانی آن بطور غیر مستقیم و بیشتر بــــــوسیله باد صورت می گیرد و باد می تواند گرده ها را تا چندین کیلومتر منتقل نماید. تحت شرایط عادی مدت ۲۴ساعت زمان لازم است تا عمل باروری یک بلال بطور کامل صورت گیرد.انواع ذرت (بر حسب ساختمان دانه )ذرت دارای یک گونه می باشد ولی ارقام و واریته های بیشماری از آن وجود دارد به همین لحاظ واریته ها را برحسب ساختمان دانه به گروههای مختلف طبقه بندی می نمایند.۱٫     ذرت دندان اسبی۲٫     ذرت بلوری۳٫     ذرت آردی۴٫     ذرت شیرین ( قندی) (sweetcorn)5.     ذرت پاپ کرن(pop corn) یا نقل وپیرزن۶٫     ذرت غلاف دار( گلوم دار )۷٫     ذرت مومیذرت دندان اسبی :اندوسپرم این نوع ذرت از دو قسمت نشاسته ای تشکیل شده است یک قسمت سخت و شاخی که در جوانب و اطراف دانه قرارگرفته و قسمت دیگر در وسط دانه از نشاسته نرم پوشیده شده است . در ضمن خشک شدن دانه و از دست دادن آب ، قسمت محتوی نشاسته نرم مقدار زیادی آب تبخیر می نماید در نتیجه موجب پلاسمولیز ( پژمرده) شدن و ایجاد زائده در رأس دانه می کند که مشخصی فرم ظاهری این نوع ذرت است چون این فرم دانه حاصل شده یعنی بصورت دندان اسب است لذا بهمین اسم شناخته شده است . این نوع ذرت شاخ و برگ زیاد و دانه های درشت تولید می کند و بیشتر اوقات برای سیلو و علوفه سبز مصرف می شود.ذرت بلوری ( ذرت دانه سخت)در این نوع ذرت بافت شاخی بیشتــــرین قسمت اندوسپرم را اشغال می کند و اندوسپرم نشاسته ای آن به مقدار خیلی کم فقط در اطراف امبریون قرار دارد. این ذرت نیز به نام ذرت شیشه ای نامیده می شود  که در رأس گرد می باشد، دارای فرمهای خیلی زوررس تا خیلی دیر رس می باشد. دانه این گونه بیشتر در مرغداری مورد استفاده قرار می گیرد.ذرت پاپ کرن (pop corn):اندوسپرم آن کاملاً شاخی است ، بجز مقدار بسیار کمی از آن که در اطراف امبریون قرار دارد دانه ها خیلی ریز (۱۴۰-۴۰گرم ) صاف و غنی از پروتئین می باشند. با حرارت دادن دانه آب وسط اندوسپرم بخار می گردد و حجم دانه ها بطور ناگهانی افزایش و به رنگ سفید شبیه کف صابون در می آید . حجم آن ۲۰-۱۵ برابر می شود. بسیار خوشمزه و مصرف خوراکی دارد . این ذرت تولید چند تا بلال می کند.ذرت آردی :کلیه  اندوسپرم این نوع ذرت حاوی نشاسته نرم می باشد و اندازه دانه ها خیلی کوچک ومعمولاً شکل کروی دارند. رنگ دانه سفید و یا آبی است و اغلب بعلت دارا بودن نشاسته زیاد در کارخانجات نشاسته سازی مورد استفاده قرار میگیرند.ذرت شیرین (Sweet corn):انـــــدوسپرم این واریته ذرت دارای مقدار زیادی مواد قندی و مقدار جزئی نشاسته است دانه های این واریته کوچک چروکیده می باشند . از ذرت قندی در قدیم شیره تهیه شده. این گونه ذرت دانــــــه های شیشه ای و نشاسته ای شیرین دارد و در زمان رسیدن چروکیده می گردند . این گیاه دارای قدرت زیادی در تولید پاجوش دارد. ذرت غلاف دار:تیپ این ذرت تا حدودی با مقایسه با سایر انواع ذرت غیر عادی است زیرا هر دانه در یک غلاف قرار دارد و هر بلال مانند سایر تیپ های ذرت خود در یک غلاف قرار گرفته است ذرت فــوق برای فروش کاشته نمی شود ولی مورد توجه محققین برای پی بردن به مبدأ ذرت می باشد.ذرت مومی :این ذرت را روی این اصل ذرت مومی نام گذارده اند که ظاهر دانه تا اندازه ای چسبناک است . ملکول نشاسته ذرت مومی با ذرت های ذکر شده در فوق اختلاف داشته و به گلیکوژن شباهت دارد. نشاسته این رقم ذرت حالت چسبندگی داردشرایط محیطی و اکولوژی ذرتپراکندگی ذرت:ذرت دارای تنوع رویشی بسیار گسترده ای است بطوریکه ذرت در شرایط مختلف آب و هوایی رشد می نماید. ذرت در نیمکره شمالی تا ۵۸ درجه عرض جغرافیایی در کانادا و روسیه و د نیمکره جنوبی تا عرض جغرافیایی ۴۳-۴۲ درجه در نیوزیلند کشت می گردد کشت ذرت دانه ای در محدود ۴۲ درجه در نیمکره جنوبی و ۵۳ درجه در نیمکره شمالی صورت می گیرد ولی ذرت علوفه ای را می توان در خارج از این محدوده هم کشت نمود .گرما ( حرارت ):ذرت برخلاف غلات ( گندم و جو) احتیاج به گرما و حرارت زیاد خورشید دارد به همین دلیل حرارت عامل محدود کننده رشد و نمو این گیاه محسوب می شود جوانه زنی در ذرت از دمای ۱۰-۸ درجه سانتی گراد در عمق کاشت شروع می شود.    مناسب ترین درجه حرارت در طول دوره رشد بین ۳۵-۳۰ درجه سانتی گراد می باشد در صورتیکه گرمابیش از ۴۰ درجه تجاوز نماید جذب آب مشکل خواهد گردید حتی در شرایط آبیاری ( بدلیل تبخیر خیلی شدید ) و حاشیه برگها سوخته و چنانچه این زیادی درجه حــرارت در زمان گل دهی اتفاق افتد میزان تلقیح کاهش می یابد و با افت عملکرد مواجه می گردند.رطوبت :یکی از فاکتورهای بسیار مهم در زراعت ذرت مسئله نیاز گیاه به آب می باشد ذرت برای تولید یک واحد ماده خشک بسته به شرایط آب و هوایی بطورمتوسط به ۳۴۲ واحد آب نیاز دارد. نیاز ذرت برای ساختن یک واحد ماده خشک کمتر از سایر گیاهان زراعی (گندم ، جو، یونجه) است . نیاز آبی ذرت در کشت اول در حدود ۸۰۰۰ متر مکعب و در کشت دوم ۶۵۰۰ متر مکعب گزارش شده . نوبت آبیاری با توجه به نوع خاک و شرایط آب و هوا از هفت تا ۱۲ روز یکبار متغیر می باشد. کمبود آب در مرحله ظهور سنبله ها باعث می گردد که تلقیح بطور کامل در ذرت انجام نگیرد. مرحله بین ظهور سنبله ها تا پایان پرشدن دانه ها از مواد غذایی ( مرحله مومی) حساس ترین مرحله زندگی ذرت نسبت به آب می باشد ( مرحله بحرانی ذرت نسبت به آب) و مدت آن ۵۰ روز می باشد. خاک مناسب ذرت :ذرت در خاکهایی با بافت لومی ، عمیق ، نفوذ پذیری مناسب ، مواد آلی کافی و با عناصر غذایی متعادل ، بیشترین عملکرد را دارد. ذرت نسبت به شوری خاک حساس و باید از کاشت آن در این نوع اراضی جلوگیری کرد. در خاکهایی با شرایط مساوی از نظر حاصلخیزی و تأمین رطوبت ذرت اراضی متوسط و یا سبک را ترجیح می دهد زیرا این گونه اراضی در بهار خیلی زود گرم و شرایط رشد ریشه ها را فراهم می کند . با وجود اینکه ذرت در اراضی بـــا(۸-۵)phکشت می گردد ولی حداکثر عملکرد اراضی با (۷-۶)ph بدست می آید . دراراضـی بـــا ph کمتر از ۵ جذب ( ازت ، فسفر ، پتاس ، سولفور ، کلسیم ، منیزیم ) مشکل می شود و در خاکهایی که ph آنها بیش از ۸ باشد جذب آهن ، آلومینیوم ، بر ، فسفر ، روی سختی صورت خواهد گرفت.انتخاب زمین در هر منطقه متأثر از فاکتورهای ذیل است:۱٫      عمق آب تحت الارض :ذرت دارای ریشه قوی بوده و می تواند تا عمق ۱۰۰ سانتی متر خاک گسترش یابد و از طرفی دفعات زیاد آبیاری در بالا آوردن سطح آب تحت الارضی موثر بوده و ضروریست در انتخاب زمین به سطح آب زیر زمینی توجه شود . حد سطح آب های زیر زمینی برای ذرت بین ۳-۵/۱متر می باشد.۲٫    زهکش :با توجه به پتانسیل بالای ذرت در رشد و تولید محصول تهویه مناسب خاک به عنوان یک فاکتور موثر از اهمیت زیادی برخوردار است و در صورت فراهم نبودن تهویه خوب در خاک محصول بشدت کاهش پیدا کرده و حتی می تواند از رشد رویشی گیاه نیز جلوگیری نماید چنانچه مزرعه ذرت عاری از زهکش طبیعی یا مصنوعی باشد آب آبیاری لایه های تحتانی خاک را فرا گرفته و تهویه خاک را از بین برده و مانع رشد گیاه می گردد.۳٫     تسطیع اراضی :بدلیل مکانیزه بودن زراعت ذرت معمولاً اراضی بنحوی انتخاب می گردند که از نظر وسعت، منایب برداشت بوده و از تسطیع نسبی برخوردار باشد زیرا در غیر اینصورت آبیاری صحیح صورت نمی گیرد و مزرعه بطور یکنواخت سبز نخواهد شد.نیاز کودی و غذایی ذرتکود مورد نیاز ذرت بر مبنای توصیه عمومیکود سوپرفسفات تریپل  ۱۵۰-۱۰۰کیلوگرمکود اوره   ۴۰۰ کیلوگرمکود پتاس   ۲۰۰-۱۵۰ کیلوگرمکود کلرید پتاسیم ۱۰۰ کیلوگرم بصورت سرک ( یکماه پس از کاشت )کود سولفات روی  ۷۵-۴۰ کیلوگرم در هکتار ( قبل از کاشت)یک الی دو بار محلول پاشی با کود مرکب میکرو ( یکماه پس از کشت و دوماه پس از کشت)ذرت به کودهای حیوانی که زمین را ازجهت مختلف اصلاح می کند احتیاج دارد .بهترین توصیه کودی بر اساس آزمون خاک و با توجه به مواد آلی و عناصر قابل دسترس گیاه درخاک می باشد.    طریقه جذب مواد غذایی در ذرت بصورتی است که بیشتر مواد غذایی را تا شروع تشکیل دانه جذب می نماید لذا ۱۰۰ کیلوگرم از کود اوره را با تمامی کود فسفات و پتاس قبل از کـــــاشت در هنگام آماده سازی زمین استفاده می شود و مابقی کود اوره بعنوان سرک پخش می گردد.کود سرک را می توان در دو مقطع زمانی ( مرحله اول زمان ساقه رفتن و ۸-۶ برگی گیاه و مرحله دوم قبل از گل دهی یعنی ۸-۵ روز قبل از سنبله رفتن ) به خاک داد .نقش کود ازت :ازت جزء عناصر غذایی پر مصرف ذرت و به عبارت دیگر گلوگاه رشد است و در ساختمان پروتئین و کلروفیل نقش عمده دارد. کمبود ازت به خصوص در خاکهایی که از نظر مواد آلی فقیر هستند سبب زردی برگهای پائین و عدم تشکیل کلروفیل و در نهایت زردی تمام برگها می شود.   کودهای ازته باعث بالا رفتن عملکرد علوفه و بهتر شدن کیفیت آن خواهد شد ( افزایش پروتئین ) بهترین متد پخش کودهای شیمیایی در ذرت استفاده از روش نواری است . در این روش عملکرد به مراتب بیشتر از حالتی است که کودها در تمام سطح خاک پخش می گردند. در این روش بهنگام کاشت کودهای شیمیایی بفاصله ۴-۳ سانتی متر از بذر و ۴-۳ سانتی متر ته عمیق تر از آن در زیر خاک قرار می گیرد .نقش کود فسفر :فــــسفر از عـــــناصر پر مصرف و مورد نیاز برای رشد است . فسفر در کلیه فرآیندهای بـیوشیمیایی دخالت دارد. فسفر تقریباً نامحلول بوده و به راحتی از نیمرخ خاک شسته نمی شود.بنابراین کود باید حتماً با کود کار عمیق زیر بذر قرار گیرد . جذب فسفر به مقدار کافی در اوائل رشد گیاه اهمیت بسیار دارد این اهمیت در اندامهای زایشی بیشتر شهود است . نیاز ذرت بــه فسفر کمتر از ازت و تقریباً یک پنجم آن است . کمبود فسفر در ذرت موجب بنفش رنگشـــــدن برگهای گیاه در ابتدای رشد شده و به تدریج به رنگ سبزه تیره مایل به آبی تبدیل می شود.مصرف کود فسفات می بایست قبل از کاشت به صورت عمقی صورت گیرد. مصرف زیاد فسفر باعث جلوگیری از جذب و انتقال عناصر ریز مغذی می گردد. Ph مناسب برای جذب فسفر ۷-۵/۵ می باشد و میزان کود فسفاته مورد نیاز کشت ذرت براساس آزمون خاک مشخص می شود.نقش پتاس :پتاسیم نیز مانند ازت جزء عناصر پر مصرف مورد نیاز ذرت می باشد. جذب پتاسیم با جذب ازت برابری میکند . پتاسیم در کلیه فرآیندهای بیولوژیکی گیاه به صورت کاتالیزور دخالت دارد پتاسیم نقش عمده را در مقابله با کم آبی ها بیماریها و همینطور ورس گیاه دارد. کمبود پتاسیم از برگهای سن آغاز شده و برگها به رنگ زرد با حاشیه سوخته در آمده ساقه ها عموماً ضعیف و در برابر عوامل بیماریزا حساس تر هستند . در اثر کمبود پتاسیم و روی اکثر بلالها دچار کچلی شده ، ذرت جزو گیاهان پتاسیم دوست بوده ، تغذیه مناسب و کافی با این عنصر باعث افزایش کمیت و کیفیت ذرت می شود .کودهای ریز مغذی یا میکروالمنت هاروی :روی جزو عناصر غذایی کم مصرف برای ذرت به حساب می آید. کمبود این عنصر در خاکهای قلیایی و با آهک فراوان و مقدار اندک مواد آلی شایع است که متأسفانه در شرایط خاکهای ایران کمبود آن تشدید شده است . کمبود روی در بافتهای جوان به چشم می خورد و ذرت از حساس ترین گیاهان به کمبود روی می باشد. علائم کمبود با ایجاد و توسعه یک نوار کلروز در یک یا هر دو طرف رگبرگ میانی مشخص می شود علاوه بر زردی برگ که بیشتر در برگهای جوان گیاه ظاهر می شود باعث کوتولگی و کاهش فاصله بین گره ها در ساقه گیاه میشود در ضمن کمبود روی باعث کچلی بلال نیز می شود . زیادی فسفر در خاک مانع جذب و انتقال روی توسط گیاه می شود. در خاکهایی که مصرف بی رویه کودهای فسفاته رایج هست ، کمبود روی سبب کاهش عملکرد می شود. طبق توصیه انجام شده مصرف یکسال به میزان ۷۵ کیلوگرم سولفات روی به صورت خاک دهی عمقی و قبل از کاشت برای ذرت باعث شادابی و طراوت گیاه و همچنین پر شدن بلال و افزایش کمی و کیفی محصول خواهد شد . در صورت عدم مصرف خاک دهی و یا کمبود شدید ، سولفات روی را میتوان با محلول سه در هزار در مرحله ۷-۶ برگی بصورت محلول پاشی دوبار انجام داد.آهن :آهن جزو عناصر ریزمغذی است و نیاز گیاه به این عنصر محدود است ولی به دلیل شرایط خــاص خاک از جمله زیادی آهک و ph بالا همین مقدار کم نیز جذب گیاه نمی شود. آهن درتهیه کلروفیل و سبزینه گیاه نقش دارد. در ذرت کمبود آهن به صورت راه راه شدن برگ ظاهر شده که رگبرگها سبز و بین آنها زرد می گردد . برای مبارزه با کمبود آهن راههای مختلفی وجود دارد از جمله مصرف کودهای آلی که در اثر تجزیه ph خاک را متعادل نمود و جذب آهن را آسان می کند . همین طور استفاده از سولفات آمونیوم به جای اوره و نیترات آمونیوم که باعث متعادل شدنph خاک می شود. یک راه معمول و مناسب مصرف سولفات آهن با گوگرد است.تهیه زمین یا آماده سازی زمین جهت کشت ذرتعملیات تهیه زمین در زراعت ذرت اگر بخوبی صورت پذیرد باعث نرم شدن خاک در عمق مورد نیاز ، ذخیره آب ، ایجاد یک شرایط آب و هوایی مطلوب جهت رشد ریشه ها ، فعالیت میکروارگانیسمی ، دفع علفهای هرز و زیر خاک فرو بردن باقی ماندهای گیاهان پیش کشت می گردد.   زراعت مکانیزه ذرت ایجاب می کند که تمام مراحل کشت آن بصورت منظم و بطور صحیح اجرا شود.۱٫ماخار :گرمای زیاد عامل تبخیر پیش از حد بوده و سبب می شود که خاک در لایه های سطحی رطوبت خود را از دست داده و انجام شخم براحتی صورت نگیرد. لذا ضروریست در زمانمناسب اقدام به ماخار یعنی آبیاری زمین نمود. زیرا گذشته از ایجاد سهولت برای شخم ماخار از پودر شدن خاک ناشی از کاربرد ادوات جلوگیری می نماید.۲٫شخم با گاو آهن :در موقع شخم زنی باید به زمان شخم ، نحوه انجام عملیات و عمق شخم دقت نمود . الف) زمان شخم :زمان انجام عملیات تهیه زمین بسیار مهم و نقش ویژه ای در نگهداری کیفیت فیزیکی و شیمیایی خاک و صرفه جویی سوخت دارد. زمان لازم برای گارو شدن پس از ماخار با توجه به بافت خاک متفاوت بوده و ضروریست با توجه به این امر عملیات شخم شروع گردد. بطور کلی رطوبت خاک در زمان شخم بایستی به اندازه ای باشد که گاو آهن به راحتی در خاک فرو رفته و ضمناً خاک به تیغه های گاو آهن نچسبد .ب) نحوه انجام عملیات شخم :عدم دقت در عملیات شخم می تواند باعث ایجاد ناهمواری و از بین بردن تسطیع نسبی خاک گردد. بنابراین انتخاب شیوه مناسب با توجه به انواع گاو آهن های موجود و تنظیم صحیح گاو آهن الزامیست .ج) عمق شدم :سیستم ریشه گسترده ذرت ایجاب می کند عمق شخم کمتر از ۳۰ سانتی متر نباشد .د) دیسک :دیسک سنگین جهت خرد کردن کلوخهای حاصل از شخم است وعمق دیسک بین ۱۵-۱۰ سانتی متر می باشد. و باید در زمان مناسب انجام شود . در غیر اینصورت عملیات دیسک بعد از زمان مورد نظر کلوخه هارا بخوبی خرد نکرده و باید تکرار شود. پودر شدن بیش از اندازه خاک شرایط را برای تشکیل سله فراهم می نماید . پیدایش سله قبل از جوانه زدن باعث میگردد که اکسیژن به اندازه کافی در اختیار جنین قرار نگیرد. سفت و محکم شدن سله خاک بعد از جوانه زدن نیز می تواند باعث متوقف شدن رویش گیاه شود.هـ) لولر ( ماله زنی ) :بدلیل مکانیزه بودن زراعت ذرت و آبیاری صحیح باید پستی و بلندیهای موضعی حاصل از شخم و دیسک را از بین برد لذا استفاده ازلولر برای از بین بردن این پستی و بلندیها ضروریست.خ) کود پاشی :عملیات کودپاشی قبل از کاشت بوسیله دستگاه کود پاش سانتریفوژ و به میزان توصیه شده بر اساس آزمون خاک یا توصیه عمومی که در بخش نیاز کودی مطرح شد پخش و با دیسک زیر خاک می رود کلیه کود فسفاته و پتاسه و در صورت نیاز سولفات روی و ۱۰۰ کود اوره را قبل از کاشت به خاک می دهیم و مابقی کود اوره بصورت سرک و با کودکار به زمین می دهیم.عملیات کاشت ذرتدر موقع کشت ذرت به فاکتورهایی از قبیل انتخاب بذر ، تاریخ کاشت ، عمق کاشت و تراکم علاوه بر تهیه بستر مناسب جهت کشت وحاصلخیزی خاک  باید دقت نمود.۱٫انتخاب بذر :   در انتخاب بذر باید دقت کامل و لازم را مبذول داشت تا احتمال پوسیدگی بذور و حمله امراض قارچی کاهش یابد . معمولاً بذر ذرت را قبل از کاشت برای جلوگیری از حمله احتمالی قارچها با قارچ کشها ضد عفونی می کنند. درجه خلوص و قوه نامیه بذورهیبریدی که برای کشت ذرت مورد استفاده قرار میگیرد می بایست بترتیب حداقل ۹۸ و ۹۰ درصد باشد . مناسبترین و بهترین رقمی که در حال حاضر می توان در منطقه کهریزک و استان کشت نمود رقم سینگل کراس SC) 704) است .    مقدار بذر مورد نیاز برای ذرت دانه ای ۲۵-۲۰ کیلوگرم و برای ذرت علوفه ای ۳۵-۳۰ کیلوگرم می باشد.۲٫تاریخ کاشت :زمان کاشت ذرت بر روی تاریخ رویش ، تراکم ، شادابی مزرعه ، تاریخ ظهور اندامهای زایشی و گرده افشانی و زمان رسیدن تأثیر خواهد داشت . بنابراین زمان کاشت مناسب اهمیت ویژه ای در موفقیت کشت ذرت دارد.    زمان کاشت ذرت موقعی شروع می گردد که درجه حرارت خاک در عمق کاشت در اوایل صبح ۱۰-۸ درجه سانتی گراد و هوا رو به گرمی باشد. تاریخ کـــــاشت ذرت بستگی به رقم ( هیبرید) و کیفیت خاک دارد. تأخیر در کاشت ذرت سیلوئی نیز باعث کاهش تولید و پائین آمدن کیفیت علوفه خواهد گردید ( کاهش تولید و پایین آمدن کیفیت علوفه بدلیل کاهش تولید بلال می باشد.)    زمان مناسب کاشت در منطقه کهریزک شهر ری برای کشت اول اردیبهشت ماه و تاریخ کاشت برای کشت دوم ذرت اواخر خرداد ماه لغایت اواخر تیرماه می باشد.تراکم :یکی از فاکتورهای مهم جهت بدست آوردن وحداکثر تولید در زراعت ذرت انتخاب تراکم مناسب با توجه به شرایط اقلیمی هر منطقه و مشخصات ارقام کشت شده می باشد. واکنش ذرت نسبت به تراکم در مزرعه قویتر از واکنش سایر گیاهان وجینی است.    تراکم مناسب در ذرت به فاکتورهای متعددی بستگی دارد که مهمترین آنها عبارتند از نوع مصرف ( ذرت دانه ای – ذرت سیلوئی ) ، هیبرید ، رطوبت خاک ، حاصلخیزی زمین و شرایط اقلیمی منطقه است و ارقام هیبریدهای زودرس تراکم بیشتری را نسبت به ارقام دیر رس تحمل می نمایند.    با افزایش تراکم تا حد معینی عملکرد محصول افزایش و بعد از آن کاهش می یابد ولی درصد بلال از کل تولید همزمان با افزایش تراکم کاهش می یابد، بنابراین باید توجه داشت که تراکمی را جهت ذرت سیلوئی انتخاب نمود که در آن مقدار بلال ها حداقل  تولید باشد . و  بقیه ساقه و برگها باشد . ( بهترین کیفیت علوفه موقعی بدست می آید که  محصول بلال و  برگ و ساقه باشد.)تراکم بوته های ذرت برای دانه ای ۸-۶ بوته در متر مربع و برای ذرت سیلوئی معمولاً در یک متر مربع ۱۲-۹ گیاه و در ذرت علوفه ای سبز حدود ۲۰-۱۵ گیاه در متر مربع می باشد.عمق کاشت :عمق کاشت بذور ذرت بسته به بافت خاک و رطوبت خاک متغیر است . عمق کاشت در اراضی با بافت متوسط که خیلی زود خشک می گردد ۸-۶ سانتی متر و در نواحی مرطوب با بافت سنگین ۶-۵ سانتی متر می باشد. برای اینکه بــــتوان آب مورد نیاز جوانه زدن فراهم گردد. دانه ها باید در لایه های مرطوب خاک قرار بگیرند. عمق کاشت در اراضی خشک تا ۱۲ سانتی متر می تواند افزایش یابد.    رویش یکسان ذرت بستگی به یکسان بودن عمق کاشت دارد.طریقه کاشت ذرت :مرحله کاشت مزرعه ذرت از مهمترین فعالیتهای زراعی برای دستیابی به حداکثر محصول است . بدیهی است که عملیات کاشت برای قرار دادن تعداد بذر در زیر خاک از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد به همین دلیل باید دستگاه ردیفکار برای قرار دادن تعداد بذر مورد نظر در عمق مناسب و با فواصل منظم بر روی ردیف با دقت زیاد کالیپره شود.  کاشت به دو صورت یا هیرم کاری است یا خشک کاری  در کشت بصورت هیرم کاری بهتر است ۱۰-۷ روز پیش از کشت زمین را آبیاری کرد تا علفهای هرز سبز شده را بتوان از بین برد ، همچنین رطوبت در همه بخش های زمین برای سبز شدن بذر یکسان باشد. ولی در خشک کاری بعد از کاشت بذر بلافاصله آبیاری می شود.    ذرت را می توان با بذر افشانهای مخصوص ( مکانیکی – پنوماتیک ) موجود در منطقه کشت نمود فاصله پشته ها یا خطوط کاشت ۷۵ سانتی متر و عمق کاشت ۷-۵ سانتی متر . شایان ذکر است که در خاک های سنگین و مرطوب کمترین عمق و در خاکهای سبک بیشترین عمق را باید در نظر گرفت و تا ۱۲- ۱۰ سانتی متر هم می رسد سبز شدن یکسان مزرعه همانگونه که گفته شد بستگی به یکسان بودن عمق کاشت دارد به همین دلیل بهتر است عملیات کاشت بوسیله دستگاه پنوماتیک انجام شود زیرا با این دستگاه تراکم بوته در هکتار و عمق کاشت را بهتر می توان کنترل نمود.   میزان بذر برای ذرت دانه ای ۲۵-۲۰ کیلوگرم و برای ذرت سیلوئی ۳۵-۳۰ کیلوگرم و فاصله بوته ها بر روی ردیف برای ذرت دانه ای ۲۰-۱۵ سانتی متر و برای ذرت سیلویی و علوفه ای ۲۰-۱۰ سانتی متر در نظر گرفته می شود.عملیات داشت ذرتبرای دستیابی به حداکثر محصول در واحد سطح انجام به موقع عملیات داشت مزرعه اهمیت زیادی دارد. عملیات داشت یک مزرعه ذرت عبارتست از آبیاری ، کود سرک ، مبارزه با علفهای هرز ، خاکدهی پای بوته و سایر مواظبتهای زراعی می باشد.آبیاری:یکی از نکات قابل توجه در خصوص ذرت که دارای اهمیت خاصی می باشد زمان آبیاری است . آبیاری در کشت بطریق هیرم بعد از سبز شدن مزرعه و زمانیکه ارتفاع بوته ها به ۱۰تا۲۰ سانتی متر رسید آبیاری شروع می شود و در این حالت ریشه گیاه بدنبال جذب رطوبت در اثر تنش آبی توسعه یافته و در کشت بطریق خشکه کاری آبیاری بلافاصله بعد از عملیات کاشت آغاز می شود. آبیاری اول مزرعه از نظر خیس خوردن کامل پشته ها و بصورت نشستی بسیار ضروری است و دومین آبیاری باید قبل از خشک شدن سطح پشته ها با فاصله زمانی کوتاهی نسبت به آبیاری نوبت اول انجام گیرد. هدف این است که در تمام این مدت رطوبت خاک در این مرحله در حد ظرفیت مزرعه حفظ شود تا سبز شدن مزرعه با اشکال روبرو نشود.   نوبت آبیاری بسته به شرایط مختلف آب و هوای محل و ساختمان و بافت خاک کاملاً متفاوت است و اصولاً بین ۱۲-۷ روز انجام می گیرد. در کاشت ذرت گل آب از همه مراحل قابل  اهمیت تراست زیرا چنانچه تأخیری در آبیاری در موقع گل دادن روی دهد سبب نقصان و تقلیل کلی محصول می گردد.کود سرک (اوره)ذرت از جمله محصولات زراعی است که به عناصر غذایی موجود در خاک سریعاً عکس العمل نشان می دهد. سرعت رشد نسبی این نبات موجب جذب شدید عناصر غذایی و عکس العمل سریع به کمبود کود است . ازت بعنوان یکی از عناصر اصلی متابولیسم از ضروری ترین نیازهای ذرت محسوب می شود لذا این عنصر ( ازت ) را باید در مراحل حساس رشد گیاه که بیشترین مقدار جذب را دارا است باید تأمین گردد.   کود سرک (اوره) در دو مرحله زمانی بشرح ذیل و در هر مرحله ۱۵۰ کیلوگرم اوره یا ۱۰۰ کیلو گرم ازت خالص می باشد.۱٫آغاز رشد سریع رویشی ( مرحله ۶-۴ برگی )۲٫قبل از شروع گل دهی و آستانه ظهور اندامهای زایشی است .در مرحله اول سرک دهی با توجه به ارتفاع گیاه ترددماشین آلات در مزرعه امکانپذیر بوده لذا مقادیر کود اوره توصیه شد باید بوسیله کود کار بصورت نواری در یکطرف ردیفها قرار داده شود باید دقت نمود که کود کاری برای ریزش یکنواخت کود در ردیفهای کاشت تنظیم شده باشد. در مرحله دوم باید کود مورد نظر در کنار ردیفهای کاشت قرار داده شود.   در حال حاضر مصرف کود در این مرحله همراه با آب آبیاری معمول است بدینصورت که مقدار کود برای هر ردیف کاشت محاسبه شده و در اول ردیف کاشت ( محل ورود آب ) داخل فارو قرار می دهند. ولی چنانچه برای زارعین مقدور باشد مقدار کود توصیه شده برای این مرحله از رشد را نیز بصورت نواری در کنار ردیفهای کاشت قرار دهند در افزایش عملکرد تأثیر بیشتری خواهد داشت بعضی از افراد با استفاده از کارگر این کار را انجام می دهند. عملیات کولتیواتور :کولتیواتور از عملیات مهم مرحله داشت محسوب می شود که با اهداف خاکدهی پای بوته ، مبارزه مکانیکی با علفهای هرز و افزایش تهویه بکار برده می شود.ساقه ذرت درنزدیک سطح خاک چند گره نزدیک به هم دارد ریشه های هوایی از این گره ها خارج شده وچنانچه به خاک مرطوب اطراف ساقه برخورد نماید بــــــه داخل خاک توسعه می یابند این ریشه ها نقش مهمی در استحکام و نگهداری بوته ذرت و همینطور جذب عناصر غذایی دارند. از اهداف مهم کولتیواتور انتقال خاک از داخل فارو به اطراف ساقه بمنظور تسهیل شرایط توسعه ریشه های هوایی می باشد. روش انجام عملیات باید این هدف را تأمین نماید . علاوه بر این در عملیات کولتیواتور مبارزه مکانیکی با علفهای هرز بین ردیفها و افزایش تهویه خاک اطراف ریشه نیز مورد نظر می باشد . اگر جه ممکن است برای کنترل علفهای هرز مزرعه ذرت از علفکش پیش کاشت استفاده شود ولی این امکان وجود دارد که محدود علفهای هرزی بدلایل مختلف بوسیله این علف کش ها کنترل نشوند و در فواصل بین ردیفها رشد نمایند لذا ضروریست بوسیله عملیات کولتیواتور کنترل شوند. هر چند که از نظر سرعت رشد و سایه اندازی علفهای هرز تابستانه رقیب ذرت محسوب نمی شوند اما در جذب عناصر غذایی با این محصول رقابت می نمایند. عامل مهم برای انجام صحیح عملیات کولتیواتور رطوبت مزرعه می باشد . بمنظور دستیابی به اهداف مورد نظر عملیات کولتیواتور باید در زمانی که رطوبت خاک در مرحله ظرفیت مزرعه ( فیلد کاپاسیتی ) باشد انجام گیرد از نظر مرحله رشد ذرت نیز زمانی که بوته ها ۶ برگی باشند مناسب ترین فرصت برای انجام این عملیات است . نکات لازم برای کولتیواتورزنی۱-اطمینان از سلامت دستگاه۲- تنظیم واحدهای دستگاه بر اساس ردیفهای کشت ( ۷۵سانتی متر)۳- تنظیم خورشیدی های هر واحد برای تراشیدن کف و طرفین فارو و تعیین عرض کار هرواحد با تغییر زاویه در جهت مخالف دو خورشیدی از یکدیگر۴- تنظیم چرخهای تراکتور بر اساس فواصل ردیفهابرداشت ذرتبرداشت ذرت دانه ای :زمان برداشت ذرت دانه ای بر اساس میزان آب دانه ها تعیین می گردد و این زمان موقعی است که پوسته براحتی از بلال جدا می گردد و چنانچه بلال را در دست تاب بدهند دانه ها از بلال جدا خواهند شد. در صورتیکه برداشت بوسیله کمباین صورت گیرد ( برداشت بصورت دانه) رطوبت دانه ها بین ۲۴-۲۰ درصد می باشد. نگهداری ذرت بصورت دانه دررطوبت ۱۴ درصد انجام می گیرد. و خشک کردن دانه بوسیله دستگاهی بنام خشک کن صورت می گیرد. برداشت ذرت سیلوئی:ذرت سیلوئی قبل از ذرت دانه ای و در مرحله شیری –مومی برداشت می گردد ( این موقع زمانی است که گیاه ۷۵-۷۰ درصد آب دارد و با سیلو نمودن آن علوفه با کیفیت خوب بدست میآید) برداشت ذرت سیلوئی بهتر است که نزدیک به مرحله مومی بسته به امکانات برداشت وسیلو نمودن انجام گیرد باید یاد آوری گردد که از پایان مرحله شیری تا مرحله مومی حد.ود ۱۰ روز طول می کشد. ( زمانی که بلالها بیش از ۴۰ درصد ماده خشک دارند) در این مـرحله ( مرحله شیری تا مومی کامل ) ضریب قابلیت هضم مواد آلی برای گیاه کامل تقریباً ثابت است.   ضریب قابلیت هضم ذرت سیلوئی بستگی به ارقام ذرت و درصد بلال از کل تولید دارد. هر چه میزان بلال از کل تولید بیشتر باشد ضریب قابلیت هضم نیز بالاتر خواهد بود بنابراین بهترین زمان برداشت ذرت سیلوئی موقعی است که درصد ماده خشک گیاه حدود ۳۰ درصد و میزان بلالها  تا  کل تولید باشد.

