پژوهشگران منطقه فارغانات (فارغان)

ایرج جمشیدی شاعر

فرزام محمدی مزرعه ( دبیر پژوهشگران)

دکتر توسلی محقق ونویسنده درخصوص آب و کشت درختان تولیدبا امکانات دسرس.

کامبیز معتضدکیوانی : خانوادگی همیار کودکان سرطانی و ایجاد (ساختمانی) وتجهیز کردن ساختمان مزکور درحال ساخت وبرای آینده ریشه کن بشود این ابنیه مجهز البته با کمک شما باید محقق بشود، هرقدری میتوانید کمک کنید مهم این است همه مردم سهیم باشند به امید حق وضامن آهو امام هشتم، سرطان کودکان ریشه کن بشود.”حاج خانم صدیقه کیوانی سیرمندی” مدیر اجرایی مؤسسه خیریه همسر ایشان هستند، مدیراجرای موسسه ساحل خلیج‌فارس با تأکید بر اینکه، بیان کرد: علت ماندن و ایستادگی چندین ‌ساله در این مؤسسه بهبود ۹۰ درصد کودکان مبتلا به سرطان هست ودیدن شادی این کودکان مسر بخش هست.

از قلم مدیر گروه فارغان زمینWWW.FARGN.IR

سفارش کرد، اگر بیماران زودتر به پزشک متخصص مراجعه کرده و اقدام به درمان کنند احتمال بهبود آنان بسیار بالاتر می‌رودوانرژی همگان مانند صف نماز هست که انرژی بخش هست🌻

کیخسرو معتضدکیوانی: شاعرسیرمندی بسیارعالی وبی بدیل وعالی

شهابی شورای شهر سیرمند پیگیر مشکلات ودوست دارطلبیعت.

اردلان دهقانی بومی نویس شهرفارغان وفارغان زمین

کامبیز حسینپور بخش رسانه از سایت چیچیکا بسیار قلم خوب ورسای دارد سنگ بناتوسعه فارغان زمین با پیشنهاد ایشان بود

دکتر فردوس امیری توسلی بخش کشاورزی ومدیر توسعه سایت فارغان زمین.

فرزام محمدی مزرعه نویسنده محقق وپژوهشگر تاریخ معاصر وقرون گذشته قلم بسیار زیبای دارند.

صابری خانوادی که تاکنون شاید همگام با صفوویه تعزیه خانی را درقلعه خان نسخه های نوشتند وبا امر والده خان به شهر رفته ولباس و نسخه های جدید اورده منتظر مستندات این خانواده هستیم که اولین تعزیه خوانی در فارغان با لباس واسب اجرا شد وتعداد اسب مخصوص تعزیه که سواری نمیکردن وهرجا میگشتند، خوراک خود در اصطبل قلعه تیمار میشدن تا برای تعزیه اماده باشند، که ماهمچنان منتظر که چه تاریخ و یک سفر نامه هم به مشهد این خانواده دارند عکس بگیرند ودر سایت قرار بدهیم.

منصوری هم از بزر

دکتر سمیرا محمدی مزرعه جامعه شناسی

مریم دهقانی نظام آباد عکس وتدوین صفحات سایت انجام میدهند

 

 باهمکاری منتخبان واقعی پیگیر برگشت شیر به وطن اقای  جاسم حیدری سیرمندی، اردلان دهقانی کامبیز حسین پور، از بندر عباس اقای عباس رفیعی که اسناد وخبر همان سال باعکس دادن جناب فرماندار بندرعباس به حرفاما با حوصله گوش دادند هم راهنمایی کردن

 

در این سایت مطالب مربوط به آقایان،  فرزام محمدی مزرعه )(پژوهشگر تاریخ معاصر فارغانات)-  ایرج جمشید (شاعر) وسرکارخانم مریم دهقانی (عکاس، فیلم بردار، تدوینگر) درخصوص تاریخ وتمدن، فارغانات انعکاس میشود. هموندان درصورت تمایل وهمکاری در بخش نظرات اعلام فرمائید. آذین معتضدکیوانی

