طرح کسب وکار در فارغات

فارغانات با توجه به چهار فصل بودن وشرایط ویژدر طبیعت بکرداشتن کوه دشت بیابان وتپه ماهور میتوان هر  خانه ومنزل از دام گرفته تا طیور شروع کردجالب این است  همه کسانی که موفق بوده اند از کار کوچک شروع کرده وبا نیروی جوانی وتوانایی مردم این خطه به کسب عالی برسندکار وکسبی را ایجاد کرد

  • کسب کار

وجود یک طرح کسب و کار به مدیر کمک خواهد کرد تا راهنمای اجرایی یک سرمایه گذاری را تا انتها در دست داشته و بتواند وضعیت نسبی را در هر برهه از زمان ترسیم کرده و کروکی کسیر تحقیق درکنترل خود داشته باشیم اغلب انتظار می رود یک طرح کسب و کار، حاوی اطلاعاتی در خصوص شرکت، محصول و خدمات بازار، تیم مدیریت، استراتژی کسب و کار، جزئیات اجرایی و تجزیه و تحلیل های مالی باشد. آنچه مهم است ارائه شفاف و صادقانه اطلاعات فوق است و ترتیب و شکل ارائه آن از اهمیت کمتری برخوردار است. بصورت مشخص نمی توان گفت که یک طرح کسب و کار شامل چه بخش هایی است چون با توجه به نوع کسب و کار و هدف تهیه طرح قسمت های آن نیز تغییر می کند. قسمت هایی هم هیت که در یک طرح می تواند باشد یا نباشد.

بطور کلی بخش های اصلی یک طرح کسب و کار را بصورت زیر می توان معرفی نمود:

۱٫ خلاصه مدیریتی 

خلاصه مدیریتی، بخشی است که سرمایه گذار یا بانک در نگاه اول با خواندن آن طرح شما را رد یا قبول می کند و در صورت قبول شدن بقیه صفحات طرح خوانده می شود. اگرچه این بخش آخرین قسمتی است که نوشته می شود اما اولین بخشی است که بایستی مطالعه شود و توجه خواننده را کاملاً به خود معطوف سازد.

سوالاتی که در این بخش مطرح است عبارتند از:

کسب و کار ما چیست؟

هدف ما از انجام این کسب و کار چیست؟

محصولاتی که قرار است ارائه دهیم چیست؟ آیا این محصولات با هدف ما تناسب دارد؟

این محصولات چه نفعی برای مشتریان دارد؟

آینده این کسب وکار چیست؟

آیا هدف بر مبنای واقعیت بنا شده است؟

آیا ما صلاحیت ها و مهارت های لازم برای راه اندازی یک کسب و کار را داریم؟

افراد کلیدی کسب وکار چه کسانی هستند؟

۲٫ توصیف کسب و کار و استراتژی

در این بخش چرایی وجود شرکت و اهداف غیر خیالی شرکت و وجه تمایز شرکت با بقیه شرکت ها از دید مشتری ها گفته می شود. 

موارد بسیار مهم در این بخش که حتماً بایستی آورده شوند:

معرفی شرکت و نوع آن: در این قسمت باید اطلاعاتی راجع به شرکت، سهامداران، مکان شرکت آورده شود از جمله: نام شرکت و نوع آن، هیات مدیره، مدیر عامل و سهانداران و درصد سهام هریک، تاریخ تأسیس شرکت، اطلاعات مهم در مئرد منابع مالی شرکت، صنعت و بازاری که کسب و کار در آن فعالیت می کند، محل شرکت، تسهیلات، امکانات و تجهیزات شرکت، آدرس و شماره تماس های شرکت، مشاورین مالی و حقوقی شرکت، اطلاعاتی راجع به سهم بازارو نقاط قوت و ضعف

مأموریت کسب و کار: در این بخش از طرح مدیر وضعیت مطلوبی که برای آینده کسب و کارش، در نظر دارد را بیان می کند. این بیانیه آمال و آرزوهای کارآفرین را نشان می دهد.

گذشته، حال و آینده شرکت: در این بخش نویسنده طرح باید اطلاعاتی در خصوص پیشینه شرکت مثل: تاریخ تأسیس، جرایی تأسیس، مسیرهای ترقی و تغییر شرکت، شکست های شرکت ارائه دهد. همچنین در مورد وضعیت فعلی شرکت مانند تولیدات فعلی، تعداد کارمندان، وضعیت صنعت و بازار و وضعیت فروش شرکت به خواننده اطلاعاتی داده شود تا بدان وسیله خواننده بتواند وضعیت فعلی را درک کند و بتواند وضعیت چند ماه آینده را در ذهن خود ترسیم کند. در مورد آینده هم بایستی واقع بین بود و از اغراق پرهیز نمود.

معرفی تیم مدیریت و اطلاعات تماس: اولین سؤالی که به ذهن یک ارزیاب می رسد این است که “اینها که هستند؟” . تجربه، استعداد و اتحاد مؤسسان شرکت اولین نگرانی یک سرمایه گذار است. در این بخش بایستی اطلاعاتی را به خواننده بدهید که وی نسبت به توانمندی مدیران و مجریان طرح اطمینان پیدا کند.

سهامداران: تعداد سهامداران و میزان سهم آنان از سرمایه شرکت در ساختار سرمایه شرکت تأثیرگذار است که این خود بر تصمیمات سرمایه گذاران اثر خواهد گذاشت چرا که ساختار سرمایه بر ریسک مالی شرکا اثر می گذارد.

رابطه با تأمین کنندگان: ایجاد یک رابطه قوی با تأمین کنندگان مواد اولیه و خدمات مورد نیاز شرکت یکی از کلیدهای موفقیت و عامل پاسخ گویی به موقع به مشتریان شرکت است.

۳٫ تیم مدیریت و سازماندهی

تحقیقات نشان داده است که مهمترین عامل از نظر سرمایه گذاران در ارزیابی هر طرح، گروه مدیران است. اگر مدیران مورد تایید قرار نگیرند تامین مالی بسیار مشکل خواهد بود. استفاده از نمودار سازمانی می تواند به خواننده در فهم نیروی انسانی بسیار کمک کند. مسائل مربوط به نیروی انسانی از قبیل: تعداد کارکنان، نیاز به متخصصین و مهندسین، تکنسین ها یا هر نوع نیروی کار خاص دیگری که لازم است را در این بخش ذکر کنید. مشاوران یک کسب وکار ممکن است بصورت رسمی اعضای هیات مدیره باشند یا بصورت غیر رسمی گروهی خارج از سازمان باشند. نحوه ارتباط شما با مشاوران و اعتبار و کیفیت مشاوره از مسائلی است که سرمایه گذاران علاقه زیادی به آن دارند.

۴٫ تحلیل بازار و رقبا

در طرح کسب و کار باید محیطی که شرکت در آن مشغول فعالیت است، تشریح کرد و در این تشریح باید مشتری، نیازها، محل و راه های رسیدن به مشتری بدرستی تعریف شود.

مهمترین نکات که بایستی در این بخش آورده شود عبارتند از:

شناسایی بازار مناسب: برای اینکه بتوانید در بازار پر از رقابت امروزه دوام بیاورید و کسب و کار شما روز به روز رشد کند باید نسبت به محیط حساس باشید و همگام با تغییرات مشتریان، تغییرات بازار، تغییرات فناوری و هرتغییر دیگر در محیط کسب و کار، شرکت شما نیز تغییر کند.شناسایی روندهای بازار از قبیل : جمعیت، ساختار، بهداشت، سلیقه و خواست مصرف کنندگان، ساختار درآمد خانوار، الگوهای سکونت و اقامت، نیاز به نیروی کارو … علاوه بر اینها بایستی تلاش نمود تا اطلاعاتی در مورد حجم تقاضای فعلی بازار بدست آورد.علاوه بر آن سهم بازار خود از بازار هدف را مشخص نمود.وضعیت رقابت در بازار کسب و کار یکی از مسائل اساسی است که در این بخش به آن پرداخته می شود. بنابراین بهتر است که دقیقاً رقبای اصلی خود را در بازار شناخته و آنها را معرفی کنید. برنامه شما برای نحوه رقابت با آنها بسیار مهم است.

فهمیدن بازار: تغییر دینامیک بازار یا تغییر رفتار مشتری ممکن است آسیب های شدیدی به کسب و کار شما وارد کند. بنابراین قبل از عملیات کار تحقیق شود بخش بندی بازار و موقعیت یابی در بازار و تحقیقات بازاریابی از جمله مهمترین نکاتی هستند که در این بخش از طرح کسب وکار به آنها پرداخته می شود.

۵٫ محصول یا خدمت

این بخش شامل تشریح محصول یا خدمات، مزیت های محصول، فناوری ساخت منابع، محصول یا خدمات آینده می باشد. نکته مهم در این بخش ذکر مزیت های محصولات و هزینه هر مزیت است. همچنین لازم است طرح شما دیدگاه و فلسفه شما نسبت به کنترل کیفیت را بیان کند. بطور مثال اینکه چگونه از تولید محصول بی کیفیت یا ارائه خدمات بی کیفیت پیش گیری خواهید کرد؟ خدمات پس از فروش شما چگونه است؟ همچنین نیاز است که طرح شما هر قانونی که ممکن است به نوعی بر کسب و کار شما تأثیر داشته باشد را توضیح دهد. اگر نیاز به مجوزی خاص هست آنرا توضیح دهید. و در آخرهم بایستی به شناسایی هزینه ها پرداخت و آنها را بطور خلاصه بیان نمود.