برگرفته از سایت کشاورزی

نحوه پرورش قارچ دنبلان

قارچ های دنبلان یا Truffles از قارچ های آسکومیست های زیرزمینی هستند که عمدتاً یکی از گونه های جنس Tuber هستند، در این جنس چندین گونه از ترافل های خوراکی وجود دارد.

دنبلان چیست؟

قارچ دنبلان، قارچی است که تنها در صورت وجود رابطه همزیستی با ریشه برخی درختان خاص، می تواند در زیستگاه خود زنده بماند. نتیجه حاصل از ترکیب قارچ، ریشه و سایر میکروارگانیسم ها، چیزی به نام میکروریز است.

 

انواع گونه های قارچ دنبلان

 

این قارچ، قارچی است که زمین را فشار نمی دهد تا کلاهک خود را به سطح زمین برساند و اسپورهایش را در باد رها کند بلکه اسپورهایش را در یک لایه بدبو نگه می دارد. در زیستگاه های بومی، بعد از اولین یخبندان، بویی از خود رها می کند که نشان دهنده وجود این قارچ است. این بو برای حیواناتی که از آن تغذیه می کنند بسیار جاذب است که حیوان وقتی این قارچ را می خورد پس از دفع فضولات، در مدفوع آن ها اسپور قارچ وجود دارد.

 

Tuber gibbosum

Tuber gibbosum: یکی از گونه های قارچ دنبلان

واژه دنبلان (donbalan) در زبان ترکی آذربایجانی، به معنی برآمده، متورم و برجسته است و در واقع اشاره به زمین کشت آن دارد که هنگام خارج شدن دنبلان، حالت برآمده و پف کرده پیدا می کند به همین دلیل به خود قارچ، دنبلان می گویند.

این قارچ در برخی دیگر از نقاط ایران، اسامی دیگری دارد؛ در هرمزگان به نام آغر، در تهران دنبلان کوهی و در فارس به نام دنبل شناخته شده است و در كتب طب سنتی از آن با عنوان «نبات الرعد» یاد شده است.

زیستگاه های بومی دنبلان

خاستگاه اصلی دنبلان كشورهاي افغانستان و هندوستان و ایران است. در ایران در مناطقی از جمله آذربایجان، كوه هاي ماكو، چالدران، پلدشت، چايپاره، مرند، جلفا، منطقه ارسباران، و بخش یامچی، خوي، میانه، دشت مغان، استان زنجان شهرستان طارم و خدابنده، در شهرهای مرکزی و جنوبی کشور استان‎های فارس، منطقه زردکوه چهارمحال و بختیاری، یاسوج، هرمزگان، شهرستان دامغان، استان سمنان  همدان، استان سیستان و بلوچستان، لرستان، کرمانشاه و تهران، مناطق شمالي ايران به ويژه استان گلستان منطقه ترکمن صحرا شهرستان­های گنبد، كندوان، دو هزار، شهسوار استان گیلان شهر لوشان، تپه های گلفرج و مارازا و طالب گلی، استان خراسان شمالی شهرستان سراوان و حتی جزیره کیش می روید.

پیشنهاد دیتا قارچ به شما:   بیوفیلترها در پرورش قارچ دکمه ای چیست؟

 

دنبلان یامچی

دنبلان بیابانی در شهر فارغانات

ارزش قارچ دنبلان

این قارچ ها، قارچ های معمولی نیستند. قارچ دنبلان در حقیقت با ارزش ترین قارچ های جهان هستند این قارچ بسیار مقوی است و بیش‌ تر در رستوران‌ها، صنایع غذایی، تهیه انواع سس‌ها و همچنین در داروسازی استفاده می شود.

– برای جلوگیری از انواع بیماری‎ها مثل سرماخوردگی در طول سال، توصیه می شود که در فصل بهار این قارچ استفاده شود.

– دنبلان سرشار از پروتئین و ویتامین است.

– در کاهش قند خون در افراد مبتلا به دیابت و درمان بیماری‎های چشمی بسیار تأثیرگذار است.

قارچ دنبلان – این قارچ را اکسیر جوانی می نامند زیرا در درمان بیماری های ناشی از پیری و بهبود قوای جنسی بسیار مؤثر است.

– دنبلان دارای تأثیرات آنتی بیوتیکی قارچ در برابر میکروب‎ها و عوامل بیماری‎زا و نیز تأثیر آنتی اکسیدانی در برابر انواع سرطان و محافظت کبد است.

– جالب است بدانید که این قارچ مقدار زیادی از یک آنتی اکسیدان قوی به نام ارگوتیونین دارد که برخلاف آنتی‌اکسیدان‌های دیگر در فرایند پخت و پز از بین نمی‌رود.

 

قارچ دنبلان

روش کاشت قارچ دنبلان

قارچ دنبلان معروف به یک قارچی است که به سختی رشد می کند و تا همین اواخر، کشت آن در زیستگاه غیر بومی آن غیر ممکن بود. با این حال در ایالات متحده آمریکا، در کنار درختان راست قامت در یک موقعیت خوب و با شانس کمی، امکان کشت آن وجود خواهد داشت. هزینه شروع این کار زیاد است و در مناطق خاص، میزان موفقیت کمتر از ۵۰ درصد است.

پیشنهاد دیتا قارچ به شما:   بیماری دنبلان کاذب در پرورش قارچ دکمه ای

محل رشد قارچ دنبلان مراحل کار

۱- یک مکان مناسب را انتخاب کنید. محل مناسب محل رو به جنوب است که در پاییز، آفتاب کامل به قارچ ها برسد. زمین باید نسبتاً مسطح باشد و شیب در هر نقطه بیشتر از ۱۵ درجه نباشد.

کشت قارچ دنبلان ۲- تمام درختان را از محل کشت حذف کنید به عبارتی یک باغی که محل کشت قارچ دنبلان است، حداقل برای یکسال باید عاری از درخت باشد. درختان مجاور باید تقریباً ۳۰ فوت دور از باغ باشد اگر جز این باشد ممکن است ریشه درختان به قارچ ها برسند و با آن ها بر سر آب رقابت کنند.

۳- خاک را برای تعیین میزان اسیدیته حتما آزمایش کنید. قارچ دنبلان به اسیدیته بین ۷/۹-۷/۵ نیاز دارد اگر خاک شما خیلی اسیدی بود باید به خاک آهک اضافه کنید تا اسیدیته آن به مقدار گفته شده برسد.

۴- همه گیاهان اطراف آن را حذف کنید.

۵- زمین را تا عمق ۱۰ اینچی با روتوتیلر خیش بزنید.

۶- یک لایه ۳ اینچی از کمپوست آلی را بر روی محل کشت قرار دهید. قارچ دنبلان در خاک با باروری کم، پیشرفت می کند. بنابراین این لایه تمام حاصلخیزی که قارچ برای کشت اول نیاز دارد را تأمین خواهد کرد.

۷- پس از اضافه کردن لایه کمپوست، دوباره خاک را تا عمق ۱۰ اینچی شخم بزنید.

۸- حال نوبت به کشت می رسد. قارچ دنبلان مورد نظر را خریداری کنید. دنبلان در بین ریشه درختان فندق و بلوط که با اسپور قارچ دنبلان تلقیح شده اند، رشد می کند.

۹- قارچ دنبلان خود را از محل مطمئن و یا از کشاورزی که در کشت آن موفق بوده خریداری کنید. این قارچ به یک سرمایه گذاری قابل توجه از وقت و انرژی برای کشت خوب و موفق نیاز دارد. برای جابجایی قارچ دنبلان، در زمستان که خواب است انتقال دهید تا در اوایل بهار بتوان کشت کرد.

پیشنهاد دیتا قارچ به شما:   ضدعفونی کننده ها در پرورش قارچ دکمه ای چیست؟

۱۰- در زمین، گودالی برای کشت قارچ حفر کنید. پهنای هر گودال باید دو برابر عرض قارچ و عمق آن برابر خود قارچ باشد، ترتیب حفر گودال ها به گونه ای باشد که بین هر گودال ۶ فوت و بین هر ردیف ۱۲ فوت فاصله وجود داشته باشد.

۱۱- قارچ هایی را که خریداری کردیده اید با دقت از ظرف خود به گودال ها انتقال دهید. گودال ها را به گونه ای پر کنید که فقط قارچ را پوشش دهد. خاک را آرام با دست خود فشار دهید تا هم اطراف قارچ را بگیرد و هم هوای اطراف آن خارج شود.

۱۲- حال نوبت به آبیاری می رسد قارچ را به گونه ای آبیاری کنید که خاک زیر قارچ مرطوب شود. بهترین کار برای این منظور این است که پای قارچ ها یک شلنگ قرار دهید که به تدریج آبیاری کند مثل آبیاری قطره ای. در طول دوران کشت باید آبیاری منظم وجود داشته باشد تا ریشه قارچ خشک نشود.

۱۳- علف های هرز را حذف کنید زیرا علف ها و چمن ها بر سر آب با قارچ رقابت خواهند کرد.

۱۴- پنج تا ده سال منتظر بمانید تا قارچ تشکیل شود. سپس به دنبال برآمدگی های اطراف ریشه در اواخر تابستان بگردید. این یک علامت است به این معنی که قارچ دنبلان در زمستان آماده برداشت است. یعنی در فاصله بین اواسط آخر زمستان تا اوایل فروردین. به هر حال تنظیم وقتتان خیلی مهم است، قارچ ها در زمانی که برسند در مدت ۱۰ روز شکوفا می شوند.

منبع: دیتاقارچ

 

 

 

 

گود برزی- سد طبیعی- تشگرد



سَد

به  فارسی در«بَند» دیواری محکم است که به منظور مهار کردن یا تغییر مسیر آب در عرض  دره یا میان دو  کوه بلند یا تپه و در مسیر  رودخانه یا مسیل ایجاد می‌کنند.

افزودن ارتفاع آب به‌وسیله ایجاد سد، می‌تواند فقط به منظور مهار یا تغییر مسیر اب رودخانه یا(کندر) باشد یا به یک یا چند منظور مانند ذخیره کردن آب در پشت سد برای کشاورزی، آبیاری و ابیاری، مصرف صنعتی در قدیم،  یا تولید برق آبی هدف اصلی در ایجاد سد بوده باشد.

گود برزی

یعنی گودی در بلندی این محلی در شمال کوه تشگر واقع شده است که با درختانی همچو گردو- انار  ودیگر گونه های درختی شکل گرفته است.

برای رسیدن به گود برزی از دومسیر ویا سه مسیر میسر است.

از دهنه میمند از دهنه نارمند واز هماگ زیبا

درفارغانات چندین سد وپل ساروجی جهت رساندن آب وزراعت هست.

سد سنگ وساروج باستانی نارمند

سدطبیعی گود برزی

سد ساروجی وآب بند گوش نوئیه خور سمیلی درختی بنام انارشیطان در فصل بهار گلهی زد وزیبای دارد.

پل ساروجی قدیمی بزرگ میلکانی درسیرمند

وچندین سد  قدیمی در تارم زمین وصدها سد کوچک وبزرگ وجوی های ساروجی.

سدهای جدید در فارغان (فرغو) وسدهای بسیاری در منطقه فارغانات

 بنابراین بشر از زمانهای دور، برای مهار نیروهای طبیعی و در اختیار گرفتن آنها تلاش و تکاپوی زیادی انجام داده است. یکی از عمده ترین نیاز انسان در زندگی، مسئله آب است که عامل اساسی تشکیل تمدنهای کهن در منطقه فارغانات بوده و عدم آن، باعث نابودی تمدنهای قدیمی زیادی شده است.

تاریخ و تمدن بشر نشان می دهد که اکثر شهرها و تمدن ها، تا حد امکان در کنار رودخانه ها یا سواحل دریاها بنا شده است. با افزایش جمعیت و افزایش آگاهی ها، انسانها سعی نمودند در مناطق دورتر از رودخانه نیز از امتیاز آب بهره مند شوند.

مهندسی سد وهار آب در فارغانات تارم وسیرمند از روش های ساخت ابتدائی و ساده به شکل پیچیده امروزی، تکامل یافته است.

سدسازی کهن را باید ارج نهاد چرا که یک هنر اولیه و آزمایشات منتج از تجارب و آزمونهای ساده بوده است که بتدریج طی قرنهای متمادی با علم درآمیخته است.

سدهای خاکی ساخته شده در هزاران سال پیش از استحکام چندانی برخوردار نبودند لذا به راحتی بوسیله سیلاب شسته شده و از بین می رفتند.

تصاویر تفریحی گود برزی در سال۱۳۸۶

 

 

گویش- فارغنی تارمی-سیرمند- احمدی

گویش و لهجه در فارسی تارمی- فارغونی- سیرمندی

‏گویش ها  در فارغانات تارم وسیرمند شاخه‌هایی از یک زبان واحد هستند،

گویش

به انواع هر گویش، لهجه می گویند، برای مثال گویش ‏فارسی دارای لهجه‌‌‌‌‌‌‌‌‌های تهرانی، اصفهانی، شیرازی، کرمانی و غیره است و گویش گیلکی دارای لهجه‌های رشتی، لاهیجانی، ‏رودسری، آستانه ای وغیره.

گویش ها  فارغانی تارمی سیرمندی از نظر ‏آوایی، واژگانی و دستوری با هم تفاوت های  ندارند و فهم آن ها نیاز به آموزش خاصی ندارد، ولی لهجه‌های هر گویش معمولن ‏تنها تفاوت های آوایی و واژگانی دارند و فهم آن ها نیاز به آموزش چندانی ندارد. مثلن یک نفر فارغانی با یک سیرمندی یا تارمی به راحتی می‌تواند هم صحبت کند، ولی همین فرد با فارسی زبان ، شاید دچار مشکل می شود.

یش دارای گونه ‏های زبانی نیز هست که وابسته به نوع شغل وبکار بردن ابزار ودرختچه ها  واصطلاحات خاص درشغل و جنس گفتار نیز در ‏ایجاد گونه‌های زبانی تاثیر می گذارد.

کارکرد زبان یعنی شیوه ی استفاده ی روزمره از زبان در ‏امور مختلف. مهم ترین کارکردهای زبان عبارت است از: ایجاد تفاهم و ارتباط، بیان عقیده، دادن و گرفتن ‏اطلاعات، فکر کردن و با خود حرف زدن، و از دیگر کارکردهای زبان، فرهنگ سازی است، به این معنی ‏که از طریق زبان فرهنگ ساخته می ‌شود و به نسل های آینده منتقل می گردد.

گویش این مقاله ‏اهداف آن عبارت است از:  توصیف زبان و نوشتن دستور زبان، مقایسه ی زبان ها، طبقه‌بندی زبان ها، بررسی و شناخت وضعیت ‏گذشته ی زبان ها، بررسی لهجه‌ها و گویش‌ها، آموزش زبان، فرهنگ نگاری، بررسی زبان از نظر تولید و دریافت از طریق ‏اندام های گفتاری و دستگاه شنیداری و مطالعات آوا شناسی هست.

گویش تارمی  (فارغانی) در شاخه ی زبان های هند و ایرانی باستان قرار دارد. این زبان های باستانی ریشه ای در مصدر فارسی اصیل هست زبان فارسی سه دوره ی باستانی، میانه و نو دارد. فارسی امروز ما که همان فارسی نو است دارای لهجه های ‏فراوانی است. امروزه گویش تارمی در کنار سایر گویش های ایرانی به حیات خود ادامه می دهد.‏

ما اکنون  آثار نوشته شده ی بسیاری از زبان های فارسی باستان و میانه در دست داریم و افزون بر رشته ی زبان شناسی همگانی، رشته ی زبان های باستانی را هم داریم که رشته ی گسترده ای ‏است و خیلی هم در آن کار می شود.

مثلن وقتی در گویش تارمی(فارغانی) معیارگفتاری می‌گوییم، “‏اگوم” یا “اشم”، در فارسی گفت و گویی (محاوره ای) این دو فعل می‌شود “می‌گم” و “می‌رم”، می بینید که در فارسی گفت و گویی ‏چه قدر کلمات را کوتاه می‌کنیم و یادر آن واژگان ویژه ی محاوره به کار می‌بریم، مثلن خانه می‌شود خونه، نان می‌شود نون، ‏دندان می‌شود دندون، یا در گویش تارمی فارغانی(دکا) همانang انگلیسی هست یعنی درحال انجام دادن کاری و غیره. بنابراین این جا باید بر این نکته تاکید بکنیم که نباید دو اصطلاح تارمی گفت و گویی و فارسی ‏معیار گفتاری را با هم اشتباه گرفت.‏‏ در مقایسه ی لهجه‌ها و گویش‌ها نیز آن ها را با فارسی معیار مقایسه می کنند نه با فارسی گفت و گویی. ‏
‏‏فارسی معیار، در واقع فارسی آموزش است، یعنی ما وقتی می ‌خواهیم بنویسیم به فارسی گفت و گویی نمی ‌نویسیم. البته ممکن است ‏برخی به عنوان یک سبک آن را به کار ببرند، ولی همه متوجه می ‌شوند که این فارسی معیار نیست. نوشتن را باید آموزش دید، حرف زدن را هر کسی در خانواده یاد می گیرد ولی مساله ی نوشتن چیز دیگری است. فارسی معیار همانی است ‏که آن را می ‌نویسیم و همان است که تا آموزش نبینیم نمی ‌توانیم آن را خوب بنویسیم. برای خوب نوشتن باید آموزش دید. این مقاله در حال تکمیل شدن است. ‏

هر لهجه  وگو

مقاله آذین معتضد کیوانی

داستان به گویش (تارمی فارغنی)

به قلم یعقوب باوقار زعیمی

  • *شیرزن تارُمی و مغول دختر دُراگاهی*🌴

    شیر زن سر راه بُی یه بَیله ای اَ آدم تو سینه ی کوه برخورد اکنن . مهد ابریم اگو اینان آدمونن که اَ ای راه او راه بَی ای طره بی خوشون از ترس باج و خراج ندادن ایجا تاک وپراک شوکین و دمبال اَو او آبادی اگردن .

    روبرو که اَبِن با هَمده گَپ ازنن . آدمونی که اگون اَ طِری بَشکرد و رودبار اومدستیم و گپ زدنشون هم بُری فرک اشه با ایجا و ‌با سختی بُی هم افهمونن ، اَگُن : ما دمبال چِشمه ی اوُیم که جا منزل اکنیم .‌ شیرزن اگو : ما هم دمبال اییم که اوون سرگشته تو جوغ شُکنیم تا وِلو تِلو نبو .‌‌اگه شما دمبال جا منزل و آبادی اگردین ما ماشا جاهونی همی دور و بر هستن که نشونتون آدیم و بهدشن تاشا با ما کار اُکنین .

    سر دسته شون اگو : حتما” ما که ما یه جای منزل اکنیم و زندگی اکونیم کار و باری هم اکونیم .

    مهد ابریم که از بیخه ی گله گاه تا کَّل ای منطکه کوه و دشت تارُم و فارغونات گَشت بو و مث ِ کف دستش ششناخت جایی هامو نزیکون پر آبدین(اولین ایسگاه پلیس سایکسspr )و سات آبا (سعادت آباد)براشون در نظر اگی و شاگو الاونه شما همی جا ابین تا ما اشیم او پِل کوه ، طِرَی فارغونات بر اگردیم .

    شیر دختر و مهد ابریم اَشِن تا اَ گردنه ی قطبی تا ابن و اَرَسِن دورودی جایی که باید مسیرشون توُ آدِن اِشِن طِرَی فارغونات .‌.تو ای مسیر که اَومَدِن هر جا اوُ رایی و چَک و چِشمه انی شادی چند تا سنگ رو همده کوپ شاکه و نُشونی شنا . اوباد نمک ، اوُباد گُمپون ، کَنات گهکُم ، اوُباد گُدار . ای چِشمه و اَوُبادون هر کدومی انگاری یه معبد و زیارتگاهی بو بی شیر دختر و روبرو هرکدام دَسُنِش با حالت شکرگزاری رو هم شَنا و وردونی بَی خوش شخوند .

    وارد منطکه ی فارغونات که بودن ، سر راه آبادیونی ابینن که اُنگاری خیلی وخت نبون جا و مکان شُگِن …شَمیل ، جائین …دهنه ی میمند و دامنه ی کوه جایی ابین که لازمن جوغ ساروجی اِکشه.‌.

    تو خود مرکز فارغون که اَرَسن رو ونه کعله ی حاکم اوجا اَبِن …. حاکم بی ایکه آوازه ی شیر دختر ششنُفت بو با پذیرایی گرمی که ازشون اَکن با نارنگیون نافی که اَ تو باغ شُچی بو هم پذیرایی شاکو

    شیر دختر اَ کاری که شَی اُکُن اگو .‌‌‌.. حاکم با شوخ طهبی ( شوخ طبعی) اگو : مو هم مِثِ حاکم تارُم هیچ کاری به کارِت اُمنی ….تو تَی لَکَب ” شیر مرد” اِگیری و ر‌و دَسِ ما اِزَنی ….فکط ای تُگُم که جوغ که تَی اِکَشی اَوَُنِش اَگه اِی طِری باغون ما بیا و نارنگیون خوبی ابو ، یه باغی بَی خوت ادیم .