شهر فارغان – میمند – سیرمند(نقطه پرگار فارغانات)- بخوان(بخون)- شمیل، جائین، سیرو  – کش رودخانه – مزرعه (مزرو) نظام آباد ( نزم آوآ) – نارمند – دهنه – کش رودخانه شاهرود – نساء- بُسته ( محل کشف شیر برنزی) – بندکو – سردر- پای قلعه- بناب – راییز – مزرعه – بهرود – باباکوهی – شهرک جدید-کهنوج سیاهک مزرعه سیرمند،رائیز – باغون – بخشی دیگر با هم گویش (فارغنی) تا با دشت باستانی کهن

 

پیش مقدمه شعر زیبای اقای ایرج جمشید در خصوص شهرفارغان سروده

بلند و سرفرازوم، فارغونوم
بی آبادونی اِت، تقدیم جونوم
اَ تَشکِر تا دورونجو،چَکو آو گرم
بَر و بوته ت همه وا نوم اخونوم

ابوم آو تو قنات و خوشکت ای دوست
ابوم شونه تو زلف و بوشکت ای دوست
تو ای شیرین تر از شیرین، اکو امر
تا از جا واگروم کوهسارت ای دوست

خیالوم چون پرستو بال اگی تِن
ازاسب راه وارت یال اگی تِن
اَلَخشی بین کوه‌و دشت وصحرات
تا از نرگس سراغ ِ یار اگی تن

بخون‌و تیدر و نارمند‌و دهنه
نظام آباد و شاهرو کشرخونه
نسا، میمند، مزروٓ،بند،کوه اِت
یه شا مقصود ابن تو دست بوهنه

اگه گوشی اته بی نغمه چیدن
اگه چشمی اته بی لاله دیدن
مبند وا پمبه و دسمال طامع*
که نامحرم اَبه، هیم در رسیدن

اِترغَز باد اَ روی برف بوهنه
بیا ناردونه مشت مشت دونه دونه
طوم* اِشنی کاتغی که پای کبولین*
بیار تا طعم اگی ظرف زمونه

همیشه سوٓز موا دشت و در و باغ
بیان تو دامنت، هرکه که بون یاغ
که جِنگ جِنگو لتورِ عاشقونت
دِهی چِغ رو سر ِ واگرد و هر تاغ

یکی پیدا ابو، شادی اِزایی
موکین از فارغونی،نو رونمایی
پریزاد و پری،کانی نژادوم
سُفال اومهه نشونی تا بخواهی اَس اَر پوشته ش،یه چند تا سنگ واگی
اَ فَرغو گچ‌، اَ پای کوه رنگ واگی
هَوورس از قامت تَشکر ابورّین
تا بِی نوم ِ بلندش چنگ واگی

طامع: طمع کار،زیاده خواه
طوم:طعم

ناتمام…ایرج جمشیدی ۹ امرداد

باد اَتو گیسوی بید‌ و زلف موغ
زیرگوشوار جگورگی مست، نوغ*
پا به پای آو تا تَه ِ یَک جووک ره
از رو گورده ی گوٓ سیا شنداخت جوغ

بِی بون بادوم عروسی اشگه و
یک حنابندون توپ ام بی زَوَنگ
عقد بندون اشگتن بی گندم و
هفت شهر آذین اَکو هفتاد رنگ

فرقی اشنی که کجا اِندازه بار
چون بهارک سوٓز ابو دیوونه وار
دست وچشم هیز ونامحرم اَدور
از قبای رنگ رنگ نوبهار

سِیل اِکو، بومادرو رو کورد وتاغ
روشن اشکین هر طره لوک لوک چراغ
برف اَهلی رو موکو، مختوم، اِبی!
وا چمک شندازونی تو دشت، باغ

بهار۱۳۹۹

 