۶٫ بازاریابی و فروش

بازاریابی شامل افزایش آگاهی مشتری است و انتقال اطلاعات در مورد جنبه های محصولات یا خدمات به مشتری است. طرح بازاریابی، موقعیت فروش در هر بخش از بازار را تعیین می کند. جزئیات بازاریابی، آگهی های تبلیغاتی و استراتژی های فروش مسلماً منتج به فروش مطلوب و گرفتن سهم مناسبی از یازار می شود. ابزارهای بازاریابی مختلفی وجود دارد، بدین سبب باید به گزینش ابزارهای مناسب بپردازیم. برای این منظور می بایست آمیخته بازاریابی که شامل محصول، قیمت، توزیع و ترویج است تعیین شوند. از سوی دیگر، فروش شامل فعالیت های مختلفی برای متقاعد کردن مشتریان بالقوه به خرید است. طرح کسب و کار شما باید به خوبی توضیح دهد که فرآیند فروش چگونه انجام خواهد شد. بایستی روش های فروش و تأمین نیاز فروشندگان در این بخش توضیح داده شود.

۷٫ اطلاعات مالی

۸٫ ضمائم، اسناد و مکتوبات تکمیلی و صورت حساب های مالی


برگرفته از کتاب طراحی و تدوین طرح کسب و کار

گیاه دارویی

نولوستک درفارغانات
معرفی میوه لگجین یا هندوانه وحشی

لگجین یا هندوانه وحشی گیاهی است که در طب سنتی برای خواص بیشماری را نام برده است. (نولوستک)

 برگ‌ های این گیاه در اوایل بهار جوانه زده و می توان در این فصل از خواص درمانی آن استفاده کرد.


نولوستک بوته ایست که درفارغانات به وفور یافت می شوده caparis spinosa از میوه کال آن ترشی،و میوه رسیده آنرا مستقیم و تازه می خورند (رسیده آن شکفته می شود). در تحقیقات نیز اثر درمانی ریشه آن برای هپاتیت ثابت شده است. گیاه لگجی گیاهی بومی منطقه ما که ثروتی ناشناخته است، بی اختیار از کنار آن می گذریم و برایمان جز زینت فصلی ارزش دیگری ندارد. و نمی دانیم که این گیاه ناشناخته در داخل کشورمان چه طرفدارانی در خارج از کشور و به خصوص در مناطق مدیترانه ای نظیر مراکش، اسپانیا، ایتالیا، پرتغال و یونان دارد.

لگجین در کاهش نفخ تاثیر داشته و خاصیت ضد رماتیسمی دارد و و از بین بردن عفونت کلیه به کار می‌رود. در طب آیروودایی (گیاه درمانی) نولوستک به عنوان تحریک‌کننده درمان  تصلب شراِین و محافظ کبد ثبت شده است. در بعضی موارد نولوستک برای درمان جراحت مفاصل، پوست و بدن به کار می‌رود. پوست ریشه گیاه سابقا در بیماریهای مختلف مخصوصا امراض مربوط به کبد و طحال مصرف می گردیدو از آن در موارد ضروری به عنوان مدر ،قابض و مقوی نیز استفاده به عمل می آمد.


از این گیاه در اسپانیا نوعی سس به نام سس کبار تهیه می‌شود که بسیار خوش عطر و طعم است و کمی به سس خردل همراه با فلفل سیاه شباهت دارد. غنچه آن به عنوان ادویه در تهیه سس، کره، پنیر و در تزیین غذا و سالاد به مصرف می‌رسد. میوه‌های نارس (دهک) و ریز پس از برداشت درون سرکه یا آب نمک نگهداری می‌شوند و ترشی خوشمزه‌ای محسوب می‌گردد. میوه که طعمی تند و تیز اما دلچسب و عطر مخصوصی دارد همراه با پیتزا، گوشت، ماهی و یا درون سالاد و همراه با انواع ساندویچ به مصرف می‌رسد.

 میوه نارس به صورت پخته نیزشان یا نهار همراه انواع سبزیجات  تخم مرغ وپیاز تفت داده مورد استفاده قرار می‌گیرد.


گیاه‌شناسی  نولوستک

برگ‌های این گیاه خودرو به قطر دو سانتی‌متر است و گل‌هایی سفید و بسیار زیبا دارد که حاصل آن میوه‌‌ای خوش طعم و شیرین است. این گیاه در نقاط مختلف ایران مانند ایلام، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر یافت می‌شود.

مصرف خوراکی نولوستک یا هندوانه وحشی

نولوستک

در اروپااز غنچه‌ی گیاه نولوستک(دهک) به عنوان ادویه در تهیه‌ی سس، کره، پنیر سالاد، پیتزا، ساندویچ، غذاهای گوشتی و ماهی و تزیین غذا استفاده می‌شود..

  • میوه‌های نارس و ریز را پس از برداشت درون سرکه یا آب نمک نگهداری کرده و از آن ترشی درست ترشی دهک ..
  • در اسپانیا از این گیاه نوعی سس تهیه می‌شود که بسیار خوش عطر و طعم است.
  • میوه‌ی رسیده و پخته‌ی گیاه همراه انواع سبزیجات مصرف می‌شود.

کاربرد آرایشی نولوستک

از این گیاه برای ساختن مواد آرایشی مناسب پوست‌های خشک و برخی داروهای خاص استفاده می‌شود.

خواص نولوستک یا هندوانه وحشی

  • اگر دچار نفخ می‌شوید، لگجین را به عنوان یک سبزی خوراکی همراه غذا مصرف کنید.
  • این گیاه خاصیت ضد روماتیسمی دارد.
  • تصلب شرائین و عفونت کلیه را درمان می‌کند.
  • برای درمان جراحت مفاصل، پوست و بدن به کار می‌رود.
  • پوست ریشه‌ی گیاه برای درمان بیماری‌های کبدی و طحال موثر شناخته شده است.
  • گیاه لگجین خاصیت مدر و قابض دارد.
  • مصرف آن بدن را در برابر  سرماخوردگی مقاوم می‌کند.
  • اثر ضد میکروبی و ضد التهابی دارد.
  • کم خونی و رنگ پریدگی چهره را رفع می‌کند.
  • ضعف عمومی بدن و ضعف اعصاب را از بین می‌برد.
  • جوانه و گل‌های آن نیروبخش است.
  • از جوشانده‌ی گیاه برای مداوای نقرس استفاده می‌شود.
  • مصرف برگ لگجین، کرم معده و روده را از بین می‌برد.
  • پوست این گیاه آرام‌کننده، معرق و ملین است.

در رفع سرفه و تسکین حمله‌های آسم موثر است

فارغانات شهرآیینی کهن ایران

خانه‌های دورتادور پشتی و سفره‌های ناهار و شام از این سر تا آن سر اتاق، جایشان را به مبلمان و میز ناهارخوری داده‌اند. حتی اگر هنوز روی زمین نشستن راحت‌تر باشد اما مبلمان در گوشه‌ای از خانه چیده شده است و خانه بدون مبل، خالی به نظر می‌رسد. این تغییر، بر رفت و آمدهایمان نیز اثر گذاشت است، گاهی فقط به تعداد مبلمانی که داریم مهمان دعوت می‌کنیم. ابتدا در این کارگاه مختصری از تاریخچه صندلی را خواهیم گفت و اینکه صندلی کی وارد خانه‌های ما شده و کجای آن قرار گرفته است. با کمک شما سعی می‌کنیم به جایگاه کنونی مبلمان و صندلی دست پیدا کنیم. آیا مبلمان نشانه ثروت است یا وسیله‌ای برای راحت نشستن؟ آیا مبتنی بر متراژ خانه‌مان مبل می‌خریم یا بر اساس سلیقه بازار و دیگران؟ آیا فرش کارکرد پیشین خود را از دست داده است یا برعکس هنوز هم موقع چیدن مبلمان، ابعاد و رنگ فرش را ملاک قرار می‌دهیم

http://www.fargan.ir/2019/07/17/1710/بلاگ/‎(opens in a new tab)

شمیل مرکز صنعت فارغانات

روستا وبرزن شمیل تولید کننده انواع و اقسام  درختان ودرختچه ی  گرم سیری وصنعتی مانند ذرت هندوانه خارج از فصل و گندم وخرما خرمای مجول توسط آقای ایرج شریفی کاشته وبسیار………

آغاز کشت هندوانه خارج از فصل در ۱۲۰۰ هکتار زمینهای کشاورزی روستای شمیل، حاجی آباد که بهترین تولید کننده هندوانه خارج از فصل کشور می باشد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛ صفدر امیری رئیس شورای روستای شمیل در گفتگو با خبرنگار پیارم، اظهار کرد: روستای شمیل از توابع شهرستان حاجی آباد می باشد که همه ساله در این فصل سه محصول هندوانه، سیب زمینی و خیارسبز را خارج از فصل کشت می کند.

رئیس شورای روستای شمیل افزود: در حال حاضر در روستای شمیل حدود ۱۲۰۰ هکتار کشت هندوانه به صورت نایلونی، ۳۵۰ هکتار سیب زمینی و ۴۰ هکتار خیار سبز کشت شده است.

امیری اظهار داشت :پیش بینی میشود از این میزان سطح زیر کشت ,بالغ بر ۴۰۰۰۰ تن هندوانه برداشت گردد.

وی افزود سطح زیر کشت در سال جاری نسبت به سال گذشته به علت افزایش سطح زیر کشت گندم ۲۰ درصد کاهش داشته است

ایشان خاطر نشان کرد:از هر هکتار,مقدار ۳۰ تن محصول برداشت خواهد شد و ارقام کشت شده هندوانه آستارا خان نیاگارا وps  می باشند .

امیری عنوان کرد: هندوانه شمیل یکی از مرغوبترین از لحاظ کیفیت و طعم هندووانه در کشور می باشد که مشتری زیادی دارد و همه ساله از ۱۵ اوردیبهشت به بعد این هندوانه وارد بازار می شود.