  • پس اَ دیدن منتکه ی فارغون اَ رایی که اومه بودِن بر اگردن …تا اَرَسِن به هامو جایی که کبیله ای دمبال جا منزل بودِن ، مهد ابریم بَی رئیس کبیله شون اَگو رَد ما اگرین بیین تا ارسین بی نزیکی سات آبا .رییس کبیله با چند نفروشون اَیان اوجا …مهد ابریم جایی نُشُنشون اَده که سه تا چشمه اَ دِل سینه کوه بون که بعدن اسمش اهلن : سه هَک ( سَهک) .مهد ابریم اگو خیلی خوب گه ای آدمون خیلی کاری و زرنگ هستن خوب شاشا کنگِ کارمون اِگیرِن و خوب جایی هم بی اینان مویُو … دُمباله اِشن …. 🐎🌴Y.B.Z.
  • بااندکی ویرایش جزئی به گویش فارغانی تارمی
الکساندر = ال + ک + سان + در = خاندان خورشید پرست،  یا خاندان کوچک خورشید بزرگ.
   ال = خادان = ا = راست و بلند،  آلت مردانه + ل = وابستگی.
   ک = کسر، کوچک، کم.
   سان = خورشید.
   سا = آسمان + ن = برکت.
   در = فراوان، بزرگ.
   ا = ایر.
   نادر = کمیاب،  مخالف زیاد = نا = مخالف + در = زیاد.
   ناسر = ناصر = نا + سر = خوش اخلاق.
   نا = مخالف، بدون + سر = ترش، بداخلاق.
   سرکه = سر + که = کم ترش.
   سر = بی حس = بد اخلاق = ناجور = ترش.
   اس S = اش = پاک = اس + لام = مقدس = اسلام.
   اس + ک = دارنده پاکی.
   اشک = اسک = آب پاک = اشک چشم = عامل مقدس.
   ار = ایران //   ارشک = ار + اشک =  مقدس ایران، پاک ایران.
   مکران = مکه + ان = سرزمین مقدس.
   مک = مکه = استوار، قوی، عبادتگاه، مکان.
   مک + تب = بالابردن مک = بالابردن قدرت و سواد.
   مغز و مخ و مغ همه از همین واژه مک هستند.
   کرمان = کرانه ساحل زمین و کشور.
   کر = کناره – ساحل – حاشیه آب.
   مان = مین = زمین ، کشور ، مادر.
   آسمان = آس = بالا + مان = زمین = بالای زمین.
   اریتره = اری تره = دریای ایران.
   ار = اول اران و اول بسیاری از شهرها مانند اردبیل و اربیل.
   تره = آب، دریا.
   اسپارت = اس + پارت.
   در تحلیل های من اس = پاک و اسپارت = پارت پاک،  و باز از نظر من پارت = پرت = دور است.
   پارتی زان = دورزن،  ژاندارم باستانی.
   شیراز = شیر راز = شیر + راز = چند راه.
   شیر = شر = تقسیم.
   راز = راه = گذر.
   استخر = جایگاه پاک،  معبد بزرگ مقدس و پاک.
   اس = پاک،  مانند اسلام، اسک یا اشک.
   اسلام = اس + لام = پاک مقدس.
   تخر = جایگاه،  که تغییر آوا داده شده آن تغار و تکاب است.
   تغار = کاسه بزرگ.
   تکاب = تک یا تغ یا تخ + آب = جایگاه آب.
   اشکانیان = اسکانیان = کسانی که دینشان پاکی است.
   اسکندر = درون پاکی،  رهبر دین اشکانیان
   اسفند = اسپند = دانه پاک،  که از قدیم بعنوان ضدعفونی و پاک کننده استفاده می شد.
   پند یا فند = دانه،  مانند فندوق.
   فندوق = فند + دوق.
   دوق = دوگ = دوک = بسته چوبی.
   دوکان = دکان = دوک + ان = جایگاه چوبی.
   صندوق = سن + دوق.
   سن =  چوب،  تخته.
   سندل = سن + دل = دل چوبی = دمپایی.
   سن و سنا و سنگر و سنباده و سنعت همه از چوب است.
   سنعت = صنعت = سن + ات = تکه کاری با چوب.
   ات = در، داخل.
   سند = س + اند = سر هند.
   سندباد = سنباد = سن + باد = باد دکل، باد مناسب کشتی.
   اتصال = اتسال = درهم شدن.
   اتسال = ات + سال.
   سال = سا + ل = پیوسته یکپارچه.
   سا = آسمان + ل = وابسته به آن.
   سالن = سا + لون.
   لنگ = لونگ = لون = رنگین + گ = پوست گاو.
   هندسه = هیندسه = هین + د + سه.
   هین = بحرکت در آوردن، حرکت.
   د = De =  داخل، شامل، در، دنیا.
   سه = س = سر = ه = تجسم.
   چلیپا = چارلیبا = چهار لب.
      عده ای نا آگاه و ناشی بهرام را گیرنده گور گفته اند،  درصورتیکه بهرام مقدس است،  و این تقدس گور به مغول و گورکانیان هم رسیده است،  گورکانیان هند را مغول ایرانی می گفتند.  این واژه گور از دوران گاو مقدس باقی مانده است.
   گور = گو = مقدس + ر =  وابسته به آن/  گور = دارای تقدس.
   گو = گاو = گوشت = گوه = تپاله گاو/  گو دارای ارزش برای ادامه زندگی بوده است.
   بهرام گور = بهرام مقدس.
   گورخر = گو + ر + خر = حیوان مقدس،  مانند گاو مقدس.
      مار سلامتی در ظروف جیرفت که اصل و مهم هستند، و بیش از ۵۰۰۰ سال نقش دو مار دارند.
   بیمار = بی + مار /  بی = بدون + مار = سلامتی.
   مار = سلامتی، الهه سلامتی، نشان سلامتی،  مار نشان معروف ظروف جیرفت.
   بیمار در نقاط مختلف آوا های مختلف نیز گرفته مانند ویمار.
      این داستان واژه ها تمامی ندارد،  وقتی اینها را ردیف می کنم،  یاد برنامه طنز مجید می افتم،  که مجید همه چی را چیز دیگری می گفت،  و پدرش عصبانی می شد.  امروزه هم مردم ما که عادت و علاقه به تحقیق و تحلیل ندارند،  این پیگیری واژه ها را مانند همان داستان مجید می دانند.  تلویزیون بجای کار علمی،  بیشتر طنز و جوک و مسخره بازی بخورد مردم داده.  درصورتیکه هر کدام از این سیلاب ها یکی از حروف هیروکلیف جی است،  که وقتی در کنار دیگری قرار می گیرد،  معنی جدید می یابد.  امروزه با کمی تغییر آوا،  همان گفته های چند هزار سال پیش هستند.
   مهم و جالب:  واژه هایی که از روی کم سوادی و یا احساسی،  می گویند عربی و یونانی و اینجایی و آنجایی است،  همه ریشه در تمدن های کهن ایران دارند،  از نظر تحقیقات من تمدن و گویش از یک جا شروع شد،  و به تمام جهان گسترش یافت.  من هنوز جایی از زمین را بدین منظور،  کهن تر از حوزه خلیج فارس نشناختم.  بسیاری از واژه های زبان های دیگر ریشه یابی در آن زبان ندارند،  زیرا ریشه آنها در حروف هیروگلیف جی است.
   توجه:   وقتی می گویم ایران،   منظور نوشتن و گفتن و تعریف از کشور خود نیست،  بلکه منظور تمدن کهن ار یا ایر یا ایران است برگرفتع از سایت اقای راوید انوش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جشنواره- کتاب- با دوچرخه

طرح‌ها و ایده‌های خلاقانه، ابتكاری و برگزیده در نخستین «جشنواره روستا‌های دوستدار كتاب» در كتابی به نام «پیشنهادهایی برای ترویج کتابخوانی در روستا» منتشر شد.
  آقای حاجی زاده ودوستانش بوسیله دوچرخه
 نخستین «جشنواره روستاهای دوستدار کتاب» که سال گذشته از سوی اقای حاجی زاده  برگزار شد، بر آن بود تا از اقدامات انجام شده در روستاها در عرصه کتاب و کتابخوانی و نیز از پیشنهادهای ابتکاری در حوزه کتاب و کتابخوانی در روستاها حمایت کند و فعالیت‌های فرهنگی و ترویجی مرتبط با کتابخوانی را که با مشارکت مردم و دستگاه‌های فعال در روستا انجام شده و یا اجرای آن برای آینده پیش‌بینی شده است، معرفی کند.
پس از اعلام فراخوان و در مهلت مقرر، ۵۰ روستا، و بسیاری با چندین طرح، در این جشنواره شرکت کردند که در نهایت طرح‌های ۱۰ روستا، برگزیده و مورد تقدیر قرار گرفت.
در مقدمه کتاب می‌خوانیم «کتاب پیشنهادهایی برای ترویج کتابخوانی در روستا، در واقع یکی از مهم‌ترین کارکردها و اهداف نخستین جشنواره روستاهای دوستدار کتاب را نشانه رفته است: گردآوری ایده‌های ناب و کاربردی در حوزه ترویج کتاب و کتابخوانی و قرار گرفتن آن در درسترس علاقه‌مندان به طوری که هر فرد و نهادی که مایل باشد می‌تواند با این طرح‌ها و نکات کلیدی هرکدام، همچنین با در نظر گرفتن ویژگی‌های بومی و مخاطبانش از این ایده‌ها استفاده کند و آن را اعتلا بخشد.»

به عنوان نمونه، یكی از طرح‌های برگزیده در این جشنواره پیشنهاد بهره‌گیری از اماكن تاریخی در راستای ترویج كتابخوانی است.

مردم روستای فارغانات واحمدی در روستای‌فوق را كتابخانه كردند؛ تا علاوه بر حفظ این بنای تاریخی، كتابخانه‌ای‌ هم در اختیار روستاییان قرار گرفته باشد. ‌
ارائه‌دهندگان این طرح هم‌چنین پیشنهاد داده‌اند مكان‌هایی مانند حمام‌های عمومی، اماكن قدیمی و متروك و … می‌توانند در روستاها به عنوان كتابخانه مورد بهره‌برداری قرار گیرند. به نظر پیشنهاددهندگان این طرح از آنجا که با گسترش گازرسانی به بسیاری از مناطق روستایی، خانه‌ها خود دارای حمام شده‌اند و حمام‌های عمومی اكنون بنا‌هایی متروك و غیرقابل استفاده‌اند می‌توان با تغییر كاربری از آن‌ها استفاده بهینه كرد و نیز به حفظ‌شان به عنوان یک اثر تاریخی یاری رساند.
کتاب «پیشنهادهایی برای ترویج کتابخوانی در روستا» از سوی دبیرخانه جشنواره روستاها و  دوستدار کتاب و با همکاری
حاجی زاده کشروخانه ، ۳۰۰ نسخه و در سال ۱۳۹۴ منتشر شده است. با گردآوردندگان همکاری داشته‌اند.

 

 

ناصر خان- معتضد

خاندان رئیس غریب شاه بزرگ
ناصر خان معتضد

ناصر خان معتضد  اهل وساکن فارغان شمالی ترین نقطه هرمزگان و اجدادش به شرح ذیل می باشد.

پسر رئیس عبدالکریم ‍‍‍‍‍‍‍‍‍- پسررئیس غریبشاه.- پسررئیس رفیع الدینٰ- پسررئیس مشهدی غریبشاه- پسررئیس شکرالله – پسررئیس امان الله – پسررئیس شکرالله- پسررئیس برخوردار -پسررئیس بهروز- پسررئیس احمد- که از ایل وبزن بزرگ درفارغانات(سیرمند،تارم،فین،فارغان) بوده وخدمات زیادی برای حفظ امنیت و ساکنین کوشیده اند.

قبور اجداد انها مطابق شده درسیرمند در فارغان وباغستان و فین مدفون شده اند.

وپدر ناصرخان معتضد طی حکمی از والی شیرازابراهیم خان قوام الملک شیرازی درسال۱۳۰۴شمسی به عنوان ضابط وماموردولت درحفظ انتظامات محال سیرمند.سیاهو.جایین(ر.ک سند شماره دو صفحه۸۸) پس از مرگ صولت السلطان کلانتر تارم وحتی تا منطقه فین گسترش یافته وقلعه حاجی آباد بدستوررئیس عبدالکریم به محمد رضا کیوانی مامور حفظ آن قلعه می شوند .وآخرین فردی بوده که قلعه مزکور به سالخوهای ژاندارمری نیروی ملی کشور عهدار می شوند فارسنامه ناصری چاپ سوم.

و قسمتی از برگرفته ازکتاب شهر سبز حسن عباس درگاهی وتنظیم شجره نامه.برگرفته از بلوک سبعه-ناحیه فارغان.

۱-پسررئیس غریبشاه.- ۲-پسررئیس رفیع الدینٰ- ۳-پسررئیس مشهدی غریبشاه- ۳-پسررئیس شکرالله -۴- پسررئیس امان الله -۵- پسررئیس شکرالله- ۶-پسررئیس برخوردار۷ -پسررئیس بهروز-۸-پسررئیس احمد-

فرزندان رئیس عبدالکریم،ناصرخان،منظر خان،علی رضا خان،سرکارخانم کیوانه

کد خدایان فین

قدیمی‌ترین کدخدایی که مردم از خاطره‌ها و شنیده‌ها به یاد دارند حاج جلال نام داشته که گفته می‌شود فردی ظالم بوده است. اما کدخدایان بعدی که فین را اداره کرده‌اند مردهای قابل احترامی بوده‌اند که حتی امروزه مردم فین به نوادگانشان احترام می‌گذارند. این کدخدایان عبارتند از:

  1. مرحوم کربلایی ابوتراب فرزند مرحوم ابوالقاسم
  2. مرحوم عبدالغفور فرزند کربلایی ابوتراب
  3. مرحوم حاج علی فرزند مرحوم کربلایی ابوتراب
  4. مرحوم آقا باقر
  5. مرحوم آخوند ملامحمد علی که از لار به فین آمد
  6. مرحوم کربلایی سراج امرلله
  7. مرحوم کربلایی خلیل حاج یحیی رضوانی
  8. مرحوم کربلایی بختیار فرزند مرحوم عبدالغفور
  9. مرحوم آقا محمد حاج علی نوه ی کربلایی ابوتراب
  10. مرحوم رییس رسولا پسر رییس شاه غریب
  11. مرحوم محمدعلی خان گراشی
  12. مرحوم مختار ترابی
  13. مرحوم کربلایی ابوطالب فرزند حاج محمد جواد رضوانی
  14. مرحوم حاج رجب
  15. مرحوم غلامحسن نگهبان معروف به دهباشی غلامحسن
  16. مرحوم محمد ابراهیم ترابی فرزند مرحوم مختار ترابی
  17. مرحوم عبدالجبار جوادی فرزند مرحوم کربلایی ابوطالب
  18. مرحوم هاشم معتضد کیوان فرزند رییس رسولا
  19. مرحوم شیخ عبدالرضا معنایی
  20. برگرفته از سایت گردشگری فین

 

سیروئیه -شمیل-جائین-آشکارا-ده شیغ

به نام خدا

جائین، شمیل،آشکارا،سیروئیه دهنه ده شیغ

از روستاهای با فرهنک وتمدن کهن ، ۴۰ تا۲۰ کیلومتری شهر فارغان واقع شده، که دارای مکان های دیدنی زیادی، از جمله یکی از قدیمی ترین و بزرگترین قلعه های کناره کوه بزرگ جائین واقع شده است.

وجه تسمیه با توجه به کتب تاریخی، چند زبان مانند عربی واروپایی این منطقه در مسیر راه شاهی بطرف ده شیغ  درزمان حمله اشکانیان برای بیرون راندن سلوکیان (حکوکت دست نشانده یونانیان) و حمله لشکریان داریوش به فرماندهی(ارته وردیه)برای دستگیری بردیای دروغین (ویزاته) این منطقه دردل تاریخ باستانی نقش مهم ایفاد نموده است .

برگرفته از سایت جائینhttp://www.jayin.blogfa.com/post/59

جائین و سیروئیه وشمیل ودق آشکارا که در شمال دریاچه ای  پر از ماهی ومرغابی برای این برزن روزی مناسب داشته.

این برزن هامحلی امن برای زندگی تجار وتجارت، در خصوص ارئه انواع کالا قیمتی زیورآلات فعالیت داشته وازجمله نقره وشکل دهی طلا وچاپین یعنی رنگ و پارچه ابریشمی وچرم وپوست ودباغی کردن مهارت ویژه داشته وبستر مناسنی در بازارهای شبانکاره پارس  ایجادبفروش میرفته.

این روستاها در کنارهم با جمعیت متوسط. نیروی مناسب برای کار کشاورزی وزراعت ودامداری درپی داشته بنابراین درموفعیت مناسب جغرافیایی قرار گرفته.

روستای تاریخی جائین وده شیغ و سیروئیه در شمال وغرب در مسیر جاده فارغانات به احمدی قرا ر گرفت.
مهمترین جاذبه این روستا، قلعه ای اسیاب های ابی وقنات وبزرگترین وبا قدامت ترین منبع تاریخی ده شیغ هست که طبق گفته اهالی اون منطقه قدمتی نزدیک به ۲۵۰۰سال داره.

برگرفته از سایت جائین

این روستا در قدیم بین راه قرار گرفته که باعث شده اهالی روستا پیشه وری وصنعتی بسیار خوب داشته باشند ومحل تعمیرات وسایل کاروانیان به شرق وغرب وشمال بوده.

ادامه خواندن سیروئیه -شمیل-جائین-آشکارا-ده شیغ

قنات وزمین -گوش نوئیه درتنگو- زور آباد

منطقه گوش نوئیه در دل تاریخ و فارغانات بنا به دژ ومسلط بر دشت،  نقش مهمی ایجاد نموده واز صنعت وپیشه وری وتولید پوست وچرم وساخت انواع جواهرات وکوزه های سفالی نام صنعت باستانی را در دل تاریخ ثبت نموده است.

زمین های کشاورزی در تنگو وگوشنو، ده میر، همیشه در صنعت وپیشه وری فارغانات نقش مهمی ایجاد نموده است.

قنات گشنو قنات درتنگو قنات ده میر قنات اوشرین ودرنهایت پاقلات.

تاریخ کهن -سنگ برجسته -بیستون-گیتا شناسی

سلام

فارغانات

نقش شماره۴۰ تا۴۴ سنگ نبشته بیستون در مورد تارم وفارغان

ونقش سنگ برجسته در تخت جمشید دردست تحقیقات

ومقایسه ان با اسناد ونیاز به اقتباس ورفرنس های متعدد در کتب مختلف

هرودوت و ان توین بین وترجمه بینظیراقای همایون صنعتی زاده که ۱۹ تا ۲۰جلد کتاب مختلف با رعایت مؤسسه فرانکلین برای اولین بار در صنعت نشر ایران حق کپی رایت بین‌المللی را رعایت می‌کرد و برای چاپ ترجمه کتاب‌هایی که انجام می‌داد برگرفته شده .

البته این قوم پری کانی ها (فارغان) در جدول  تقسیم تاریخ فرهنگ قومی هردوتاز جمله لشکر کشی خشایارشاه وگذر از دریایی آدریاتیک وتصرف اتن پری کانی هانقش مهمی ازجمله متستقل بودن این قشون پری کانی ها تاکید شده.

بعد از این اقتباس ها مشاهده وپراکندی انواع سفال انواع ساروج تولید شده فراون ابزارهای نوسنگی مشاهده در تاریخ فارغانات بسیار کهن ودیرینه می باشد

اولین کتاب تاریخی به زبان عربی که نام فارغان خواندم بنام استاد بزرگوار معلم نجیب الدین اختلاط به نقل از صاحب معالم، حسن ابن زید الدین فرزند علی ابن احمد مقلب به جمال الدین درسال۹۵۹قمری میزیسته است این نویسند ومورخ اهل روستای جبع (جباع) از توابع لبنان می باشد که نوشته است در۶۷ فرسنگی شیراز قراردارد.

بنابراین این قوم در کتب تاریخی هرودوت چندین محل نام برده است .

ساختار طبیعی وگیتاشناسی
(فارغانات،تارم وسیرمند)

دیدگاه ویژ ه زمین شناسی دیرینه در فارغانات (شمال هرمزگان)
از ديدگاه زمين ساخت بزرگ مقياس نيز فارغانات داراي تنوع ساختاري زيادي است. در جنوب غرب بخشي از زون ساختاري زاگرس و زون خرد شده آن و در جنوب بخشي از زون ساختاري مكران را شامل مي‌شود. زون شمالی سيرجان از نواحي غرب شهر بابك تا نزديكي زون گسلي زندان در كهنوج در اين برزن را رخنمون داشته و رشته كوههاي آتش نشاني منطقه به صورت كمربندي با امتداد شمال‌غربي ـ جنوب شرقي بم در آن امتداد مي‌يابد. پلاتفرم پالئوزوئيك ايران مركزي بخش عمده‌اي از شرق و شمال و شمال شرق اين استان را پوشش داده است.

ادامه خواندن تاریخ کهن -سنگ برجسته -بیستون-گیتا شناسی

کاه- گل-درپشت بام-پروژه -دانشجوی- کاه گل

خانه در فارغانات

فارغانات چنانکه در بخش خانه ها اشاره شده دیوارها و سقف های ساخته شده از خشت و گل از کاهگل پوشیده می شد.

و روی بامهای خشت و گلی نیز پوشیده از کاه گل بود.

فلسفه ی کاه گل مالی دیوارها و پشت بام این بود که ساختمان ایجاد شده از روی هم گذاشتن ردیف خشتهای چهارگوش با ملاط گل بدنه ای ناهموار داشت

و در درون اطاق ها و فضاهای دیگر با جزئی برخورد این بدنه خراب می شد

خاک ریزی میکرد و فضای اطاق و وسائل و فرش آن آکنده از خاک و گرد و غبار می شد.

هنگامی که این سطوح را اندود کاهگل می کردند، خلال های کاه ذرات گل را در بافت سلولوزی خود حبس می کرد و اندود گل را روی دیوار، سقف و بام تثبیت می نمود.

بدین ترتیب کاه گل دیوارهای درونی سال های طولانی دوام داشت و نیاز به تجدید و ترمیم نداشت اما کاه گلی پشت بام در هر بارندگی دچار فرسایش و تحلیل می شد و با آنکه تراشه های گاه تا حدی جلوی این فرسایش را می گرفت باز هم آب باران تدریجاً گل های اندود بام را با خود می شست و به صورت آب گل آلود از ناودان هادر کوچه ها و حیاط خانه ها جاری می کرد.

فارغانات چگونه خانه های داشتند.

از جمله خصوصيات خانه هاي قديمي در اكثر شهرهاي ايران مساحت زياد آن بود. سبك معماري آنها نيز به اين صورت بود كه از دو قسمت اندروني و بيروني تشكيل شده بوده.

به گزارش انتخاب، اين خانه ها از قسمت هاي ذيل تشكيل مي شده اند:سكو (مهتابی) : محلي در دو سوي در ورودي، براي استراحت هنگام انتظار، براي ورود يا گفت وگو با همسايه ها.

سردر ورودي :  معمولاطوري ساخته مي شد كه در زمستان ها مانع از ريزش باران بود و در تابستان ها نيز مانعي براي تابش مستقيم آفتاب به شمار مي رفت. در بالاي سردر، آياتي از قرآن كريم يا عبارات مذهبي نوشته مي شد تا هنگام ورود و خروج از زير آيات قرآني يا روايات و عبارات ديني عبور كنند.

در ورودي: در بيشتر خانه هاي سنتي، درهاي ورودي دولنگه و چوبي هستند و هر لنگه كوبه اي نيز داشت. زن ها حلقه اي كه صداي زيري داشت، به صدا در مي آوردند و مردها كوبه چكشي شكل را كه صداي بمي داشت.

هشتي: بلافاصله پس از ورودي به فضاي هشتي مي رسيديد اغلب به شكل هشت ضلعي يا نيمه هشت ضلعي يا بيشتر مواقع چهار گوش بود. هشتي داراي سقفي كوتاه و يك منفذ كوچك نور در سقف گنبدي شكل آن بوده و عموما سكوهايي براي نشستن در آن طراحي شده بود.

هشتي براي انشعاب قسمت هاي مختلف خانه و گاه براي دسترسي به چند خانه ساخته مي شد. در خانه هاي بزرگ، اندروني و اقامتگاه هاي خدمتكاران نيز به هشتي راه داشتند و اغلب براي جدا سازي آقايان و خانم ها دوقسمتي ساخته مي شد.
دالان (راهرو): دالان راهروي باريكي بود كه با پيچ و خم واردشونده را از هشتي به حياط خانه هدايت مي كرد. پيچ و خم دالان براي رعايت حريم خصوصي خانه بود تا عابر نتواند سريعا فعاليت هاي جاري در حياط را متوجه شود.
حياط(پراسه) دیوار : حياط در خانه هاي قديمي مركز و قلب ساختمان بود. حياط مركزي همراه با ايوان در هر سمت، ويژگي اي بود كه از گذشته هاي دور در معماري ايراني حضور داشت؛ البته اين امكان وجود داشت كه حياط از نظر هندسي مركز خانه نباشد اما از نظر زندگي و انجام فعاليت ها و ايجاد ارتباط بين قسمت هاي مختلف خانه، تعبيه ديد و ساير مسايل مركز خانه محسوب مي شد.

حياط(پراسه) ، محلي براي برگزاري مراسم مختلف نظير مراسم مذهبي، عروسي و تجمع اقوام و معمولاچهار گوش بود. ابعاد حياط را تعداد و عملكرد فضاهاي اطراف آن تعيين مي كنند. هر حياط معمولايك حوض و چند باغچه دارد كه بسته به شرايط مختلف محلي نظير آب و هوا و عوامل فرهنگي اشكال متفاوتي مي يابد. سازماندهي فضاهاي محصور حياط به گونه اي بود كه با تغييرات فصلي و كاركردهاي مختلف اتاق هاي مجاور متناسب باشد.

حوض و باغچه: در حياط سازي خانه هاي قديمي حوض و باغچه معتبرترين عناصر حياط سازي به شمار مي رفت.

تالار: اين عنصر عموما فضايي بود با تزيينات بسيار زيبا و پركار كه در كنار اتاق هاي ساده زندگي در خانه هاي سنتي كاملامشهود بود. تالار با گچبري، آيينه كاري، نقاشي روي گچ، مقرنس و با نقاشي روي چوب تزيين مي شدند. جبهه رو به حياط تالار با ارسي هاي پنج دري يا هفت دري به حياط خانه مربوط مي شدند. تالار براي پذيرايي از ميهمانان محترم و مخصوص مورد استفاده قرار مي گرفت.

نشيمن: نشيمن، اتاق هايي بود كه از تالار اهميت كمتري داشتند و از اتاق هاي ساده مهم تر بودند. نشيمن، محل تجمع افراد خانواده و ميهمان هاي بسيار نزديك به حساب مي آمد؛ اين عناصر از نظر تزيينات بسيار ساده بودند.

آشپزخانه: معمولامربع يا مستطيل بود و نزديك آب انبار و چاه آب قرار داشت. درون آشپزخانه، محلي براي پخت و پز، ذخيره چوب و تنور پخت نان و درون ديوار آن طاقچه اي براي قرار دادن ابزار آشپزي و غذا تعبيه شده بود.

جهت خانه ها:طاق سه دری چهار دری که کوران هوا و جهت خانه تابع زاويه نور خورشيد و قبله بود. در اكثر قريب به اتفاق خانه هاي سنتي، محور اصلي بنا، محور شمالي – جنوبي بودند و بهترين موقعيت را براي گرفتن نور خورشيد داشتند تا در روزهاي گرم تابستان از سايه و در زمستان از گرماي خورشيد برخوردار باشند؛ فضاهاي اصلي زندگي نيز در دو سمت شمالي و جنوبي ساخته مي شدند و فضاهايي كه اهميت كمتري داشتند، به خصوص فضاهاي خدماتي در دو سمت شرق و غرب ساخته مي شدند.

  

به این ترتیب هر دو یا سه سال مجبور بودند کاه گلی پشت بام را ترمیم کنند و با یک لایه ی کاه گل تازه سایش و فرسایش را جبران نمایند.
خرابی دیوارها هم به همین ترتیب ترمیم می شد. بسیار مشاهده می شد که در فصل تابستان در کوچه های مختلف ده یا شهر تلی از کاه و گل را آب بسته اند.
تا کاه گل درست کنند و سپس این کاه گل را در ظرفی که گنجایش چند بیل کاهگل داشت و کپه نامیده میشد به پشت بام منتقل کنند.

این کپه ها ظاهراً از ساقه های گیاهی به شکل یک سبد دهان گشاد بافته می شد و رویه ی برون و درون آنها را یک لایه ی نازک چرم می پوشانید که آن لایه ی چرمی به وسیله نخ مقاوم به کپه دوخته می شد و به همین جهت یکی از حرفه ها کپه دوزی بود.

تهیه ی کپه به عهده صاحب خانه یا استاد بنا بود و تهیه کاه گل و حمل آن به پشت بام به عهده ی یک یا دو نفر بود.

طرز تهیه کاه گل هم تشریفات و ظرافت هائی دارد به این ترتیب که تلی از خاک رس خالص را آب میبندند و گل حاصل را با بیل مالش میدهند تا صورت یکنواخت پیدا کند و سپس مقدار زیادی کاه ساقه ی غلات را روی آن میریزند و ابتدا با بیل کاه و گل را مخلوط می کنند و سپس یک یا چند کارگر با پاهای برهنه این مخلوط را لگد کوب می کنند و به عبارت دیگر مدتی طولانی بر روی این توده ی گل و کاه راه می روند تا به صورتی هر چه یکنواخت تر کاه و گل مخلوط گردد.

پس از این آماده سازی است که کارگران

کپه ها را از این کاه گل پر می کنند و کپه را روی سر میگذارند و یک دست به کپه و دست دیگر به ستون نردبان از نردبان بالا می روند و کپهی کاه گل حمل شده را جلو روی استاد بنا خالی می کنند

تا او با مالهای که در د ستا دارد کاه گل را به شکل یکنواخت روی بام بگستراند.

ملاحظه می شود که در جریان کار، بنا و عمله و رهگذران کوچه از نعمت گل آلود شدن بی نصیب نمی مانند و دست کم پس از حمل تمام کاه گل به پشت بام یا جای دیگر ته مانده گلها در کف کوچه با کف کفش رهگذران گفت و گو خواهد داشت.

نمیگذرد و هنوز هم حتی بسیاری از سقف بام خانه های دهات و برخی خانه های شهری با کاه گل عایق بندی می شود زیرا خاک رس نسبت به آب نفوذپذیری زیادی ندارد و هنگامی که به کمک رشته های کاه در جای خود تثبیت نسبی پیدا کند و به سرعت در اثر آب باران شسته نشود از نفوذ آب به سقف اطاق و ریزش سقف جلوگیری می کند.