💠💠 فرزاد محمدی✍برادر عزیز و بزرگوار جناب آقای مهندس آذین معتضد کیوانی، سلام علیکم ضمن عرض سپاس و خدا قوت به استحضار میرساند، ریل گذاری و ایجاد بسترهای لازم جهت پیشبرد محورهای مورد انتظار در حلقه مشورتی توسعه آرمان شهر فارغان همراه با سالها تحقیق و مطالعه و جمع آوری گنجینه ذی قیمتی از میراث فرهنگی گذشتگان و آثار و مستندات علمی مربوط به اجدادمان ، اقدامی است بس ستودنی که امروز در دیدار با جنابعالی محرز گردید ، تردیدی ندارم که با نگاه حکیمانه و مد نظر قرار دادن تمامی جوانب و دورنمای کار از سوی شما برادر عزیز و با بهره جویی از توانمندی اصحاب فکر و هنر و اندیشه این سرزمین پرآوازه و نخبه پرور ،به مدد الطاف کریمانه حضرت حق، کار ماندگار و پر ارزش جمع بندی و تدوین مطالب مرتبط با تاریخ ، فرهنگ و ادب و‌رسوم ، جغرافیا ، رویدادها و حوادث حادث شده در ادوار مختلف تاریخی و همه داشته ها در قالب یک مجموعه نفیس به سرانجام مقصود نائل خواهد آمد و پس از کسب مجوزهای لازم به رشته تحریر خواهد رسید ، به عنوان شاگردی کوچک که با افتخار خود را فرزند این دیار باصفا میدانم ، از تمام اندیشمندان و نخبگان عزیز تمنا دارم از هیچ کاری جهت تحقق این خواسته مهم دریغ ننمایند ، ارادتمند شما برادر کوچک و پژوهشگر تاریخ معاصر منطقه فارغانات و آرمان شهر فارغان ✍فرزام محمدی مزرعه ۱۳۹۹/۰۵/۲۸

(۱) همانگونه که مستحضرید توجه و تاکید ما جهت چاپ و تالیف یک کتاب که تمامی ابعاد و شاخصه های فرهنگی و تاریخی لازم در آن لحاظ شده باشد معطوف به یک جغرافیا یا نقطه خاصی نیست و باید تمام منطقه فارغانات را با خود همسو و همراه نمائیم (۲) اگر قرار باشد اثری ماندگار و با کمترین نقیصه از خودمان جهت نسل های آینده به میراث بگذاریم این حق مسلم از شمالی ترین نقطه بخش فارغان که شامل روستاهای اشکارا ، شمیل ، جائین ،سیروئیه ، ده روئین و تنب شناگ است تا نواحی مرکزی فارغانات و همه روستاها و توابع مرتبط با سیرمند که از گذشته تاکنون پیوند ناگسستنی با آرمان شهر فارغان داشته و دارند لازم است لحاظ شود و مد نظر قرار گیرند (۳) نویسنده و پژوهشگر حرفه ای در تالیف یک کتاب بی نقص که مختص یک نقطه خاص جغرافیایی است باید جامع نگری لازم صورت دهد و تمرکز بر روی یک نقطه نباید باعث غفلت از نقطه دیگر شود (۴) تمامی تلاش ها در این است که هیچ گونه اقدام موازی در زمینه تالیف تاریخ و آداب و رسوم و فرهنگ دیار مهر و صفای فارغان صورت نگیرد بدین منظور که نباید پس از تالیف یک کتاب جامع مطالب جدیدی بازگو یا منتشر شود که به هر دلیلی نافی و منسوخ کننده مطالب قبلی شود بخاطر همین است که بنده اصرار دارم که برای اولین بار و آخرین بار هر کس ظرفیتی در خود سراغ دارد به میدان آورد تا برادرانه و متحدالشکل این امر خداپسندانه را به سرانحام برسانیم که برای اینکار لازم است دقت و کیفیت فدای سرعت دادن به کار نشود (۵) تقسیم و تفکیک وظایف از سوی جناب مهندس آذین معتضد کیوان در چهار بعد تاریخ باستان ، تاریخ معاصر و مستند سازی جاذبه های تاریخی در کنار بهره مندی از کارهای گرافیکی و جلوه های ویژه و عنصر مطلوب شعر و ادب و هنر آئینی منطقه در صورتی که هر چهار طرف، تمایل به چاپ مطالب خود در یک مجموعه مشترک داشته باشند و اصل جامع نگری صورت پذیرد منجر به سرعت در پبشرفت کار میشودو بنده حقیر به سهم خود قول میدهم که پس از تحقق و رعایت هر چهار شرط زمینه را برای چاپ کتاب مهیا نمایم (۶) انتشار مطالب در وب سایت و پیام رسان های مجازی به شکل جزجز قبل از چاپ می تواند ابهامات ، شبهات و انتقادات لازم را دریافت و رفع رجوع و در صورت نیاز اصلاح نماید (۷) اقدام سرکار خانم دکتر منصوری در چاپ دو جلد از فرهنگ آئینی منطقه فارغان ستودنی است مطمعن باشید زحمات و پژوهش های آن بانوی فرهیخته هیچ وقت در تداخل با مطالب جمع آوری شده توسط این تیم نخواهد بود و به لحاظ رعایت تقدم و تاخر حق تقدم چاپ کتاب با آن بانوی بزرگ است و بنده احساس میکنم که جمع بندی مطالب فرهنگی به شکل تخصصی هیچ تضادی با این حرکت ایجاد نمی نماید(۸) از همه عزیزان تمنا میکنم که در تدوین و جمع آوری مطالب ، با رعایت اصل عدالت ، انصاف و بیطرفی نقطه به نقطه از این جغرافیای منحصر به فرد را مد نظر قرار دهند تا این کتاب برای تمامی اقوام ، طوایف ، قبایل این دیار که خو۶’’ود را متعلق به فارغانات میدانند موضوعیت و جامعیت داشته باشد و این به یاری خدا امری قابل تحقق است ۱۳۹۸/۰۵/۲۸ پژوهشگر تاریخ منطقه فارغانات ✍فرزام محمدی مزرعه