وی بیان کرد: کشت هندوانه خارج از فصل در شمیل از ۲۰ بهمن ماه ، سیب زمینی ۱۰ بهمن و خیارسبز نیز از ده بهمن ماه کشتشان آغاز می شود و خیارسبز در پایان اسفند و سیب زمینی از ۱۵ فروردین در شمیل برداشت می شود.

امیری در ادامه با اشاره به مشکل کشاورزان منطقه در خصوص جاده افزود : یکی از مشکلات کشاورزان منطقه جاده بین مزارع می باشد که شن ریزی و خاک کوبی شده است ولی آسفالت نمی باشد و مشکلاتی رابرای کشاورزان به وجود آورده است.

رئیس شورای شمیل عنوان کرد: به دلیل خشکسالی های پی در پی و کمبود آب کشاورزان تصمیم به گرفتند که زمین های کشاورزی خود را آبیاری قطره ای و یا تحت فشار کنند که بخشی از کار انجام شده است و پیمان کار برای ادامه کار نیماده و کشاورزان دقدقه این را دارند که اگر پیمانکار به تعهدات خود عمل نکند در تابستان مردم روستا به مشکل بر می خورند.

حمایت مسولان بیمه از کشاورزان جدی تر شود. ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ | ساعت ۱۲:۱۱

مسئول نظام صنفی کشاورزان شهرستان حاجی آباد گفت :با توجه به اینکه اکثر کشاورزان حاجی آبادی محصولات خود را بیمه می کنند اما بیمه درمواقع پرداخت خسارت حمایت کافی از کشاورزان نمی کند.

به گزار ش روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی هرمزگان ،ایرج شریفی افزود : امروزه اگر شخصی خود رو خود را یک میلیون تومان بیمه می کند بیمه تا سقف ۲۰۰میلیون تومان خسارت به آن می دهد اما در بخش کشاورزی پرداخت خسارت به ۲۰هزار تومان هم نمی رسد .

وی با اشاره به اینکه ۴۷درصد مردم در روستا ها زندگی می کنند بیان داشت : بخشیدن جرایم بانکی کشاورزان ، ایجاد جاده های بین اراضی کشاورزی و کمبود آب ازمهمترین مشکلات کشاورزان شهرستان حاجی آباد است.

شریفی گفت : یک سوم اراضی کشاورزی این منطقه به سیستم آبیاری تحت فشار مجهز است واین باعث افزایش راندمان تولید شده است.

وی در پایان تاکید کرد : مسولان باید در اختصاص اعتبارات به بخش کشاورزی حاجی آباد نگاه ویژه تری داشته باشند.

Welcome to the Gutenberg Editor


Peak mountain crocheted the highest peak of Hormuzcan province 3262


The purpose of this article is to provide rich content to the beautiful and enjoyable mountains.
  This is a full post of content pieces that is somewhat similar to the LEGO bricks – you can move around with it and see the various species of trees moving your summit around the area and you will notice the different blocks of the Gulf of the Gulf line See shipping, or take a look at different varieties of Turanian and Iranian trees.

A Picture is Worth a Thousand Words

Handling images and media with the utmost care is a primary focus of the new editor. Hopefully, you’ll find aspects of adding captions or going full-width with your pictures much easier and robust than before.

Try selecting and removing or editing the caption, now you don’t have to be careful about selecting the image or other text by mistake and ruining the presentation.

The Inserter Tool

Imagine everything that WordPress can do is available to you quickly and in the same place on the interface. No need to figure out HTML tags, classes, or remember complicated shortcode syntax. That’s the spirit behind the inserter—the (+) button you’ll see around the editor—which allows you to browse all available content blocks and add them into your post. Plugins and themes are able to register their own, opening up all sort of possibilities for rich editing and publishing.

Go give it a try, you may discover things WordPress can already add into your posts that you didn’t know about. Here’s a short list of what you can currently find there:

  • Text & Headings
  • Images & Videos
  • Galleries
  • Embeds, like YouTube, Tweets, or other WordPress posts.
  • Layout blocks, like Buttons, Hero Images, Separators, etc.
  • And Lists like this one of course 🙂

Visual Editing

A huge benefit of blocks is that you can edit them in place and manipulate your content directly. Instead of having fields for editing things like the source of a quote, or the text of a button, you can directly change the content. Try editing the following quote:

The editor will endeavor to create a new page and post building experience that makes writing rich posts effortless, and has “blocks” to make it easy what today might take shortcodes, custom HTML, or “mystery meat” embed discovery.

Matt Mullenweg, 2017

نمایش نوشته

The information corresponding to the source of the quote is a separate text field, similar to captions under images, so the structure of the quote is protected even if you select, modify, or remove the source. It’s always easy to add it back.

Blocks can be anything you need. For instance, you may want to add a subdued quote as part of the composition of your text, or you may prefer to display a giant stylized one. All of these options are available in the inserter.

?

Manuchehr Mastadkayvani
Grandfather  Mrs AsiehTorabi zadeh 1981
, Manzar Khan، Manouchehr Khan, Naser Khan Mo’tazmed Kayvani are among the great rulers of the city of Faraghan hormozgan  ۱۹۸۰

The graduates of Sirmand Tarom Land (Farghandat) are from the east to the sources of the Jiroft and the burnished city of Yahya Hill and the west to the shores of Shusha, a brave triangle of burned city – Hali Rood-Tape Yahya (archaeologists have explored), Faghranat to the north The background of the Silk Hill of Kermania, the ancient civilization, is restored in the south of the ancient kingdoms of Jurun (ancient Hormuz) and southern Iran, Farghānat Ferosuffareh (between the road) and the commercial of these dams of Balar (Larestan), which has an ancient background. The civilization of Jiroft and the burned city and the hill of Yahya with the land of Farghandat equals the same hills (the Nizamabad and the hill of the Nawiya), and the findings of the view and the jars are the same as the ancient ancient colors. The houses and the Chinese figurines found at the edge of the Caucasian desert in the west, At the mouths of the Meymand, the mouths of the hill are 3267 m high and the mountain of Bunyak and the mountains to the plain of Minoo, Gobrazi, at its altitudinal altitudes of forty five miles eastward to the west of the mountain range of Zakars First, Taydar (Pachnar), the second of Dehneh Meymand, With eight kilometers then, Nahrand Narmand, therefore, the north harbor of the mountain from the viewpoint The intruders of the three entrances are inaccessible and the entrance to the west of the entrance is from the Searmand (Raisee) and (Pachzak) pachzak and the Cow Valley and the opinion of the groups of ancient people in these valleys and in the part of the Goodiboorze and (Mountain) Doohoo, after all, read and read the requirements of the comfort of life (ancient) and provide people with a high fortress (mountains). On the other hand, in terms of dialect, culture and geographic location, there is an inseparable part of the gita, in all the days of The droughts of the war and the pressures of all drove each other up, so a great land of promising culture Made him The circular interconnection is in the middle of the city, but we know that the land is located in the Nephra, the capital of the province, and the territory of the capital, we call the fort of the high mountain of Jain, and Faraghan (Farghandat), the capital of ancient fortune telling, called for speech and the ritual city , All the chains together cultivate a wealthy culture, the spirituality of the infidels and the abyss of the earth, the land of the rebellion during the reign of Darius the Great, from the book (Anweld Toynbee), the translation of Homayoun Industrial Zadeh, and the seventh day of Herodotus, p. 70-69 Also, item 67 in the four parts of the same sentence (Bastoon stone). At the time of reading, and the fire temple, the villain of the Vizadeh conflict on the edge of Mount Faraghan (Darfur), Darius the Shah, by sending an army to the command (Arthurdiya) in the foothills of the hill of the Euphonia (522-521 BC) and according to ancient writing and documentation on the rock. From the fourth (at the fourth), the warrior arrested and arrested his prince. A police officer was arrested on this frigoon. Faghon Mountain, south of Faghghan, was the hillside of a mountain range called “Dive Warehouse”, which is believed to be from the height of the ancient Egyptian people. Shygh (obviously) in the northern most part of this building, with a large infrastructure and opposite to it (east) of the building The other buildings made of these buildings, which feature astronomy, timeline, finding the times, the most time of the night and the brightest day (Yalda’s night), cultivate and celebrate the coming of the New Year. Two buildings opposite the river are connected to (Kerman Yak Kerman) So, with this solid evidence of this ancient land with neighborhoods, the Uthias (Dark Land) of the Dark Peri Minerals (Farghānat) in the south of the capital (Police Press), have been called and have been abandoned from the ransom to the capital (Herodotus Page 23 And 32 above), and in this section the army (Achaemenids) is freely and has soldiers of war, the lateral gates When you look at this quarter is part of Area 18 tax Achaemenid two dark reputation in the cultural and geographical Herodotus lived together in the tax,

The fairy tale of the southern mines and the Asian hermits is not listed in any of the Achaemenian official lists, Herodot does not relate to the separation of these two peoples in the retelling of the Khang-i-Shah artillery troop deployment to Athens (Rome). Here, the minerals are the same as the equipment of the packets People on the Pakistan-India border), but an independent army unit had a self-governing unit (sources: Herodotus, Book VII, Item 68), followed by Asian Indians and Hindi, and the Quran were one unit. The mines in the eastern Neighboring City of Utah (Utah) They are the land of their province. They are the southeastern part of Kerman, western part of Makran In the eastern part of Makran, between the fairy-tales and the Sindh, we should call the land of the Asian Ascensions, and it seems to be true that the great king Dariush of this area, together with the possession of the document, was part of the same policy of obtaining the shores of the Indian Ocean The above sources have been adapted from historical books of more than 70 volumes on different dates.