پروژ ویژه برای دانشجویان

کاه گل

تعریف کاهگل
کاهگل ملاتی است که در معماری ایران به خصوص در مناطق کویر مرکزی ایران به کار می‌رود. این ملات ترکیبی است از خاک رس و کاه که عمدتا برای اندود کردن سقف‌ها به کار می‌رود این ملات به دلیل وجود کاه مقاومت نسبی پیدا کرده و جلوی ترکیدگی آن گرفته می‌شود. از سوی دیگر عایق خوبی برای جلوگیری از انتقال حرارت در منطقه کویری ایران است.
برای ساختن گل کاهگل تا حد امکان از خاک رس استفاده می‌کنند. پیش از این که خاک را آب بدهند آن را با کاه به خوبی می‌آمیزند و به شکل تپه کوچکی در می‌آورند، میان آن را گود می‌کنند و داخل آن به نرمی آب می‌ریزند، خاک و کاه را با آب می‌اندازند تا در آب گل، زردی کاه نمودار شود، سپس خمیر را مالش می‌دهند و به تدریج کاهگل ساخته می‌شود.
تقش کاهگل درشکل دادن به محیط خانه و شهرایرانیکاهگل
بر روی سرزمین ایران شهرهای اصیلی وجود دارد که از قرن‌ها پیش بنا شده، امروز بپا ایستاده و هر کدام به تنهائی شاهد نبوغ معماری اقوام این سرزمین است.معماران ایرانی براساس احتیاجات قوم خود، با توجه به مسائل اجتماعی و خصوصیات جغرافیائی و بمنظورهای معینی ساختمانهائی بنا کردند که نبوغ معماری آنان و زیبائی مجموع این بناها در هر کدام از شهرهای ایرانی قابل ستایش است.بکار بردن مقیاس‌های انسانی توأم با لطافت ‌فکر و ذوق معماران در ریختن طرحهای ساختمانها و نیز سادگی مصالح، سیمای شهر برای بنا نهادن، معماران مصالحی را گرد آوردند که با امکانات و خصوصیات این سرزمین تطبیق مینمود و سادگی و زی
تاریخ شروع مصرف کاهگل را در تمدن ایران نمی‌توان دقیقاً تعیین نمود لکن وجود آن در قدیمترین آثار معماری فلات دلیلی است بر اینکه این ماده با زندگی اقوام سرزمین ایران از ابتدا آمیخته شده و شناسایی و استفاده از آن طی قرون نسل به نسل رسیده است.
برای آسایش قوم ایرانی معماران، شهرها را با قشری از کاهگل پوشانیدند و از میان این پوشش سبزی شاخه‌ی درختان از حیاطها بیرون آمد.رنگ دلنشین کاهگل نه تنها زیبائی فوق العاده ای بشهر ایرانی داده بلکه بزندگی مردم روشنی و رنگ بخصوصی پاشیده است.این خمیر در سرزمین ما بصورت یکی از مصالح اساسی در انواع معماری مختلف بکار رفت و با دست آدمیان و با نیت خوش بروی همه شهرهای ایرانی کشیده شدو زندگی در شرایط اقلیمی بهتری زیر حمایت آن ادامه یافت.
بررسی ماده، ترکیبات، ویژگی ها و مصارف کاهگل در بناها
ترکیب ماده کاهگل از ابتدا تا امروز یکسان بوده و شامل دو ماده ساده است:
۱- ماده اول کاه است که پس از دروی گندم و خشک شدن و کوبیدن و با کمک چهارشاخ به هوا پرت شدن، با جزیی نسیم از دانه های گندم جدا شده، آرام بر روی زمین می ریزد. سپس آن را جمع آوری نموده و برای مصرف های مختلفی انباشته می کنند. به این ترتیب، در اغلب نقاط ایران، کاه به آسانی و ارزانی به دست می آید. الیاف آن، ماده گل را به هم می کشد و گل را مسلح می کند؛ همان طور که آهن، بتون را.
۲- ماده دوم گِل است که حتی المقدور برای ساختن آن، از خاک رس استفاده می کنند. قبل از اینکه خاک را آب بدهند، آن را با کاه به خوبی مخلوط می کنند و به شکل تپه کوچکی در می آورند. میان آن را گود می کنند و داخل آن به نرمی آب می ریزند. خاک و کاه را با آب می اندازند تا در آب گل، زردی کاه نمودار شود. سپس خمیر را مالش می دهند و به تدریج کاهگل ساخته می شود.
با وجود اینکه ساختن این خمیر در نهایت سادگی انجام می شود معهذا چگونگی مخلوط و مقدار هر کدام از مواد امری حساس است. با کمبود کاه، ماده کاهگل ترک بر می دارد. با کمبود مقدار خاک، الیاف کاه مانع روانی آب باران می شوند. کاهگلی که برای پوشش بام ها ساخته می شود، کاه کمتری دارد و در عوض به خمیر آن، خاک شنی از شن چاه می افزایند تا در مقابل باران به جای کاه، قشر کاهگل را تقویت نماید و در مورد کاهگلی که برای پوشش دیوار تهیه می شود، کاه بیشتری به مخلوط اضافه می کنند تا متن کاهگل صاف تر شود و نیز ترک بر ندارد. با به کار بردن خاک رس سرخ تری، کاهگل، رنگ سرخی به خود می گیرد و متن آن برای گرفتن نقوشی از گچ آماده می شود.
قشر کاهگل عایق است؛ گرما و سرما از آن عبور نمی کند؛ باران در پوشش های گنبدی و سقف های طاقی آن نشست نمی کند؛ همهمه کوچه ها و بازار ها در آن گم می شود و لازم به توضیح نیست که گرد آمدن خواص این چند عایق در یک ماده به ندرت دیده شده است.
کاهگل ارزان است. کاه در اغلب شهر های ایران به فراوانی یافت می شود. قیمت خروار آن ناچیز است؛ و با این مقدار، کاه، سطوح بزرگی از اندود گل را مسلح می کند. کاهگل را هر کس می تواند بسازد و ماوای خود را با آن بپوشاند و حفظ کند. اندود کاهگل آسان کشیده می شود. آدمی با یک دست خمیر آن را بر می دارد و بر روی سطح دلخواه پهن می کند. در این مورد حتی به کار بردن ماله در کشیدن آن روی سطوح، نشانی از امکانات صاحبخانه است.
کاهگل مانند خمیر نرمی بر هر حجمی پوشانیده می شود و در این مورد، معماران حداکثر استفاده را نموده و توانسته اند برای شهر های ایرانی میراث ارزنده ای از حجم های جالب به جا گذارند. گرچه کاهگل به سهولت و ارزانی به دست می آید لکن به علت خواص فوق العاده ای که نیز دارد، به صورت متن شهر های ایرانی در آمده و به بنایی قدم گذاشته است؛ به کلبه بی بضاعتان یا اعیان نشین ها، به کوره ها، به بازار ها، به حمام ها، به تکیه ها و بالاخره به مسجد ها. و همه این ساختمان های شهر، با کوچه هایی که میان دیوار های کاهگلی می دود به هم مربوط می شود.
معماران تیزهوش، از گرمی رنگ کاهگل برای متن تزیینات دیواری داخل بنا نیز استفاده کرده اند. دیوار حیاط های داخلی را از بهترین خمیر سرخ فام پوشانیده و بر آن با خطوط برجسته گچ، نقش های هندسی انداخته اند و یا آن را به داخل هشتی های ورودی کشیده و بر آن نقش های تصویری ساخته اند. رنگ کاهگل، نور شدید و گاه زننده آفتاب سرزمین ما را برای ساکنان آن مطبوع نموده و در گرمای فصل تابستان با برگشت دادن اشعه خورشید و حرارت آن از روی بام ها و یا دیوار های کاهگلی، دما را به حداقل رسانیده است.
با وجود اینکه کاهگل ماده فشرده ای نیست، استقامت و دوام آن قابل ستایش است. تنها در مناطقی که باران های فصلی شدید ببارد، ناچار هر چند سال یک بار، اندود تازه ای از کاهگل بر روی اندود سابق می کشند. به این ترتیب، تعمیر و تقویت آن امر ساده ایست و احتیاج به تخصصی ندارد. این تعمیر برای پوشش دیوار ها کمتر اتفاق می افتد. کاهگل سال ها بر روی دیوار می ماند به طوریکه اندود بنا های رها شده قرون گذشته هنوز بر جاست.
برای ساختن گل کاهگل تا حد امکان از خاک رس استفاده می‌کنند. پیش از این که خاک را آب بدهند آن را با کاه به خوبی می‌آمیزند و به شکل تپه کوچکی در می‌آورند، میان آن را گود می‌کنند و داخل آن به نرمی آب می‌ریزند، خاک و کاه را با آب می‌اندازند تا در آب گل، زردی کاه نمودار شود، سپس خمیر را مالش می‌دهند و به تدریج کاهگل ساخته می‌شود.
خود کاه از گندم به دست می آید. ابتدا گندم را درو کرده، خشک کرده و می کوبند. سپس آن را به هوا می دهند تا از دانه های گندم جدا شود. همان طور که دیدید تهیه کاه، آسان و ارزان است.
آنچه در ساخت کاهگل اهمیت زیادی دارد، میزان به کار بردن کاه، خاک و آب است. در ترکیب این مواد باید دقت نمود چون اگر خاک کم باشد، الیاف کاه جلوی روان شدن آب را می گیرد؛ به همین دلیل است که برای پشت بام ها، کاه کمتری استفاده می کنند تا بارش باران باعث شود کاهگل محکم تر شود. از طرف دیگر، اگر کاه کم باشد، کاهگل ترک بر می دارد؛ به همین دلیل برای دیوارها کاه بیشتری استفاده می کنند تا دیوار ترک بر ندارد.
مزایای دیوار کاهگلی
 * عایق حرارتی است
دیوارهای کاهگلی عایق های حرارتی هستند. از نفوذ سرما و گرما جلوگیری می کنند و در نتیجه با وجود آن می توان در مصرف سوخت صرفه جویی کرد. حتی عایق رطوبتی نیز هست. باران در پوشش های آن نشست نمی کند.
دیوارهای کاهگلی، که ارزان از کف‌مان رفت!
 * آسان و ارزان است
در بسیاری از شهرهای ایران یکی از ساده ترین موادی که می توان تهیه کرد، کاه است. قیمت خروار آن بسیار کم است. از طرف دیگر، تهیه کاهگل تخصص ویژه ای نمی خواهد و از عهده آدم های معمولی بر می آید. لازم نیست میلیون ها تومان خرج مصالح عجیب و غریب و آدم های متخصص کرد. کافی است دو دست داشته باشید؛ با یکی خمیر را بردارید و با دست دیگر آن را روی دیوار یا سطح مورد نظر خود پهن کنید.


 * با استقامت و با دوام
در این زمینه نیز کاهگل با توجه به میزان و نوع موادی که در خود دارد، استقامت بالایی دارد. هرچند شاید در مناطقی که پیوسته باران های شدید می بارد به مشکلاتی بر بخورد؛ نه به این معنا که دیوار یا سقف بریزد! بلکه تنها نیاز به تعمیر زودهنگام پیدا می کند که آن هم کار ساده ایست.
* تنوع کاهگل
کاهگل را تقریبا روی هر حجمی می توان کار کرد. اگر می خواهید حتی در همین آپارتمان های بدقواره از کاهگل برای تزیین دیوار استفاده کنید می توانید! بهترین دیوار برای کاهگل کشیدن دیوار آجری است. اگر می خواهید روی دیوار گچی این کار را بکنید، بهتر است ابتدا کمی گچ دیوار را بتراشید.
 * زیبا از جنس طبیعت
دیوار کاهگلی زیباست! خصوصا اگر با شاخ و برگ های درختان ترکیب شود؛ خصوصا اگر آبی روی آن بپاشید تا بوی خاک رس تازه همه جا را فرا بگیرد؛ خصوصا اگر دیوار با خمیر سرخ پوشانده شده و بعد نقش های تزیینی روی آن حکاکی شود.
عیب یک دیوار کاهگلی
دیوار کاهگلی را نمی توان شست! نمی توانید یک دیوار کاهگلی سنتی داشته باشید، بعد با هزارجور ماده ی شوینده ی مدرن، آن را بشویید، دستمال بکشید و گردگیری کنید! راه تمیز کردن دیوار کاهگلی پاشیدن مقداری آب با افشانه به آن است. با این کار بوی کوچه-باغ های روستا در خانه می پیچد.
ملات کاه گل
کاه گل پوششی ارزان و عایقی ضد نشت بوده که امروزه از کاربری ساختمانی به کاربری صنعتی رسیده و در لایه های ضد نشت زیر فونداسیون تجهیزات و مخازن بزرگ بکار میرود.ملات کاه گل متشکل از خاک رس و آب و کاه که با هم مخلوط شده و به مدت دو روز معطل مانده و پس از آن مجددا ورز داده شده تا بصورت  خمیری شل شود.
ملات کاهگل از نسبت اختلاط ۴۰ تا ۴۵ کیلو گرم کاه مرغوب زرد در ۸/۱ مترمکعب خاک رس و افزودن تدریجی حدود ۴۰۰ لیتر آب و ورز دادن و مخلوط آن حاصل میشود.
در ملات کاه گل استفاده از کاه مرغوب موجب جلوگیری از ترک خوردگی پوشش پس از خشک شدن شده و همچنین برای پایین آوردن درجه انجماد ملات در زمستان و جلوگیری از سبز شدن و رشد علف در پوشش ملات به آن نمک طعام اضافه میکنند.البته در مواردی که بخواهند رنگ ملات روشنتر شود به ملات خاکستر چوب اضافه میکنند.
اگر کاه کمتر در ملات افزوده شود به آن گل نیمچه کاه گویند و اگر کاه را کوبیده و ریز کرده و به ملات اضافه کنند به آن سیم گل گویند.
خاک رس ملات باید ناب و با حد اقل ماسه باشد و روش  آزمایش خاک رس حل کردن بخشی از آن در یک ظرف آب بوده تا میزان رسوب ماسه قابل تشخیص شود.
خاک رس حسب مواد موجود در خود دارای رنگهایی بشرح ذیل است.
الف – خاک رس خاکستری
این خاک رس حاوی گرافیت  زیادی میباشد.
ب – خاک رس سفید
این خاک رس بدون اکسید آهن است.
ج – خاک رس قرمز (سرخ)
این خاک حاوی اکسید آهن سه ظرفیتی است.
د- خاک رس تیره
خاک رسی که کربن دارد تیره میشود.
ه- خاک رس کبود
خاک رسی که اکسی آهن دو ظرفیتی دارد کبود است.
در مناطقی که بجای کاه از پوست خرد شده برنج استفاده میکنند به ملات حاصله فل گل گویند.
ماده چسباننده ملات گل و کاهگل، از خاک رس است. پولکهای خاک رس پس مکیدن آب به صورت خمیری در آمده و دانه‌های ماسه خاک را به یکدیگر می‌چسباننداین ملاتها از قدیمی‌ترین ملاتها هستند و در نخستین ساختمانهایی که بشر بنا کرده،به کار رفته است. هم اکنون نیز در ساختمانهای خشتی و گلی و حتی آجری و سنگی بسیاریاز روستاها این ملات به کار می‌رود. برای ساختن ملات گل، آخوره می‌بندند و در آن آب می‌اندازند و صبر می‌کنند تا پولکهای خاک رس آب بمکند، پس از آن ملات را خوب ورزمی‌دهند و به مصرف می‌رسانندچون ملات گل پس از خشک شدن جمع شده و ترک می‌خورد، به آن کاه می‌زنند که آن را مسلح کرده و از ترک خوردن آن جلوگیری کنندبرای ساختن این ملات نیز آخوره‌ای از خاک و کاه می‌سازند و در آن آب می‌اندازند تاخاک گل شده و کاه خیس خورده و نرم شود. پس از آن ملات را خوب ورز می‌دهند و به مصرف می‌رسانند. ملات کاهگل برای اندود ساختمانهای گلی، زیرسازی اندود گچی و آب‌بندی بام ساختمانها مصرف می‌شود. ملات کاهگل به علت سبکی وزن، عایق، حرارتی خوبی است و ازاین رو در گذشته سقف زیرین شیروانیهای دو پوشه را با این ملات از داخل اندودمی‌کردند تا جلو ورود گرما از سقف را بگیرند. چنانچه در آب ملات کاهگل کمی نمک طعام اضافه کنند، به علت خاصیت جذب و نگهداری رطوبت که در نمک وجود دارد، ملات بیشترخمیری می‌ماند و بهتر جلو عبور آب را می‌گیرد، به علاوه از آنجا که نمک درجه آب را پایین می‌آورد، در فصول سرد این ملات دیرتر یخ می‌زند، در ساختن کاهگل برای نما باید از کاه نرم و ریز استفاده کرد. برای ساختن هر مترمکعب کاهگل، حدود ۴۵ تا کیلوگرم کاه لازم است. گل نیمچه کاه دارای کاه کمتری است و برای فرش کردن آجرروی بام در مناطق کم باران به مصرف می‌رسد. گاهی اوقات به ملاتهای گلی به منظورآب‌بندی و دوام بیشتر، امولسیون قیر اضافه می‌کنند. افزودن ماسه به ملات گل، سبب کاهش جمع‌شدگی و در نتیجه کاهش ترک‌خوردگی آن می‌شود. افزودن کمی آهک یا سیمان نیزسبب اصلاح بعضی خاکها می‌شود.

مزرعه-مزرو- پاقلات – خونه گلی – پشت تنب – محله بالا وپائین

به نام خدا

مزرو(مزرعه)

 

از دوراهی کشروخانه، بطرف فارغانات درجاده آسفالته قدیمی و درختچه های زیبای غریچ  وگلهای بهاری سیموک آرام ارام به پل بزرگی که دورودخانه را*کندر*بهم وصل میکند میرسیم.

که درنهایت سه رودخانه که به گر یا گرداب میرسد(گر کشروخانه) یکی از کهن ترین منطقه فارغانات محسوب می شود.

مزروشامل دوتنب که یکی محل نصب بازی کودکان شده  بر تپه ی مشرف بر روستا، ایجاد دوبلوار در امتداد هم یکی از عجیب ترین پروژهای عمرانی است که  باعث ضررها اسیب رسیدن به زمین های زراعت ومزروعی  به هدر رفتن اعتبارهای عمرانی که میتوانست بجای این آزار راه ،مرکزی  فرهنگی ایجاد نمایند خود بعثی جداگانه است که به موقعه برای دفاع از حریم کشاورزی و جلوگیری از اعتبارات عمرانی است مسئولین وقت تصمیک گرفته که جای احترام دارد اقتصاد مقاومتی حرکتی برای بهبود روند روستا قدمی برداشته شود بهرصورت مسئولین جوابگو خواهند شد.

مزرو ها با قومی مهربان وسخت کوش  از زمین حاصلخیز گندمی ری دار نانی به عمل میا ورند .

هنگام بارندگی به علت رسی بودن این زمین جلگه وابرفت میتوان

برخی از اهالی مزرو که به بندر یا حاجی آباد کوچ کرده‌اند هنوز بسیاری هستند تا بخشی از فرهنگ و تاریخ روستا و مردم خود را به خانه‌های خود در مزرو منتقل کنند خانه آن‌ها رنگ و بویی از روستای قدیمی دارد.

 روستای خونه گلی وپشت تنب  که رودخانه ها باعث جدایی با مزرو به واسطه خانه‌های خشتی ساخته شده با گل رس و پوشش خاص و بومی‌زنانش مشهور است.

خانه‌های خشتی روستای مزرو کم نیست. کوچک و بزرگ در پایین یا بالای تنب سالم و یا تخریب شده و در حال تخریب برای مردم باقی مانده است و کمتر کسی به فریادشان می‌رسد. بیشتر اوقات مردم  روستا برای کار به اطراف میروند و تعدادی هم می‌مانند چند سالی است که مردم از روستا به شهر کوچ کرده اند و فقط گاهی که مراسمی‌در روستا باشد به خانه‌هایشان برمی‌گردند اما هنوز برخی از اهالی روستا هستندوخانه های به سبک جدید با بلوک وسیمان ونمای مدرن ساخته .تعدادی هم به هیچ عنوان دل به شهر راضی نشده بعد ازبازنشستگی درحال شروع زندگی دیگر وجدیدی برای خود هستند مانند اینکه از مادر متولد شده اند به رودخانه ها ی خشک ونخل های بیسر وانارهای خشک پاقلات مینگرند وافسوس میخورند اب قنات جوشان ده میر کجاست ان شلتوک کاری کجاست ان خلوت مزروی برای پنهان کردن ابزار کشاورزیلنگار وکرت بند واوشن وداس وسیخ رون کجاست. ان فریاد کودکانه هنگام بارندگی با گل رس چسپان کجاست.پیر ها که دل از محل زندگی خود نکنده و حاضر نشده اند با فرزندان خود از روستا خارج شوند هنوز هم می‌توان از میان همه درهای قفل زده درب های چوبی بیابیم در زمانی که رهگذری کمتری به آنجا می‌روند  اهالی قدیمی‌و سالخورده روستا را دید که جلوی در خانه‌هایشان نشسته اند و یا با همان پوشش همیشگی خود چارقد با گل‌های رنگی ریز پوشیده و چادر محلی در کوچه‌ها قدم می‌زنند آنها می‌دانند که بهار،رهگذران وکوچ کنندگان به روستا می‌آورد .

برخی از انها هنوز فصل سفر نشده خانه‌های خود را یا تعمیر می‌کنند و یا تخریب تا دوباره آن را از نو بسازند. آنها خانه خود را تخریب می‌کنند چون می‌توانند از شر یک خانه درحال تخریب راحت شوند دلیل دیگرشان این است که هزینه مرمت و نگهداری بیش از بازسازی است با این وجود برای توجیه کار خود سعی می‌کنند که در میان همه این اهالی اما ساکنانی هم هستند که در زمین خالی خود خانه ای ساخته اند که هم رنگ و بوی سنتی خود را داشته باشد و هم سبک خانه‌های مزرورا حفظ کرده کند.

شاید کمتر کسی متوجه شود پشت دیوارهای کوتا این خانه و در میان خانه های بلوکی ساخته شده آن اطراف خانه ای گلی به سبک سنتی ساخته شده است و اهالی آن حتی در نوع انتخاب رنگ دیوار سلیقه به خرج داده اند اما در کنار همین خانه،

مزرو داری چهار تا پنج قنات می باشد.

قنات اوشیرین

قنات درتنگو

قنات پاقلات

قنات دهمیر

تعدای از  موتور  برقی جایگزین نموده  کارشناسان سال ۹۶ سالی پرباران وپرآب پیش بینی کرده و با همتی که مردم مزرو دارند

هردو از زمینهای شرق وغرب کندر، گووست. وکندر شور

Goovast که ازرودخانه بخوان سرچشمه میگیرد اب چشمه اووشیرین راپر آب میکند.

این مردم مزرو  سخت کوش از زبده ترین بهترین کشاورزان این برزن هستند باغ های دهمیر،گشنو ودرتنگو وبسته را محلی برای امرار معاش حلال کاشت انواع میوه های تابستانه وپائیزی

 

بندکو- اشکفت چهل گزی

روستای بندکو

روستای درضلع شمالی شهر فارغان ومشرف بر فارغانات می باشد.این روستا بر دامنه کوه بصورت شرقی غربی بنیان وساخته شده. پشت یا در شمال بندکوه دق آشکار-وتیدمه پشته درازو

ده مرشد- اشکات(اشکفت چهل گزه)- تولشی- بندکوه- فرغو

از روستاهای کوهستانی فارغانات که اکثر به کار کشاورزی، دام داری مشغول بکارهستند، محصولاتی مانند نارنگی- انجیر(انجیرسوزو) با آب زلال از چشمه های زیبا به برکه ها منتقل وسپس باغهای انجا را ابیاری می کنند.این چشمه هاسالهای خشک سالی چندان تاثیری در کم وزیاد شدن اب چشمه این برزن نشده.

محل های دیدنی

غار ویا اشکفت چهل گزش از محل های دیرینه وکهن می باشد.

شش اشکفت که در ایام مختلف خانواده های بسیاری در اشکفت مورد نظر ساکن بوده.

از این اشکفت ها برای زندگی وزخیره کرده علوفه دام بهره می بردند.

یکی از این اشکفت ها  چهل گزنام دارد تا چهل سال پیش محل زندگی افراده بوده .

ودرحال حاضر پر از خفاش وحیوانات موزی می باشد.میتوان گفت نقش این اشکفت ها سرپناهی در برابر حوادث طبیعی وحیوانات درنده بوده است شکی نیست.

بندکوه دارای ده تا پانزده چشمه کوچک وبزرگ که تعدادی نخل ونارنگی وانجیر والو (الوپوجی) بید بنگلا وگز بناهای در دامنه کوه با مصالح سنگ وگل وچوب خانه های زیبا برای زندگی سالم درکنار طبیعت بنا نموده.

این مردم تلاش کرده اند که به مراتب در شهرآئینی وفرهنگ وادب موقعیت مناسبی برای کودکان خود با ایجاد دبستان داشته باشند

وبسیار افراد با مدارک عالیه از این برزن در شهرها خدمت میکنند که گاهن تعدادفکر وقصد نوسازی منازل اجدادی خود هستند.

مقاله از مرتضی محمدی فرزند کرامت

اسناد -قدیمی- دستخط

اسناد قدیمی در فارغان

شناخت اسنادو یا دستخط افراد

تمامی کاربران مخصوصاً افرادی‌که با مردم فارغانات آشنایی داشته ودارند پی بردن به اصالت فرهنگ در این برزن گویای همه ی زیبایهاست بنا به تدریس درمکتب خانه های فارغانات ما با دستخط های زیبا مظهر فرهنگ وتمدن منطقه هست روبروی می شویم که تعدادی ازنامه ودستخط هدیه از

خانم محبوبه منصوری وعامر منصوری تشکر ویژه داریم.

 

۱. روش فیزیکی

۲. روش شیمیایی

۳. روش مقایسه‌ای.

ادامه خواندن اسناد -قدیمی- دستخط

اولین دیدار با پروفسور ارفعی

  • افتخار دیدار با استاد عبدالمجیدارفعی که در شناسایی خط اکدی و میخی ودرتکمیل کردن پروژه ترجمه  سنگ نبشته بیستون زحمات فراوانی کشیده وملاقات ودیدن این ایرانی هرمزگانی وجنوبی افتخارات من محسوب می شود که همیشه سالم وسلامت باشند هرجا هستند خدایارشان.
    عبدالمجید ارفعی (زادهٔ ۹ شهریور ۱۳۱۸ در بندرعباس) پژوهشگر و متخصص زبان‌های باستانی اکدی و ایلامی، ایلام‌شناس و از آخرین بازماندگان مترجم خط میخی ایلامی در جهان و از مهم‌ترین كتیبه‌خوانان ایرانى است و برخی از لوح‌های گلی تخت جمشید با تلاش وی ترجمه شده‌است.زادروز : ۹ شهریور ۱۳۱۸ بندرعباس، ایران محل زندگی : تهران ملیت : ایرانی پیشه : کتیبه‌شناس، ایلام‌شناس، متخصص زبان‌های باستانی
    لقب : هخا
    فرزندان: آرش، سورنا، چیستاسریرا
    والدین : میرعبدالله ارفعی
  •   زندگی
    عبدالمجید ارفعی در شهریور ۱۳۱۸ در کوه گنو بندرعباس به دنیا آمد. پدرش میرعبدالله ارفعی و اصالتاً اهل اوز از توابع استان فارس بود. او دوران دبستان را در مدارس بندرعباس و یزد به اتمام رساند و در سال ۱۳۲۸ به همراه خانواده به تهران آمد و در مدرسه منوچهری و البرز به تحصیل پرداخت.پس از پایان دوره دبیرستان و تا پیش از ورود به دانشگاه در سال‌های ۱۳۳۲ در کتابخانه ملی با نوشته‌های ابراهیم پورداوود آشنا شد. در همان زمان از استاد متینی معلم ادبیاتش، الفبای فارسی باستان را آموخت و در همان سالها زبان پهلوی را نیز از روی کتاب کارنامه اردشیر بابکان محمدجواد مشکور آموخت. برای آموزش زبان اوستایی گاتهای پورداوود را سرمشق قرار داد و آن را نیز آموخت.پس از اخذ دانشنامه لیسانس زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران، در مهرماه سال ۱۳۴۴ به آمریکا رفت. بنا بر پیشنهاد و توصیه پرویز ناتل خانلری و استقبال استاد پور داوود دو سال یه آموزش مقدمات اکدی پرداخت و پس از آن به مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو رفت و تا هشت سال زیر نظر ریچارد هلک، از مشهورترین استادان خط و زبان ایلامی، به یادگیری زبان ایلامی و اکدی مشغول شد. در همان زمان با گل‌نوشته‌های ایلامی و کتیبه‌های تخت جمشید که به امانت نزد دانشگاه شیکاگو بود و ریچارد هلک در حال بررسی، خواندن و ترجمه آنها بوده‌است، آشنا شد. هلک در آن دوران هر شب چند کتیبه خوانده شده را به ارفعی می‌داد تا او از روی متن ترجمه‌شده، کتیبه ها را بخواند. پس از مدتی هلک کتیبه‌های خوانده نشده را هم به ارفعی میداد. این تجربه بعدها به ارفعی در نوشتن کتاب «گل‌نوشته‌های باروی تخت جمشید» کمک می‌کند. عبدالمجید ارفعی اولین ایرانی است که در این رشته تحصیل کرد. همچنین او تنها متخصصی است که میتواند بقیه آن کتیبه‌ها را بخواند و آنها را ترجمه کند.ارفعی در تیر ماه ۱۳۵۳ خورشیدی از رساله دکترای خود با عنوان «زمینه‌های جغرافیایی فارس بر اساس گل‌نوشته‌های تخت جمشید» دفاع کرد و با مدرک دکترا به تهران بازگشت.سپس نزد پرویز ناتل خانلری رفت و در فرهنگستان ادب و هنر ایران به همکاری پرداخت.فعالیت‌ها
    نتیجه همکاری عبدالمجید ارفعی با دکتر خانلری در بین سال‌های ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ خورشیدی، گردآوری گنجینه بیشماری از مجلات، مقالات و کتاب‌های گوناگون درباره تاریخ ایران و جهان و گل‌نوشته‌ها و خط‌های خوانده‌شده است که در پژوهشکده علوم انسانی نگهداری می‌شود. ارزش دلاری این کتابخانه در زمان خرید بین ۳ تا ۴ میلیون دلار بوده که امروز ارزشی به مراتب بالاتر دارد.تالار کتیبه‌ها در موزه ملی ایران بین سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ توسط او و شاهرخ رزمجو ساخته و آماده شد. گفته می‌شود او و دانشجویانش حتی قفسه‌های این تالار را خودشان نصب کردند. چون خرید کتاب در آن زمان دشوار بود و این تالار نیز کتابی در اختیار نداشت، برای تامین کتاب، ارفعی به پژوهشکده علوم انسانی مراجعه کرد تا از کتابهایی را که بیست سال پیش خودش سفارش داده بود فتوکپی تهیه کند.بسیاری از لوح‌های گلی تخت جمشید و متن‌های حقوقی بین‌النهرین از روی کتیبه‌های تاریخی با تلاش دکتر ارفعی ترجمه شده‌است.عبدالمجید ارفعی سابقه همکاری با بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد و بنیاد پژوهشی شوش را در کارنامه خود دارد. همکاری او با بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد، منجر به خوانده شدن کتیبه‌های خزانه تخت‌جمشید شد که در موزه همان جا نگهداری می‌شد.او نخستین ترجمه‌ فارسی فرمان کوروش بزرگ (منشور کورش) را از روی مولاژی از اصل منشور، همراه با نسخه‌برداری جدید انجام داد.عبدالمجید ارفعی به همراه دکتر جعفری دهقی از اساتید دانشگاه تهران در حال تحقیق و بررسی ترجمه دو کتیبه از بیستون است. بخش زبان ایلامی و بابلی (اکدی) این متنها به عهده دکتر ارفعی است. حرف‌نویسی، آوانویسی، نگارش واژه‌نامه و همچنین بازنویسی متن‌ها به خط میخی و ترجمه آنها به فارسی کار مشترکی است که آنها در این پروژه بر عهده دارند.گل‌نبشته‌های باروی تخت‌جمشید
    کتاب گل‌نبشته‌های باروی تخت‌جمشید پژوهشی است بر روی صد و پنجاه گل‌نبشته‌ای که موسسه شرقی دانشگاه شیکاگو در سال ۱۳۲۷ خورشیدی به ایران پس فرستاد. علاوه بر این مقدار تعدادی از گل نبشته‌هایی که در بخش تاریخی موزه ملی ایران نگاهداری می‌شوند و گل‌نبشته منفرد دیگری از باروی تخت جمشید برای نخستین بار بازخوانی و به همراه تصاویرشان منتشر شدند.اين گل‌نبشته‌ها اسناد اداری و مالیی هستند بین سال‌های سیزدهم (۵۰۹ پ.م) تا بیست و هشتم (۴۹۴ پ.م.) پادشاهی داريوش بزرگ، که در آن‌ها به حمل و نقل کالا، دریافت، جابه‌جایی، ذخیره و پرداخت کالا در ازای حقوق کارگزاران، مسافران و کارگران دولتی در ایالت پارس اشاره شده‌است.این کتاب در هشتمین دوره جایزه کتاب فصل ویژه آثار منتشره در زمستان سال ۱۳۸۷ در حوزه زبان و در بخش زبان‌های باستانی به عنوان کتاب برتر شناخته‌شد.