نخستین نشست رسمی جمعی از اعضای حلقه مشورتی توسعه بخش فارغان در ساعت ۱۸ الی ۲۳ روز چهارشنبه تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۷ در شهر بندرعباس 👈 برنامه ریزی و تاکید همگانی جهت هر چه باشکوه تر برگزار نمودن گردهمایی سراسری معتمدین و فرهیختگان و اعضای شوراهای اسلامی در هفته آتی از مهمترین محورهای مورد بحث این نشست بود 💠 گزارش نهایی توسط جناب دکتر فردوس امیری توسلی مدیر گروه حلقه مشورتی توسعه بخش فارغان متعاقا به اشتراک گذاشته خواهد شدhttp://ghbook.ir/index.php?option=com_k2&view=item&id=604&lang=fa

 

گیاه دارویی

نولوستک درفارغانات
معرفی میوه لگجین یا هندوانه وحشی

لگجین یا هندوانه وحشی گیاهی است که در طب سنتی برای خواص بیشماری را نام برده است. (نولوستک)

 برگ‌ های این گیاه در اوایل بهار جوانه زده و می توان در این فصل از خواص درمانی آن استفاده کرد.


نولوستک بوته ایست که درفارغانات به وفور یافت می شوده caparis spinosa از میوه کال آن ترشی،و میوه رسیده آنرا مستقیم و تازه می خورند (رسیده آن شکفته می شود). در تحقیقات نیز اثر درمانی ریشه آن برای هپاتیت ثابت شده است. گیاه لگجی گیاهی بومی منطقه ما که ثروتی ناشناخته است، بی اختیار از کنار آن می گذریم و برایمان جز زینت فصلی ارزش دیگری ندارد. و نمی دانیم که این گیاه ناشناخته در داخل کشورمان چه طرفدارانی در خارج از کشور و به خصوص در مناطق مدیترانه ای نظیر مراکش، اسپانیا، ایتالیا، پرتغال و یونان دارد.