(The Achaemenid administrative geography is from the translated version of Homayoun Industrial Co., page 110)

History of Medina of Damascus

 (۱) The following is a transcript of the 19/178 “Al-Hussein” verse. (2) Al-Qur’an Al-Sa’dhī Fi is a member of the Al-Qara’a al-Kubar 1/429 and al-Wafi al-Balafit 12/220. The date of Damascus, Ibn Asakir, 13, p. 351 Alfahab and the letter of Farghagh al-Maliki Page: 441

Farshma Naseri Volume 2

   Pages :, 1600, 1602, 1614, 1616, 1617, 1620, 1623, 1625, 1633, 1634, 1636, 1637, 1640, 1676 Persian (Farsi) 1264, 1265 Graduated 42, 900, 1350, 1351, 1352, 1353, 1354 Farooq (village) 596, 1556 Faryab 380, 1338, 1340 1527

How are we 
parekane ..aooten        Faraghan hormozgan  
golamohoose kan

You can change the amount of columns in your galleries by dragging a slider in the block inspector in the sidebar.

Media Rich

If you combine the new wide and full-wide alignments with galleries, you can create a very media rich layout, very quickly:

Sure, the full-wide image can be pretty big. But sometimes the image is worth it.

The above is a gallery with just two images. It’s an easier way to create visually appealing layouts, without having to deal with floats. You can also easily convert the gallery back to individual images again, by using the block switcher.

فارغان یا فارغانات یکی از برزن های کهن ایران وهرمزگان هست

You can build any block you like, static or dynamic, decorative or plain. Here’s a pullquote block:

Code is Poetry

The WordPress community
http://www.fargan.ir

If you want to learn more about how to build additional blocks, or if you are interested in helping with the project, head over to the GitHub repository.


Thanks for testing Gutenberg!

👋

طریق -درمان- سنگ های -قیمتی فارغانات

۱-مطلب این صفحه سنگ
۲-طریق مشک آبخوری یا مشک آب
۱-سنگ های مختلف
در فارغانات

۱- از سالیان دور، روش هایی برای تشخیص چشمی سنگ ها ارائه می شده اما نکته ی قابل توجه این است که ابتدا باید مطمئن شویم سنگی که در دست داریم یک تکه سنگ قیمتی است و با سنگ های معدنی و شیشه ها تفاوت دارد. اگر این سنگ، سخت و شنی باشد نباید آن را یک سنگ قیمتی بشمار آوریم. همچنین اگر نرمی سنگ تا حدی باشد که بتوان شکل و فرم آن را با ابزاری ساده مانند چکش و انبر تغییر داد، مطمئناً این تکه سنگ نیز نمی تواند قیمتی باشد. سنگ های قیمتی معمولا به خاطر شکل کریستالی خود معروف اند و تنها به وسیله ی ساینده ها و دستگاه های برش می توان شکل آن ها را تغییر داد. حتی مروارید که در صنعت جواهر سازی کاربرد بسیاری دارد، سنگ قیمتی به حساب نمی آید. حتی تنه ی درخت فسیل شده هم نمی تواند با وجود درخشش، رنگ و خطوط زیبایی که روی سطح آن وجود دارد در شمار سنگ های قیمتی قرار بگیرد.

۲– دومین راه و البته مهم ترین راه شناسایی سنگ های قیمتی توجه به میزان سختی آن هاست. شاید تشخیص میزان سختی یک سنگ به تشخیص دقیق نوع آن سنگ منجر نشود.

اما در هر صورت کمک بسیار زیادی می کند تا بتوان سنگ مورد نظر را در لیست سنگ های احتمالی قرار داد. برای تخمین صحیح سختی سنگ ها باید از وسایل مخصوصی استفاده شود که از الماس بهره می برند. احتمال باقی ماندن آثار خراشیدگی روی سنگ بعد از تست سبب می شود، شیشه های مخصوصی به جای الماس مورد استفاده قرار بگیرند و همین امر از دقت دستگاه شما می کاهد و برای اطمینان می بایست این تست سختی، برای چندین بار تکرار شود.

۳– مرحله ی بعد توجه به این نکته است که آیا بلورهای سنگ کریستالی شما به راحتی در هر زاویه ای ازآن جدا می شوند. سنگ ها ی متفاوت در این ویژگی نیز از یکدیگر متمایزاند و نمی توان به راحتی بلور های سنگ را از آن جدا کرد. سنگ هایی نظیر کوارتز و میکا به راحتی با همین روش قابل شناسایی هستند اما اگر شما نگران آسیب رسیدن به سنگ قیمتی خود هستید می توانید از این مرحله صرف نظر کنید.

۴– یکی دیگر از روش های جالب تشخیص سنگ های قیمتی، ایجاد خراشی رنگی روی یک سطح سرامیکی است که رنگ حاصل از این خراش نمایانگر نوع سنگ ما خواهد بود. با مراجعه به جداول علمی و مقایسه ی خطوط رنگی سنگ ها ی مختلف می توانید سنگ خود را از سنگ های دیگر تمیز دهید.

۵– شکل کریستالی سنگ ها نیز می تواند نشانه ی چشمی مناسبی برای تشخیص سنگ به شمار آید. استفاده از تجربه و دانش روز دنیا، در این بخش از آزمایش شما بسیار مهم است. شکل اتم ها و مولکول های هر سنگ سبب شده تا سنگ ها اشکالی منحصر به فرد و مخصوص به خود داشته باشند و همین اشکال آن ها را از دیگر سنگ ها متفاوت می سازد.

۶– رنگ هر سنگ، از اولین نشانه های تشخیص چشمی هر سنگ به حساب می آید اما باید توجه داشته باشیم که رنگ نمی تواند معیاری قابل اعتماد برای تشخیص باشد. مثلا یاقوت می تواند در طیف های متنوع رنگی یافت شود و همین تنوع رنگ سبب می شود تا یاقوت صورتی ، سبز و یا زرد با سنگ های قیمتی دیگر اشتباه گرفته شوند. حتی سنگ های کریستالی بی رنگی نیز موجودند که شباهت زیادی به الماس دارند و ممکن است ما را در تشخیص دچار اشتباه نمایند.

چینی ها به شدت در حال کریستال سازی و شبیه سازی هستند و مهمترین بخش تشخیص یعنی تشخیص چشمی را کاملا مورد حمله قرار دادند. ایجاد ناخالصی های غیرهمگن و رنگ های مخلوط شده و پراکنده، حاکی از آن است که بزودی تشخیص بسیار سخت تر خواهد شد. اما از طرف دیگر باید این آرامش خاطر را داشته باشیم که تکنولوژی ساخت سنگ های مصنوعی هرگز نمی توانند نتایج آزمایشات دقیق را تحت تاثیر خود قرار دهند. از سوی دیگر، وسایل آزمایشگاهی نیز روز به روز دقیق تر می شوند.

۷– امروزه از اساسی ترین روش های تشخیص سنگ، استفاده از وسایل حرفه ای تست سنگ می باشد. کشف کانی های متنوع و تشابه ظاهری بعضی از سنگ ها بعد از تراش، مشکلات متنوع را در زمینه ارزیابی سنگ های قیمت بوجود می آورد، پیشرفت علم و فناوری در زمینه رشد کریستال های کاملا مشابه به کانی طبیعی و ابداع روش های مختلف بهسازی گوهرهای طبیعی، به این مشکلات دامن زده است کلیاتی در مورد سنگ شناسی و سنگهای قیمتی واژه Petrology به معنای سنگ شناسی در سال ۱۸۱۱ توسط پینکر تون ابداع و به کار برده شد. این نام از کلمات یونانی petra به معنی سنگ و logos به معنی بحث کردن مشتق گردیده است.

فیروزه

  • نام انگلیسی فیروزه : ( TURQUOISE )
  • این سنگ به رنگ های آبی – آبی مایل به سبز – سبز یافت می شود.
  • در مناطق زیادی یافت می شود مانند آمریکا – مصر – ایران و… که بهترین نوع آن در جهان فیروزه نیشابوری می باشد.
  • در دو نوع صاف ( فیروزه عجمی ) و رگه دار ( فیروزه شجری ) یافت می شود.
  • ماده رنگی آن مربوط به مس و آهن است. همچنین سنگی زنده است. مواد شیمیایی چربی ها، اسید ها و… باعث آسیب رساندن به آن می شوند.

از جمله خواص درمانی و خواص ماورایی آن به شرح زیر میباشد:

  • چنان چه فیروزه را روی گلو قرار دهند گلو درد را درمان می کند و برای درمان بیماری های تنفسی و ریوی موثر است
  • کمک به درمان روماتیسم، نقرس، مشکلات معده، و بیماری های ویروسی.
  • خوف و وحشت و دشمنان را از آدمی دور می کند .
  •  سمبل بخشندگی، خلوص و مهر و علاقه است، دوستی را حفظ می کند و در گذر زمان دشمن را به دوست تبدیل می کند.
  • این سنگ از دسته سنگ های مذهبی هست که استفاده از آن توسط ائمه اطهار توصیه شده است.
  •  باعث نشاط و شادى مى شود ،اعتماد به نفس را زیاد مى کند وانسان را در برابر کابوس ها، خواب هاى آشفته، ارتعاشات منفى و زیان بار حمایت مى کند.
  • همچنین در درمان سردرد مؤثر است و باعث تقویت تمامی بدن و ترمیم بافتها می شود.
  • برای بدست آوردن ثروت از آن استفاده می شود، اگر به عنوان هدیه به شخصی داده شود، برای دریافت کننده ثروت و خوشبختی به همراه دارد
  • این سنگ یکی از ابزار پزشکی در قرن پانزدهم بود و بعنوان پادزهری در برابر انواع سموم به شمار می رفت
  • فیروزه سنگ قدرت  است، بعنوان ابزار مدیتیشن به پاکسازی ذهن شما کمک کرده و شما را پذیرای همه چیزهای موجود در کائنات می کند.
  • سنگی آرامش بخش و تسکین دهنده اعصاب

عقیق

عقیق ، سنگی سیلیسی و نوعی از در کوهی است که بیشتر از سنگ یمانی تشکیل شده‌ است. ترکیب شیمیایی آن ۱۰۰% SiO۲ یا سیلیس بوده که البته گاهی عناصری نظیر Al، Fe، Mg، Ca، Ni، Cr در کنار آن قرار می‌گیرد.

