طریق -درمان- سنگ های -قیمتی فارغانات

۱-مطلب این صفحه سنگ
۲-طریق مشک آبخوری یا مشک آب
۱-سنگ های مختلف
در فارغانات

۱- از سالیان دور، روش هایی برای تشخیص چشمی سنگ ها ارائه می شده اما نکته ی قابل توجه این است که ابتدا باید مطمئن شویم سنگی که در دست داریم یک تکه سنگ قیمتی است و با سنگ های معدنی و شیشه ها تفاوت دارد. اگر این سنگ، سخت و شنی باشد نباید آن را یک سنگ قیمتی بشمار آوریم. همچنین اگر نرمی سنگ تا حدی باشد که بتوان شکل و فرم آن را با ابزاری ساده مانند چکش و انبر تغییر داد، مطمئناً این تکه سنگ نیز نمی تواند قیمتی باشد. سنگ های قیمتی معمولا به خاطر شکل کریستالی خود معروف اند و تنها به وسیله ی ساینده ها و دستگاه های برش می توان شکل آن ها را تغییر داد. حتی مروارید که در صنعت جواهر سازی کاربرد بسیاری دارد، سنگ قیمتی به حساب نمی آید. حتی تنه ی درخت فسیل شده هم نمی تواند با وجود درخشش، رنگ و خطوط زیبایی که روی سطح آن وجود دارد در شمار سنگ های قیمتی قرار بگیرد.

۲– دومین راه و البته مهم ترین راه شناسایی سنگ های قیمتی توجه به میزان سختی آن هاست. شاید تشخیص میزان سختی یک سنگ به تشخیص دقیق نوع آن سنگ منجر نشود.

اما در هر صورت کمک بسیار زیادی می کند تا بتوان سنگ مورد نظر را در لیست سنگ های احتمالی قرار داد. برای تخمین صحیح سختی سنگ ها باید از وسایل مخصوصی استفاده شود که از الماس بهره می برند. احتمال باقی ماندن آثار خراشیدگی روی سنگ بعد از تست سبب می شود، شیشه های مخصوصی به جای الماس مورد استفاده قرار بگیرند و همین امر از دقت دستگاه شما می کاهد و برای اطمینان می بایست این تست سختی، برای چندین بار تکرار شود.

۳– مرحله ی بعد توجه به این نکته است که آیا بلورهای سنگ کریستالی شما به راحتی در هر زاویه ای ازآن جدا می شوند. سنگ ها ی متفاوت در این ویژگی نیز از یکدیگر متمایزاند و نمی توان به راحتی بلور های سنگ را از آن جدا کرد. سنگ هایی نظیر کوارتز و میکا به راحتی با همین روش قابل شناسایی هستند اما اگر شما نگران آسیب رسیدن به سنگ قیمتی خود هستید می توانید از این مرحله صرف نظر کنید.

۴– یکی دیگر از روش های جالب تشخیص سنگ های قیمتی، ایجاد خراشی رنگی روی یک سطح سرامیکی است که رنگ حاصل از این خراش نمایانگر نوع سنگ ما خواهد بود. با مراجعه به جداول علمی و مقایسه ی خطوط رنگی سنگ ها ی مختلف می توانید سنگ خود را از سنگ های دیگر تمیز دهید.

۵– شکل کریستالی سنگ ها نیز می تواند نشانه ی چشمی مناسبی برای تشخیص سنگ به شمار آید. استفاده از تجربه و دانش روز دنیا، در این بخش از آزمایش شما بسیار مهم است. شکل اتم ها و مولکول های هر سنگ سبب شده تا سنگ ها اشکالی منحصر به فرد و مخصوص به خود داشته باشند و همین اشکال آن ها را از دیگر سنگ ها متفاوت می سازد.

۶– رنگ هر سنگ، از اولین نشانه های تشخیص چشمی هر سنگ به حساب می آید اما باید توجه داشته باشیم که رنگ نمی تواند معیاری قابل اعتماد برای تشخیص باشد. مثلا یاقوت می تواند در طیف های متنوع رنگی یافت شود و همین تنوع رنگ سبب می شود تا یاقوت صورتی ، سبز و یا زرد با سنگ های قیمتی دیگر اشتباه گرفته شوند. حتی سنگ های کریستالی بی رنگی نیز موجودند که شباهت زیادی به الماس دارند و ممکن است ما را در تشخیص دچار اشتباه نمایند.