    آثار
    کتاب فرمان کوروش بزرگ، مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۹ خورشیدی، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۰۱۵-۹۲-۸

    گل‌نوشته‌های باروی تخت جمشيد، عبدالمجید ارفعی، مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۷ خورشیدی، شابک

    فرهنگ، عبدالمجید ارفعی، مهدی مداینی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی،


 

 

فارغانات -سیمای-بیابان-دشت ها- زمین مزروعی- تپه های پر از گل

سیمای بيابان‌، کوه، دشت
فارغانات

بيابان به مناطق داراي اقاليم فراخشك و خشك كه ميزان متوسط بارندگي ساليانه آن كمتر از ۵۰ ميليمتر و درصد پوشش گياهي چندساله آن كمتر از ده درصد باشد اطلاق ميشود.

ويژگيهاي بيابان عبارتند 

الف- بارش کم، دامنه نوسان دمای شدید، دمای بالا و تبخیر زیاد. تبخیر تقریباً بیش از دو برابر بارش است و باد عامل اصلی تخریب و فرسایش محسوب میشود.

ب- پوشش گیاهی بسیار فقیر و پراکنده. بیابانها اغلب بین ۱۵ تا ۳۰ درجه شمالی و جنوبی قرار گرفتهاند و به دلیل نزول جریانهای هوای خشک از بالای تروپوسفر به پایین، بخار آب در اين مناطق كم شده و هوا بيش از حد خشك میگردد.

ج- خاکهای این مناطق دارای مواد آلی کم و اغلب جوان و کم تحولیافته هستند.

بيابانزايي به فرايند تخريب سرزمين،زوال زيستبومهاي طبيعي يا كاهش توان توليد زيستي اراضي در مناطق خشك،نيمهخشك و خشك نيمهمرطوب ناشي ازعوامل انساني و محيطي اطلاق ميگردد.

دشت تارم

لرد احمدی

لرد پابر میمند

دق آشکارا

دق نمکی گهکم

کوه بزرگ تشگرد

درختانی مانند(درختچه)

گز – غریچ – زونگ-وبادام تلخ-بنه – کورک – زیرگ-بنگلا -جگورگ -کاش – کاشک- حول -کل- بوغیچ-

درمواقع بهار از انواع گلهای وحشی وانواع قارچ(دنبالان)  پتروک دونوع میشی ومعمولی

عکس از بابک منصوری

درفصل بهار مراتع وزمین های فارغانات سرسبز وچشم نواز می باشد وچشم هر بینند ای در دشت های سرسبز بدون پلک زدن اورا وادار به تماشامیکند وبا گرفتن عکس یادگاری چشم سیر می شود.

عکس مرتضی معتضدکیوانی

دربهار در دشت های فارغان همه جا پر از رزق وروزی خداوندگار وایزد منان برای این سفره خدادادی ارتزاق میکنند.

 

 

 

 

 

 

یکجانشینی وشهرآیینی، فارغان- فارغانات



مقدمه
یکجانشینی وشهرآیینی، نظم واقتداردراین برزن که با توانایی ویژه افراد در این حوزه اقتدار و امنیت ساکنین بااستحکامات دژو قلعه‌های متعدد با ابنیه و سلاح درخور دفاع از حوزه نیاز به قلعه، ودژمناسب استفاده از (اسلحه) مربوط به زمان خود نشان ازاقتداروپیشه وری وصنعتی بودن مردم فارغانات هست.
فارغانات با داشتن چشمه‌، قنات و رودخانه‌ وباجمع آوری آب های روان درعهد کهن ودیرین به علم و صنعت کهن در ساخت انواع سد وابست باملات ساروج وسنگ هدایت آب، در دشت‌ها کشت سیفی جات، کاشت مرکبات در کناره کوه با شیب تند، داشت وبرداشت محصولات کشاورزی بستر دادوستد ایجادنموده، این بسترنیاز به ابزار کشاورزی درزمان خودگواه بر بالا بودن رتبه پیشه وری و شهرآیینی وصنعتی ای و برزن استورار بدنبال خواهد داشت.
شاه‌نشینی کهن باستان در این گستره به فرتور کشیده‌.

درختان همچنان پابرجا ونشانه از زندگی ومحبت عمارت زیبای منظر خان معتضدکیوانی
در این مقاله ابنیه هاخاص درخورمحل زندگی با ساخت مصالح بومی دردسرس از نظر کیفیت وآسایش محل زندگی تحقیق، برسی شده وبصورت علمی ارائه شده است.


فرهنگ (گویش) غنی با نحوه زندگی آداب رسوم ومعاشرت وداستانهای زندگی مردم وبازی ها سنتی بومی، در راستای افسانه ها وداستان های که سینه به سینه به ما رسیده است نحوه گویش وبستر زندگی به دوران کهن ودیرینه میرسد.


فارغانات درکهن صنعت وپیشه وری ویژه ای برخوردار بوده در تولید انواع فلزات وزیورآلات، پارچه بافی وتولید انواع سفال و چرم وبهره بردن از رنگ طبیعی ودباغی مشک آبخوری یا پوست وپارچه، طب گیاهی با این علم کامل شناخته هست وبهره می برده ند.

سه مشخصه بارز پری کانی (فارغانی) احمدی –تارم زمین اوتیان–سیرمند– جائین- شمیل وهمه اطراف که نام انها دراین صفحه جای نمیگیرد.

۱-البسه (پوشش لباس) ۲-سازوبرگ نظامی ۳-کلاه نمدی نرم که البسه نظامی مادها عبارت بود ازشلواروخنجرآویخته از کمرکه تا روی ران راست قرار می‌گرفت وکمانی بزرگ داشته هرودت اضافه می‌کند که لباس پارسه ها به هنگام خدمت نظامی، لباس مادها که کمتر دست پاگیر بوده می‌پوشیدند اما بجای کلاه سربند که سرپوش سنتی آن‌ها بوده. که شرح دقیق آن مطابق است با نقش برجسته تخت جمشید که این قوم به علت بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشیان معاف از هرگونه مالیات بوده.

اقوام در جنوب کرمان در زمان باستان (هخامنشیان)

 چهار اقوام مهم ایرانیان که در جنوب کرمان در تاریخ هرودت آمده است پری کانی‌ها (فارغان) یاتوئیه، ماچیه واسکرئیه که مناطقی از اردلان و در آذربایجان و نواحی دورتر و شمال غربی حوزه‌های سفلی رود ارس کوه سکنی گزیده انداز (ارنولدتوین بی)جغرافیایی اداری هخامنشیان صفحه ۷۴) این قبایل از نسلی واحد بوده‌اند (نک، تاران، یوتائیان در باکتریا هندوستان، صفحات ۴ تا ۲۹۲) در مورد دستگیری و اقوام به‌صراحت بیان‌شده است. چیش وپیش (تقریباً ۶۴۰-۶۷۵) قلمرووحکومت هخامنشیان پارسواش وانشان تمام گروه های اقوام جنوب ایران که در انسوی اعیلام سکنی داشته یعنی سرزمین‌های که بعدها با اسم فارس لارستان و کرمان و فارغانات معروف شد و وسعتی بسیار ویژه وچشمگیریافت (نک کامرون، ماخذنقل شده، صفحه ۱۶۱) چیش و پیش در جنگ بزرگ وچشم گیری میان عیلام وآشور، تلفات بسیارسنگین واز ضعف آشوریان که بیست پنج سال ادامه داشته وقلمرو واستعکامات میان فرزند بزرگترش واریارمنه تقسیم کرد (۶۰۰-۶۴۰ ق-م) ادامه صفحه. موقعیت جغرافیایی جنگ وهه یزداته مگوشی با سردار داریوش کبیربنام ارته وردیه در فارغانات مشهود است بنا به گمانه زنی لشکریان ارته وردیه از راه شاهی ده شیغ وارد و این درگیری در فارغان با ویزاته در فارغانات صورت گرفته است.

جایگاه وه یزداته مگوشی (مغی) درتارم (یاتوئیه) بوده که در پارس بر داریوش شورید وخود رابردیای (دومین بردیای دروغین) نامید که شرح آن مفصل است.سپاه داریوش به فرماندهی ارته وردیه اورا شکست  دادودستگیر نموده.

موقعیت جغرافیائی دوولایت یاتوئیه (اوتوئیه) ومکه (میکوی) را میتوان به گونه ای تقریبی، مشخص کردِ

( DP40) سنگ نبشته بیستون

 (نقل ازسنگ نبشته بیستون بند ۴۴) شهرزادگاه وه یزداته، تاروا Tarava اسم آن رابعدهابه (طارم) وتارم درغرب فارغان قرار گرفته، وه یزداته در کوه (kaufa) به نام پرگه  – (parga)(فرغون) کوه فارغان آخرین نبردرا با لشکر داریوش شاه انجام میدهد برگرفته از سنگ نبشته بیستون (DP، بند ۴۰-۴۱-۴۳-۴۲) ولشکرداریوش شاه به فرماندهی ارته وردیه همه لشکریان وه یزداته را اسیر ومحل این اتفاق در کنار کوه (فرغون) فارغون به نام منطقه (گوش نوئیه) که این دو کوه دراین منطقه شباهتی بسیار به کوهان شتر دارد تپه ای بزرگ وتپه ای نسبتن کوچک.

برگرفته از تحقیقات میدانی جنگ در کناره تپه دژ گوش نوئيه (۵۲۱-۵۲۲) پیش از میلاد به شرح زیر.

  • مناسب بودن شرایط موقعیت جنگی
  • میزان فاصله۵۵کیلومتری تا تارم
  • مسلط بودن دیدبانان به مسافت طولانی
  • وجودانواع کوزه های شکسته فراوان
  • مشاهده فراوانی سفال های مختلف آن دوران
  • وجودکوره های سیاربرای مرمت ابزار لشکریان
  • دسترسی آب فراوان از دو طرف
  • دسترسی جهت خوراک دام وعلوفه فراوان از دشت های مجاور
  • محلی مسطح برای جنگیدن و دفاع در کنار دو تپه به شباهت فراوان به (کوهان) شتر هست در خاک‌برداری در سال‌های ۱۳۷۰ درجنوب (تپه) گوش نوئیه گورهای دسته جمعی با اسکلت های بسیار فرسوده مواجه می شونداما راز این اسکلت های قدیمی (گوردسته جمعی) بی گمان همان لشکریان وه یزداته می باشد که در سالهای (۵۲۲ الی ۵۲۱ ق-م) صورت گرفته ویک جا مدفون شده است.
  • مسیرعبورلشکراز دهنه دهشیغ همان راه شاهی به کناره بندکو(فرغو) عزیمت ودرکناره دژاتراق موزه گرفتن.

فارغان، سیرمند، تارم زمین سه سرزمین جداناپذیر.

  • .

فارغان سیرمند تارم زمین (فارغانات) ازروش قرارگیری از خاور به میان راه‌های پیشینه جیرفت و شهر سوخته تپه یحیی و غرب به ایلامیان و بین‌النهرین،کاسی‌ها،واکدیودرفرجام سومریان قرارداشته، یک مثلث مهرآفرین شهر سوخته – هلیل رود-تپه یحیی، فارغانات به شمال پیشینه تپه سیلک، تمدن،  تپه گیان (همدان) و در جنوب فرمانروایی‌های باستانی درجرون (هرمز باستان) وجنوب ایران، فارغانات فروسوفرجام ((میان راه) کاروانی و بازرگانی این تیره‌ها  بالار (لارستان)که پیشینه باستانی دارد آرام‌گرفته، بی‌گمان تمدن جیرُفت و شهر سوخته و تپه یحیی با سرزمین فارغانات همان تپهها ((نظام‌آباد و تپه گوش نوئيه) برابری می‌کند و یافته‌های دید‌ای وتکه کوزه‌ها همان رنگ وسیاق باستانی گواه هست خانه‌ها وخشکه چینی‌های یافته در  کناره اشکفت های گاوی درغرب بخوان ورائیز، جنوب دهنه میمند، دهنه های درآی گاه به کوه تشکر (فارغان) وکوه بخوان کوه بونه وکوه دغ بطرف دشت مینو بر ارتفاعات تقریبابیش از چهل پنج کیلومتر نخست دهنه تیدر (پاچنار)، دوم دهنه میمند، بافاصله هشت کیلومتر سپس، دهنه نارمند بنابراین، آوردگاه شمالی کوه از دید بیمناک نبودن وخطرمهاجمان سه ورودی، در مهار درآورد وجبهه غربی یک دهانه ورودی از سیرمند (رائيز )و (پاچزاک)pachzak واشکفت گاوی وبی گمان گروه‌های از مردمان دیرین (باستانی) در این دره‌ها و در بخشی ازهماگ (گود برزی)goodiboorze و (کوه) بونه ودهو doohoo  پس محرو، وبونه (بخوان) بستری از نیازهای آسایش زندگی (باستانی) وکهن مردمانی باوجوداین دژ بلند (کوه‌ها) فراهم نموده از طرفی بنا به گویش، فرهنگ و گونه ی قرارگیری جغرافیایی بخشی جدانشدنی از گیتا هست، درهمه روزگاران از خشک‌سالی تا جنگ و فشارهای کشورداری همه را فروسوی یکدیگر قرار می‌داده بنابراین یک سرزمین بزرگ فرهنگ پرمایه گشایش نموده. یکجانشینی دایره‌وار، درفارغانات را محیا، ولی بدانیم که تارم زمین در نافه این پرگار قرارگرفته، سیرمند نقش پایتخت و سرزمینی بی‌بیم از روی دژ کوه بلند جائين، و فارغان (فارغانات) هم پایتخت پیشه‌وری باستانی بنامیم داد گفتار را فراخواست کرده ویک شهر آیینی را، همه زنجیروار باهم یک فرهنگ توانگری را پالایدمی‌کشد سیرمند و تنور کافری وسنگ نبشتِ هایش (صورتک)، تارم زمین در شورش ویزدانه در زمان داریوش بزرگ برگرفته از کتاب (انولد توین بی) ترجمه همایون صنعتی زاده، وجلد هفتم تاریخ هرودت بند ۷۰-۶۹ همچنین فقره ۶۷ در چهارفصل به همین سخن پرداخته (سنگ نبشت بیستون). درآی گاه بخوان و آتشکده، برزن درگیری ویزداته در کناره کوه فارغان (فرغون) داریوش شاه با فرستادن لشگری به فرماندهی (ارتهوردیه) در دامنه‌ای تپه‌ی گوش نوئيه (۵۲۲-۵۲۱ پیش از میلاد مسیح) و بنا به کهن نگاری و مستندات در سنگ نبشت ازچبیستون (هنگام چهارم) برزن جنگ و دستگیری شاهزاده خود خوانده پرس پلیس در این برزن کوه فرغون رخ گرفته، جنوب فارغان دامنه کوه پی‌های که از سنگ و ساروج بومی بنام (انبار دیو) که گویا از قد امت باستانی برخوردارهست، ساختمان‌ها درآی گاه ده شیغ (آشکارا) درشمالی ترین بخش فارغانات این ساختمان، با زیر بنای بزرگ ودرمقابل آن (شرق) ساختمان همانند دیگر ساخته‌شده این ساختمان‌ها که ویژگی ستاره‌شناسی، گاه‌شماری، پیدا کردن هنگام ها، زمان‌ کوتا ترین شب وبلندترین روز (شب یلدا)، کشت و برزگری و آمدن سال نو را آگاهی می‌داد دو ساختمان روبروی هم دو سوی رودخانه به (کارمان یاکرمان) همبند میکند بنابراین با این مستندات استوار این سرزمین باستانی با همسایگی، یوتیا ها (تارم زمین) تیره پری کانی ها (فارغانات) در جنوب پایتخت (پرس پولیس) بنامیم برپا داشته و از باج دادن به پایتخت چند گاهی رهاشده بوده (هرودت نک صفحه ۲۳ و ۳۲ بالا) و در این برزن لشگر (هخامنشیان)  آزادانه و دارای سربازانی جنگی بوده که درواره‌های بعدی به هنگام می‌پردازیم این  برزن بخشی از ناحیه۱۸ مالیاتی هخامنشیان بوده آوازه دو تیره که در فرهنگ و جغرافیایی هرودت مشترکا در بخش مالیاتی اقامت داشتند،

پری کانی های جنوب وحبشی های آسیایی، درهیچ‌یک از فهرست‌های رسمی هخامنشیان نیامده است، هرودت در بازگویی آرایش جنگی سپاه گسیلی خشایار شاه  به آتن (رم) جدا از این دو قوم را به یکدیگر مربوط نمی سازداینجا پری کانی ها همان سازوبرگ تجهیزات پکتیه ها (مردمی در مرز پاکستان وهند)بکار می‌برده‌اند ولی یک واحد سپاهی مستقل داشته خودفرماندهی یک لشگر داشتن (منابع:هرودت،کتاب هفتم،فقره۶۸) پس حبشی‌های آسیایی همراه با هندی‌ها  وپری کا نی ها یک واحد تشکیل میدادندپری کانی ها همسایه شرقی اوتیان (یاتوئيه) تارم زمین بوده ولایت انها جنوب شرقی کرمان بخش غربی مکران بوده‌اند بخش شرقی مکران،حدفاصل پری کانی ها تا سند،باید سرزمین حبشی های آسیایی بنامیم وبنا به حدس ،داریوش شاه بزرگ این ناحیه هم زمان و همرا با تصرف سندبه مالکیت درآورده باش لابد به عنوان بخشی از همان سیاست بدست آوردن سواحل اقیانوس هند بوده منابع فوق از کتاب های تاریخی بیش از۷۰ جلد  در تاریخ های متفاوت اقتباس شده است .

(جغرافیای اداری هخامنشیان ازآرنولدتوین بی ترجمه همایون صنعتی زاده صفحه ۱۱۰ ومورخ هرودت هست)

تاریخ مدینه دمشق

 (۱) کذا و فی ترجمته فی سیر الأعلام ۱۹/ ۱۷۸ «الحسین».(۲) الخبر نقله الذهبی فی معرفه القراء الکبار ۱/ ۴۲۹ و الوافی بالوفیات ۱۲/ ۲۰۴.تاریخ دمشق، ابن عساکر ،ج ۱۳،ص:۳۵۱ حرف الکاف و حرف اللام فارغان حرف المیم  صفحه : ۴۴۱

فارسنامه ناصری جلد ۲

   صفحه های:، ۱۶۰۰، ۱۶۰۲، ۱۶۱۴، ۱۶۱۶، ۱۶۱۷، ۱۶۲۰، ۱۶۲۳، ۱۶۲۵، ۱۶۳۳، ۱۶۳۴، ۱۶۳۶، ۱۶۳۷، ۱۶۴۰، ۱۶۷۶فارسیه (فریه …) ۱۲۶۴، ۱۲۶۵فارغان ۴۲، ۹۰۰، ۱۳۵۰، ۱۳۵۱، ۱۳۵۲، ۱۳۵۳، ۱۳۵۴فاروق (قریه) ۵۹۶، ۱۵۵۶فاریاب ۳۸۰، ۱۳۳۸، ۱۳۴۰  ۱۵۲۷

چگونه ما می‌توانیم فرهنگ فارغانات را یک شهر آیینی چند هزارساله باستانی بنامیم.

ابنیه و ساختمان و دژهای ویژه فرمانروایی‌های پایتختی و قلعه‌ها، نِشانه‌ ی پیشه به گزارش ذیل.

  • ورودی دهنه کوه بونه آتشکده، گاه شمار بخوان یکی از معابد بزرگ در هنگام باستان هست این بنا بعد از گذشت راه کوهستانی بعد از تیدر به محلی موسوم به چرخ که کوه شاه شکن و (آبشارچشمه بخوان) معبد بر بلندی تقریبا ۸۰ متری بنا شده واز همان بلندی تونل وراه مخفی برای بردن آب  تقریبا به طول بیش از۸۰ متر از بالا تا کف رودخانه(چشمه)درخت تاهم در محل یاد شده سبز شده.

۲- کوره‌های دیرینه (پراکندگی این کوره‌ها در چندین بخش مشاهده‌شده که دور از معدن فلزات بوده بنابراین گمان از سرزمینی امن وگویای محرمانگی این صنعت را در ان دورآن بازگو می‌کند) کوره در کناره کوه کلوک کوره در دهنه میمند کوه در پس محرو کوره در کنارسنگ نبشته سیرمند ودر پاچزاک این تعداد فقط در محل کوه ها شناسای شده است اما وجود گاهن در کناره زیارت درمیمند فارغان وتارم راحتی پراکنده ومشهود است.

۳- سدهای (آب بست) ساروجی با زیر سازه‌ی بزرگ با ارتفاع۲۵متروعرض۱۹متر وبیش از۴متر ضخامت پی ان که از سنگ وساروج است ومراتب استفاده ان با لوله ها وسوراخ در ان اسیاب بوده است.

۴- چاه‌های ساروجی کشف‌شده در تپه‌های نظام‌آباد نوع وساخت این چاه با ساروج مایل به رنگ قرمزوچیدمان سنگ وملات ساروج وتراز بودن ویک نواخت بودن دایره وار با اندودساروج گلی  ان را ابنیه کهن ودیرینه می سازرابنیه خاص ومهمی تلقی می شود.

۵-نقش صورتک وسنگ نبشته بر سنگ درسیرمند وقلعه ها ودژهای وکوره های مجاورآن وکندن جوغن در دل سنگ وودره تنورکافری علامتی برای دیرینه بودن سیرمندهست.

۶- پاچزاک وپس محرو، کوره باستانی، وجود دفینه های ودخمه ها وجوغن در دل سنگ وچیدمان سنگ های لاشه بزرگ مرتبط به دوران ایجاد جوغن که به دیرینگی گویا می گردد.

۷- دهنه میمند وجود غارهای واشکفت که به احتمال زیاد تراشیده شده وضلع غربی آن آسیاب بادی وجود دارد و بیان از زندگی افرادی در قدیم ایام در این منطقه داشته.

۸-هردوت، کتاب هفتم، فقره ۶۸ همچنین، فقره ۶۹-۷۰-(۳ صفحات ۳۳-۳۲ بالا) بصورت مفید مورد این مکان (فارغان) را جزیی از یک تمدن باستانی توضیح داده است.

۹- صفحه ای از کتاب جغرافیای اداری هخامنشیان از آرنولد توین بی (همایون صنعتی زاده): هردوت در صفحه های ۱۱۰ درمورد فارغان و (یاتوتیه وپرکان ها)-(فارغان) وازعزام لشکر، ساز برگ وتجهیزات جنگی وشرکت در جنگ ها خصوصا زمان خشایارشا وجنگ با رومی یان وگذشتن از دریای ادریاتیک و فتح اتن، ادامه راهی برای شناخت تمدن هزارساله در فارغانات می باشد.

۱۰-قلعه کافران پرفراز کوهی در منتهی‌الیه منطقه کوهستانی شمال دشت تارم زمین که هم‌اکنون دماغه گهکم نامیده می‌شود.

۱۱- قلعه خندق (قلعه تارم) درشمال غربی روستای تارم قدیم وبر روی برجستگی زمینی ساخته شده.

۱۲- قلعه ودژهای که از بزرگترین بنای خشتی وگلی محسوب میشود در تارم در رفیع آباد ودرمیمندوفارغان وسیرمند ساخته شده است.

۱۳- گور چدنی به معنای قبرستان یهودیان محوطه باستانی وسیعی قرار گرفته.

 ۱۴- بقایای آتشکده ای در روستای گنج

۱۵- بنای «چارتاقی» در زمان کهن، با اندیشه و با مفهوم «آتشکده» آن اندازه تطابق داشت که خود آن بود و سپس هر روز بیشتر به درون فضای کالبدیِ معابد ایرانیان کشیده شد و گویی جذب آن شد. «چهارطاقی» ده شیخ در کتب تاریخی بنام دوشکویه نام برده اند وبصورت مفصل وصف خواهم کردبدین لحاظ چهارطاقی‌های عهد ساسانی که در محل‌های موسوم به در باغ و علی‌آباد و رحمت‌آباد واقع در دشت آرزو از توابع بخش بافت (شهرستان سیرجان) کرمان وجود دارد و بنای شگرف دواشکوبه (دوطبقه) موسوم به بهشت و دوزخ واقع در نزدیکی سلطان‌آباد که احتمالاً مربوط به عهد اشکانی است و در پنج کیلومتری چهارطاقی در باغ واقع هست طبعاً مربوط به استان فارس نبوده به شرحی که گذشت توضیح درباره آن‌ها ضمن آثار تاریخی استان کرمان باید مذکور افتد و به همین ترتیب امکنه باستانی نظیر تل گنج که تپّه ماقبل تاریخی واقع در نزدیکی نظام آباد از دهستان (فارغان) از توابع حاجی‌آباد (سعادت‌آباد) بندرعبّاس است.

ابنیه های قدیمی ساروجی دیرینه

  • آتشکده ورودی دهانه روستای بخوان وباحفر کانل به پایین رودخانه که قسمتی از آن بر اثر بارندگی که طول ان تقریبا ۸۰ متر در کناره کوه برای مصرف اب کنارچشمه حفر وتردد کنند. بسیار چشم گیر می باشد. وبه عهد باستان میرسد که در قدیم معابدی وجود داشته ورونق فراوانی برخوردار بوده است.

۲- تپه های نظام آباد وحسین آباد با داشتن چاهای آب ومنحصر بودن چاه موصوف وتراز بودن با جنس ملات وسنگ که انرا بسیار صاف ودقیق  با ساروج قرمز اندود شده از شاخص ترین ابنیه وچاهای ان منطقه محسوب می شود. تپه های زورآباد وگشنو محلی صنعتی، تولید چرم مشک آب، کوره‌های، ساخت سرامیک تا جواهرسازی فعالیت داشته و به عهد ساسانیان تا مادها می‌رسد.

 ۳- معاصر برج روبروی آن توسط رئیس عبدلجلیل نوه رئیس غریب شاه بزرگ مرمت و برای حفظ مراتع فارغانات نیرو مسلح مستقر بود.

۴- تعداد ۴ مورد کوره از باستان از عهد دیرینه و کهن و قبل از حمله اعراب در چند دوره مشغول بکار بوده وتولیدعمده آن فلز آهن مس و مفرغی بوده که شیر مفرغی کشف‌شده در روستای بسته به دوران مادها می‌رسد محلی که شیر برنزی کشف‌شده طاق کوچک که از اجر وملات ساروج استفاده‌شده نوع بنایی و جانمای و مصالح خود گویای تاریخ کهن و باستانی فارغانات حکایت می‌کند.

۵- برج شرقی گوش نوئيه در تولید زیورآلات و کوره‌های سفالی و در دشت کنارگان زورآباد با خاک رس سفال مرغوبی تولید،  البته(جنگ ویزدانه) در جنوب همین تپه به‌سادگی می‌توان نشانه‌ها آن دید.

۶- کوره‌های متعددی در فارغانات مشغول بکار تولید سفال ازجمله در نظام‌آباد  وجود چاه ویژه از جنس  اندودملات سنگ و ساروج صورتی.

۷-آب بست بزرگ (سد) خانه‌ها دیرینه با سنگ و ساروج.

  1. دِژ گلشن (قلعه) یکی از قلعه‌های است که در شرق زمین‌های فارغان با خندق اطراف آن پایگاهی با ساروج و سنگ با درب ورودی پابرجا چون در دشت قرار داشته از ایمنی ویژه‌ای برخوردار بوده و یک چاه آب در میان سرا دِژ حفرشده بود و درب و دیوار غیرقابل‌رخنه‌ای داشته به نقل‌قول از «عبدالمحمد منصوری» از نوادگان کله مرتضی کلانتران زمان قاجار توپی دران مستقر که در جنگ میان قومیت در درون چاه انداخته‌شده است.

۹-دِژ قلعه (دژ) که به هم نزدیک هست دژهای دیرینه درغرب فارغان کنار دژلموشوک برای امنیت غرب فارغان نقش مهمی ایفاد نموده است هست.

۱۰-دِژ سور خونی یکی از قلعه‌های که قدمت بالای دارد زمین‌های شمالی فارغان را پوشش می‌داده و محلی امن برای برزگری وکشاوری و انبار فراورده‌های دامی به بر دوش داشته.

۱۱-وصف برج و دیدبانی بزرگ لموشوکو از نوعی ساروج رنگی برجی که گوشه و کنار آن صخره‌های آن با ابزار ویژه لیزولغزنده و غیرقابل‌تسخیر بوده و چاه و استخر آن گویای ایستادگی دیدبانی ضلع غربی

فارغانات یکی از باارزش‌ترین سنگربندی‌ها آن روزگار بوده.

۱۲- دژ و میل شمال روستای میمند در کتب باستانی این برزن چهارطاقی و به روزگار اشکانی پیوند داده‌شده است و خشت‌های پخته آثار ویرانی براثر زمین‌لرزه یا آدم نمایان است کلفتی ستون‌های. گرد یک متر بیشتر است.

۱۳- برزن نخستین شهر آیینی در صورتک سیرمند با روغن در دل‌سنگ و گونه چیدمان سنگ در کف خانه‌ها خود گویای زندگی امرارمعاش با دام‌های از گله‌های بزرگ گاو و گوسپند تولیدات فراورده‌های دامی فراوان داشته.

۱۴- در جنوب شهر فارغان در دامنه کوه پی‌های گرد چاه آب که چگونگی‌ای از قدمت و محل زندگی از کسان با گذشته بسیاردور و شهر آیینی دیرینه وجود دارد.