این سنگ انواع مختلفی دارد که بیشتر ما با انواع قهوه‌ای مایل به قرمز یا اکثرا مشکی آن آشنا هستیم، درحالی‌که این سنگ جزو متنوع‌ ترین سنگ‌های زینتی به‌ شمار می‌رود . عقیق‌ آبی، قهوه‌ای، توده‌ای، سلیمانی، سبز و سرخ از انواع آن هستند . عقیق زرد هم یکی از رایج‌ ترین انواع آن بین ما ایرانی‌هاست که با عنوان عقیق شرف‌الشمس خرید و فروش می‌شود، درحالی‌که این نام دعای حک شده روی آن است نه خود سنگ . این نوع از سنگ معادن فراوانی دارد . نوع سبز و آبی هم از انواع دیگر آن هستند که ممکن است بعضی ها با زمرد و فیروزه اشتباه بگیرند .

نحوه نگهداری از عقیق:

این سنگ ها به‌دلیل بافت کوارتزی خود به اندازه سنگ‌ فیروزه و دیگر سنگ ها حساس نیست یعنی موقع شست‌ وشوی ظرف یا استحمام می‌تواند همراه شما باشد ولی بهتر است این سنگ را کمتر در معرض مواد شوینده قرار بدهیم . برای شارژ و تقویت خواص سنگ هم کافی است آن را ۲ ساعت در آب زلال قرار دهید و بعد به اندازه ۳ دقیقه و نه بیشتر زیرتابش مستقیم نور آفتاب بگذارید .

زمرد

  •  زمردبه معنای سبز می باشد.
    نام انگلیسی: (EMERALD)

سختی این سنگ ۸ – ۷٫۵ می باشد.

  • این سنگ گونه‌ای بریل و دارای چمک بلورین و بسیار زیباست و به رنگ های سبز، سبز مایل به سیاه، سبز مایل به سفید، سبز مایل به زرد نیز یافت می شود.
  • زیبایی رنگ این سنگ مربوط به کرم و وانادیوم درون آن است.
  • این سنگ معمولا دارای ناخالصی می باشد که برای تشخیص سنگ طبیعی از مصنوعی بسیار مفید است.
  • این سنگ طبعی سرد و خشک دارد. از زمان های دور به عنوان سنگی درمانی به کار می رفته است و خاصیت ماورائی فراوانی دارد و نیز این سنگ جزء پنج سنگ مذهبی است که استفاده این سنگ را امامان نیز توصیه کرده اند.
    این سنگ دارای خواص درمانی فراوانی میباشد
  • آیات و روایات ائمه اطهار
  • امیر المؤمنین (ع) فرمودند: انگشتر زمرد در دست کردن باعث آسان شدن و گره گشایی کارها می شود و مشکل ساز نیست.(کافی ۶/۴۷۱ – وسائل الشیعه ۵/۹۳)
  • رسول اکرم (ص) فرمودند: دست کردن انگشتر زمرد باعث برطرف شدن  فقر می شود. (مکارم الاخلاق ص ۸۹)
  • امام رضا(ع) می  فرمایند: دست داشتن انگشتر زمرد فقر را به ثروتمندی تبدیل می کند. ( حلیه المتقین ص ۱۸)
  • ۲-پوست- مشک آبخوری
  • پس از کندن پوست بز یا گوسفند (البته با دقت زیاد که سوراخ در آن ایجاد نشود) آن را نمک سود کرده خشک می کنند .
  • بنابراین اگر در سرحد یا بین راه نیز گوسفند یا بزی کشته شود پوست آن را تا آغل نمک سود و خشک می کنند .
  • پوست را در آب می خیسانند تا نرم شود .
  • سپس از سه پایه چوبی  آویزان و موهای آن را می تراشند وبا محلول خاص می زدایند .
  • سپس در یک دیگ بزرگ مقداری برگ پته بید نوعی بید درختچه ای بنام جر می ریزند و در آب می جوشانند و آن را سرد می کنند .
  • پوست را چندین بار در این محلول ساعتها می خیسانند تا بخوبی ورز بیاید .
  • یک آدم باسلیقه و با تجربه با سوزن درشت (سوزن لحاف دوزی یاجوالی) و نخی که از موی بز یا پشم گوسفند آماده شده با دقت محل دستها و پاهای پوست همچنین ته آن را با دقت می دوزد .
  • سپس محلول برگ پته بید نوعی بید درختچه ای بنام جر را بمدت حداقل یک هفته داخل آن نگه می دارند.
  • وقتی خالی شد بمدت یک شبانه روز از خاک تفتیده اجاق داخل پوست می ریزند و با آب می خیسانند .
  • پس از این مرحله محلول را خالی کرده و با دقت مشک را می شویند .
  • در این مرحله کمی زاج اندازه یک انجیر را در آب انداخته و داخل مشک می ریزند و سه روز نگه می دارند .
  • بعد پوست را کاملا شسته و در داخل آن مقدار یک چارک (۲۵۰ گرم) برگ درخت بنه که کاملا کوبیده باشند ریخته و مشک را از آب پر می کنند و در آنرا بسته و در داخل ظرفی که آن هم از مخلوط برگ بنه و آب پر شده ، قرار می دهندو ۴ شبانه روز صبر می کنند و مجددا مخلوط آب و برگ درختان بنه را مطابق قبل فراهم کرده( تازه می کنند) و برای مدت زمان۸ الی ۱۰ روز دیگر هم، مشکها را در مخلوط آب و برگ بنه قرار میدهند .
  • بعد مشکها را در آفتاب کاملاخشک می کنند و مشکهایی را که خشک شده بودند در داخل رنگ مخصوص مشک قرار می دادند( برای تهیه رنگ مخصوص مشک : ابتدا پوست ریشه درختانی از قبیل بادام و مغزو ( بادام کوهی ) و ارچن و مغزو
  • را از ریشه جدا کرده و می کوبیدند و در داخل ظرفهای بزرگی بر روی آتش قرار می دادند تا در اثر جوشیدن ، رنگ قرمز غلیظی به دست بیاید.)
  • که پوست ها را در داخل این رنگ قرار داده و ۲ الی ۳ شبانه روز دیگر هم صبر می کردند و بعد از این مدت مشک آماده می شد آن را چپه می کردندتا قسمت داخل پوست به طرف بیرون قرار گیرد و سپس قسمت ته مشک را بطور دقیق می دوختند و دنده می گرفتند( برای دنده گرفتن ، ابتدا تعداد زیادی چوب یکسان و هم قطر و به طول اندکی بیشتراز هسته خرما، از درخت انگور یا کلور(چوب گنگر)
  • جدا می کردند و آنها را یکی به یکی در داخل مشک و در قسمتی که دوخته بودند قرار می دادند و از بیرون با استفاده از تکه های نازک پوست ، این دنده ها را تک به تک ، محکم می بستند تا قسمت انتهایی مشک کاملا آب بندی شود) و اگر در جایی از مشک به هر دلیل سوراخی ایجاد شده بود آن را به کمک عمین می گرفتند(عمین یا عوین؛ ممکن است به الف هم نگاشته شده باشد؛ : حلقه ای استوانه ای شکل و کوتاه بود که از چوب درخت بید، ساخته و تراشیده می شد و در قسمت بیرونی از ارتفاع آن شیار نسبتا عمیقی ایجاد می شد تا در دوسر این استوانه دو برآمدگی دایره شکل باقی بماند. که این قطعه را از داخل مشک ، بر روی سوراخ مشک قرار می دادند و از بیرون به کمک نخ آنرا می بستند. نخ در داخل شیار قرار می گرفت و سوراخ را بطور کامل آب بندی می کرد).تکه ای از نخ را که به هم تابیده شده باشد( به طول حدود یک متر) بر قسمت انتهایی یکی از پاچه های مشک می بستند .   ( محل دست و پای گوسفند را در مشک، پاچه می گفتند. )تا به کمک آن بتوانند در مشک( قسمت گردن گوسفند) را محکم ببندند تا از بیرون ریختن هر آنچه که در مشک است جلوگیری کنند.مشکی که بدین روش به عمل آورده می شد برای چندین سال قابل استفاده بود و فقط ممکن بود که عمل رنگ دادن به مشک تکرار شود.
  • پس از این مرحله مشک را شسته و برای مصرف آماده می کنند .
  • هر مشک بطور متوسط ۵ سال دوام دارد .
  • مشک آب در اندازه های کوچک  از پوست کهره و بزغاله تهیه می شود.
  • لازم به یادآوری است مشک برای نگهداری دوغ و ماست، برای زدن دوغ و نگهداری روغن نیز با کمی تفاوت از پوست بز و گوسفندان تهیه می شود
  •   کوروش

  • بزرگ تنها یک شاه و یا یک بزرگ دوران باستان نبوده،  بلکه امروزه خار،  که چه عرض کنم،  تیر قوی و کوبنده ملت ایران و جوانان دانای ایران به پیکر دشمنان ایران و تاریخ ایران است.

          این استوانه در سال ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر باستانی بابل عراق کشف شد.  به گفته باستان شناسان،  مربوط به سال ۵۳۸ قبل از میلاد است،  که به دستور کوروش هخامنشی پس از فتح بابل نوشته شده است.  استوانه کوروش بزرگ اکنون در لندن نگهداری می شود.

    تصویر انوش راوید با لوح کوروش بزرگ،  زمستان ۱۳۸۹،  عکس شماره ۳۳۳۷٫

       توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند: http://arqir.com.