چینی ها به شدت در حال کریستال سازی و شبیه سازی هستند و مهمترین بخش تشخیص یعنی تشخیص چشمی را کاملا مورد حمله قرار دادند. ایجاد ناخالصی های غیرهمگن و رنگ های مخلوط شده و پراکنده، حاکی از آن است که بزودی تشخیص بسیار سخت تر خواهد شد. اما از طرف دیگر باید این آرامش خاطر را داشته باشیم که تکنولوژی ساخت سنگ های مصنوعی هرگز نمی توانند نتایج آزمایشات دقیق را تحت تاثیر خود قرار دهند. از سوی دیگر، وسایل آزمایشگاهی نیز روز به روز دقیق تر می شوند.

۷– امروزه از اساسی ترین روش های تشخیص سنگ، استفاده از وسایل حرفه ای تست سنگ می باشد. کشف کانی های متنوع و تشابه ظاهری بعضی از سنگ ها بعد از تراش، مشکلات متنوع را در زمینه ارزیابی سنگ های قیمت بوجود می آورد، پیشرفت علم و فناوری در زمینه رشد کریستال های کاملا مشابه به کانی طبیعی و ابداع روش های مختلف بهسازی گوهرهای طبیعی، به این مشکلات دامن زده است کلیاتی در مورد سنگ شناسی و سنگهای قیمتی واژه Petrology به معنای سنگ شناسی در سال ۱۸۱۱ توسط پینکر تون ابداع و به کار برده شد. این نام از کلمات یونانی petra به معنی سنگ و logos به معنی بحث کردن مشتق گردیده است.

فیروزه

  • نام انگلیسی فیروزه : ( TURQUOISE )
  • این سنگ به رنگ های آبی – آبی مایل به سبز – سبز یافت می شود.
  • در مناطق زیادی یافت می شود مانند آمریکا – مصر – ایران و… که بهترین نوع آن در جهان فیروزه نیشابوری می باشد.
  • در دو نوع صاف ( فیروزه عجمی ) و رگه دار ( فیروزه شجری ) یافت می شود.
  • ماده رنگی آن مربوط به مس و آهن است. همچنین سنگی زنده است. مواد شیمیایی چربی ها، اسید ها و… باعث آسیب رساندن به آن می شوند.

از جمله خواص درمانی و خواص ماورایی آن به شرح زیر میباشد:

  • چنان چه فیروزه را روی گلو قرار دهند گلو درد را درمان می کند و برای درمان بیماری های تنفسی و ریوی موثر است
  • کمک به درمان روماتیسم، نقرس، مشکلات معده، و بیماری های ویروسی.
  • خوف و وحشت و دشمنان را از آدمی دور می کند .
  •  سمبل بخشندگی، خلوص و مهر و علاقه است، دوستی را حفظ می کند و در گذر زمان دشمن را به دوست تبدیل می کند.
  • این سنگ از دسته سنگ های مذهبی هست که استفاده از آن توسط ائمه اطهار توصیه شده است.
  •  باعث نشاط و شادى مى شود ،اعتماد به نفس را زیاد مى کند وانسان را در برابر کابوس ها، خواب هاى آشفته، ارتعاشات منفى و زیان بار حمایت مى کند.
  • همچنین در درمان سردرد مؤثر است و باعث تقویت تمامی بدن و ترمیم بافتها می شود.
  • برای بدست آوردن ثروت از آن استفاده می شود، اگر به عنوان هدیه به شخصی داده شود، برای دریافت کننده ثروت و خوشبختی به همراه دارد
  • این سنگ یکی از ابزار پزشکی در قرن پانزدهم بود و بعنوان پادزهری در برابر انواع سموم به شمار می رفت
  • فیروزه سنگ قدرت  است، بعنوان ابزار مدیتیشن به پاکسازی ذهن شما کمک کرده و شما را پذیرای همه چیزهای موجود در کائنات می کند.
  • سنگی آرامش بخش و تسکین دهنده اعصاب

عقیق

عقیق ، سنگی سیلیسی و نوعی از در کوهی است که بیشتر از سنگ یمانی تشکیل شده‌ است. ترکیب شیمیایی آن ۱۰۰% SiO۲ یا سیلیس بوده که البته گاهی عناصری نظیر Al، Fe، Mg، Ca، Ni، Cr در کنار آن قرار می‌گیرد.