لگجین در کاهش نفخ تاثیر داشته و خاصیت ضد رماتیسمی دارد و و از بین بردن عفونت کلیه به کار می‌رود. در طب آیروودایی (گیاه درمانی) نولوستک به عنوان تحریک‌کننده درمان  تصلب شراِین و محافظ کبد ثبت شده است. در بعضی موارد نولوستک برای درمان جراحت مفاصل، پوست و بدن به کار می‌رود. پوست ریشه گیاه سابقا در بیماریهای مختلف مخصوصا امراض مربوط به کبد و طحال مصرف می گردیدو از آن در موارد ضروری به عنوان مدر ،قابض و مقوی نیز استفاده به عمل می آمد.


از این گیاه در اسپانیا نوعی سس به نام سس کبار تهیه می‌شود که بسیار خوش عطر و طعم است و کمی به سس خردل همراه با فلفل سیاه شباهت دارد. غنچه آن به عنوان ادویه در تهیه سس، کره، پنیر و در تزیین غذا و سالاد به مصرف می‌رسد. میوه‌های نارس (دهک) و ریز پس از برداشت درون سرکه یا آب نمک نگهداری می‌شوند و ترشی خوشمزه‌ای محسوب می‌گردد. میوه که طعمی تند و تیز اما دلچسب و عطر مخصوصی دارد همراه با پیتزا، گوشت، ماهی و یا درون سالاد و همراه با انواع ساندویچ به مصرف می‌رسد.

 میوه نارس به صورت پخته نیزشان یا نهار همراه انواع سبزیجات  تخم مرغ وپیاز تفت داده مورد استفاده قرار می‌گیرد.


گیاه‌شناسی  نولوستک

برگ‌های این گیاه خودرو به قطر دو سانتی‌متر است و گل‌هایی سفید و بسیار زیبا دارد که حاصل آن میوه‌‌ای خوش طعم و شیرین است. این گیاه در نقاط مختلف ایران مانند ایلام، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر یافت می‌شود.

مصرف خوراکی نولوستک یا هندوانه وحشی

نولوستک

در اروپااز غنچه‌ی گیاه نولوستک(دهک) به عنوان ادویه در تهیه‌ی سس، کره، پنیر سالاد، پیتزا، ساندویچ، غذاهای گوشتی و ماهی و تزیین غذا استفاده می‌شود..

  • میوه‌های نارس و ریز را پس از برداشت درون سرکه یا آب نمک نگهداری کرده و از آن ترشی درست ترشی دهک ..
  • در اسپانیا از این گیاه نوعی سس تهیه می‌شود که بسیار خوش عطر و طعم است.
  • میوه‌ی رسیده و پخته‌ی گیاه همراه انواع سبزیجات مصرف می‌شود.

کاربرد آرایشی نولوستک

از این گیاه برای ساختن مواد آرایشی مناسب پوست‌های خشک و برخی داروهای خاص استفاده می‌شود.

خواص نولوستک یا هندوانه وحشی

  • اگر دچار نفخ می‌شوید، لگجین را به عنوان یک سبزی خوراکی همراه غذا مصرف کنید.
  • این گیاه خاصیت ضد روماتیسمی دارد.
  • تصلب شرائین و عفونت کلیه را درمان می‌کند.
  • برای درمان جراحت مفاصل، پوست و بدن به کار می‌رود.
  • پوست ریشه‌ی گیاه برای درمان بیماری‌های کبدی و طحال موثر شناخته شده است.
  • گیاه لگجین خاصیت مدر و قابض دارد.
  • مصرف آن بدن را در برابر  سرماخوردگی مقاوم می‌کند.
  • اثر ضد میکروبی و ضد التهابی دارد.
  • کم خونی و رنگ پریدگی چهره را رفع می‌کند.
  • ضعف عمومی بدن و ضعف اعصاب را از بین می‌برد.
  • جوانه و گل‌های آن نیروبخش است.
  • از جوشانده‌ی گیاه برای مداوای نقرس استفاده می‌شود.
  • مصرف برگ لگجین، کرم معده و روده را از بین می‌برد.
  • پوست این گیاه آرام‌کننده، معرق و ملین است.