    لوگو داشته های تاریخی ما آرزوی دیگران است،

    این برگه پیوست کوروش بزرگ ایران و ایرانیان است.

    . . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .

    ماجرای کشف و تاریخ استوانه

          استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش،  لوحی از گل پخته ‌است،  که در ۵۳۸ ق.م،  به

    فرمان کوروش هخامنشی،  بزرگ سلسله هخامنشیان نگاشته شده‌ است.  نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویداد نگاران بابلی،  و نیمهٔ پایانی آن سخنان و دستور های کورش هخامنشی به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌ است.

          این استوانه در ۱۲۵۸ خورشیدی یا ۱۸۷۹ میلادی،  هنگام کاوش‌ های باستان‌شناسی گروه بریتانیایی،  توسط هرمزد رسام،  باستان‌شناس بریتانیایی آسوری ‌تبار،  در محوطهٔ باستانی بابل در بین‌النهرین (میان‌رودان)،  در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شد،  و در بخش ایران باستان موزه بریتانیا شهر لندن نگهداری می‌شود.

          این استوانه شامل نوشته‌ هایی به خط میخی است،  جنس آن از گل رس است،  ۲۲٫۵ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض دارد،  و دور تا دور آن ۴۵ سطر (به جز بخش‌ های تخریب ‌شده) به خط و زبان اکدی (بابلی نو) نوشته شده ‌است.  بررسی‌ های بعدی نشان داد که نوشته‌ های استوانه در ۵۳۸ ق.م،  به فرمان کوروش بزرگ پس از شکست دادن نبونید و تصرف کشور بابل،  نوشته شده ‌است.

          از سوی دیگر، در سال ۱۳۷۵ آشکار شد بخشی از یک لوح استوانه ‌ای،  که آن را متعلق به نبونید پادشاه بابل می ‌دانستند،  در حقیقت پاره‌ ای از استوانهٔ کوروش بزرگ،  از سطر های ۳۶ تا ۴۳ است.  پس از آگاهی این پاره از لوح استوانه ‌ای،  که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری می‌ شد،  به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد،  و به استوانهٔ اصلی پیوست گردید.

       مهم:  این استوانه یا لوح،  را می توان اولین بیانیه حقوق بشر نامید،  چون اولین تلاش در ساختارهای تاریخی اجتماع برای گذر از دوران برده داری شاه خدایی،  به دوران شاهنشاهی بود.  این گذر بیش از ۲۰۰ سال زمان برد،  یعنی تمام دوران هخامنشی.  در این موارد زیاد نوشتم،  در انتهای سلسله هخامنشیان،  دوران به سازمان قبیله ای از ساختارهای تاریخی اجتماع،  یعنی حکومت اشکانیان سپرده شد.

    عکس استوانه یا منشور کوروش بزرگ

    عکس استوانه یا منشور کوروش بزرگ،  عکس شماره ۱۰۰۱ .

    ترجمه اصلی و کامل منشور کوروش

    از دکتر شاهرخ رزمجو

          بیشتر ترجمه هایی که از آن منتشر شده است نادرست و متفاوت با متن واقعی آن می باشد این ترجمه توسط دکتر شاهرخ رزمجو موزه دار ایران باستان از بخش خاورمیانه در موزه بریتانیا و دارای مدرک دکترای باستان شناسی از دانشگاه لندن و استاد دانشگاه تهران منتشر شده است .

    توضیح ــ  قسمت هایی که درون قلاب [ ] مشخص قرار دارند به دلیل آسیب دیدگی توسط گروه مترجم بازسازی شده اند.

    پرانتز ها برای توضیح بیشتر و تکمیل جملات اضافه شده اند

    شماره ها مربوط به سطر های استوانه منشور کوروش می باشند و قسمت های نقطه چین در استوانه از بین رفته اند .

    ترجمه ی اصلی و کامل منشور کوروش

    ۱-  [ آن هنگام که ………… مردوک ] پادشاه همه آسمان ها و زمین،  کسی که ….. که با ….. یش،  سرزمین های دشمنانش را لگد کوب می کند

     ۲-  …………… با دانایی گسترده، ……… کسی که گوشه های جهان را زیر نظر دارد

     ۳-  ….. ……….. فرزند ارشد [ او ] ( بلشزر) ، فرومایه ای به سروری سرزمینش گمارده شد

     ۴-  …….. ……. [ اما ] او [ فرمانروایی ] ساختگی برای آنان قرار داد

     ۵-  نمونه ای ساختگی از اسگیل [ ساخت و ] …………….. برای (شهر) اور و جاهای دیگر فرستاد

     ۶- آیین هایی که شایسته آنها ( خدایان / پرستشگاه ها) پیشکشی [ هایی نا پاک ] ………… [گستاخانه] …….. هر روز یاوه سرایی می کرد و [ اهانت آمیز ]

     ۷-  ( او ) پیشکشی های روزانه را باز داشت،  او در [ آیین ها دست برد و] ………………. درون پرستشگاه ها برقرار [ کرد ] در اندیشه اش به ترس از مردوک – شاه خدایان – پایان داد

     ۸-  هر روز به شهرش ( شهر مردوک) بدی روا می داشت …………….. همه مردما [ نش را …….] (مردمان مردوک) با یوغی رها نشدنی به نابودی کشاند .

     ۹-  انلیل خدایان (مردوک) از شکوه ایشان بسیار خشمگین شد و …………… قلمرو آنان خدایانی که درون آن ها می زیستند محراب هایشان را رها کردند

     ۱۰-  خشمگین از اینکه او (نبونید) – (آنان را) – ( خدایان غیر بابلی) – به شوانه (بابل) وارد کرده بود [دل ] مردوک بلند [ پایه ؛ انلیل خدایان ] به رحم آمد …… ( او) بر همه زیستگاه هایی که جایگاه های مقدسشان ویران گشته بود

     ۱۱-  و مردم سرزمین سومر و آکد،  اندیشه کرد (و) بر آنان رحم آورد،  او همه سرزمین ها را جست و بررسی کرد

     ۱۲-  شاهی دادگر را جستجو کرد که دلخواهش باشد،  او کوروش شاه (شهر) انشان را به دستانش گرفت و او را به نام خواند،  (و) شهریاری او بر همگان را به آوای بلند اعلام کرد

     ۱۳-  او (مردوک) سرزمین گوتی (و) همه سپاهیان ماد را در برابر پاهای او (کوروش) به کرنش درآورد و همه مردمان سر سیاه (عامه مردم) را که (مردوک) به دستان او (کوروش) سپرده بود

     ۱۴ـ  به دادگری و راستی شبانی کرد،  مردوک سرور بزرگ که پرورنده مردمانش است،  به کارهای نیک او (کوروش) و دل راستینش به شادی نگریست

     ۱۵-  (و) او را فرمان داد تا به سوی شهرش (شهر مردوک) بابل برود،  او را واداشت (تا) راه، تین تیر (بابل) را در پیش گیرد و همچون دوست و همراهی در کنارش گام برداشت

     ۱۶-  سپاهیان گسترده اش که شمارشان همچون آب یک رودخانه شمردنی نبود،  پوشیده در جنگ افزارها در کنارش روان بودند

     ۱۷-  (مردوک) سروری که با یاری اش به مردگان زندگی بخشید (و) آنکه همه را از سختی و دشواری رهانید، او (نبونید) شاهی که از او نمی هراسید را در دستش (کوروش) نهاد

     ۱۸-  همه مردم تین تیر (بابل) تمامی سرزمین های سومر و اکد،  بزرگان و فرمانداران در برابرش کرنش کردند (و) بر پاهایش بوسه زدند،  از پادشاهی او شادمان گشتند و چهره هایشان درخشان شد

     ۱۹-  (مردوک) سروری که با یاری اش به مردگان زندگی بخشید (و) آن که همه را از سختی و دشواری رهانید،  آنان او را ستایش کردند و نامش را ستودند

     ۲۰-  منم کوروش،  شاه جهان،  شاه بزرگ،  شاه نیرومند،  شاه بابل،  شاه سومر و آکد،  شاه چهار گوشه جهان

     ۲۱-  پسر کمبوجیه،  شاه بزرگ،  شاه شهر انشان،  نوه کوروش،  شاه بزرگ،  [شاه شهر] انشان، از نسل چیش پیش،  شاه بزرگ،  شاه شهر انشان

      ۲۲-  دودمان جاودانه پادشاهی که (خدایان) بل و نبو،  فرمانرواییش را دوست دارند (و) پادشاهی او را با دلی شاد، یاد می کنند،  آنگاه که با آشتی به [درون] بابل آمدم

     ۲۳-  جایگاه سروری (خود) را با جشن و شادمانی در کاخ شاهی برپا کردم،  مردوک،  سرور بزرگ،  قلب گشاده کسی که بابل را دوست دارد [همچون سرنوشتم] به من [بخشید] (و) من هر روز ترسنده در پی نیایش او بودم

     ۲۴-  سپاهیان گسترده ام با آرامش درون بابل گام بر می داشتند،  نگذاشتم کسی در همه [سومر و] آکد هراس آفرین باشد

     ۲۵-  در پی امنیت [شهر] بابل و همه جایگاه های مقدسش بودم، برای مردم بابل ……………….، که بر خلاف [خواست خدایان] یوغی بر آنان نهاده بود که شایسته شان نبود

     ۲۶-  خستگی هایشان را تسکین دادم (و) از (بندها) رهایشان کردم، مردوک، سرور بزرگ، از رفتار [نیک من] شادمان گشت (و)

     ۲۷-  به من، کوروش، شاهی که از او می ترسد و کمبوجیه پسر تنی [ام و به] همه سپاهیانم

     ۲۸-  برکتی نیکو ارزانی داشت، بگذار ما با شادی در برابرش باشیم، در آرامش، به [فرمان] والایش، همه شاهانی که بر تخت نشسته اند