این سنگ انواع مختلفی دارد که بیشتر ما با انواع قهوه‌ای مایل به قرمز یا اکثرا مشکی آن آشنا هستیم، درحالی‌که این سنگ جزو متنوع‌ ترین سنگ‌های زینتی به‌ شمار می‌رود . عقیق‌ آبی، قهوه‌ای، توده‌ای، سلیمانی، سبز و سرخ از انواع آن هستند . عقیق زرد هم یکی از رایج‌ ترین انواع آن بین ما ایرانی‌هاست که با عنوان عقیق شرف‌الشمس خرید و فروش می‌شود، درحالی‌که این نام دعای حک شده روی آن است نه خود سنگ . این نوع از سنگ معادن فراوانی دارد . نوع سبز و آبی هم از انواع دیگر آن هستند که ممکن است بعضی ها با زمرد و فیروزه اشتباه بگیرند .

نحوه نگهداری از عقیق:

این سنگ ها به‌دلیل بافت کوارتزی خود به اندازه سنگ‌ فیروزه و دیگر سنگ ها حساس نیست یعنی موقع شست‌ وشوی ظرف یا استحمام می‌تواند همراه شما باشد ولی بهتر است این سنگ را کمتر در معرض مواد شوینده قرار بدهیم . برای شارژ و تقویت خواص سنگ هم کافی است آن را ۲ ساعت در آب زلال قرار دهید و بعد به اندازه ۳ دقیقه و نه بیشتر زیرتابش مستقیم نور آفتاب بگذارید .

زمرد

  •  زمردبه معنای سبز می باشد.
    نام انگلیسی: (EMERALD)

سختی این سنگ ۸ – ۷٫۵ می باشد.