در رفع سرفه و تسکین حمله‌های آسم موثر است

داستان به گویش ( فارغُنی)


به قلم یعقوب باوقار زعیمی

  • *شیرزن تارُمی و مغول دختر دُراگاهی*🌴

    شیر زن سر راه بُی یه بَیله ای اَ آدم تو سینه ی کوه برخورد اکنن . مهد ابریم اگو اینان آدمونن که اَ ای راه او راه بَی ای طره بی خوشون از ترس باج و خراج ندادن ایجا تاک وپراک شوکین و دمبال اَو او آبادی اگردن .

    روبرو که اَبِن با هَمده گَپ ازنن . آدمونی که اگون اَ طِری بَشکرد و رودبار اومدستیم و گپ زدنشون هم بُری فرک اشه با ایجا و ‌با سختی بُی هم افهمونن ، اَگُن : ما دمبال چِشمه ی اوُیم که جا منزل اکنیم .‌ شیرزن اگو : ما هم دمبال اییم که اوون سرگشته تو جوغ شُکنیم تا وِلو تِلو نبو .‌‌اگه شما دمبال جا منزل و آبادی اگردین ما ماشا جاهونی همی دور و بر هستن که نشونتون آدیم و بهدشن تاشا با ما کار اُکنین .

    سر دسته شون اگو : حتما” ما که ما یه جای منزل اکنیم و زندگی اکونیم کار و باری هم اکونیم .

    مهد ابریم که از بیخه ی گله گاه تا کَّل ای منطکه کوه و دشت تارُم و فارغونات گَشت بو و مث ِ کف دستش ششناخت جایی هامو نزیکون پر آبدین(اولین ایسگاه پلیس سایکسspr )و سات آبا (سعادت آباد)براشون در نظر اگی و شاگو الاونه شما همی جا ابین تا ما اشیم او پِل کوه ، طِرَی فارغونات بر اگردیم .

    شیر دختر و مهد ابریم اَشِن تا اَ گردنه ی قطبی تا ابن و اَرَسِن دورودی جایی که باید مسیرشون توُ آدِن اِشِن طِرَی فارغونات .‌.تو ای مسیر که اَومَدِن هر جا اوُ رایی و چَک و چِشمه انی شادی چند تا سنگ رو همده کوپ شاکه و نُشونی شنا . اوباد نمک ، اوُباد گُمپون ، کَنات گهکُم ، اوُباد گُدار . ای چِشمه و اَوُبادون هر کدومی انگاری یه معبد و زیارتگاهی بو بی شیر دختر و روبرو هرکدام دَسُنِش با حالت شکرگزاری رو هم شَنا و وردونی بَی خوش شخوند .

    وارد منطکه ی فارغونات که بودن ، سر راه آبادیونی ابینن که اُنگاری خیلی وخت نبون جا و مکان شُگِن …شَمیل ، جائین …دهنه ی میمند و دامنه ی کوه جایی ابین که لازمن جوغ ساروجی اِکشه.‌.

    تو خود مرکز فارغون که اَرَسن رو ونه کعله ی حاکم اوجا اَبِن …. حاکم بی ایکه آوازه ی شیر دختر ششنُفت بو با پذیرایی گرمی که ازشون اَکن با نارنگیون نافی که اَ تو باغ شُچی بو هم پذیرایی شاکو

    شیر دختر اَ کاری که شَی اُکُن اگو .‌‌‌.. حاکم با شوخ طهبی ( شوخ طبعی) اگو : مو هم مِثِ حاکم تارُم هیچ کاری به کارِت اُمنی ….تو تَی لَکَب ” شیر مرد” اِگیری و ر‌و دَسِ ما اِزَنی ….فکط ای تُگُم که جوغ که تَی اِکَشی اَوَُنِش اَگه اِی طِری باغون ما بیا و نارنگیون خوبی ابو ، یه باغی بَی خوت ادیم .