۱۵- بارو زیبای در دل رودخانه ده شیغ خود از سازه‌ی به اقدامت باستانی و محلی برای گاه‌شماری و نمایان نمودن روزهای شروع و گردآوری خرمن یا درازترین روز یا شب (یلدا) گویا هست در قرینگان ضلع غرب رودخانه بنای دیگر مکمل راه شاهی را در مرز بین پری کانی ها با کرمانیا در مرکز پرسپلیس خودنمایی می کند.

۱۶- دربلندی دهنه میمند اشکفتی بنام اسلحه‌خانه با ملات سنگ ساروج ساخته‌شده بی‌گمان برزَنی برای پنهان کردن تولیدات اسلحه هست.

برگزیده‌ها برگرفته (از بند ۱۸ تا ۲۸) از استاد سید علی حسینی (سیداقا حسینی) تارم

۱۷- قلعه کافران پرفراز کوهی در منتهی‌الیه منطقه کوهستانی شمال دشت تارم زمین که هم‌اکنون دماغه گهکم نامیده می‌شود راه‌اندازی گردیده است گزینش جایگاه دِژ بر روی نوک کوه وعدم توانایی دسترسی راه‌یابی به دِژ مگر از راه درآی گاه اصلی- راه‌اندازی چاه آب بر روی برجستگی، انبار جو و گندم و همچنین نگریستن سنگ‌آهن در گوشه و کنار قلعه نشانگر ساخت جنگ‌افزار در قلعه و نمایانگر آن است که ساکنین قلعه همه تمهیدات نیاز را برای ایستادگی در برابر محاصره‌های احتمالی درازمدت اندیشیده بودند.

از زمان راه‌اندازی این قلعه اطلاع دقیقی در دست نیست ازآنجایی‌که از ضرب واژه سبعه جات بر روی مسکوکات مکشوفه در روستای گودوی قلعه قاضی می‌توان گمان برد که این قلعه به دست بیگانگان حاکم بر ملوک هر موز وجرونات راه‌اندازی گردیده و به همین انگیزه بر آن نام قلعه کافران نهادند. همچنین نام‌گذاری قناتی بنام مستان در جوف همین قلعه می‌تواند انگیزه دیگری بر جای گرفتن غیرمسلمانان در این قلعه باشد.

 ۱۸- قلعه خندق (قلعه تارم) در شمال غربی روستای تارم قدیم وبر روی برجستگی زمینی آبرفتی و حاصلخیز بنا گردیده که پیرامون آن را کشتزارهای گندم، جو، پنبه و شلتوک (درگذشته) فراگرفته‌اند. دِژ کم‌وبیش  ۵ هکتار وسعت دارد که خندقی به گودی ۱۰ متر و پهنای ۲۰ متر در پیرامون آن تعبیه‌شده تا بهنگام حملات احتمالی با آبگیری خندق و انسداد درب‌های ورودی از خطرات در پناه باشد.

در ضلع شرقی این قلعه آب‌انبار بسیار بزرگی قرار دارد که شاید در گونه و گنجایش در جنوب بی‌همتا باشد. این آب‌انبار در سطحی بی‌کم‌وکاست و کاست برازنده ساخته‌شده تا بتواند افزون بر اندوخته آب به‌وسیلهٔ تارهای ساروجی زیرزمینی آب رادرتمامی سطح قلعه در دسترس قرار دهد.

همچنین با تغذیه گرمابه‌ها و آسیاب آبی که در جنوب دِژ واقع‌شده نقش باارزشی را در چرخه زیستنی بارو بر دوش داشته است. وجود نقب‌های زیرزمینی میان اتاق‌ها، سقف‌های سنگ و ساروجی روشنگر آن ست که ساکنین بارو اگرچه به هنگام محاصره از در تیررس بودن در پناه بوده‌اند. در نخست این مقال یادآوری گردید که این دِژ متناوباً  پایتخت درباری فرمانروایان بسیاری بوده و بارها آباد و ویران‌شده است.

بازیابی سرامیک ابریق‌های باارزش، سفال‌های زیبا و پارچه‌هایی با بافت دلپسند نشانگر آن است که ساکنین از توانگری شایسته‌ای برخوردار بوده و با پیرامون اکناف مراودات فراوانی داشته‌اند. گونه معماری و حفر خندق (کندک) تااندازه‌ای روشنگر آن است که این قلعه درزمانی پیرامون دوره ساسانیان بنا گردیده است که اگرچه با کوشش و کاوش بیشتر باستان‌شناسان ارجمند میراث فرهنگی استان زوایای باارزش‌تری از دیرینگی این دِژ روشن خواهد شد.

۱۹- قلعه تارم بنای خشتی و دارای برج بارو و زندان و اقامتگاهی است که در همسایگی روستای گذشته تارم یعنی در حدود میان دشت تارم واقع گردیده است که بنا به شواهدی یکی از شعبات پلیس اس پی آر جنوب بوده که جایگاه هسته‌ای آن نای بند بندرعباس و شعب آن‌یکی در فین و دیگری در تارم بوده است پلیس اس پی آر حدود یکصد سال پیش به‌وسیلهٔ انگلیسیان و به سرپرستی ژنرال «سای کس با» از نیروهای بومی جهت ایجاد نظم در منطقه تشکیل گردید. با اتمام مأموریت پلیس اس پی آر به‌تناوب مقر حاکمیت کلانتران محلی و دولتی من‌جمله  علیرضا خان صولت سلطان، چوبینه، تهمتن خان صولت پور ونهایتا ژاندارمری بوده است.

۲۰- گور چدنی به معنای گورستان یهودیان محوطه باستانی گسترده‌ای است که در راسته جنوب غربی هاشم‌آباد واقع‌شده است. تپه‌های دامنه‌دار و تل‌های فراوان نشانگر آن است که علاوه بر قبرستان انگار که این تپه‌ها بقایای اقامتگاه افرادی ساکن آنجا بوده که علاوه بر برخورداری از زمینی حاصلخیز از منبع آبی لطرکه منشعب از سرچشمه‌های تزرج هست بهره می‌برده‌اند.

تا ورنیه گردشگر فرانسوی در سفرنامه خود می‌نویسد: اهالی لار اکثریت یهودی‌اند و با توجه به اینکه در مدت زمان‌های متعددی حاکمیت منطقه تحت قیمومیت حکام لار بوده انگار که ساکنین این مکان مهاجرین لاری بوده است.

۲۱- برکه‌های ساده شمالی گور چدنی مجموعه‌ای از آب‌انبارهای سنگ و ساروجی بنا شده تا آب‌های روان نزول باران را اندوخته سازندوبه هنگام کم‌آبی چاره تشنگی ساکنین باشند. دیرینگی ساخت این آبگیرها به روزگار صفویان بازمی‌گردد.

 ۲۲- آسیاب‌های آبی تذرج، حفا (هفت پایه) لایگزان، قلعه خندق گنج  نشانه فراوان آب فراوانی غلات در منطقه هست که ضرورت ساخت‌وساز آن را به وجود آورده است.

 ۲۳- بقایای آتشکده‌ای در روستای گنج یادآور کوچ گروهی زرتشتیان به جنوب پس از حمله عرب‌ها است که شرح  مهاجرتشان از هورموز به گجرات هندوستان را مرتضی راوندی در تاریخ اجتماعی ایران نگاشته است.

 ۲۴- آبشار طبیعی تذرج، آب باد آب شوروبرآفتاب، آبگرم معدنوییه، چشمه سبز پوشان برغنی از جلوه‌های دیدنی  وبی همانند استان است همگی باهم در این سامان واقع گردیده‌اند.

 ۲۵- پهنه باستانی چهل کناری در این محوطه گمانه‌هایی از وجود بعضی شواهد از دوران پارینه‌سنگی وجود دارد که پژوهش دراین‌باره ادامه دارد.

 ۲۶- آرامگاه بی‌بی عایشه دختر شاه سیف‌الله قتال (حضرت قتال) عارف بزرگ قرن ششم در شمال تارم زمین و نزدیک روستای هاشم‌آباد (پتکوئيه) در آن زمان که وی در این نقطه مدفون‌شده آن ناحیه را دشتی وسیع فراگرفته بود که دشت عایشه نامیده می‌شد. بنای آرامگاه در قرن یازدهم هجری به دستور حاکم وقت لارستان ساخته‌شده است.

۲۷- باورهای عامه در باورهای عامه صدای رعدوبرق صدای پای دول دول یا اسب حضرت علی هست. بقایای برجای‌مانده از جدول‌های سنگ و ساروجی جهت انتقال آب کوه‌ها به دشت‌ها عامه را بر این باور واداشته تا از آن افسانه‌ای بسازند بنابراین افسانه زنی برای اثبات برابری توان خود با مردان دست به این اقدام سترگ زده اما پس از اتمام کار نهایت پاداش او لقب شیرزن است که باز هم بر مؤنث بودن او تأکید دارد و این او را ناامید می‌کند.

۲۸- آبگرم بزرگ بقایای سنگی است که باور عامه جسم سنگ شده احمد لیل چوپان است که به هنگام استحمام حضرت بی‌بی از بلندای تپه او را می‌نگریسته و هنگامی‌که ندیمه حضرت بی‌بی که خواهر احمد لیل بوده نوا سر می‌دهد احمد لیل بیا به سیل. احمد نیز بانوای نی او را همراهی می‌کند که حضرت بی‌بی متوجه شده با نفرین او را مبدل به سنگ می‌کند هم‌اکنون گاهی باد نفیر نی به‌جای مانده در دل‌سنگ او را به صدا درمی‌آورد.

۲۹- بدین لحاظ چهارطاقی‌های عهد ساسانی که در محل‌های موسوم به در باغ و علی‌آباد و رحمت‌آباد واقع در دشت آرزو از توابع بخش بافت (شهرستان سیرجان) کرمان وجود دارد و بنای شگرف دواشکوبه (دوطبقه) موسوم به بهشت و دوزخ واقع در نزدیکی سلطان‌آباد که احتمالاً مربوط به عهد اشکانی است و در پنج کیلومتری چهارطاقی در باغ واقع هست طبعاً مربوط به استان فارس نبوده به شرحی که گذشت توضیح درباره آن‌ها ضمن آثار تاریخی استان کرمان باید مذکور افتد و به همین ترتیب امکنه باستانی نظیر تل گنج که تپّه ماقبل تاریخی واقع در نزدیکی نظام‌آباد از دهستان (فارغان) از توابع حاجی‌آباد (سعادت‌آباد) بندرعبّاس است.

 (حوزه تارم زمین) به قلم استاد سید آقا حسینی تارمی سایت آرموس

 در غرب فارغانات و در ضلع جنوب  غربی شهرستان حاجی‌آباد دشتی وسیع واقع گرفته. دشت حاصلخیز سعادت‌آباد و سر چاهان نمایان می‌شود که مدخل ورودی تارم زمین است، تار در گویش متداول منطقه به فرورفتگی‌هایی بر روی کوه‌ها اطلاق می‌شود که بهنگام بارندگی در آن آب جمع شده و مورداستفاده آدمیان و احشام قرار می‌گیرد تعدد وجود تارها باعث گردیده تا جمع مکسر آن به تارون مبدل و درگذشت اعصار به تارم منتهی شود.

آرنولدت وین بی ‌در جغرافی اداری هخامنشیان می‌گوید: شهر زادگاه وه بزداته (تاروا)tarava، اسم خود را به تارم شهری در مرز شرقی لارستان داده است وه یزداته شورشی مدعی تاج‌وتخت هخامنشیان خودرابا صراحت و شجاعت فرزند کوروش دوم/کبیر/و وارث زنده و به‌حق تاج‌وتخت سلطنت شاهنشاهی می‌دانست ادعایی که به‌گونه‌ای آشکار بارز بر ادعای غاصبی از شاخه‌ی آریارمنه ی دودمان هخامنشی (داریوش) ارجحیت داشت. ادعای وه یزداته تنهاموردتاییدیاتوییه قبیله‌ی خودش قرار نگرفت.

جمع کثیری درخودپارسا به زیر علم او گرد آمدند ازجمله پاسداران و محافظین کاخ‌های سلطنتی. همین تحولات سبب شد که وِه یزداته درخودپارس به‌عنوان شاه بر تخت سلطنت جلوس کند این واقعه برای داریوش هولناک‌ترین رویداد ممکن بود. به‌طوری‌که می‌توان از شرح صریح وبی پرده‌ای که داریوش در کتیبه بیستون برای همگان مطرح می‌کند که وه یزداته خطرناک‌ترین و سهمناک‌ترین دشمن داریوش است را مشاهده کرد. دربند چهل‌تا چهل‌وسه از ستون سوم سنگ‌نوشته داریوش بزرگ در بغستان (بیستون) می‌خوانیم.

 ۴۰-گوید داریوش شاه: مردی بود وه یزداته نام شهری (است) تاروانام (از) سرزمینی یوتی (ییوتیا) نام در پارس آنجا می زیست. اودومین باربه شورش برخواست در پارس. مردم را ایدون گفت: «من بردیه ام پسر کوروش». آنگاه لشکر پارسی که در میهن (پارس) بوداز هرجایی که پیش‌تر بود آن از من مهر گسل (شورشی) شد به‌سوی آن وه یزداته برفت وی شاه شد در پارس.

                                     ۴۱-گوید داریوش شاه: آنگاه من سپاه پارسی ومادی را که با (همپای. هوادار) من بود فرستادم. ارتهوردیه نامی پارسی  بنده من اورامهستان (سالارشان) کردم. سپاه دیگر پارسی (از) پس من به ماد شد. پس ارته یه با سپاه به پارس رفت. چون به پارس رسید رخا نام شهری (است) در پارس. آنجا آن وه یزداته که خودرابردیه می خواند به سپاه پیش آمدبه سوی ارته وردیه برای پیکارکردن. آنگاه جنگ کردند. اهور مزدایم پشتیبانی فرا آورد به خواست اهورمزدالشکرمن سپاه وه یزداته رابسی بکشت.۱۲ روز از ماه ثورواهر گذشته بود (که) ایدون کارزارشان کرده شد.

۴۲-گوید داریوش شاه: آنگاه آن وه یزداته با اندکی سوار گریخت به پییشیا (ه) ووادا رفت از آنجا سپاهی برگرفت. پس از آن به سوی ارته وردیه آمد به جنگ کردن. پرگه (فرگ forg) نام کوهی (است) آنجا پیکار ساختند. اهورمزدامراپشتیبانی فراآورد به خواست اهورامزدا سپاه من لشکر وه یزداته را بسی کشت ۵ روز از ماه گرم پده گذشته بود که ایدوشان کارزار کرده شدوآن وه یزداته راگرفتندومردانی راکش نزدیک‌ترین فرمان‌برداران بودند گرفتند.

۴۳-گوید داریوش شاه: پس من آن وه یزداته را و مردانی راکش نخستین پیروان بودند-اوودی چینه نام شهری است در پارس آنجا بردارشان کردم. این‌که وه یزداته آخرین نبرد خود را در کوه فرگ (که یه تعبیر تواین بی به کوهان شترمینماید درجوارشهری به همین نام در ۵۰ کیلومتری تارم) انجام داده نشان از گریز او به‌سوی زادگاهش هست.             

           مارکوپولودر شرح مسافرت خود چنین می‌نویسد: ازواحه زرزه (سرزه) راه وارد کوهستان می‌شود. وبالارفتن از کتل گهره که شیب تندی داردخیلی سخت است. راه همواربالاوپایین می‌رود. آبادی هاوزمین های قابل‌کشت گاهی سرسبزند وگاهی فراموش‌شده؛ مانند چاه ماکو وسعادت آباد. بعد چشم انداز باز می‌شود. دره پهنی روستای تارم در محاصره کوه‌های بلند قرار دارد. اینجا یکی از آن میدان‌های مکاره قلب ایران است که هرگز از رونق بزرگی برخوردار نبوده‌اند، اما برخلاف خیلی از آبادی‌های ساحلی از روزگاران پیش صدها و هزاران سال تاریخ پرتحرکی را پشت سر گذاشته‌اند. تارم را حتی یونانی‌ها به نام «تارونا» می‌شناختند. از قرن مارکوپولو اطلاعات زیادی درباره طارم در دست است. جغرافیدان‌های اسلامی مخصوصاً به کالای صادراتی اینجا مانند عسل، خرماومشک آب اشاره می‌کنند، یعنی بیشتر فرآورده‌هایی که از زمین و دام به دست می‌آیند. در زمان مارکوپولو مغول‌ها در تارم یک مرکز نظامی به وجود آورده بودند و این نشانه این است که این آبادی در چهارراه راه‌های سیرجان وفورگ از اهمیتی برخوردار بوده است.  معدن آهن تنگ زاغ خود مکمل غنای این خطه است سیرمند واکناف با دارا بودن موقعیت و مرغوبیت مرکبات داردو درگهکم به معنای گه گم به دلیل همجواری با کوه مرتفعی که بامدادان را به تاخیر می اندازد درشمال این دشت و گله گاه در ضلع جنوبی  بعنوان  گذرگاهای قدیمی که در هر کدام یک کاروانسرای عباسی احداث شده اند موقعیت خاص خود را دارند. در بخش های مرکزی این دهستان که محل عبور و نهایتا تلاقی سه رود  بزرگ استان رود خانه گهکم -گنج و گله گاه می باشد اوضاع بگونه دیگری است از دیر باز که انسانها اطراف رودخانه ها را برای سکونت و ارتزاق بر می گزیدند مانند اطراف نیل و بین النهرین نخستین اقامتگاهای انسانها  در طول اعصار در کنار رودخانه ها به وجود آمدند هر چند بدلیل ناملایمات-ناامنی -بلایای طبیعی و ویرانگری چپاولگران به ناچار به جاهای دیگر کوچیده اند به طور مثال روستاهای رفیع آباد-گلروییه-تارم و پتکوییه در سده اخیر چندین بار مکان جغرافیایی خود را تغییر داده ویا متروکه شده اند شهرک هاشم آباد (پتکوئیه سابق) مجددا در جوار تل ها و تپه هایی بنا گردیده که به روا یاتی در اعصار کذشته نیاکان آنان در همان مکان زیست می نموده اند بهره وری وبرخورداری از دو رود مجاور   زمین آبرفتی حاصلخیز و بهره برداری از چشمه های همیشه جوشان تذرج موهبتی بوده که انسانهای کوشا قدرشناس آن بوده ونهایت بهره را از آن برده و در کشتزارهاقوت لایموت هم استانی ها  را تامین کرده ودر نخلستانها (موغستانها) با بهره آوری خرمای پیارم برای کشور واستان وشهرستان اعتبارویژه ای کسب کرده اند اما چه حاصل که این خطه با همه قدمت تاریخی که شرح آن را خواهیم نگاشت همواره در محاق وفراموشی حاکمان زمانی که تحت قیمومیت  ملوک  هرمز یا فارس یا کرمان بوده بعنوان دورترین  نقطه سرحدات آن قلمرو بوده و فقط گماشتگانی رابه بهانه جمع آوری خراج وچپاول به آنجا اعزام مینمودند هر آنچه ماحصل گذرتاریخ در آنجاست چیزی نیست جز مرگ و ویرانی. کشف سفالینه هایی انباشته از موادخوراکی خشک شده درعمق زمین و در جوار رودخانه نزدیکی لایگزان بیانگر آنست که اهالی مجبور بوده اند مایشاء خود و خانواده را برای جلوگیری از گزند چپاولگران در اعماق زمین به امانت بگذارند چه بسا اگر یورش قساوتمندانه اتفاق می افتاد دیگر کسی را یارا ی یافتن نبود تا مگر سیلابی آنرا نمایان سازد.

       لایگزان، همرابانقشه های دوره های مختلف

فخرالدین توران شاه پنجم پادشاه هوموز در سال ۱۵۴۱ میلادی در یک نامه رسمی به پادشاه پرتقال صراحتا از احوالات هرموز وبیرونات مینویسد . مستوفی درشرح بیرونات مینویسد در سواحل ایران امتداد قلمرو هورموز به آبادی تزرگ در ۷۰ (احتمالا ۱۷۰۰) کیلومتری دریا میرسید که توقفگاه کاروانهایی بود که از هورموز به سمت شیراز یا کرمان در حرکت بودند. درمنازعه قدرت بین دوبرادر یعنی تورانشاه وامیر سیف الدین بر سر پادشاهی هرموز همراهان امیر سیف الدین مصلحت رادر این دیدند که او سلطنت برادر را به رسمیت بشناسد وخود در قلعه تزرگ یکی از قلاع نواحی پس کرانه ای در مسیر هورموز به شیراز که نسبت به قلاع دیگر از آب وهوای بهتری برخوردار بود ساکن شود؛ و (پادشاه سیف الدین در قلعه تزرگ خزید ودم در کشید وتقبل فرمود که نسبت به برادر اکبر انواع دوستداری وخدمتگذاری به جای آورد). دکتر محمد باقر وثوقی درتاریخ ملوک هورموز مینویسد: درمسیرطول مسیر هرموز به طرف فارس ناحیهای به نام تارم وآبادی شمالی اش تزرگ را میتوان مناطق مرزی هرموز به شمار آورد. ااین جاده باستانی دراین منطقه به سه بخش تقسیم میشد که اولی به سمت شمال غربی تا داراب وسپس شیراز امتداد می یافت  ودیگری به سمت شرق تا سیرجان وسپس کرمان  وسومی از سمت بینوج به سمت لار میرفت. به این ترتیب تارم وتزرگ محل تلاقی کاروانهای سه مسیر مهم تجاری به شمار میرفت . استخری، ابن حوقل، یاقوت حموی، مستوفی قزوینی وابن  بلخی منزل گاههای مسیر هرموز به فارس را برشمرده وتارم به عنوان ایستگاه اصلی آن نامگذاری کرده اند. اسکندر مقدونی در لشکر کسی خود به شرق از تارم عبور کرده است. در سمت شمالی تارم ودرجادهای که به سوی سیرجان میرفت قلعه ای محکم بر فراز کوه دیده میشود که بر دامن آن آبادی تزرگ به چشم میخورد که به عنوان یکی از ایستگاههای مهم در این مسیر به شمار میرفته است. این دومنطقه در مرز حکومتهای مختلف کرمان وشبانکاره وفارس وبعدها درقرن نهم ودهم درمرزبین لارستان وهرموز قرارداشته اند. تارم وتزرگ تا قرن ششم جزء نواحی فارس ودرقلمرو آن قرار داشته اند، امادر دوره حکومت امیر قطب الدین شبانکاره ای در اواخر قرن ششم درمحدوده قلمرو شبانکاره گان قرار گرفتندودر قرن هفتم نیز در فهرست آبادی های شبانکاره ذکر شده اند. با افول قدرت شبانکاره گان در قرن هشتم هجری ودر اوج قدرت گیری هرموز به محدوده قلمرو هرموز پیوستند، تاریخ قطعی این رویداد بر ما مشخص نیست اما به احتمال بسیارالحاق این این مناطق در دوره حکومت امیر قطب الدین تهمتن بین سالهای ۱ تا ۷۴۷ هجری تحقق یافته است. قلعه بزرگ وبا هیبت تزرگبه عنوان یکی از هفت قلاع بیرونی هرموز درمنابع تاریخی قرن نهم آمده است. عبدالرزاق سمرقندی درمسیربازگشت خود از هرموزبه سیرجان دراین قلعه توقف نموده است. حمداله مستوفی فاصله تارم تا مرز لارستان را چهار فرسنگ ذکر کرده است. توسعه قدرت امرای لارستان از قرن هشتم به سمت سواحل ونواحی تارم مورد تایید منابع است .

درسال ۸۱۴ ه /۱۴۱۱ م حاکم قلعه تارم قطب الدین تارمی با حمایت گرگین امیر لار علیه حاکمیت تیموریان دست به  شورش زد.نیروهای مشترک تیموری وترکمنی طی تهاجمی بزرگ ضمن سرکوبی قطب الدین تارمی شهر وقلعه آن را ویران ساختند. طبقه اشراف تارم در همین دوره در دربار ملوک هرموز از موقعیت مناسبی برخوردار شدند. خواجه فخرالدین تارمی وزیر قدرتمند امیر سیف الدین پادشاه قدرتمند در سال ۸۳۹ ه/۱۴۳۵ م است. این منطقه در قرن نهم ودهم چندین بار بین هرموز ولار دست به دست شد. درسال ۹۲۱ ه/۱۵۱۵ م گامسده دلومزفرستاده آلبوکرکبه دربار شاه اسماییل از مسیر تارم عبور میکند ودرباره آن مینویسد: این هیئت به محل بزرگ دیگری رسیدکه خان آن به میرجلال الدین شهرت داشت میرجلال الدین به فرناندو و همراهان ارج واحترام فراوان گذاشت وضمن اینکه به آنان غذا ومکان داد، آذوقه دو روز راهشان را هم تامین کرد میر جلال الدین مردی مهربان وشصت ساله بودکه دو پسر کامل داشت. این محل تارم خوانده میشود وحصار وخندقی آنرا در بر میگرفت. درون این حصار سیصد وبیرون آن دویست نفر ساکن بودند خانه های این محل با خشت خام ودیوار گلی وبامهای صاف ساخته شده بود. آب مورد نیاز این محل از جاهای دوردست  با لوله های سفالین تامین می گردید. طارم جایی بود بسیار زیبا ودلپذیر که در آن نان ومیوه به وفور یافت می شداز  این گذشته باغستان، تاکستان ونخلستان زیاد هم داشت. در اینجا آسیابها در زیرزمین قرار داشتند، زیرا آبی که با آبشار بتواند آن را به حرکت در آوردوجود داشت.

در سال ۹۵۰ ه/۱۵۴۳ م نیروهای صفویه برای تصرف این بخشها به لشکر کش ی گسترده ای دست زدند ملک جمال حاکم تارم دراین دوره شکست خورده وبه کوههای اطراف پناه میبرد. ازمحتوای نامه وزیر هرمز چنین بر می آیدکه در سال ۹۵۰ ه/۱۵۴۲ م تارم از نواحی تحت قلمرو هرموزمحسوب می شده است.

سکه های ضرب جرون که وازه سبعه بر آن حک شده است ومربوط به سالهای ۹۲۸- ه/۱۵۲۱- م است سند قطعی حاکمیت ملوک هرموز در منطقه تارم است.

لازم به ذکر است «سبعه ”  عنوان عمومی هفت ناحیه همجوار درناحیه جنوب شرقی فارس بوده که یکی از بلوکات آن تارم است. در نیمه دوم قرن دهم توسعه طلبی حکام لار باعث شدتا این مناطق مستقیما تحت حاکمیت آنان قرار گیرد.

کاتب چلبی مورخ قرن یازدهم، تارم وتزرگ را دو شهرک تابع لار ذکر کرده است. مستوفی یزدی نیز این منطقه را در قلمرو لارستان ذکر کرده می کند وحاکم انرا امیر جلال الدینافراسیاب نامیده استکه از طرفابراهیم خان لاریدر منطقه تارم حکومت میکند. خورموجی ومیرزاحسن حسینی ناحیه تارم وتزرگ را درقلمرو ایالت لارستان ذکر کرده اند.

قلاع، بقاع وعمارات متعددومتروکه ای که به جز در مواردی در خصوص ساکنین- کاربری وقدمت آن اطلاعی در دست نیست وفقط از نوع ساخت ومسمای اسم به یادگار مانده آن میتوان حدسهایی به یقین نزدیک زد از آثار بجا مانده ای است که عبارتند از:

 کاروانسرای عباسی که در مدخل ورودی (گدار) یعنی تنها گذرگاه دشت به نواحی شمال وشرق بوده بنا گردیده ویقینا از متحدثات دوره صفویه است توسط پل خان که در امتداد جنوبی دشت احداث گردیده به کاروانسرای دیگری بنام تنگ دوکان متصل گردیده تا مامن وماوا واستراحتگاه مسافرینی باشد که از چند جهت تردد مینموده اند.

اهمیت پل خان که از جهاتی از پل لاتیدان نیز در درجه اولاتری قراردارد به همین دلیل است زیرا پل لاتیدان فقط مناطق فارس وجنوب را به هم متصل می نموده درحالی که پل خان محل اتصال سه منطقه فارس، جنوب وکرمان بوده است.

وثوقی درتاریخ ملوک هرمز مینویسد: یکی از مسیرهای مهم ارتباطی هرموز جادههای است که از طریق شهرو وتارم به دارابگرد وسپس به فسا وشیراز ختم میشود.

ابن بلخی، ابن حوقل واستخری به کرات از منزلگاه تارم در مسیر ارتباطی هرموز به فارس وکرمان نام برده اند.

اولین مسافر اروپایی که این مسیر را طی کرده آفانسی نیکتین بود که درسال ۱۴۶۸ میلادی جاده هورموز، تارم به لار وسپس خنج را پیمود.

قدمگاه -چراغ سوز

فارغانات

هم همراه با دیگر بخش های سرزمین، ایران اسلامی  شیعیان ایران با توسل به ائمه اطهار در محله دفن امام زاده ها محلی پاک و متبرک برای راز نیاز با معبود خود با ابنیه و ساختمان ها با گمبد و معماری بینظیر اسلامی تزئین نموده معمولا در کنار جشمه های آب قنات به رسم نیاکان ساخته می شد.

ادامه خواندن قدمگاه -چراغ سوز

منابع زیست کوه تشگرد

نام فارسی : ذخيره گاه زيست كوه تشگرد
توصيف زيستگاه تشکرد بونه.وکوه فارغان وهماگ
تغييرات ارتفاعي و وجود كوههاي مرتفع و ايجاد ميكرو كليماهاي متفاوت همچنين قرار گرفتن اين منطقه در بين دو ناحيه رويشي ايران و توراني و صحارا – سندي داراي فلور خاصي است. به طوريكه عناصر گياهي ايران و توراني و صحارا – سندي با هم در اين منطقه ديده مي شوند. علاوه بر اين عناصر نفوذي مديترانه اي اروپا – سيبري سينو ژاپني و نيز در اين منطقه حضور دارند. ادامه خواندن منابع زیست کوه تشگرد

تعزیه خوانی درفارغان

ايران سرزمين فرهنگ هاي گونه گون ، فارغانات هم سرزمين همزيستي فرهنگ ها ، سرزمين کثرت و وحدت است . فارغانات به لحاظ گستردگي قلمرو و قرار گرفتن در موقعيت جغرافيايي خاص دچار گستردگي و پراکندگي فرهنگي و در نتيجه برخورد اين فرهنگ ها داراي فرهنگي پويا ، رو به گسترش و در مسير تحول بوده است.
يکي از اين عناصر ارزشمند فرهنگي تعزيه و شبيه خواني است که طي ساليان جايگاه خود را در فرهنگ ايرانيان حفظ کرده است.
تعزيه (يا شبيه خواني):نوعي نمايش مذهبي و سنّتي ايراني شيعي، عمدتاً درباره شهادت امام علي و امام حسين (ع) و مصائب اهل بيت است.
واژه تعزيه/ تعزيت در اصل به معناي توصيه به صبر کردن، تسلّي دادن .