  • این سنگ گونه‌ای بریل و دارای چمک بلورین و بسیار زیباست و به رنگ های سبز، سبز مایل به سیاه، سبز مایل به سفید، سبز مایل به زرد نیز یافت می شود.
  • زیبایی رنگ این سنگ مربوط به کرم و وانادیوم درون آن است.
  • این سنگ معمولا دارای ناخالصی می باشد که برای تشخیص سنگ طبیعی از مصنوعی بسیار مفید است.
  • این سنگ طبعی سرد و خشک دارد. از زمان های دور به عنوان سنگی درمانی به کار می رفته است و خاصیت ماورائی فراوانی دارد و نیز این سنگ جزء پنج سنگ مذهبی است که استفاده این سنگ را امامان نیز توصیه کرده اند.
    این سنگ دارای خواص درمانی فراوانی میباشد
  • آیات و روایات ائمه اطهار
  • امیر المؤمنین (ع) فرمودند: انگشتر زمرد در دست کردن باعث آسان شدن و گره گشایی کارها می شود و مشکل ساز نیست.(کافی ۶/۴۷۱ – وسائل الشیعه ۵/۹۳)
  • رسول اکرم (ص) فرمودند: دست کردن انگشتر زمرد باعث برطرف شدن  فقر می شود. (مکارم الاخلاق ص ۸۹)
  • امام رضا(ع) می  فرمایند: دست داشتن انگشتر زمرد فقر را به ثروتمندی تبدیل می کند. ( حلیه المتقین ص ۱۸)
  • ۲-پوست- مشک آبخوری
  • پس از کندن پوست بز یا گوسفند (البته با دقت زیاد که سوراخ در آن ایجاد نشود) آن را نمک سود کرده خشک می کنند .
  • بنابراین اگر در سرحد یا بین راه نیز گوسفند یا بزی کشته شود پوست آن را تا آغل نمک سود و خشک می کنند .
  • پوست را در آب می خیسانند تا نرم شود .
  • سپس از سه پایه چوبی  آویزان و موهای آن را می تراشند وبا محلول خاص می زدایند .
  • سپس در یک دیگ بزرگ مقداری برگ پته بید نوعی بید درختچه ای بنام جر می ریزند و در آب می جوشانند و آن را سرد می کنند .
  • پوست را چندین بار در این محلول ساعتها می خیسانند تا بخوبی ورز بیاید .
  • یک آدم باسلیقه و با تجربه با سوزن درشت (سوزن لحاف دوزی یاجوالی) و نخی که از موی بز یا پشم گوسفند آماده شده با دقت محل دستها و پاهای پوست همچنین ته آن را با دقت می دوزد .
  • سپس محلول برگ پته بید نوعی بید درختچه ای بنام جر را بمدت حداقل یک هفته داخل آن نگه می دارند.
  • وقتی خالی شد بمدت یک شبانه روز از خاک تفتیده اجاق داخل پوست می ریزند و با آب می خیسانند .
  • پس از این مرحله محلول را خالی کرده و با دقت مشک را می شویند .
  • در این مرحله کمی زاج اندازه یک انجیر را در آب انداخته و داخل مشک می ریزند و سه روز نگه می دارند .
  • بعد پوست را کاملا شسته و در داخل آن مقدار یک چارک (۲۵۰ گرم) برگ درخت بنه که کاملا کوبیده باشند ریخته و مشک را از آب پر می کنند و در آنرا بسته و در داخل ظرفی که آن هم از مخلوط برگ بنه و آب پر شده ، قرار می دهندو ۴ شبانه روز صبر می کنند و مجددا مخلوط آب و برگ درختان بنه را مطابق قبل فراهم کرده( تازه می کنند) و برای مدت زمان۸ الی ۱۰ روز دیگر هم، مشکها را در مخلوط آب و برگ بنه قرار میدهند .
  • بعد مشکها را در آفتاب کاملاخشک می کنند و مشکهایی را که خشک شده بودند در داخل رنگ مخصوص مشک قرار می دادند( برای تهیه رنگ مخصوص مشک : ابتدا پوست ریشه درختانی از قبیل بادام و مغزو ( بادام کوهی ) و ارچن و مغزو
  • را از ریشه جدا کرده و می کوبیدند و در داخل ظرفهای بزرگی بر روی آتش قرار می دادند تا در اثر جوشیدن ، رنگ قرمز غلیظی به دست بیاید.)
  • که پوست ها را در داخل این رنگ قرار داده و ۲ الی ۳ شبانه روز دیگر هم صبر می کردند و بعد از این مدت مشک آماده می شد آن را چپه می کردندتا قسمت داخل پوست به طرف بیرون قرار گیرد و سپس قسمت ته مشک را بطور دقیق می دوختند و دنده می گرفتند( برای دنده گرفتن ، ابتدا تعداد زیادی چوب یکسان و هم قطر و به طول اندکی بیشتراز هسته خرما، از درخت انگور یا کلور(چوب گنگر)
  • جدا می کردند و آنها را یکی به یکی در داخل مشک و در قسمتی که دوخته بودند قرار می دادند و از بیرون با استفاده از تکه های نازک پوست ، این دنده ها را تک به تک ، محکم می بستند تا قسمت انتهایی مشک کاملا آب بندی شود) و اگر در جایی از مشک به هر دلیل سوراخی ایجاد شده بود آن را به کمک عمین می گرفتند(عمین یا عوین؛ ممکن است به الف هم نگاشته شده باشد؛ : حلقه ای استوانه ای شکل و کوتاه بود که از چوب درخت بید، ساخته و تراشیده می شد و در قسمت بیرونی از ارتفاع آن شیار نسبتا عمیقی ایجاد می شد تا در دوسر این استوانه دو برآمدگی دایره شکل باقی بماند. که این قطعه را از داخل مشک ، بر روی سوراخ مشک قرار می دادند و از بیرون به کمک نخ آنرا می بستند. نخ در داخل شیار قرار می گرفت و سوراخ را بطور کامل آب بندی می کرد).تکه ای از نخ را که به هم تابیده شده باشد( به طول حدود یک متر) بر قسمت انتهایی یکی از پاچه های مشک می بستند .   ( محل دست و پای گوسفند را در مشک، پاچه می گفتند. )تا به کمک آن بتوانند در مشک( قسمت گردن گوسفند) را محکم ببندند تا از بیرون ریختن هر آنچه که در مشک است جلوگیری کنند.مشکی که بدین روش به عمل آورده می شد برای چندین سال قابل استفاده بود و فقط ممکن بود که عمل رنگ دادن به مشک تکرار شود.
  • پس از این مرحله مشک را شسته و برای مصرف آماده می کنند .
  • هر مشک بطور متوسط ۵ سال دوام دارد .
  • مشک آب در اندازه های کوچک  از پوست کهره و بزغاله تهیه می شود.
  • لازم به یادآوری است مشک برای نگهداری دوغ و ماست، برای زدن دوغ و نگهداری روغن نیز با کمی تفاوت از پوست بز و گوسفندان تهیه می شود