     ۲۹-  از هر گوشه (جهان) از دریای پایین، آنان که در سرزمین های دور دست زندگی می کنند،

     (و) همه شاهان سرزمین (آمورو) که در چادر ها زندگی می کنند، همه آنان،

     ۳۰-  باج سنگینشان را به شوانه (بابل) آوردند و بر پاهایم بوسه زدند از (شوانه / بابل) تا شهر آشور و شوش

     ۳۱-  آکد، سرزمین اشنونه، زمبن، شهر متورنو، در تا مرز گوتی [جایگاه های مقدس آن سوی] دجله که از دیرباز محراب هایشان ویران شده بود

     ۳۲-  خدایانی را که درون آنها ساکن بودند به جایگاه هایشان باز گردانیدم و (آنان را) در جایگاه ابدی خودشان نهادم، همه مردمان آنان (آن خدایان) را گرد آوردم و به سکونتگاه هایشان بازگرداندم و

     ۳۳-  خدایان سرزمین سومر و آکد را که نبونید – در میان خشم سرور خدایان – به شوانه (بابل) آورده بود، به فرمان مردوک، سرور بزرگ، به سلامت

     ۳۴-  به جایگاهشان باز گرداندم، جایی که دلشادشان می سازد باشد تا خدایانی که به درون نیایشگاه هایشان باز گرداندم

     ۳۵-  هر روز در برابر بل و نبو، روزگاری دراز (عمری طولانی) برایم خواستار شوند (و) کارهای نیکم را یاد آور شوند و به مردوک، سرورم چنین بگویند که: کوروش، شاهی که از تو می ترسد و کمبوجیه پسرش

     ۳۶-  بگذار آنان سهمیه رسان نیایشگاه هایمان باشند تا روزگاران دراز …… و باشد که مردمان بابل [شاهی او را] بستایند، من همه سرزمین ها را در صلح قرار دادم

     ۳۷-  ……………….. [غاز] دو مرغابی، ده کبوتر، بیشتر از [پیشکشی پیشین] غاز و مرغابی و کبوتری که ……..

     ۳۸-  ………. [روزانه] افزودم …………………. در پی استوار کردن باروی دیوار ایمگور – انلیل، دیوار بزرگ بابل برآمدم

     ۳۹-  …….. دیواری از آجر پخته، بر کناره خندقی که شاه پیشین ساخته بود، ولی ساختش را به پایان [نبرده بود] …….. کار آن را [من …… به پایان بردم]

     ۴۰-  ………. که [شهر را از بیرون در بر نگرفته بود] که هیچ شاهی پیش از من (با) کارگران به بیگاری [گفته شده سرزمینش در] شوانه (بابل) نساخته بود

     ۴۱- …………. (آن را) [با قیر] و آجر پخته از نو بنا کردم و [ساختش را به پایان رساندم]

     ۴۲-  [دروازه های بزرگ از چوب سدر] با روکش مفرغین، من همه آن درها را با آستانه [ها و قطعات مسی] کار گذاردم

     ۴۳-  ……….. [کتیبه ای از ] آشور بانیپال، شاهی پیش از من [روی آن] نوشته شده بود [درون آندیدم]

     ۴۴- ……….. [او …. مردوک] سرور بزرگ، آفریننده …………………………….

     ۴۵-  ………. [… من ….] همچون هدیه ای [پیشکش کردم] ……… برای خشنودی ات، تا به جاودان

    متن فارسی منشور کوروش

          منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.  پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه کوروش، شاه بزرگ، …، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ، شاه انشان … از دودمانی که همیشه شاه بوده اند و فرامان روایی اش را ‌بل و نبو گرامی می دارند و [از طیب خاطر، و] با دل خوش پادشاهی او را خواهانند .

          آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را به سوی من گردانید، …، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. او بر من، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم ، و همچنین بر کَس و کار [و، ایل و تبار]، و همه سپاهیان من، برکت و مهربانی ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مردوک، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند. همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین [مدیترانه تا خلیج فارس؟]، همه مردم سرزمین های دوردست، از چهار گوشه جهان، همه پادشاهان آموری و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند [پا هایم را بوسیدند]. از…، تا آشور و شوش من شهر های آگاده، اشنونا، زمبان، متورنو، دیر، سرزمین گوتیان و همچنین شهر های آنسوی دجله که ویران شده بود، از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود باز گرداندم. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان باز گرداندم.  باشد که دل ها شاد گردد ….

          بشود که خدایانی که آنان را به جایگاه های نخستین شان بازگرداندم، … [قبل از « بل » و « نبو »] هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند، چه بسا سخنان پُر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند، و به خدای من مردوک بگویند: کوروش شاه، پادشاهی است که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه ….

        اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشور های چهار گوشه جهان را به سر گذاشته ام اعلام می کنم تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملت هائی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان مندین و آئین و رسوم ملت هائی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند. من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا نکند و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد. من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به طریق دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.

          من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. هیچکس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد. من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم.

          من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد. از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهّداتی که نسبت به ملت های ایران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

    متن انگلیسی منشور کورش

        I am Kourosh (Cyrus), King of the world, great king, mighty king, king of Babylon, king of the land of Sumer and Akkad, king of the four quarters, son of Camboujiyah (Cambyases), great king, king of Anshân, grandson of Kourosh (Cyrus), great king, king of Anshân, descendant of Chaish-Pesh (Teispes), great king, king of Anshân, progeny of an unending royal line, whose rule Bel and Nabu cherish, whose kingship they desire for their hearts, pleasure. When I well -disposed, entered Babylon, I set up a seat of domination in the royal palace amidst jubilation and rejoicing. Marduk the great god, caused the big-hearted inhabitations of Babylon to ……………… me, I sought daily to worship him. At my deeds Marduk, the great lord, rejoiced and to me, Kourosh (Cyrus), the king who worshipped him, and to Kaboujiyah (Cambyases), my son, the offspring of (my) loins, and to all my troops he graciously gave his blessing, and in good sprit before him we glorified exceedingly his high divinity. All the kings who sat in throne rooms, throughout the four quarters, from the Upper to the Lower Sea, those who dwelt in ………………., all the kings of the West Country, who dwelt in tents, brought me their heavy tribute and kissed my feet in Babylon. From … to the cities of Ashur, Susa, Agade and Eshnuna, the cities of Zamban, Meurnu, Der as far as the region of the land of Gutium, the holy cities beyond the Tigris whose sanctuaries had been in ruins over a long period, the gods whose abode is in the midst of them, I returned to their places and housed them in lasting abodes.

     

        I gathered together all their inhabitations and restored (to them) their dwellings. The gods of Sumer and Akkad whom Nabounids had, to the anger of the lord of the gods, brought into Babylon. I, at the bidding of Marduk, the great lord, made to dwell in peace in their habitations, delightful abodes.

     

        May all the gods whom I have placed within their sanctuaries address a daily prayer in my favour before Bel and Nabu, that my days may be long, and may they say to Marduk my lord, “May Kourosh (Cyrus) the King, who reveres thee, and Kaboujiyah (Cambyases) his son …” Now that I put the crown of kingdom of Iran, Babylon, and the nations of the four directions on the head with the help of (Ahura) Mazda, I announce that I will respect the traditions, customs and religions of the nations of my empire and never let any of my governors and subordinates look down on or insult them until I am alive. From now on, till (Ahura) Mazda grants me the kingdom favor, I will impose my monarchy on no nation. Each is free to accept it , and if any one of them rejects it , I never resolve on war to reign. Until I am the king of Iran, Babylon, and the nations of the four directions, I never let anyone oppress any others, and if it occurs , I will take his or her right back and penalize the oppressor.

     

        And until I am the monarch, I will never let anyone take possession of movable and landed properties of the others by force or without compensation. Until I am alive, I prevent unpaid, forced labor. To day, I announce that everyone is free to choose a religion. People are free to live in all regions and take up a job provided that they never violate other’s rights.

     

        No one could be penalized for his or her relatives’ faults. I prevent slavery and my governors and subordinates are obliged to prohibit exchanging men and women as slaves within their own ruling domains. Such a traditions should be exterminated the world over.

     

        I implore to (Ahura) Mazda to make me succeed in fulfilling my obligations to the nations of Iran (Persia), Babylon, and the ones of the four directions

داستان به گویش (تارمی فارغنی)

به قلم یعقوب باوقار زعیمی

  • *شیرزن تارُمی و مغول دختر دُراگاهی*🌴

    شیر زن سر راه بُی یه بَیله ای اَ آدم تو سینه ی کوه برخورد اکنن . مهد ابریم اگو اینان آدمونن که اَ ای راه او راه بَی ای طره بی خوشون از ترس باج و خراج ندادن ایجا تاک وپراک شوکین و دمبال اَو او آبادی اگردن .

    روبرو که اَبِن با هَمده گَپ ازنن . آدمونی که اگون اَ طِری بَشکرد و رودبار اومدستیم و گپ زدنشون هم بُری فرک اشه با ایجا و ‌با سختی بُی هم افهمونن ، اَگُن : ما دمبال چِشمه ی اوُیم که جا منزل اکنیم .‌ شیرزن اگو : ما هم دمبال اییم که اوون سرگشته تو جوغ شُکنیم تا وِلو تِلو نبو .‌‌اگه شما دمبال جا منزل و آبادی اگردین ما ماشا جاهونی همی دور و بر هستن که نشونتون آدیم و بهدشن تاشا با ما کار اُکنین .

    سر دسته شون اگو : حتما” ما که ما یه جای منزل اکنیم و زندگی اکونیم کار و باری هم اکونیم .