  • پس اَ دیدن منتکه ی فارغون اَ رایی که اومه بودِن بر اگردن …تا اَرَسِن به هامو جایی که کبیله ای دمبال جا منزل بودِن ، مهد ابریم بَی رئیس کبیله شون اَگو رَد ما اگرین بیین تا ارسین بی نزیکی سات آبا .رییس کبیله با چند نفروشون اَیان اوجا …مهد ابریم جایی نُشُنشون اَده که سه تا چشمه اَ دِل سینه کوه بون که بعدن اسمش اهلن : سه هَک ( سَهک) .مهد ابریم اگو خیلی خوب گه ای آدمون خیلی کاری و زرنگ هستن خوب شاشا کنگِ کارمون اِگیرِن و خوب جایی هم بی اینان مویُو … دُمباله اِشن …. 🐎🌴Y.B.Z.
  • بااندکی ویرایش جزئی به گویش فارغانی تارمی
الکساندر = ال + ک + سان + در = خاندان خورشید پرست،  یا خاندان کوچک خورشید بزرگ.
   ال = خادان = ا = راست و بلند،  آلت مردانه + ل = وابستگی.
   ک = کسر، کوچک، کم.
   سان = خورشید.
   سا = آسمان + ن = برکت.
   در = فراوان، بزرگ.
   ا = ایر.
   نادر = کمیاب،  مخالف زیاد = نا = مخالف + در = زیاد.
   ناسر = ناصر = نا + سر = خوش اخلاق.
   نا = مخالف، بدون + سر = ترش، بداخلاق.
   سرکه = سر + که = کم ترش.
   سر = بی حس = بد اخلاق = ناجور = ترش.
   اس S = اش = پاک = اس + لام = مقدس = اسلام.
   اس + ک = دارنده پاکی.
   اشک = اسک = آب پاک = اشک چشم = عامل مقدس.
   ار = ایران //   ارشک = ار + اشک =  مقدس ایران، پاک ایران.
   مکران = مکه + ان = سرزمین مقدس.
   مک = مکه = استوار، قوی، عبادتگاه، مکان.
   مک + تب = بالابردن مک = بالابردن قدرت و سواد.
   مغز و مخ و مغ همه از همین واژه مک هستند.
   کرمان = کرانه ساحل زمین و کشور.
   کر = کناره – ساحل – حاشیه آب.
   مان = مین = زمین ، کشور ، مادر.
   آسمان = آس = بالا + مان = زمین = بالای زمین.
   اریتره = اری تره = دریای ایران.
   ار = اول اران و اول بسیاری از شهرها مانند اردبیل و اربیل.
   تره = آب، دریا.
   اسپارت = اس + پارت.
   در تحلیل های من اس = پاک و اسپارت = پارت پاک،  و باز از نظر من پارت = پرت = دور است.
   پارتی زان = دورزن،  ژاندارم باستانی.
   شیراز = شیر راز = شیر + راز = چند راه.
   شیر = شر = تقسیم.
   راز = راه = گذر.
   استخر = جایگاه پاک،  معبد بزرگ مقدس و پاک.
   اس = پاک،  مانند اسلام، اسک یا اشک.
   اسلام = اس + لام = پاک مقدس.
   تخر = جایگاه،  که تغییر آوا داده شده آن تغار و تکاب است.
   تغار = کاسه بزرگ.
   تکاب = تک یا تغ یا تخ + آب = جایگاه آب.
   اشکانیان = اسکانیان = کسانی که دینشان پاکی است.
   اسکندر = درون پاکی،  رهبر دین اشکانیان
   اسفند = اسپند = دانه پاک،  که از قدیم بعنوان ضدعفونی و پاک کننده استفاده می شد.
   پند یا فند = دانه،  مانند فندوق.
   فندوق = فند + دوق.
   دوق = دوگ = دوک = بسته چوبی.
   دوکان = دکان = دوک + ان = جایگاه چوبی.
   صندوق = سن + دوق.