 

 

داستان به گویش (تارمی فارغنی)

به قلم یعقوب باوقار زعیمی

  • *شیرزن تارُمی و مغول دختر دُراگاهی*🌴

    شیر زن سر راه بُی یه بَیله ای اَ آدم تو سینه ی کوه برخورد اکنن . مهد ابریم اگو اینان آدمونن که اَ ای راه او راه بَی ای طره بی خوشون از ترس باج و خراج ندادن ایجا تاک وپراک شوکین و دمبال اَو او آبادی اگردن .

    روبرو که اَبِن با هَمده گَپ ازنن . آدمونی که اگون اَ طِری بَشکرد و رودبار اومدستیم و گپ زدنشون هم بُری فرک اشه با ایجا و ‌با سختی بُی هم افهمونن ، اَگُن : ما دمبال چِشمه ی اوُیم که جا منزل اکنیم .‌ شیرزن اگو : ما هم دمبال اییم که اوون سرگشته تو جوغ شُکنیم تا وِلو تِلو نبو .‌‌اگه شما دمبال جا منزل و آبادی اگردین ما ماشا جاهونی همی دور و بر هستن که نشونتون آدیم و بهدشن تاشا با ما کار اُکنین .

    سر دسته شون اگو : حتما” ما که ما یه جای منزل اکنیم و زندگی اکونیم کار و باری هم اکونیم .

    مهد ابریم که از بیخه ی گله گاه تا کَّل ای منطکه کوه و دشت تارُم و فارغونات گَشت بو و مث ِ کف دستش ششناخت جایی هامو نزیکون پر آبدین(اولین ایسگاه پلیس سایکسspr )و سات آبا (سعادت آباد)براشون در نظر اگی و شاگو الاونه شما همی جا ابین تا ما اشیم او پِل کوه ، طِرَی فارغونات بر اگردیم .

    شیر دختر و مهد ابریم اَشِن تا اَ گردنه ی قطبی تا ابن و اَرَسِن دورودی جایی که باید مسیرشون توُ آدِن اِشِن طِرَی فارغونات .‌.تو ای مسیر که اَومَدِن هر جا اوُ رایی و چَک و چِشمه انی شادی چند تا سنگ رو همده کوپ شاکه و نُشونی شنا . اوباد نمک ، اوُباد گُمپون ، کَنات گهکُم ، اوُباد گُدار . ای چِشمه و اَوُبادون هر کدومی انگاری یه معبد و زیارتگاهی بو بی شیر دختر و روبرو هرکدام دَسُنِش با حالت شکرگزاری رو هم شَنا و وردونی بَی خوش شخوند .

    وارد منطکه ی فارغونات که بودن ، سر راه آبادیونی ابینن که اُنگاری خیلی وخت نبون جا و مکان شُگِن …شَمیل ، جائین …دهنه ی میمند و دامنه ی کوه جایی ابین که لازمن جوغ ساروجی اِکشه.‌.