به معناي «شبيه خواني» به کار نمي رود ، بلکه آنان تعزيه را به مراسمي نمادين اطلاق مي کنند که در آن دسته هاي عزاداري در طول مراسم، شبيه ضريح يا تابوت ائمه (عليه السلام) را بر دوش مي کشند و هم در پايان روز عاشورا ، اربعين و… آن را به خاک مي سپارند.

برخي محققان، پيشينه تغزيه را به آيين هايي چون مصائب ميترا، سوگ سياوش، و يادگار زريران باز مي گردانند و برخي پديد آمدن آن را متأثر از عناصر اساطيري بين النهرين و آناتولي و مصر، و کساني نيز مصائب مسيح و ديگر افسانه هاي تاريخي در فرهنگ هاي هند و اروپايي و سامي را در پيدايي آن مؤثر دانسته اند. اما در هر حال از برپايي مجالس تعزيه به معناي امروزين آن تا پيش از پايان دوره صفويه اطمينان نداريم؛ تنها نکته آشکار اين است که از زمان تسلط عرب ها بر ايران ، ايرانيان هميشه فرصتي مي جستند تا خود را از آن سلطه رها کنند. پيدايش نهضت هاي مقاومت و فرقه هاي ايراني که دشمنان دستگاه مرکزي قلمروي عربي اموي و بعدها عباسي بودند، از نتيجه هاي اين کوشش بود. يکي از اين مخالفت ها موضوع غصب خلافت توسط افرادي بود که از خاندان پيامبر (ص) نبودند . ايرانيان در برابر اين خلفا ، از افراد خاندان پيامبر(ص) و فرزندانشان حمايت کرده و باعث رشد و رونق همه ساله مجالس تعزيه و دسته هاي عزاداري در کشور شدند. اگر چه که بديهي است تعزيه به معناي نمايشي امروزه آن طي زمان و به تدريح بر پايه پذيرش شرايط و مردمان به وجود آمده است و نه يک شبه و به امر و دستور يک نفر.
تاورنيه – tavernier – يکي از مراحل تحول را در يادداشت هايش نشان داده است :
« در محرم ۱۰۴۶ خورشيدي در حضور شاه صفوي دوم در اصفهان شاهد مراسمي بوده است که پنج ساعت پيش از ظهر آغاز شده و تا ظهر ادامه داشته است . گفته او با مدرکي درشبيه سازي تمام مي شود : در بعضي از اين عماري ها طفل هايي شبيه نعش خوابيده بودند و آن هايي که دور عماري را احاطه کرده بودند گريه و نوحه و زاري مي کردند. اين طفلان شبيه دو طفل امام حسين (ع) هستند که بعد از شهادت امام ، خليفه بغداد آنها را گرفت و به قتل رسانيد.»
اوج وشروع تکامل تعزيه در فارغان و هم از دوران کلانتران فارغانات همرا بابادوره ناصرالدين شاه (۱۲۶۴ ۱۳۱۳) بود. چرا که به تعزيه علاقه فراواني داشتند.درداخل قلعه کلانتران فارغان امکانات از کسانی که از دور ونزدیک برای شرکت در سوگواری عاشورا وتاسوعا حسینی، در ترويج تعزيه بسيار مؤثر بود. تعزيه خوانانِ آن جا که در حقيقت تعزيه خوانِ محلی بودند زير نظر کلانتر فارغانات در برابر کدخدایان وبزراگان هرروستا در میدان قلعه والده خان تعزيه  خوان ی با نظم  واحترام به سردار شهیدان مي خواندند.
با افول سلطنت قاجار و روي کار آمدن «رضاخان ميرپنج» (۱۳۰۴ ۱۳۲۰ش) ، به ويژه در دهه دوم سلطنتش، دوران شکوفايي تعزيه هم به سر آمد. سوگواري هاي ماه محرّم محدود شد و ممنوعيت هاي متعددي به وجود آمد و به تدريج برگزاري رسمي مجالس تعزيه متوقف شد، اما اجراي آن در روستاها کمابيش ادامه يافت. رضاخان به دلايل سياسي و شايد کينه اي که به سنت هاي مذهبي ايران داشت، برگزاري تعزيه و هر نوع مراسم مذهبي را در ايران ممنوع اعلام کرد تا تعزيه از تکيه دولت و ديگر حسينيه ها و نمايشخانه هايي با آن عظمت و شکوه به پهنه روستاها و شهرهاي کوچک رانده شود.
عکس از حمیدرضا خوشیدی نوروز۱۳۹۶
عکس از حمیدرضا خوشیدی
آقای سید مصطفی حسینی درنقش علی اکبر (ع) وجهات نامبرده از صدای رسا ونغمه‌ها دلسوز در واقعه کربلا.

حمیدرضاخورشیدی

تعزيه و موسيقي:
چون شيوه بيان حوادث در تعزيه مبتني بر آواز بود، معمولاً تعزيه‌خوانان فارغان با مقام‌ها و گوشه‌هاي موسيقي ايراني آشنايي داشتند.
از اين رو تعزيه را يکي از مهم‌ترين عوامل حفظ بخشي از نغمات موسيقي ايراني دانسته‌اند.
در هر تعزيه ممکن بود اشعار در گوشه‌ها و دستگاه‌هاي متعددي خوانده شود، البته در سؤال و جواب‌ها لازم بود که تناسب مقام‌ها رعايت شود که فهرست گردان می گفتندنقش کارگردان هست.
خاندان صابری(محمدصادق صابری) پدر شهیدمازیار صابری از شهیدان جنگ تحمیلی پرداختن به تعزیه فارغان نقش خاصی که در خور این خاندان هست پررنگ تر نموده.

میمند-شمیل – سیرمند-بخوان

در روستاهای فوق با بجا آوردن رسم آئین تعزیه عاشورا حسینی شهادت مظلومانه سالار شهیدان را با شکوه خاص انجام می شود.
در این روستاهای کهن ودیرینه و زیبامنظره بکر وطبیعت در حمکت خداوند در امر این نقش دل ها به شور حسینی هم پیمان وزنده می شوند.
در ده هفتاد بنا به پایداری وعلاقه به خاندان سید وسالار کربلا در چندنقطه در امر اجرای تعزیه  اقدام نموده.
ارتباط ميان تعزيه و موسيقي تنها از طريق آواز نبوده است، بلکه سازهاي موسيقي نيز در مجالس تعزيه به‌کار مي‌رفت، چنان‌که گاه پيش از آغاز تعزيه و به جاي ” پيش‌خواني ” با نواختن برخي سازها، مانند شيپور، طبل، دُهُل، کَرنا، سُرنا، ني‌لبک، ني، قره‌ني، نقاره و سِنج، تماشاگران را براي شنيدن و ديدن تعزيه آماده مي‌کردند.
در صحنه‌هاي فاقد گفتگو، مثل صحنه‌هاي مسافرت يا نبرد يا در وقفه‌هاي ميان جريان نمايش (آکسيون‌ها)، نيز از ساز استفاده مي‌شد. در تعزيه معمولاً هر يک از سازها کاربرد خاصي داشتند، مثلاً هنگام ورود اشخاص و شروع جنگ‌ها طبل مي‌زدند و هنگام وقوع صحنه‌هاي حزن‌آلود شيپور و قره‌ني مي‌نواختند.موسيقي تعزيه موجب حفظ و تداوم بسياري از نغمه‌ها و قطعات موسيقي سازي و آوازي ايران شد و از سوي ديگر، اين موسيقي را در مراتب مختلف تحت‌تأثير عميق موسيقي تعزيه وجود دارد.

 

فارغان

مقدمه
 یکجانشینی وشهرآیینی، نظم واقتداردراین برزن که با توانایی ویژه افراد در این حوزه اقتدار و امنیت ساکنین بااستحکامات دژو قلعه‌های متعدد با ابنیه و سلاح درخور دفاع از حوزه نیاز به قلعه، ودژمناسب استفاده از (اسلحه) مربوط به زمان خود نشان ازاقتداروپیشه وری وصنعتی بودن مردم فارغانات هست.
 فارغانات با داشتن چشمه‌، قنات و رودخانه‌ وباجمع آوری آب های روان درعهد کهن ودیرین به علم و صنعت کهن در ساخت انواع سد وابست باملات ساروج وسنگ هدایت آب، در دشت‌ها کشت سیفی جات، کاشت مرکبات در کناره کوه با شیب تند، داشت وبرداشت محصولات کشاورزی بستر دادوستد ایجادنموده، این بسترنیاز به ابزار کشاورزی درزمان خودگواه بر بالا بودن رتبه پیشه وری و شهرآیینی وصنعتی ای و برزن استورار بدنبال خواهد داشت.
 شاه‌نشینی کهن باستان در این گستره به فرتور کشیده‌
.عکس مرتضی کیوانی زاده

 


 در این مقاله ابنیه هاخاص درخورمحل زندگی با ساخت مصالح بومی دردسرس از نظر کیفیت وآسایش محل زندگی تحقیق، برسی شده وبصورت علمی ارائه شده است.
 فرهنگ (گویش) غنی با نحوه زندگی آداب رسوم ومعاشرت وداستانهای زندگی مردم وبازی ها سنتی بومی، در راستای افسانه ها وداستان های که سینه به سینه به ما رسیده نحوه گویش وبستر زندگی مناسب  دوران کهن ودیرینه تاکنون همراه با ادبیات خاص شهر آئینی همرا بوده ست.
 فارغانات درکهن ازصنعت وپیشه وری ویژه ای برخوردار بوده در تولید انواع فلزات کوه تولید شیشه وکوره وفلزات وزیورآلات، پارچه بافی وتولید انواع سفال و چرم وبهره بردن از رنگ طبیعی ودباغی مشک آبخوری یا پوست وپارچه، طب گیاهی با این علم کامل شناخته هست وبهره می برده ند.

زیبای -مناطق- یوز پلنگ ایرانی-در فارغانات

نجات ۲ توله پلنگ گرفتار در استخر در هرمزگان

رئیس حفاظت محیط زیست حاجی‌آباد استان هرمزگان گفت: ۲ توله پلنگ که در استخر کشاورزی بُندون فارغان این شهرستان گیر افتاده بودند، با همکاری مردم و یگان حفاظت نجات یافتند.

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری آنا از روابط عمومی محیط زیست استان هرمزگان، روز گذشته اهالی روستای بندون فارغان واقع در حاشیه منطقه حفاظت شده «هماگ» در شهرستان حاجی آباد هرمزگان در تماس با سرمحیط بانی فارغان اعلام کردند دو توله پلنگ در استخر کشاورزی سقوط کرده و گرفتار شده‌اند.

شاهمراد جعفری، رئیس حفاظت محیط زیست حاجی آباد افزود: به دنبال دریافت این گزارش محیط بانان عازم محل مورد شده و با همکاری مردم محلی هر دو توله پلنگ را از دورن استخر بیرون کشیدند. توله پلنگ‌ها پس از رهایی از استخر به سمت ارتفاعات گریخته و به زیستگاه خود بازگشتند.

به گفته وی این پلنگ‌ها از نوع پلنگ آسیایی بوده که در معرض خطر انقراض به شمار می‌روند.

نکته حائز اهمیت در این رخداد همکاری خوب مردم محلی و اطلاع رسانی به موقع آنهاست، درحالی‌که مردم محلی همواره پلنگ‌ها را عامل خسارت به احشام خود دانسته و درصدد از بین بردن آنها هستند. متاسفانه محیط بانان تنها موفق به تصویربرداری از یکی از توله پلنگ‌ها شده‌اند.

شکارگاه بُندون فارغان یکی از مناطق حفاظت شده هماگ استان هرمزگان است.

منطقه حفاظت شده هماگ با بیش از ۱۰۰ هزار هکتار وسعت درشمال بندرعباس و قسمت جنوبی شهرستان حاجی آباد قرار گرفته است.

این منطقه در سال ۸۹ به عنوان منطقه حفاظت شده به ثبت ملی رسید و زیستگاه انواع حیوانات و پرندگان از جمله قوچ و میش، کل وبز، پلنگ، گربه وحشی، کفتار، شغال، روباه، هما، تیهو و کبک است.

شهرستان حاجی آباد در۱۷۰کیلومتری شمال بندرعباس مرکز استان هرمزگان قرار دارد.

پلنگ بزرگترین گربه سان ایران (در حال حاضر) با جثه‌ای بزرگ که طول بدن آن تا ۱۶۰ سانتی متر و گاهی تا ۱۸۰ سانتی متر و وزن آن حدود ۳۵ تا ۹۰ کیلوگرم است . بدن این گربه سان به طور نسبی دراز و باریک و دست‌ها و پاهای قوی آن با پنجه‌ها و ناخن‌هایی بزرگ و گوش‌های کوتاه و مدور و دم دراز که طول آن از نصف طول بدنش بیشتر است و دسته خال‌های گل مانند در همه جای بدن و دم، دست‌ها و پاها پراکنده شده است. در ایران در بیشتر مناطق کشور از جمله ارتفاعات البرز تا تپه ماهورهای کویر مرکزی هر جا که طعمه مناسب وجود داشته باشد، زندگی می‌کنند. پراکنش جهانی آنها شامل آفریقا و آسیا است. این گونه جزء گونه‌های در معرض خطر انقراض endangered محسوب می‌شود.

یوزپلنگ

طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پستانداران
راسته: گوشت‌خواران
زیرراسته: گربه‌سانان
تیره: گربه‌ایان
سرده: ثابت‌پنجهها
گونه: یوزپلنگ
A. Jubatus
نام علمی
Acinonyx jubatus

نقشه پراکندگی تاریخی یوزپلنگ

توضیح اینکه تصویر شاخص

از مهندس محمد رضا رئیسی پور می باشد

یوزپلنگ در فارغانات – فارغان

 

یا یوز (نام علمی: Acinonyx jubatus)، جانوری مهره‌دار و پستاندار از راستهٔ گوشتخواران، خانوادهٔ گربه‌سانان است. این جانور در گذشته در بیشتر مناطق آفریقا و گستره وسیعی از آسیای مرکزی و شبه‌قاره هند یافت می‌شد، اما امروزه با کاهش شدید جمعیت روبرو شده‌است. از میان دو زیرگونهٔ اصلی یوزپلنگ، یکی از زیرگونه‌ها که با نام «یوزپلنگ آسیایی» شناخته می‌شود در خطر جدی انقراض است و تعداد کمی از آن در دشت‌های مرکزی ایران به بقا ادامه می‌دهند.

بدن یوزپلنگ در درازای چندین میلیون سال به گونه‌ای پیشرفت پیدا کرده‌است که این جانور بتواند به طور معمول توانایی حرکت با سرعتی برابر با ۱۱۲ کیلومتر در ساعت را داشته باشد و البته برای مدت کوتاه با سرعتی برابر با ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت هم توانای دویدن را دارد. سرعت یوزپلنگ در عرض ۲ ثانیه پس از شروع دویدن به ۷۵ کیلومتر در ساعت می‌رسد که از شتاب بسیاری از خودروهای مسابقه‌ای نیز بیشتر است. البته میانگین سرعت حرکتی یوزپلنگ برابر با ۶۴ کیلومتر بر ساعت است. اندام باریک، پاهای لاغر و بلند، قفسه سینهای کم پهنا ولی عمیق و جمجمه‌ای کوچک، ظریف و گرد، یوز را به سریع‌ترین جانور روی زمین تبدیل کرده‌است.

این جانور به آسانی از دیگر گربه‌سانان تشخیص‌پذیر است و آن را نه تنها از روی خال‌های روی بدن می‌توان متمایز کرد، که بدن باریک و کشیده، سر کوچک، چشم‌های بالا قرار گرفته و گوش‌های کوچک و تا حدودی پهن شمایلی یکتا به او می‌دهند. طعمهٔ معمول یوزها آهوها (به ویژه آهوی تامسون)، ایمپالا و دیگر پستانداران سم‌دار حداکثر تا ۴۰ کیلوگرم وزن هستند. یک نر بالغ تنها هر چند روز یک بار شکار می‌کند اما ماده‌های دارای توله تقریباً هر روز به شکار می‌پردازند. در حالی که سایر گربه‌سانان شکارچیان شب هستند، یوزها عمدتاً روزها فعال بوده و اغلب در اوایل بامداد و غروب آفتاب به سراغ طعمه‌های خود می‌روند.

واژه‌شناسی

واژهٔ یوزپلنگ از ترکیب دو واژهٔ «یوز» و «پلنگ» تشکیل شده‌است. یوز بُن مضارعِ مصدر «یوزیدن» به معنای «جَستن، جهیدن و طلب کردن» بوده و ازاین‌رو یوزپلنگ به معنای پلنگی است که به دنبال شکار خود گشته و آن را با جستن و دنبال‌کردن می‌گیرد. در فارسی میانه هم نام این جاندار «یوز» بوده‌است.
پیدایش ومشاهده آن در فارغانات که در ادامه کوه تشگرد هست

امروزه باور بر این است که نزدیک‌ترین گونه‌ها به یوز، شیر کوهی و جگواروندی هستند. این‌ها همه عضو طایفه Acinonychini به شمار می‌روند که بر پایهٔ بررسی‌های مولکولی، در ۶٫۹ میلیون سال پیش از دیگر گربه‌ها جدا شدند.
زیرگونه‌ها

گونه یوز دارای دو زیرگونه اصلی است: زیرگونهٔ آسیایی و زیرگونهٔ آفریقایی. هر چند در این مورد اختلاف نظر وجود دارد و برخی متخصصان تعداد بیشتری زیرگونه را در نظر می‌گیرند؛ از جمله زیرگونهٔ شمال‌غربی آفریقا (با نام علمی Acinonyx jubatus hecki) که یکی از چندین زیرگونهٔ مشتق‌شده از زیرگونهٔ آفریقایی است. شاه‌یوز نیز شکلی از یوز آفریقایی است با خال‌های درشت و پیوسته بر روی پوست که نه زیرگونه‌ای جدا، بلکه ریختی از این جاندار به شمار می‌رود. عامل پدید آمدن چنین رنگ‌آمیزی در پوست شاه‌یوز یک چیرگی است که اغلب در یوزهای جنوب آفریقا پدید می‌آید.

کراوسمان و مورالس زیرگونه‌های یوز را ۵ عدد و به صورت زیر برمی‌شمارند:
A. j. fearsoni در شرق آفریقا
A. j. jubatus در جنوب آفریقا
A. j. soemmerringi در شمال شرقی آفریقا
A. j. venaticus در شمال آفریقا تا شبه‌قارهٔ هند (امروزه تنها در ایران) در بین دو زیرگونهٔ اصلی، زیرگونهٔ آفریقایی که در بسیاری از بخش‌های این قاره پراکندگی دارد وضعیت نسبتاً بهتری را دارد. به نظر می‌رسد که در حدود ۵ تا ۱۵ هزار یوز هنوز در آفریقا باقی‌مانده‌اند. اما زیرگونهٔ آسیایی آن که به یوزپلنگ ایرانی یا یورپلنگ آسیایی مشهور است و روزگاری در بخش‌های وسیعی از خاورمیانه و هند پراکندگی داشت، اکنون تنها محدود به چند ده رأس در نواحی شرقی ایران شده‌است.[۹]

مشخصات ظاهری
Cheetah
یوزپلنگ (یوز)
Leopard
پلنگ
یوز در مقایسه با پلنگ دارای بدن ظریف‌تر و سر کوچکتری است. پاهای یوز کشیده و سریع هستند و خال‌های روی بدنش توپر. خال‌های روی بدن پلنگ توخالی هستند و برخلاف یوز، خط اشک ندارد.

یوزپلنگ از خانواده گربه‌سانان به شمار می‌آید، اما به دلیل داشتن دست و پایی بلند، بدنی کشیده و باریک و سینه‌ای فراخ تا حدود زیادی به سگ‌های تازی شبیه‌است. در میان گربه‌سانان، یوز با داشتن ارتفاع شانه‌ای برابر با ۸۳–۷۶ سانتی‌متر و وزنی میان ۷۲–۴۰ کیلوگرم از جمله گربه‌سانان کوچک‌جثه به شمار می‌رود. اندازهٔ طول بدن به ۱٫۲ متر می‌رسد و طول دم نیز میان ۸۴–۶۶ سانتی‌متر ماده‌های این جانور اندکی کوچکتر و لاغرتر از نرها هستند.

سر این جانوران به نسبت کوچک است و سینوس‌های بزرگ و گذرگاه‌های هوایی بینی بیشتر حجم جمجمه را می‌پوشانند. چنین چیزی باعث شده‌است که یوز فک و دندان‌های کوچکتری داشته باشد، اما میزان بسیاری بالایی هوا به درون بدن بکشد. میزان بالای هوای ورودی به آن در رسیدن به سرعت‌های بالا و افزایش سوخت و ساز بدن کمک می‌کند. قلب بزرگ و ششهای حجیم نیز به نوبه خود امکان رساندن اکسیژن ورودی به بخش‌های گوناگون بدن را فراهم می‌کنند.

یوز تنها گربه‌سانی است که دور پنجه‌هایش شیار پوستی‌ای که همچون غلاف پنجه عمل کند ندارد. ناخن این جانور همواره برهنه هستند و این در ردپای جانور نیز آشکار می‌شود.با ناخن‌هایی همواره رو به بیرون، پنجه این گربه‌سان بیشتر همانند پنجه سگ می‌ماند تا گربه. چنین ناخن‌هایی در هنگام سرعت گرفتن همان اثری را برای یوز ایفا می‌کنند که خارهای کفش دوندگان دوی سرعت در هنگام آغاز مسابقه.
در زیر چشمان یوزپلنگ خط‌های سیاهی وجود دارند که به «خط اشک» معروفند. گمان می‌رود که این خط‌ها جلوی تابش خورشید به چشم جانور در هنگام شکار را می‌گیرند.

 

یوزپلنگ و پلنگ هر دو دارای طول بدنی برابر با هم هستند. اگرچه بسیاری از مردم یوز را با پلنگ اشتباه می‌گیرند، اما تفاوت بارز این دو گونه در شکل خال‌هایشان است. در یوز خال‌ها توپر و گرد است، در حالی که خال‌های پلنگ درشت و توخالی و گل مانند است. خط اشک از مشخصات بارز یوز به شمار می‌آید و پلنگ این خط را ندارد. فرق دیگر یوزپلنگ با پلنگ این است که یوزپلنگ – برخلاف پلنگ – در پشت گردن یال دارد. از جمله دیگر تفاوت‌های دو گونه می‌توان به لاغرتر بودن یوز نسبت به پلنگ و داشتن سر کوچک‌تر اشاره کرد.

بدن یوزپلنگ به شکل ویژه‌ای مناسب سرعت‌های بالا است. بیشترین سرعت ثبت‌شده برای این جانور به ۱۱۲ کیلومتر بر ساعت می‌رسد؛ سرعتی که آن را در بالای سریع‌ترین جانداران روی زمین قرار داده‌است. یوزها می‌توانند سرعت خود را از حالت ایستاده در کمتر از ۳ ثانیه به بیش از ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسانند. به دلیل داشتن ستون فقراتی انعطاف‌پذیر و پاهای بلند و روان، او همچنین می‌تواند پرش‌هایی به طول ۷٬۵ متر انجام دهد. ب
دو یوز در کنار هم

 

یوزهای نر و ماده برای هدف‌های گوناگون اقدام به تولید انواع مختلفی از صداها می‌کنند. یوزهای مادر برای صدا زدن فرزندانشان آوایی «پرررر–پرررر» مانند تولید می‌کنند. فرزندان نیز در برابر هنگامی که به مادر می‌رسند صداهای کوتاه «پیپسسس–پیپسسس» از خود درمی‌آورند. مادر از صدای ویژهٔ خود به منظور در کنترل نگه داشتن فرزندان و جلوگیری از دور شدن بسیار آن‌ها از خود بهره می‌گیرد. پس از خوردن شکار و در هنگام لیس زدن یکدیگر نیز یوزها صدایی پرررر مانند از خود درمی‌آورند. این صدا درست مانند صدای گربهٔ خانگی در هنگام نوازش است، اما با شدتی بالاتر که تا ۶ متر دورتر شنیده می‌شود. تولید صدای پرررر روشی برای نشان دادن دوستی و برادری میان این جانوران است.

شکار
یوز با خفه‌کردن شکار از راه گرفتن گلویش آن را می‌کشد. در پرونده: یوزی در حال شکار ایمپالا

یوزها روش شکار کردن را از مادرانشان فرا می‌گیرند. آن‌ها از آغاز ۴ ماهگی گاه در کنار مادر خود به شکار می‌روند و هرچه سنشان بالاتر می‌رود این همراهی بیشتر می‌شود.

یوزها در هنگام شکار به آهستگی به طعمهٔ خود نزدیک می‌شوند و آن را تعقیب می‌کنند. این مرحله زمان‌بر است و می‌تواند تا نیم ساعت نیز طول بکشد. در یوزهای بالغ، بیش از ۵۰ درصد زمان شکار صرف آهسته راه رفتن و خزیدن به همراه تعقیب می‌شود. پس از آنکه یوز به اندازه کافی به طعمه خود نزدیک شد، جانور با سرعت زیادی به سوی طعمه می‌دود و تلاش می‌کند که آن را نقش بر زمین کند. بسته به وزن طعمه، یوز راهکارهای گوناگونی برای به خاک نشاندنش به کار می‌گیرد. برای طعمه‌های کوچک‌جثه وارد کردن ضربه با پنجهٔ جلو و مختل کردن تعادل طعمه در هنگام فرار کافی است، اما طعمه‌های بزرگ‌تری همچون آهوان بالغ نیاز به حمله از پشت، وارد کردن ضربه به ران و پریدن بر پشت آن دارد. در هر دو صورت، یوز پس از به زمین افتادن طعمه گردن آن را به دندان می‌گیرد تا شکار از خفگی جان سپارد. برخلاف شیر، که دارای پنجه‌هایی قوی برای ضربه کشنده زدن به شکار است، یوزها آنچنان از پنجه‌هایشان برای گرفتن شکار بهره نمی‌برند و تنها آن را خفه می‌کنند. تفاوت دیگر شکار یوز با دیگر گربه‌سانان نیز در قدرت وارده به گردن است؛ در شیرها، ضربهٔ وارده توسط فک به گردن باعث شکستن ستون فقرات گردن می‌شود، حال آنکه دندان‌های یوز توانایی شکست استخوان را ندارند و تنها راه نای را می‌بندند.

این گربه‌سانان علاقه‌ای به خوردن مردار ندارند و غذای خود را شکار کرده و تازه می‌خورند. سر و صورت آن‌ها پس از خوردن غذا آلوده به خون طعمه می‌شود، از این رو یوزهای در کنار هم دست به لیسیدن همدیگر می‌زنند تا بدن به کلی پاک شود. اگرچه یوز درگرفتن طعمه‌هایش بهتر از دیگر گربه‌سانان عمل می‌کند و در هر دو تلاش، یکی نتیجه می‌دهد،[پانویس ۴] از آنجا که برای به دنبال رفتن شکارش انرژی بسیار زیادی تلف می‌کند، در صورتی که تشخیص دهد تعقیب بی‌فایده‌است آن را متوقف می‌کند. پس از شکار، یوز آن را به منطقه‌ای علفزارمانند می‌کشاند تا از دید مهاجمان پنهان کند. در این هنگام جانور همچون سگ لَه لَه می‌زند تا نفس خود را بازیابد. پس از ۲۰ تا ۳۰ دقیقه، اقدام به خوردن شکار می‌کند و بخش‌های بزرگی از گوشت را یکجا می‌بلعد. عجله یوز در این کار و هشیاری مداومش در هنگام خوردن غذا به دلیل ترسش از آمدن درندگانی چون شیر و کفتار است.

در ایران، یوزها از انواع سم‌داران کوهزی تغذیه می‌کنند. قوچ و میش عمده‌ترین شکار یوزپلنگ ایرانی را تشکیل می‌دهند و کل، بز، جبیر و آهوی ایرانی نیز در رتبه‌های بعدی قرار دارند. این جانوران گاه اقدام به گرفتن خرگوش نیز می‌کنند، اگرچه خرگوش انرژی آنچنانی در اختیارشان نمی‌گذارد. بررسی‌ها نشان داده‌اند که یوزهای ایرانی قوچ‌ها، کل‌ها و آهوان نر (معمولاً مسن‌تر) را بیشتر ترجیح می‌دهند چرا که نسبت به جوان‌ترها تحرک کمتری دارند و وزنشان نیز بیشتر است.
زادآوری
توله یوز درتشگرد(کوه فارغان)

یوزها بیشترین میزان مرگ و میر توله‌ها در میان دیگر گربه‌سانان را دارند. تخمینی توسط لورنسون حکایت از مرگ ۹۶–۹۴ درصد توله‌ها پیش از رسیدن به استقلال دارد. چنین نرخ بالای مرگ و میری از دیدگاه فرگشتی باعث می‌شود که سن باروری جانور در طول زمان رو به سوی کمتر شدن برود تا شانس بیشتری برای ادامه بقای گونه پدید آید. در حقیقت، یوزها به نسبت دیگر گربه‌سانان هم‌جثهٔ خود در سن‌های پایین‌تری بالغ می‌شوند.