   سن =  چوب،  تخته.
   سندل = سن + دل = دل چوبی = دمپایی.
   سن و سنا و سنگر و سنباده و سنعت همه از چوب است.
   سنعت = صنعت = سن + ات = تکه کاری با چوب.
   ات = در، داخل.
   سند = س + اند = سر هند.
   سندباد = سنباد = سن + باد = باد دکل، باد مناسب کشتی.
   اتصال = اتسال = درهم شدن.
   اتسال = ات + سال.
   سال = سا + ل = پیوسته یکپارچه.
   سا = آسمان + ل = وابسته به آن.
   سالن = سا + لون.
   لنگ = لونگ = لون = رنگین + گ = پوست گاو.
   هندسه = هیندسه = هین + د + سه.
   هین = بحرکت در آوردن، حرکت.
   د = De =  داخل، شامل، در، دنیا.
   سه = س = سر = ه = تجسم.
   چلیپا = چارلیبا = چهار لب.
      عده ای نا آگاه و ناشی بهرام را گیرنده گور گفته اند،  درصورتیکه بهرام مقدس است،  و این تقدس گور به مغول و گورکانیان هم رسیده است،  گورکانیان هند را مغول ایرانی می گفتند.  این واژه گور از دوران گاو مقدس باقی مانده است.
   گور = گو = مقدس + ر =  وابسته به آن/  گور = دارای تقدس.
   گو = گاو = گوشت = گوه = تپاله گاو/  گو دارای ارزش برای ادامه زندگی بوده است.
   بهرام گور = بهرام مقدس.
   گورخر = گو + ر + خر = حیوان مقدس،  مانند گاو مقدس.
      مار سلامتی در ظروف جیرفت که اصل و مهم هستند، و بیش از ۵۰۰۰ سال نقش دو مار دارند.
   بیمار = بی + مار /  بی = بدون + مار = سلامتی.
   مار = سلامتی، الهه سلامتی، نشان سلامتی،  مار نشان معروف ظروف جیرفت.
   بیمار در نقاط مختلف آوا های مختلف نیز گرفته مانند ویمار.
      این داستان واژه ها تمامی ندارد،  وقتی اینها را ردیف می کنم،  یاد برنامه طنز مجید می افتم،  که مجید همه چی را چیز دیگری می گفت،  و پدرش عصبانی می شد.  امروزه هم مردم ما که عادت و علاقه به تحقیق و تحلیل ندارند،  این پیگیری واژه ها را مانند همان داستان مجید می دانند.  تلویزیون بجای کار علمی،  بیشتر طنز و جوک و مسخره بازی بخورد مردم داده.  درصورتیکه هر کدام از این سیلاب ها یکی از حروف هیروکلیف جی است،  که وقتی در کنار دیگری قرار می گیرد،  معنی جدید می یابد.  امروزه با کمی تغییر آوا،  همان گفته های چند هزار سال پیش هستند.
   مهم و جالب:  واژه هایی که از روی کم سوادی و یا احساسی،  می گویند عربی و یونانی و اینجایی و آنجایی است،  همه ریشه در تمدن های کهن ایران دارند،  از نظر تحقیقات من تمدن و گویش از یک جا شروع شد،  و به تمام جهان گسترش یافت.  من هنوز جایی از زمین را بدین منظور،  کهن تر از حوزه خلیج فارس نشناختم.  بسیاری از واژه های زبان های دیگر ریشه یابی در آن زبان ندارند،  زیرا ریشه آنها در حروف هیروگلیف جی است.
   توجه:   وقتی می گویم ایران،   منظور نوشتن و گفتن و تعریف از کشور خود نیست،  بلکه منظور تمدن کهن ار یا ایر یا ایران است برگرفتع از سایت اقای راوید انوش