    تو خود مرکز فارغون که اَرَسن رو ونه کعله ی حاکم اوجا اَبِن …. حاکم بی ایکه آوازه ی شیر دختر ششنُفت بو با پذیرایی گرمی که ازشون اَکن با نارنگیون نافی که اَ تو باغ شُچی بو هم پذیرایی شاکو

    شیر دختر اَ کاری که شَی اُکُن اگو .‌‌‌.. حاکم با شوخ طهبی ( شوخ طبعی) اگو : مو هم مِثِ حاکم تارُم هیچ کاری به کارِت اُمنی ….تو تَی لَکَب ” شیر مرد” اِگیری و ر‌و دَسِ ما اِزَنی ….فکط ای تُگُم که جوغ که تَی اِکَشی اَوَُنِش اَگه اِی طِری باغون ما بیا و نارنگیون خوبی ابو ، یه باغی بَی خوت ادیم .

  • پس اَ دیدن منتکه ی فارغون اَ رایی که اومه بودِن بر اگردن …تا اَرَسِن به هامو جایی که کبیله ای دمبال جا منزل بودِن ، مهد ابریم بَی رئیس کبیله شون اَگو رَد ما اگرین بیین تا ارسین بی نزیکی سات آبا .رییس کبیله با چند نفروشون اَیان اوجا …مهد ابریم جایی نُشُنشون اَده که سه تا چشمه اَ دِل سینه کوه بون که بعدن اسمش اهلن : سه هَک ( سَهک) .مهد ابریم اگو خیلی خوب گه ای آدمون خیلی کاری و زرنگ هستن خوب شاشا کنگِ کارمون اِگیرِن و خوب جایی هم بی اینان مویُو … دُمباله اِشن …. 🐎🌴Y.B.Z.
  • بااندکی ویرایش جزئی به گویش فارغانی تارمی
الکساندر = ال + ک + سان + در = خاندان خورشید پرست،  یا خاندان کوچک خورشید بزرگ.
   ال = خادان = ا = راست و بلند،  آلت مردانه + ل = وابستگی.
   ک = کسر، کوچک، کم.
   سان = خورشید.
   سا = آسمان + ن = برکت.
   در = فراوان، بزرگ.
   ا = ایر.
   نادر = کمیاب،  مخالف زیاد = نا = مخالف + در = زیاد.
   ناسر = ناصر = نا + سر = خوش اخلاق.
   نا = مخالف، بدون + سر = ترش، بداخلاق.
   سرکه = سر + که = کم ترش.
   سر = بی حس = بد اخلاق = ناجور = ترش.
   اس S = اش = پاک = اس + لام = مقدس = اسلام.
   اس + ک = دارنده پاکی.
   اشک = اسک = آب پاک = اشک چشم = عامل مقدس.
   ار = ایران //   ارشک = ار + اشک =  مقدس ایران، پاک ایران.
   مکران = مکه + ان = سرزمین مقدس.
   مک = مکه = استوار، قوی، عبادتگاه، مکان.
   مک + تب = بالابردن مک = بالابردن قدرت و سواد.
   مغز و مخ و مغ همه از همین واژه مک هستند.
   کرمان = کرانه ساحل زمین و کشور.
   کر = کناره – ساحل – حاشیه آب.
   مان = مین = زمین ، کشور ، مادر.
   آسمان = آس = بالا + مان = زمین = بالای زمین.
   اریتره = اری تره = دریای ایران.
   ار = اول اران و اول بسیاری از شهرها مانند اردبیل و اربیل.
   تره = آب، دریا.
   اسپارت = اس + پارت.
   در تحلیل های من اس = پاک و اسپارت = پارت پاک،  و باز از نظر من پارت = پرت = دور است.
   پارتی زان = دورزن،  ژاندارم باستانی.
   شیراز = شیر راز = شیر + راز = چند راه.
   شیر = شر = تقسیم.
   راز = راه = گذر.
   استخر = جایگاه پاک،  معبد بزرگ مقدس و پاک.
   اس = پاک،  مانند اسلام، اسک یا اشک.
   اسلام = اس + لام = پاک مقدس.
   تخر = جایگاه،  که تغییر آوا داده شده آن تغار و تکاب است.
   تغار = کاسه بزرگ.
   تکاب = تک یا تغ یا تخ + آب = جایگاه آب.
   اشکانیان = اسکانیان = کسانی که دینشان پاکی است.
   اسکندر = درون پاکی،  رهبر دین اشکانیان