    مهد ابریم که از بیخه ی گله گاه تا کَّل ای منطکه کوه و دشت تارُم و فارغونات گَشت بو و مث ِ کف دستش ششناخت جایی هامو نزیکون پر آبدین(اولین ایسگاه پلیس سایکسspr )و سات آبا (سعادت آباد)براشون در نظر اگی و شاگو الاونه شما همی جا ابین تا ما اشیم او پِل کوه ، طِرَی فارغونات بر اگردیم .

    شیر دختر و مهد ابریم اَشِن تا اَ گردنه ی قطبی تا ابن و اَرَسِن دورودی جایی که باید مسیرشون توُ آدِن اِشِن طِرَی فارغونات .‌.تو ای مسیر که اَومَدِن هر جا اوُ رایی و چَک و چِشمه انی شادی چند تا سنگ رو همده کوپ شاکه و نُشونی شنا . اوباد نمک ، اوُباد گُمپون ، کَنات گهکُم ، اوُباد گُدار . ای چِشمه و اَوُبادون هر کدومی انگاری یه معبد و زیارتگاهی بو بی شیر دختر و روبرو هرکدام دَسُنِش با حالت شکرگزاری رو هم شَنا و وردونی بَی خوش شخوند .

    وارد منطکه ی فارغونات که بودن ، سر راه آبادیونی ابینن که اُنگاری خیلی وخت نبون جا و مکان شُگِن …شَمیل ، جائین …دهنه ی میمند و دامنه ی کوه جایی ابین که لازمن جوغ ساروجی اِکشه.‌.

    تو خود مرکز فارغون که اَرَسن رو ونه کعله ی حاکم اوجا اَبِن …. حاکم بی ایکه آوازه ی شیر دختر ششنُفت بو با پذیرایی گرمی که ازشون اَکن با نارنگیون نافی که اَ تو باغ شُچی بو هم پذیرایی شاکو

    شیر دختر اَ کاری که شَی اُکُن اگو .‌‌‌.. حاکم با شوخ طهبی ( شوخ طبعی) اگو : مو هم مِثِ حاکم تارُم هیچ کاری به کارِت اُمنی ….تو تَی لَکَب ” شیر مرد” اِگیری و ر‌و دَسِ ما اِزَنی ….فکط ای تُگُم که جوغ که تَی اِکَشی اَوَُنِش اَگه اِی طِری باغون ما بیا و نارنگیون خوبی ابو ، یه باغی بَی خوت ادیم .

  • پس اَ دیدن منتکه ی فارغون اَ رایی که اومه بودِن بر اگردن …تا اَرَسِن به هامو جایی که کبیله ای دمبال جا منزل بودِن ، مهد ابریم بَی رئیس کبیله شون اَگو رَد ما اگرین بیین تا ارسین بی نزیکی سات آبا .رییس کبیله با چند نفروشون اَیان اوجا …مهد ابریم جایی نُشُنشون اَده که سه تا چشمه اَ دِل سینه کوه بون که بعدن اسمش اهلن : سه هَک ( سَهک) .مهد ابریم اگو خیلی خوب گه ای آدمون خیلی کاری و زرنگ هستن خوب شاشا کنگِ کارمون اِگیرِن و خوب جایی هم بی اینان مویُو … دُمباله اِشن …. 🐎🌴Y.B.Z.
  • بااندکی ویرایش جزئی به گویش فارغانی تارمی
الکساندر = ال + ک + سان + در = خاندان خورشید پرست،  یا خاندان کوچک خورشید بزرگ.
   ال = خادان = ا = راست و بلند،  آلت مردانه + ل = وابستگی.
   ک = کسر، کوچک، کم.
   سان = خورشید.
   سا = آسمان + ن = برکت.
   در = فراوان، بزرگ.
   ا = ایر.
   نادر = کمیاب،  مخالف زیاد = نا = مخالف + در = زیاد.
   ناسر = ناصر = نا + سر = خوش اخلاق.
   نا = مخالف، بدون + سر = ترش، بداخلاق.
   سرکه = سر + که = کم ترش.
   سر = بی حس = بد اخلاق = ناجور = ترش.
   اس S = اش = پاک = اس + لام = مقدس = اسلام.
   اس + ک = دارنده پاکی.
   اشک = اسک = آب پاک = اشک چشم = عامل مقدس.
   ار = ایران //   ارشک = ار + اشک =  مقدس ایران، پاک ایران.
   مکران = مکه + ان = سرزمین مقدس.
   مک = مکه = استوار، قوی، عبادتگاه، مکان.
   مک + تب = بالابردن مک = بالابردن قدرت و سواد.
   مغز و مخ و مغ همه از همین واژه مک هستند.
   کرمان = کرانه ساحل زمین و کشور.
   کر = کناره – ساحل – حاشیه آب.
   مان = مین = زمین ، کشور ، مادر.
   آسمان = آس = بالا + مان = زمین = بالای زمین.
   اریتره = اری تره = دریای ایران.
   ار = اول اران و اول بسیاری از شهرها مانند اردبیل و اربیل.
   تره = آب، دریا.
   اسپارت = اس + پارت.
   در تحلیل های من اس = پاک و اسپارت = پارت پاک،  و باز از نظر من پارت = پرت = دور است.
   پارتی زان = دورزن،  ژاندارم باستانی.
   شیراز = شیر راز = شیر + راز = چند راه.
   شیر = شر = تقسیم.
   راز = راه = گذر.
   استخر = جایگاه پاک،  معبد بزرگ مقدس و پاک.
   اس = پاک،  مانند اسلام، اسک یا اشک.
   اسلام = اس + لام = پاک مقدس.
   تخر = جایگاه،  که تغییر آوا داده شده آن تغار و تکاب است.
   تغار = کاسه بزرگ.
   تکاب = تک یا تغ یا تخ + آب = جایگاه آب.
   اشکانیان = اسکانیان = کسانی که دینشان پاکی است.
   اسکندر = درون پاکی،  رهبر دین اشکانیان
   اسفند = اسپند = دانه پاک،  که از قدیم بعنوان ضدعفونی و پاک کننده استفاده می شد.
   پند یا فند = دانه،  مانند فندوق.
   فندوق = فند + دوق.
   دوق = دوگ = دوک = بسته چوبی.
   دوکان = دکان = دوک + ان = جایگاه چوبی.
   صندوق = سن + دوق.
   سن =  چوب،  تخته.
   سندل = سن + دل = دل چوبی = دمپایی.
   سن و سنا و سنگر و سنباده و سنعت همه از چوب است.
   سنعت = صنعت = سن + ات = تکه کاری با چوب.
   ات = در، داخل.
   سند = س + اند = سر هند.
   سندباد = سنباد = سن + باد = باد دکل، باد مناسب کشتی.
   اتصال = اتسال = درهم شدن.
   اتسال = ات + سال.
   سال = سا + ل = پیوسته یکپارچه.
   سا = آسمان + ل = وابسته به آن.
   سالن = سا + لون.
   لنگ = لونگ = لون = رنگین + گ = پوست گاو.
   هندسه = هیندسه = هین + د + سه.
   هین = بحرکت در آوردن، حرکت.
   د = De =  داخل، شامل، در، دنیا.
   سه = س = سر = ه = تجسم.
   چلیپا = چارلیبا = چهار لب.
      عده ای نا آگاه و ناشی بهرام را گیرنده گور گفته اند،  درصورتیکه بهرام مقدس است،  و این تقدس گور به مغول و گورکانیان هم رسیده است،  گورکانیان هند را مغول ایرانی می گفتند.  این واژه گور از دوران گاو مقدس باقی مانده است.
   گور = گو = مقدس + ر =  وابسته به آن/  گور = دارای تقدس.
   گو = گاو = گوشت = گوه = تپاله گاو/  گو دارای ارزش برای ادامه زندگی بوده است.
   بهرام گور = بهرام مقدس.
   گورخر = گو + ر + خر = حیوان مقدس،  مانند گاو مقدس.
      مار سلامتی در ظروف جیرفت که اصل و مهم هستند، و بیش از ۵۰۰۰ سال نقش دو مار دارند.
   بیمار = بی + مار /  بی = بدون + مار = سلامتی.
   مار = سلامتی، الهه سلامتی، نشان سلامتی،  مار نشان معروف ظروف جیرفت.
   بیمار در نقاط مختلف آوا های مختلف نیز گرفته مانند ویمار.
      این داستان واژه ها تمامی ندارد،  وقتی اینها را ردیف می کنم،  یاد برنامه طنز مجید می افتم،  که مجید همه چی را چیز دیگری می گفت،  و پدرش عصبانی می شد.  امروزه هم مردم ما که عادت و علاقه به تحقیق و تحلیل ندارند،  این پیگیری واژه ها را مانند همان داستان مجید می دانند.  تلویزیون بجای کار علمی،  بیشتر طنز و جوک و مسخره بازی بخورد مردم داده.  درصورتیکه هر کدام از این سیلاب ها یکی از حروف هیروکلیف جی است،  که وقتی در کنار دیگری قرار می گیرد،  معنی جدید می یابد.  امروزه با کمی تغییر آوا،  همان گفته های چند هزار سال پیش هستند.
   مهم و جالب:  واژه هایی که از روی کم سوادی و یا احساسی،  می گویند عربی و یونانی و اینجایی و آنجایی است،  همه ریشه در تمدن های کهن ایران دارند،  از نظر تحقیقات من تمدن و گویش از یک جا شروع شد،  و به تمام جهان گسترش یافت.  من هنوز جایی از زمین را بدین منظور،  کهن تر از حوزه خلیج فارس نشناختم.  بسیاری از واژه های زبان های دیگر ریشه یابی در آن زبان ندارند،  زیرا ریشه آنها در حروف هیروگلیف جی است.
   توجه:   وقتی می گویم ایران،   منظور نوشتن و گفتن و تعریف از کشور خود نیست،  بلکه منظور تمدن کهن ار یا ایر یا ایران است برگرفتع از سایت اقای راوید انوش