یوزهای ماده در همه طول سال بچه می‌زایند اما بیشتر در فصل‌های بارانی سال باردار می‌شوند تا فصل‌های خشک. دلیل آن هم می‌تواند این باشد که تعداد فرزندان طعمه‌ها از جمله آهوی تامپسون در این هنگام به شدت بیشتر می‌شود. این آهوان جوان طعمه‌های مورد علاقه یوز هستند و گرفتنشان ساده‌است.هفت تا چهارده روز پیش از آنکه یوز ماده آمادهٔ جفت‌گیری شود ادرارش بوی ویژه‌ای به خود می‌گیرد که به نرها این پیام را می‌رساند که ماده به زودی آمادهٔ پذیرش نر است. دورهٔ زمان موسوم به فحلی در یوزها ۱ هفته طول می‌کشد. اگر در این هنگام ماده باردار نشد، ۱۰ روز دیگر دوباره وارد دورهٔ فحلی می‌شود؛ در غیر این صورت، توله‌هایش را ۳ ماه دیگر به دنیا می‌آورد.[۳۵] تعداد بچه‌های به دنیا آمده میان ۴ تا ۶ توله در هر زایمان است اما میانگین تعداد توله‌ها در پانزدهمین روز تولد ۳٫۷–۳٫۵ است. پیش از زایمان، یوز ماده یک ناحیه یا کنام مناسب را که معمولاً علفزار بلندی در یک ناحیهٔ مرطوب است، انتخاب کرده و توله‌های ۲۵۰ تا ۳۰۰ گرمیش را در آنجا می‌زاید.

مرگ و میر توله‌ها در یوز بسیار بالا است و کمتر از ۱۰ درصد توله‌های به دنیا آمده به سن بالای ۱ سال و نیم می‌رسند. مهم‌ترین دلیل‌های چنین مرگ و میری کشته شدن توسط درندگانی چون شیر، بیماری، رها شدن و کمبود غذا است. در بسیاری موارد، مادر به دلیل آنکه خود غذایی برای خوردن نداشته و کاهش وزن پیدا می‌کند، توله‌هایش را رها می‌کند. توله‌های رها شده اغلب از گرسنگی یا شکار شدن توسط مهاجمان می‌میرند، اما آن‌هایی که سن بالاتری داشته باشند (بیشتر از ۶ ماه) می‌توانند این فرصت را پیدا کنند که توسط خانوادهٔ دیگری به «فرزندخواندگی» گرفته شوند. در این هنگام، آن‌ها به همراه توله‌های ماده‌ای دیگر به تغذیه از شکار آن ماده می‌پردازند ولی به دلیل سن بالاتر شیری از آن ماده نمی‌نوشند. به دلیل مرگ و میر بالای توله‌ها، در عمل تنها تعداد محدودی مادهٔ باتجربه می‌توانند توله‌هایشان را به سن‌های بالا و استقلال برسانند.

توله‌ها تا ۳ یا ۴ ماهگی از سوی مادر شیر داده می‌شوند و سپس توسط غذای به دست آمده از شکار تغذیه می‌شوند آن‌ها از ۱۴ تا ۱۶ ماه پس از تولد تحت مراقبت مادر قرار دارند و یوز ماده به جز هنگام شکار لحظه‌ای آنها را تنها نمی‌گذارد. نرها در مراقبت والدینی نوزادان هیچ دخالتی ندارند. بچه‌ها همیشه در حال بازی با یکدیگر بوده و مهارت‌های شکار را با طعمه‌های زنده‌ای که مادر به کنام بازمی‌گرداند فرا می‌گیرند، هر چند این توله‌ها همچنان در شکار طعمه آماتور باقی می‌مانند. یوزهای جوان در سنین بعد از نوجوانی و در هنگام جدا شدن از مادر به مدت شش ماه به جهت ایمن بودن از خطرات احتمالی با هم باقی می‌مانند. اما پس از این دوره خواهرها گروه را ترک کرده اما برادرها به زندگی در کنار هم ادامه می‌دهند.

یوزهای ماده در میان ماه‌های ۲۱ تا ۲۲ زندگیشان به توانایی زایش می‌رسند. تخمینی برای میانگین طول عمر آن‌ها در طبیعت در دست نیست اما یوزهای در اسارت گاه تا بیشتر از ۱۰ سال زندگی می‌کنند. بیشترین طول عمر یک یوز در باغ‌وحش ۱۵ سال و ۷ ماه بوده‌است.
گستره پراکندگی
یوزپلنگ‌ها در مناطق وسیع و علزارها زندگی می‌کنند؛ جایی که می‌توانند در هنگام شکار خود را در میان علفزارها پنهان کنند و تا حد ممکن به طعمه نزدیک شوند.

 

در ایران، گستره‌ای از بمپور در بلوچستان تا طبس، پارک ملی گلستان در خراسان، منطقه حفاظت شده خوش ییلاق، پارک ملی توران و پارک ملی کویر (سمنان)، نفت شاه در باختران، منطقه حفاظت شده موته در اصفهان، تمام مناطق یزد، منطقه بهرام گور فارس، حاجی‌آباد (فارغان)در بندرعباس و پارک ملی خبر روچون و راور در کرمان در سال‌های قبل از زیستگاه‌های یوز آسیایی به شمار می‌آمدند. در سال‌های اخیر یوز فقط در مناطق نایبندانِ طبس، بافق، دره انجیر و کالمند در استان یزد، ذخیره‌گاه زیستکره توران و پارک ملی کویر در سمنان، میاندشت در خراسان شمالی و بجستان در خراسان رضوی مشاهده شده‌است.از جمله دیگر مناطق حفاظت‌شده‌ای که به تازگی در آن‌ها یوزپلنگ شناسایی شده می‌توان به منطقه حفاظت شده درونه در شهرستان بردسکن اشاره کرد که در آن با کمک دوربین‌های تله‌ای در خرداد سال ۱۳۹۱ یک قلاده یوز دیده شد.
آسیب‌شناسی
باغ‌وحش‌های بسیاری در جهان برنامه‌هایی برای حفاظت از نسل یوزپلنگ در دست اجرا دارند.

یوزها آسیب‌پذیرترین گونه در میان دیگر گربه‌های بزرگ هستند. آن‌ها تا چند صد سال پیش از شبه‌قارهٔ هند تا کرانه‌های دریای سرخ و بیشترِ قارهٔ آفریقا حضور داشتند. اما امروزه زیرگونهٔ آسیایی آن‌ها رو به سوی انقراض دارد و در مقایسه با سال ۱۹۰۰ که نزدیک به ۱۰۰٬۰۰۰ یوز در آفریقا زندگی می‌کردند، امروزه ۹۰ درصد از جمعیت زیرگونهٔ آفریقایی کم شده‌است. برآورد می‌شود که هم‌اکنون تنها کمتر از ۱۰٬۰۰۰ یوز در سراسر جهان در حیات وحش باقی‌مانده باشند.

سازمان IUCN وضعیت بقای گونهٔ یوز را در حالت آسیب‌پذیر طبقه‌بندی کرده‌است. این وضعیت تنها یک رتبه با در معرض خطر فاصله دارد که به معنای احتمال انقراض جانور در کوتاه‌مدت است.
دشمنان طبیعی

در ایران، پلنگ، گرگ، انواع گربه وحشی همانند سیاهگوش، شغال، روباه و البته کفتار راه راه را می‌توان از رقیبان طبیعی یوز برشمرد.
خطرها از سوی انسان
یوزپلنگ در فارغان

 

با آنکه امروزه امکان توله‌آوری یوزها در اسارت وجود دارد، هنوز هم مشکلاتی همچون بالا بودن میزان مرگ و میر در توله‌ها و پایین بودن تعداد موسسات انجام‌دهنده فرایندهای مصنوعی توله‌آوری از مشکلات پیش رو در افزایش جمعیت این جانوران هستند. با این حال به نظر می‌رسد که معرفی دوبارهٔ یوزهای به دنیا آمده در اسارت به طبیعت محدود در صورت برآورده شدن نیازهای یوز و نبود دشمنانی چون شیر، می‌تواند بسیار موفقیت‌آمیز باشد. دربارهٔ طبیعت نامحدود (حصارکشی نشده) اما یوزهای معرفی‌شده کمترین شانس بقا ندارند و نمی‌توانند در برابر شیر و کفتار مقاومت کنند. از این رو، توله‌یوزهایی که از دست قاچاقچیان رهایی می‌یابند تا همیشه در مراکز نگهداری یوزها می‌مانند و نمی‌توانند به حیات وحش بازگردانده شوند.

اخرین بار یوز پلنگ دیده شده در فارغانات

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران (iew):

روز گذشته اهالی روستای (بندون) فارغان واقع در حاشیه منطقه حفاظت شده تشگرددر شهرستان حاجی آباد هرمزگان در تماس با سرمحیط بانی فارغان اعلام نمودند دو توله پلنگ در استخر کشاورزی سقوط کرده و گرفتار شده اند.

به گزارش روابط عمومی محیط زیست استان هرمزگان، به دنبال دریافت این گزارش محیط بانان عازم محل مورد شده و با همکاری مردم محلی هر دو توله پلنگ را از دورن استخر بیرون کشیدند.

توله پلنگ ها پس از رهایی از استخر به سمت ارتفاعات گریخته و به زیستگاه خود بازگشتند.

نکته حائز اهمیت در این رخداد همکاری خوب مردم محلی و اطلاع رسانی به موقع آنهاست، درحالیکه مردم محلی همواره پلنگ ها را عامل خسارت به احشام خود دانسته .

 

 

 

 

فارغان-فارغانات

 

ادامه خواندن فارغان-فارغانات

فارغان (بقعه شاه رکن الدین)

 

بقعه شاه رکن الدین

از متبرک ترین  وبا مصالح سفال لعاب دار سز فیروه ای در گنبد داشت مرمت شده وبنا به اظهارات بانی مصالح خاص درمحدوده باستانی بوندون متمایز میکند.

با باغ ها وقنات ودرختان نخل از جمله درکنار دو دژقدیمی قله سرخنی قرار گرفته مشرف بر ساختمان ومیل لموشوکو که از بارز ترین ابنیه با مصالح ساروج وسنگ چین بدون ملات بکار رفته ودر ضلع غربی ان اشکفت جناب علی خود پازلی برای محلی متبرکه ودرباستان لموشوکو میل محلی برای امنیت یا حتی گاه شماری نجوم را در این محدوده با وجود دخمه های باستانی ونوع سفالهای یافت شده گواه بر دیربنه بودن وکهن بودن این برزن که با کاوش کارشناسان خود یافته های بیشتری برای ما به ارمغان میاورد.

شیربرنزی- شیر باستانی برنزی-شیرفارغان-


توجه باستان شناسان به مجسمه شیر برنزی هرمزگان

مجسمه شیر برنزی با ۶۲ كیلو وزن كه مربوط به دوره هخامنشی است، مورد توجه بوده است.

دكتر مهدی رهبر، باستان شناس، با بیان این كه شیر برنزه كشف شده در منطقه فارغان حاجی آباد از شهرستان های استان هرمزگان یك شیر غران است كه به طرفی در حال حمله است گفت: بلندی این مجسمه حدود ۴۲ سانتیمتر است كه زیر ۴ دست و پای آن ۴ میخ مخروطی شكل وجود دارد كه ۸ سانتیمتر بلندی دارد و نشان می دهد این مجسمه برنزی در یك محل فلزی یا سنگی، استوار بوده است.

ادامه خواندن شیربرنزی- شیر باستانی برنزی-شیرفارغان-

فارغان- در بیستون- باستان -وکهن- ودیرینه-تارم

فارغان- در بیستون- باستان -وکهن- ودیرینه

ستون سوم در سنگ نبشته

بند ۵ ۲۱-۲۸ داريوش شاه گويد: مردي به نام «وَهـيَـزداتَـه» در شهر «تارَوا» در سرزمين «يَـئوتي‌يا» در پارس مي‌زيست. او دوباره در پارس آشوب برپا كرد.[۲۲] او چنين به مردم مي‌گفت كه من «بَـردي‌يَـه» (برديا) پسر كورش هستم. سپس سپاه پارسي كه در تختگاه[۲۳] بود و پيش از آن از «يَـدا/ يَـدايا؟»[۲۴] آمده بود، بر من شوريد و به سوي وَهـيَـزداتَـه (تارم)رفت. او در پارس شاه شد.

بند ۶ ۲۸-۴۰ داريوش شاه گويد: آنگاه من سپاه پارسي و مادي را كه در فرمان من بودند؛ گسيل داشتم. يك پارسي پيرو خودم به نام «اَرتَـ‌وَردي‌يَـه» را سردار آنان كردم. ديگر سپاهيان پارسي به دنبال من، روانة ماد شدند. سپس اَرتَـ‌وَردي‌يَـه با سپاه خود رهسپار پارس شد. آنگاه كه او به شهري به نام «رَخا» در پارس فرا رسيد؛ در آنجا آن وَهـيَـزداتَـه كه خود را برديا مي‌ناميد، با سپاه خود براي نبرد با اَرتَـ‌وَردي‌يَـه در آمد. سپس به نبرد شدند(مسیر لشکر از دهنه ده شیغ وبه فارغانات وسپس تارم). اهورامزدا مرا ياري داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختي سپاه وَهـيَـزداتَـه را درهم شكست. آنگاه كه نبرد در گرفت، ۱۲ روز از ماه ثورَواهَـرَه گذشته بود.

بند ۷ ۴۰-۴۹ داريوش شاه گويد: سپس وَهـيَـزداتَـه با سواران كمي گريخت و به پَـئـيـشي‌يـا اووادا رفت. در آنجا سپاهي را آماده ساخت و رهسپار شد تا با اَرتَـوَردي‌يَـه نبرد كند. در كوهي به نام «پَـرگَـه» فارغان به نبرد شدند. اهورامزدا مرا ياري داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختي سپاه وَهـيَـزداتَـه را درهم شكست. آنگاه كه نبرد آنان آغاز شد، ۵ روز از ماه گَـرمَـپَـدَه (گرماپَـد) گذشته بود. وَهـيَـزداتَـه و همدستان برجستة او را دستگير كردند.

بند ۸ ۴۹-۵۲ داريوش شاه گويد: سپس من وَهـيَـزداتَـه و مرداني كه همدستان برجستة او بودند را در شهري به نام «اووادَئيچَـيَـه» در پارس به دار آويختم.

بند ۹ ۵۲-۵۳ داريوش شاه گويد: اين است آنچه كه به دست من در پارس انجام شد.

بند ۱۰ ۵۴-۶۴ داريوش شاه گويد: آن وَهـيَـزداتَـه كه خود را برديا مي‌خواند، به رويارويي با شهـربان پيرو من در آراخوزي/ رُخَـج به نام «ويـوانَـه» سپاه گسيل داشت.[۲۵] او مردي را سردار آنان كرد و به ايشان گفت كه برويد و ويوانَـه و سپاهي كه خود را از آنِ داريوش مي‌داند، درهم شكنيد. سپس آن سپاهي كه وَهـيَـزداتَـه گسيل داشته بود؛ رهسپار شد تا با ويوانَـه به نبرد درآيد. آنان در دژي به نام «كاپيشَـكانيش» نبرد كردند. اهورامزدا مرا ياري داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختي سپاه شورشگران را درهم شكست. آنگاه كه نبرد آنان درگرفت، ۱۳ روز از ماه اَنامَـكَـه گذشته بود.

کتیبه بیستون، بزرگترین سنگ نوشته ایران

سنگ‌نبشته بیستون بزرگترین سنگ‌نبشتهٔ ایران، نخستین متن شناخته شدهٔ ایرانی و از آثار دودمان هخامنشیان (۵۲۰ پ. م) واقع در شهرستان هرسین در سی کیلومتری شهر کرمانشاه بر دامنه کوه بیستون است. سنگ‌نبشته بیستون یکی از مهمترین و مشهورترین سندهای تاریخ جهان و مهم‌ترین متن تاریخی در زمان هخامنشیان است که شرح پیروزی داریوش بزرگرا بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد.

نام بیستون از واژه پارسی باستان «بغستان» به معنی جایگه خدایان است.نخستین اشاره به این جایگاه در کتاب دیودوروس سیکولوس بود که در آن بخشی از نوشته‌های کتزیاس یونانی درباره بیستون آورده شده‌است.

واژه بیستون در زبان پهلوی «بَهیستان» و سپس «بَهیستون» شد. این واژه در سده‌های نخست اسلامی «بهستون» و امروزه بیستون خوانده می‌شود. یادآوری می‌گردد شکل واژه‌ای که امروزه «بی ستون» به معنی «بدون ستون» گفته می‌شود، از گویش‌های محاوره‌ای بوده و فاقد اعتبار است.

www.dalahoo.comروش ساخت

سنگ‌نبشتهٔ بیستون در ارتفاع چند ده متری از سطح زمین و بر دامنهٔ رو به جنوبی کوه پراو ساخته شده‌است و از آثار به جای مانده از پلکانی در قسمت بالایی کوه بیستون احتمال می‌رود که سنگ تراشان از این راه برای رسیدن به محل استفاده می‌کرده‌اند و پس از پایان کار پلکان را به منظور غیرقابل دسترس کردن اثر تراش داده‌اند. سنگ‌نبشتهٔ بیستون بر سنگ‌هایی از جنس آهک ایجاد شده که از آثار رنگ لعاب قهوه‌ای مانندی که پس از همراه شدن با ذرات اکسیده شده آهک و همچنین بقایای سربی که در چند سطر نخست اثر دیده شده‌است به نظر می‌آید در پایان کار برای افزایش طول عمر اثر تمام نمای آن را با اندودی ناشناخته پوشانده‌اند.

www.dalahoo.comنقش برجسته

ارتفاع کلی کتیبه ۷ متر و ۸۰ سانتی‌متر و طول آن ۲۲ متر می‌باشد و در مرکز آن ۵ ستون به خط میخی فارسی باستان دیده می‌شود. هر یک از ۴ ستون اولیه قدری کمتر از ۲ متر عرض و ۴ متر ارتفاع دارد. متن فارسی باستان جمعاً ۵۲۵ سطر دارد. بر روی پنج ستون مذکور اهورامزادا بر روی صفحهٔ برآمده‌ای قرار گرفته و بر روی همهٔ این اشکال در حال پرواز است. اهورامزدا با چهرهٔ انسانی و ریشی مستطیلی تجسم یافته و از میان انوار یک فرص خورشید بسیار بزرگ که در حال نورافشانی، پدیدار گشته است. بر روی سر او یک تاج تابناک با شاخ‌هایی قرار گرفته که نشانه و رمز خدایی بودن اوست. اهورمزدا دست چپش را با حلقه‌ای به سوی داریوش دراز کرده و به این ترتیب مشغول انجام مراسمی مبنی بر تسلیم قدرت و سلطهٔ پادشاهی به داریوش می‌باشد. وی با دست راستش که بلند کرده خیر و برکت برای داریوش می‌خواهد. خود داریوش تاج پادشاهی بر سر دارد. سبیلهایش تابیده و ریشش مستطیلی شکل و به شیوهٔ ریش پادشاهان آشور است که ده طره داشته. داست راست داریوش به حالت دعا و راز و نیاز به سوی اهورمزدا دراز است و با دست چپش کمانی را گرفته است. داریوش به اندازهٔ معمولی بعنی به قد ۱۸۰ سانتی‌متر نشان داده شده است.

www.dalahoo.comداریوش با پای راست خود گئومات را زیر لگد انداخته به طوری که یک پا و دو دست گئومات به حالت تضرع بالا آمده است. از سمت چپ، در پشت سر داریوش دو نفر از درباریان نیزه‌دار و کماندار با تیرکش ایستاده‌اند و هر دو ریش‌های بلندی دارند. با توجه به نقشه‌های نقش رستم، نیزه‌دار مذکور «گبری» و کماندار «آسپاتینا» می‌باشد. این دو نفر قدشان از داریوش کوتاه‌تر و در حدود ۱۵۰ سانتی‌متر است، ولی از پادشاهان یاغی که مجسمهٔ آنها تا سینهٔ داریوش است (۱۲۰ سانتی‌متر)، بلندترند. پشت گئومات بلافاصله ۸ نفر از غاصبین تخت و تاج پادشاهی و پیشوای قبیلهٔ سکاها، «تیگراخائودا» که نظر به تیزی نوک کلاهش هشت سانتی‌متر از داریوش بلندتر است، نقش گردیده است. همهٔ آنها به وسیلهٔ زنجیری به یکدیگر متصل هستند. قسمتی از مجسمه‌های کتیبهٔ بیستون در زمان دو جنگ جهانی موقعی که سربازان از کنار آن عبور کرده‌اند، ویران گردیده است. مجموعاً این نقوش حد متوسط ۳ متر ارتفاع و ۵٫۴۸ متر طول دارد.

www.dalahoo.comاین نقش برجسته پیروزی داریوش بزرگ را بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد. طول این نقش برجسته ۶ متر و عرض آن ۳٫۲۰ متر می‌باشد، نماد فروهر بالای نقش دیده می‌شود. داریوش دست راستش را به نشانه ستایش اهورامزدا بالا برده و پای چپش را بر سینه گئومات مغ که زیر پای او افتاده نهاده‌است. شورشیان که دست‌هایشان از پشت و گردنشان با ریسمان به هم بسته شده‌است پشت سر هم در برابر داریوش ایستاده‌اند. یک نیزه دار و یک کماندار پشت سر داریوش دیده می‌شوند. بلندی قامت داریوش در نقش ۱۸۰ سانتیمتر، قامت نیزه دار و کماندار حدود ۱۵۰ سانتیمتر و قامت شورشیان حدود ۱۲۰ سانتیمتر است. متن و نقش بر اثر عواملی چند از جمله عوامل زمین شناختی فرسایش باران و باد رسوب مواد آلی رشد جلبک در درز سنگها و تأثیر سایر پدیده‌های طبیعی فیزیکی شیمیایی و نیز تخریب به دست بشر بویژه در عصر رواج تفنگ – که از قسمتهای برجسته و نمایان تر نقش و از فاصله دور به عنوان نشانه استفاده می‌کرده‌اند – و ناآگاهی‌ها و بی‌مبالاتی‌های دیگر آسیب جدی دیده‌است.

www.dalahoo.comنخستین کسی که موفق به خواندن کتیبه بیستون شد، هِنری رالینسون انگلیسی(Rawlinson) بود. او که در دهه ۱۸۳۰ میلادی و اوایل دهه ۱۸۴۰ به عنوان افسر ارتش هندِ انگلستان، مأمور خدمت در غرب ایران بود، موفق به رمزگشایی از خطوط کتیبه شد و نخستین ترجمه آن را به دست داد.

پس از رالینسون، افراد دیگری راه او را پی گرفتند و ترجمه‌های کامل‌تر و دقیق‌تری از کتیبه بیستون را بدست دادند؛ با این حال، بخش‌هایی از این کتیبه باستانی به علت فرسایش در برابر باد و باران از میان رفته و ناخواناست؛ و نیز بدین خاطر که در دوره‌ای از بی‌خبری ایرانیان، نقوش و خطوط آن به عنوان نشانه تیراندازی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

www.dalahoo.com

نکته‌های اصلی کتیبه بیستون از این قرار است:

معرفی داریوش از زبان خود او، دودمان هخامنشی، چگونگی اعاده پادشاهی به هخامنشیان، شیوه حکومت داریوش، مرگ کمبوجیه، طغیان گئوماتا و کشته شدن او در پاییز ۵۲۲ ق م، شورش و طغیان در بسیاری از سرزمین‌ها و سرکوبی آن‌ها و اعاده نواحی بسیاری که از فرمانبرداری سر باز زده بودند، پیروزی‌هایی که در نوزده نبرد نصیب داریوش شده‌است و از جمله پیروزی مهم و دشوار بر سکاها، چگونگی استقرار آرامش و امنیت در امپراتوری پهناور، رد ادعاهای یاغیان ضدحکومت، هشدار نسبت به دروغگویی، دفاع از راستی و راستگویی، دعای نیک در حق کشور و مردم، سپاسگزاری داریوش از یاریهای اهورامزدا در غلبه بر معارضان و بازگشتن صلح، اندرز به شاهان آینده و کسانی که کتیبه بیستون را می‌خوانند، نام کسانی که در غلبه بر گئوماتا از داریوش پشتیبانی کردند و اشاره به انتشار متن کتیبه در سراسر قلمرو هخامنشی به خط میخی و سه زبان پارسی باستان، بابلی و ایلامی. این کتیبه‌ها کلید کشف رمز کلیهٔ خطوط میخی گردید. به ویژه «سر هـ. رالینسون» در این موفقیت سهمی بسزا دارد.

سربازان- جنگی -سکاها وپری کانی ها -هوش نوش-سکاهای آموربگیه-اسکارته- هرهوتیش ها

یادداشتی بر منابع:

همه منابع اولیه موجود در نبرد گوگمل از طرف نویسندگان یونانی است – هیچ روایتی از نقطه نظر ایرانیان وجود ندارد. بسیاری از این منابع “اولیه” نیز مدت‌ها پس از واقعیت نوشته شده‌اند. همانطور که از قدیم گفته شده فاتحان نویسندگان تاریخ هستند، اما اندیشمندان امروزی در حال تلاش برای بازسازی نسخه‌ای  جدیدهستند.
که نسبت به آنچه که در سال ۳۳۱ پیش از میلاد در گوگمل اتفاق افتاد،کمتر جانبدارانه باشد.
دو سپاه در دشتی مسطح و بی‌درخت با یکدیگر روبرو شدند. داریوش سوم، پادشاه امپراتوری هخامنشی، مکان این نبرد را با دقت انتخاب کرده بود. پیاده نظام او، ارابه‌های داسی شکل‌اش و ۱۵ فیل جنگی وی آماده ایستاده بودند. دشمن نیروی بسیار کوچکتری داشت.
داریوش حقاً باید برنده این جنگ یعنی نبرد گوگمل می‌شد اما حریف او اسکندر کبیر مقدونی یکی از بزرگترین متخصصان فنون جنگی بود که جهان تا آن زمان به خود دیده بود۱۰۰۰ سوار جنگی را که انها پری کانی ها فارغانی می نامیدند در این جنگ شرکت کرده وبا سرافرازی حتی هردوت هم از رشادت وجنگیدن این هزار سورا نتونست نامی نبرد واین هزار نفر توانستند ضربات شدیدی به لشکر اسکندر بیاورند.
نبرد گوگمل (آربلا)

ادامه خواندن سربازان- جنگی -سکاها وپری کانی ها -هوش نوش-سکاهای آموربگیه-اسکارته- هرهوتیش ها

گیاهان- دارویی-فارغانات


گیاهان دارویی

گیاهان دارویی فارغانات وسیرمند-تارم زمین- وکوه تشگرد.

گیاهان دارویی گیاهانی هستند که یک یا برخی از اندام‌های آنها حاوی مادهٔ مؤثره‌است.
موارد مهم در تولید گیاه دارویی

فروش وبسته بندی گیاهان آماده‌سازی داروهای گیاهی و تحویل آنها به استفاده کنندگان به نحو بهداشتی انجام نگیرد خواص درمانی گیاه از بین رفته یا حتی ضررهست.

کارهای که باعث کمشدن اثر گیادارویی می شود.

زراعت در زمینی که از نظر مواد خاص مورد نیاز گیاه، دچار کمبود باشد.
رعایت نکردن زمان مناسب برداشت (برحسب وضعیت هوا و ساعات روز)
خشک کردن گیاه در شرایط نامناسب (از نظر درجه حرارت، مدت زمان خشک کردن یا سرعت خشک کردن و…)
عدم نگهداری صحیح و بسته‌بندی مناسب

ویژگی‌های خاص تولید گیاهان دارویی و معطر

ویژگی‌های خاص تولید گیاهان دارویی و معطر را می‌توان به صورت زیر نام برد:

تنوع زیادی در گیاهان و گونه‌های دارویی وجود دارد.
مواد مؤثر آنها دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای است.
شرایط اگرواکولوژیکی تأثیر شگرفی بر مواد مؤثر آنها دارد.
تجارت آنها نسبتاً کم، قیمت شان ناپایدار و در تجارت آنها رقابت جهانی وجود دارد.

شکل‌های مصرف گیاهان دارویی

گیاهان دارویی و معطر عمدتاً به فرمهای زیر مصرف می‌شوند:

گیاه تازه
گیاه خشک شده یا کنسرو شده
بصورت فرآوری شده توسط حرارت
استحصال مواد موثر در صنعت

جوغن قدیمی
جوغن قدیمی

روش تهیهٔ برخی از اشکال مصرفی داروهای گیاهی

دم کرده: مقدار تعیین شده از پودر گیاه را، در مقدار معینی از آب جوش ریخته و به بهم می‌زنند. بعد روی ظرف را پوشانده و به مدت ۳۰-۱۵ دقیقه صبر می‌کنند سپس آن را صاف می‌کنند.
جوشانده:

جوشانده ملایم: مقدار معینی از گیاه خردشده را با ۴٫۱ لیتر آب جوش مخلوط کرده، آن را کمی می‌جوشانند. سپس آن را از حرارت دور کرده، صبر می‌کنند تا دم بکشد. سپس آن را صاف می‌کنند؛
  جوشاندهٔ معمولی: تفاوت آن با جوشاندهٔ ملایم در افزایش زمان جوشش است.

خیسانده: این شکل برای مواد مؤثری که در اثر حرارت از بین می‌روند، توصیه می‌شود. برای تهیهٔ خیساندهٔ سرد، مقدار مشخصی از پودر گیاه را در حجم معینی از آب ریخته، درِ ظرف را ۶ الی ۱۲ ساعت می‌بندند. سپس محتویات ظرف را صاف می‌کنند.

دارو گیاهی
یدر ایران حدود ۸۰۰۰ گونه گیاهی موجود است که از این تعداد ۲۳۰۰ گونه جزء گیاهان معطر و دارویی هستند و از این تعداد ۴۵۰ گونه در عطاری‌های ایران به فروش می‌رسد.

بر اساس تحقیقی که از طرف دانشگاه علوم پزشکی تهران در مورد شایعترین گیاهان دارویی خریداری شده از عطاری‌ها در شهر تهران در سال ۱۳۸۷ انجام شده است، شایعترین گیاهان خریداری شده از عطاران:

در فصل بهار به ترتیب، گل گاو زبان، سنبل الطیب، خاکشیر، بنفشه
در فصل تابستان به ترتیب خاکشیر، کاسنی، شاه تره، تخم شربتی
در فصل پاییز، به ترتیب آویشن، پنیرک، گل ختمی، بنفشه
در فصل زمستان به ترتیب دارچین، زنجبیل، چهارگل و آویشن بوده است.

تصاویر سرگرم کننده