   اسفند = اسپند = دانه پاک،  که از قدیم بعنوان ضدعفونی و پاک کننده استفاده می شد.
   پند یا فند = دانه،  مانند فندوق.
   فندوق = فند + دوق.
   دوق = دوگ = دوک = بسته چوبی.
   دوکان = دکان = دوک + ان = جایگاه چوبی.
   صندوق = سن + دوق.
   سن =  چوب،  تخته.
   سندل = سن + دل = دل چوبی = دمپایی.
   سن و سنا و سنگر و سنباده و سنعت همه از چوب است.
   سنعت = صنعت = سن + ات = تکه کاری با چوب.
   ات = در، داخل.
   سند = س + اند = سر هند.
   سندباد = سنباد = سن + باد = باد دکل، باد مناسب کشتی.
   اتصال = اتسال = درهم شدن.
   اتسال = ات + سال.
   سال = سا + ل = پیوسته یکپارچه.
   سا = آسمان + ل = وابسته به آن.
   سالن = سا + لون.
   لنگ = لونگ = لون = رنگین + گ = پوست گاو.
   هندسه = هیندسه = هین + د + سه.
   هین = بحرکت در آوردن، حرکت.
   د = De =  داخل، شامل، در، دنیا.
   سه = س = سر = ه = تجسم.
   چلیپا = چارلیبا = چهار لب.
      عده ای نا آگاه و ناشی بهرام را گیرنده گور گفته اند،  درصورتیکه بهرام مقدس است،  و این تقدس گور به مغول و گورکانیان هم رسیده است،  گورکانیان هند را مغول ایرانی می گفتند.  این واژه گور از دوران گاو مقدس باقی مانده است.
   گور = گو = مقدس + ر =  وابسته به آن/  گور = دارای تقدس.
   گو = گاو = گوشت = گوه = تپاله گاو/  گو دارای ارزش برای ادامه زندگی بوده است.
   بهرام گور = بهرام مقدس.
   گورخر = گو + ر + خر = حیوان مقدس،  مانند گاو مقدس.
      مار سلامتی در ظروف جیرفت که اصل و مهم هستند، و بیش از ۵۰۰۰ سال نقش دو مار دارند.
   بیمار = بی + مار /  بی = بدون + مار = سلامتی.
   مار = سلامتی، الهه سلامتی، نشان سلامتی،  مار نشان معروف ظروف جیرفت.
   بیمار در نقاط مختلف آوا های مختلف نیز گرفته مانند ویمار.
      این داستان واژه ها تمامی ندارد،  وقتی اینها را ردیف می کنم،  یاد برنامه طنز مجید می افتم،  که مجید همه چی را چیز دیگری می گفت،  و پدرش عصبانی می شد.  امروزه هم مردم ما که عادت و علاقه به تحقیق و تحلیل ندارند،  این پیگیری واژه ها را مانند همان داستان مجید می دانند.  تلویزیون بجای کار علمی،  بیشتر طنز و جوک و مسخره بازی بخورد مردم داده.  درصورتیکه هر کدام از این سیلاب ها یکی از حروف هیروکلیف جی است،  که وقتی در کنار دیگری قرار می گیرد،  معنی جدید می یابد.  امروزه با کمی تغییر آوا،  همان گفته های چند هزار سال پیش هستند.
   مهم و جالب:  واژه هایی که از روی کم سوادی و یا احساسی،  می گویند عربی و یونانی و اینجایی و آنجایی است،  همه ریشه در تمدن های کهن ایران دارند،  از نظر تحقیقات من تمدن و گویش از یک جا شروع شد،  و به تمام جهان گسترش یافت.  من هنوز جایی از زمین را بدین منظور،  کهن تر از حوزه خلیج فارس نشناختم.  بسیاری از واژه های زبان های دیگر ریشه یابی در آن زبان ندارند،  زیرا ریشه آنها در حروف هیروگلیف جی است.
   توجه:   وقتی می گویم ایران،   منظور نوشتن و گفتن و تعریف از کشور خود نیست،  بلکه منظور تمدن کهن ار یا ایر یا ایران است برگرفتع از سایت اقای راوید انوش